فناوری قابهای سازهای ارمغان مهندسان به معماران بود که با استفاده از آن، محدودیتهای طراحی معماران کاهش یافت، و دیگر اجباری به داشتن و تکرار دهانههای کوچک، رعایت تقارن و نظم در پیکربندی، کاهش جرم در طبقات بالا و کاربرد دیوارهای ضخیم و حجیم نبود و عناصر سازهای ساختمانها را میشد تا حدی باورنکردنی نازک و ظریف گرفت و تیرها و نماها را با ایمنی کنسول کرد. فناوری جدید سبک بینالمللی را در معماری به ارمغان آورد و در پی آن معماران مشتاقانه ایدههای نوینی پدید آوردند.

معماران پیشرو از سنتهای غالب زمانه فاصله گرفتند و با تکیه بر توان و قریحه ذاتی خود آثاری بهوجود آوردند که سبکهای رایج در سایه آن شروع به دگرگونی نمود. معماران جوان نیز معمولاً از این نوآوریها ــ که بیشتر انگیزه زیباییگرایی داشته و منطق مهندسی کمتر در آنها مورد توجه قرار گرفته بود ــ تبعیت کردند و مسئولیت طراحی مقاوم سازه را در برابر زمین لرزه به مهندسان واگذار نمودند.
لوکوربوزیه، معمار نامدار سوئیسی-فرانسوی، با بهرهگیری از امکانات سازهای جدید، آئیننامه نوین معماری را در سال ۱۹۲۹ میلادی ارائه داد که دیدگاههای کلی آن عبارت بود از:
- استفاده از پیلوتی
- باغچه روی بام
- پلان آزاد
- پنجرههای ممتد
- نمای خارجی آزاد
رعایت آئیننامه یاد شده، به استثنای باغچه روی بام، به قسمتهای آشنایی در معماری سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ تبدیل شد و طراحی لرزهای در ساختمانهای باریک و قابدار آن چندان رعایت نمیشد، تا این که رویداد زلزلههای ۱۹۶۴ آلاسکا و ۱۹۷۱ سن فرناندوی کالیفرنیا در آمریکا و آثار زیانبار زلزله در دیگر نقاط جهان، آسیبپذیری ساختمانهای با پیکربندی نامنظم را آشکار ساخت و تأثیر فرم و پیکربندی را در میزان آسیبهای وارده بر ساختمانها به اثبات رساند.
شرایطی که موجب بروز مشکلات پیکربندی در طراحی لرزهای میشد، با تأکید بر مسائل زیستمحیطی و فرهنگی و دست یافتن به ایدههای جدید، مورد بحث قرار گرفت. تغییر در روحیه هنری رایج از حدود سال ۱۹۶۵ شروع شد و فرهنگ یا روحیه زیباگرایی تحت نام پسامدرنیسم ظهور یافت. این سبک طراحی به موارد زیر توجه دارد:
- تجدید حیات تزئینات روکار
- بازگشت تقارن در مفهوم کلی
- استفاده از نمادهای کلاسیک مانند طاقها، ستونهای تزئینی و سقفهای شیبدار به روش غیرسازهای در گونههای تغییریافته و سادهشدهای از سبکهای اصلی
- تجدید رویه رنگآمیزی نمای خارجی
تکامل مستمر پسامدرنیسم همچنین مشتمل بود بر تجدید حیات کامل و فاضلانه کلاسیک بهصورت یک سبک، و اقتباس چند معمار سرشناس از سبک ویکتوریایی، معماری مصر باستان و هندسه اقلیدسی.

از نگاه لرزهای، تغییر در روحیه هنری رایج و بازگشت به قالبهای معماری کلاسیک و تقارن بهطور کلی برای سازه مفید بود و از مصادیق آن، که سازههای فوقالعاده سادهای دارند، ساختمان اداری پرتلند در اورگن آمریکا، کار معمار مایکل گریوز (Michael Graves)، و برج ایتیاندتی (AT&T) نیویورک است که فیلیپ جانسون طراحی کرده است.
باید توجه داشت که توسعه پسامدرنیسم عمدتاً تمایلی زیباگرایانه بوده و علاقه به طراحی لرزهای را زیاد نکرد. همزمان با سبک پسامدرنیسم ــ که سبک معماری تاریخی را موجه میساخت ــ سبک دیگری تولد یافت به نام فناوری پیشرفته (Hi-Tech). این سبک بازگشت به اصول مهندسی و فنون جدید صنعتی و مصالح جدید را بهعنوان ابزار معماری با علاقمندی پذیرفت. منشأ توسعه اولیه این سبک در اروپا ــ به ویژه در انگلستان و فرانسه ــ بود که چند اثر به یادماندنی مانند ساختمان مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس، ساختمان لویدز در لندن و بانک هنگکنگ بر آن تأثیرگذار بودند.


با مروری بر سبکهای رایج معماری و دگرگونیهای هیجانبرانگیز آنها، و با توجه به سرعت تحولات امروزی، میتوان آینده پیچیدهتری را برای شیوههای طراحی و ساختوساز پیشبینی کرد و پی به لزوم تقویت ارتباط بین معمار و مهندس برد.
سه گرایش رایج معماری که نمایانگر روحیه و تفکر جدید است در قالبهای زیر معرفی میشود. به نظر میرسد مهندسان نیز باید با اینگونه گرایشها بهدقت آشنا باشند و تصورات و نبوغ خود را در جهت قادر ساختن معماران برای عینیت بخشیدن به تخیلات آنان به کار گیرند.

از طراحی لرزهای در معماری، ورای ظاهربینیهای وابسته به مد روز، انتظار میرود که در مناطق زلزلهخیز معماری ویژه زلزله را توسعه دهند. این معماران ممکن است اعضای ضروری را ــ که قدرت تأمین مقاومت در برابر زلزله به عهده آنهاست ــ به نحوی نمایان سازند که نه تنها به لحاظ زیباگرایی قابل قبول باشد، بلکه معنایی ورای تزئین مجرد داشته باشد.
نبود اشتیاق نسبت به «معماری ویژه زلزله» ممکن است ناشی از خواست ناخودآگاه بر نادیده گرفتن زلزله باشد، به نحوی که طرح ساختمان برای بیننده آگاه، یادآور زلزله نباشد.

گرچه معماران روزبهروز بیشتر به مفهوم طراحی لرزهای پی میبرند، اما بسیاری از مهندسان اعتقاد دارند که هنوز این توجه کافی نیست. معماران ذهنیات فراوانی دارند که بر طرح آنان اثر میگذارد، در حالی که بیشترین دغدغه مهندسان سازه، طراحی بهینه لرزهای است.
معماران طرحهای خود را با توجه به پدیدههای متغیر شرایط بومی و جغرافیایی، مسائل اجتماعی و اقتصادی، خواستهای کارفرما، روحیه هنری رایج و انگیزههای نیرومند نوآوری و آفریدن نمادهای زمانه تهیه میکنند، در حالی که مهندسان در محاسبات سازه با منطق ثابت ریاضی روبهرو هستند. بنابراین، برای دستیابی به زبانی مشترک، معماران باید تا اندازهای با مفاهیم مهندسی زلزله مانند شتاب، تشدید، برش پایه، گسیختگی، میرایی، دیوارهای برشی، بادبندی، قابهای خمشی، دیافراگمها، جداسازی پایه و نظایر آن آشنا شوند، و مهندسان نیز ضرورتهای کاربری و انگیزههای زیباگرایانه معمار را درک نمایند و او را در ایجاد نمادهای روز یاری کنند و خود را با نیازهای روز و آنچه در معماری پیشرفته روی میدهد، وفق دهند.








