معماری بومی و محلی

از لیان تا بوشهر

رضا امیررحیمی·عکس: حمید اکبری, کیوان سلیمی (بخشی — برخی تصاویر آرشیوی/بدون ذکر منبع)·ویژه‌نامه بوشهر
از لیان تا بوشهر

جز در مناطق حفاظت شده مُند، تالاب حله، نای بند، شکارگاه کوه سیاه و جنگل درختان گز دشتستان؛ جنگل‌های دریایی از جمله جنگل نای بند را نیز می‌توان از ویژگی‌های طبیعی بوشهر به حساب آورد. از دیگر ویژگی‌های طبیعی بوشهر دره‌های زیبایی، از جمله تنگه ارم، تنگه خوش، آبشار زیراه است. خاک بوشهر چندان غنی نیست؛ جز در واحه‌های سبز، تنها پوشش آنها خارپشته‌ها و خلنگ‌ها و درختان گز پراکنده هستند. و با توجه به بارندگی اندک و رودهایی که بیشتر فصلی هستند، امکان کشاورزی محدود، و محصول آنها تنها نیاز شهرهای همجوار را فراهم می‌کرده است. در این میان، نخلستان‌های دشتستان که پهناورترین نخلستان ایران است، شاید یک استثنا باشد که خرمای آن به خارج از استان هم فرستاده می‌شده است.

رودخانه مُند
رودخانه مُند — عکس از حمید اکبری
تک درخت گز در زمین‌های خشک بوشهر
تک درخت‌های گَز در زمین‌های خشک بوشهر — عکس از کیوان سلیمی

بوشهر اقلیمی گرم و مرطوب دارد؛ آفتاب تابش تندی دارد، و درجه حرارت از ۶ درجه تا ۵۰ درجه سانتی‌گراد نوسان دارد. با توجه به پهنه گسترده آب همجوار، رطوبت نیز بسیار بالا و میانگین آن در سال ۷۱ درصد است؛ و در فصل تابستان مردمان بوشهر با شرجی طاقت‌فرسایی مواجه‌اند. البته احساس گرما در انسان تنها به میزان حرارت وابسته نیست، میزان رطوبت و شدت باد و نسیم مؤلفه‌های دیگر تأثیرگذار هستند. هرچه به کوهپایه نزدیک‌تر می‌شویم و با ساحل فاصله می‌گیریم این احساس گرما کمی تخفیف پیدا می‌کند. ارتفاعات شهرستان جم شاید تنها ییلاق استان بوشهر باشد که در این آب و هوای گرم و مرطوب غافلگیرکننده است. شاید بتوان گفت که بوشهر، در مقایسه با فلات ایران و شمال، در مجموع دو فصل دارد: زمستان (که برای غیر بوشهری‌ها بهار دلچسبی است) و تابستانی گرم و شرجی.

در این شرایط اقلیمی و آب و هوایی، زندگی بسیار دشوار شاید ناممکن باشد، اما طبیعت راه نجاتی فراهم کرده: جریان‌های باد و نسیمی که بین دریا و جلگه ساحلی و کوهستان برقرار است. شاید بتوان گفت که معمار سکونتگاه‌های بوشهر از چند هزار سال به این سو باد و نسیم بوده‌اند. بی دلیل نیست که نام بسیاری از کوچه‌های تنگ و باریک و خمیده بافت قدیم بوشهر «نسیم» است. البته معماری دشتستان حکایت دیگری است، و از دیرباز تحت تأثیر معماری ایالت پارس و در چند سده اخیر متأثر از معماری دوره زندیه و متناسب با ذوق و سلیقه شیرازی شکل گرفته است.

نمای هوایی نخلستان‌های دشتستان
نمای هوایی نخلستان‌های دشتستان — پهناورترین نخلستان ایران
◆ ◆ ◆

ریشه‌های باستانی

نخستین نشانه‌های تمدن و شهرنشینی در جلگه ساحلی به حدود ۵ هزار سال پیش و دوره ایلامی بر می‌گردد، و مربوط به بندرگاه باستانی لیان (به معنی آفتاب تابان) است. این نشانه‌ها بر کتیبه‌ها و در بقایای نیایشگاهی که به ایزد بانوی ایلامیان، «کری ریشا»۱، هدیه شده، به چشم می‌خورند. کتیبه‌ها بر آجر سفالی پخته حک شده‌اند، خود نیایشگاه نیز از آجر سفالی ساخته شده، و گرچه تنها دیوارهایی آجری از آن باقیمانده، با مقایسه با زیگورات چغازنبیل — که نیایشگاه دیگر ایلامیان بود — می‌توان حدس‌هایی درباره این بنا زد.

آجر سفالی ایلامی با خط میخی
آجر سفالی پخته شده ایلامی که در لیان کشف شده و در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. در این کتیبه به خط میخی نام پادشاه ایلامی شیلحاک-اینشوشیناک اول ذکر شده است.
نماد دستکند در سنگ، غاری در سیراف
نماد دستکند در سنگ، غاری در سیراف، سرشار از رازهای ناگفته

همانند همه رویدادهای تاریخی، در پس گسترش قدرت دولت ایلامی به این جلگه ساحلی، انگیزه‌های کسب ثروت نقش داشته است. می‌توان حدس زد که — با توجه به وضعیت اقلیمی — کشاورزی ثروت مازاد چندانی فراهم نمی‌کرد که نظر حاکمان ایلامی را جلب کند؛ دریای پارس، ذخیره‌گاه بزرگ برای صیادی بود اما با توجه به آب و هوا و نارسایی وسایل ترابری باز هم ثروت مازاد چندانی برای حاکمان تأمین نمی‌شد؛ صید مروارید که در گذشته فراوان بود شاید تا حدودی مورد توجه آنها بود. اما شواهد نشان می‌دهد قوی‌ترین انگیزه برای استقرار دولت ایلامی در لیان، تسلط بر مسیرهای بازرگانی دریایی باستانی با تمدن‌های هند و چین، یمن و شرق آفریقا (زنگبار) و بهره از درآمد گمرکی بود. امری که از زمان شاهنشاهی هخامنشی، و بعد از آن، تا دوران معاصر، مورد توجه تمامی دولت‌های مستقر در ایران بوده است.

گور دختر، دشتستان
گور دختر، دشتستان — عکس از حمید اکبری
کوشک اردشیر، دشتستان
کوشک اردشیر، دشتستان — عکس از حمید اکبری

با شکل گرفتن دولت هخامنشی و اتحاد تمامی اقوام ایرانی، و ساخت راه شاهی — که شاخه‌ای از آن به لیان می‌رسید که دیگر ریشهر نامیده می‌شد۲ — امکان گسترده‌ای فراهم شد که کالاهایی از سراسر ایران زمین با دنیای قدیم مبادله شود. تا آنجا که به کتیبه‌ها و معماری مربوط می‌شود در دوره هخامنشی سنگ جایگزین آجر شد. بیشتر بناهای سنگی دولت هخامنشی در دشتستان ساخته شده‌اند، که پیش از آن قشلاق مردمان هخامنشی بود۳. با توجه به فاصله نه چندان زیاد دشتستان با بندرگاه ریشهر و اینکه بر سر راه راه شاهی به ریشهر قرار داشت، می‌توان تصور کرد که دولت هخامنشی به سادگی می‌توانست بازرگانی با جهان بیرون را از کاخ‌های خود اداره کند. ساسانیان نیز به همین منوال ادامه دادند و در دشتستان بناهایی ساختند.

◆ ◆ ◆

هجوم تازیان و یک هزاره افول

با هجوم تازیان به ایران فصل جدیدی از تاریخ ایران و ریشهر گشوده شد. ایرانیان به فرماندهی نجیب زاده پارسی، شهرک، مقاومت جانانه‌ای از خود بروز دادند. تازیان برای تسخیر ریشهر ماه‌ها وقت صرف کردند. تاریخ‌نگار بلاذری می‌نویسد: «شهرک، مرزبان و والی فارس، آمدن تازیان را سخت عظیم و گران می‌دید... پس لشکری عظیم فراهم کرد.» پس از کشته شدن شهرک، ریشهر به دست تازیان افتاد. به گفته بلاذری، طبری و دیگر تاریخ‌نگاران سده‌های میانی «این جنگ در دشواری و کثرت نعمتی» که به دست تازیان افتاد «همانند جنگ قادسیه بود.» ویرانی‌ای که به دنبال آمد موجب شد ریشهر چندین سده مرکزیت و اهمیت خود را از دست بدهد و متروک بماند. جان گرفتن دوباره ریشهر حدود یک هزاره به درازا کشید. تاریخ‌نگاران و جغرافی‌دانان سده‌های میانی به دوره رونق گذشته ریشهر و بندر سیراف — که از اواخر دولت ساسانی رونق گرفته بود — اشاره کرده‌اند.

یکی از چشمه‌های اهرَم
یکی از چشمه‌های اهرَم

احیا و رویارویی با اروپا

از حدود پنج سده پیش، زمان حکومت صفوی، ریشهر رونق پیشین خود را بازیافت، تا دوره قاجار که «مرکز حکمرانی کل بنادر و جزایر خلیج فارس» بود. در این زمان استان بوشهر با پدیده جدیدی روبه‌رو شد: پیش از آن بازرگانی همراه با تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فرهنگی از تمدن‌های سنتی آسیایی و آفریقایی بود، این بار بوشهر با بازرگانان، کشتی‌های تجاری و جنگی اروپایی، ابتدا اسپانیایی و پرتغالی و بعد هلندی و انگلیسی، مواجه بود و تأثیرپذیری از فرهنگ، هنر و معماری اروپاییان آغاز شد. سرانجام حدود دو سده پیش، از اوایل قرن نوزدهم، انگلستان بر راه‌های دریایی تسلط پیدا کرد، و حاکمان انگلیسی هند و کمپانی هند شرقی در سراسر جنوب ایران نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را حاکم کردند. تأثیر اروپاییان بر معماری جنوب چشمگیر است.

کاروان‌سرای مشیرالملک، برازجان
کاروان‌سرای مشیرالملک، برازجان، دشتستان
پل مشیر، دشتستان
پل مشیر، دشتستان

رویداد مهم دیگر این بود که نادرشاه فرمان داد۴ اهالی ریشهر را به مکان بندر کنونی بوشهر کوچ دهند. بندر ریشهر یا لیان در فاصله یازده کیلومتری جنوب بندر بوشهر، متروک شد؛ بافت قدیم بوشهر از این زمان به تدریج شکل گرفت. پس از چند دهه آشوب به دنبال مرگ نادرشاه، و با شکل گرفتن دوباره قدرت مرکزی در دوره قاجار و گسترش بازرگانی با اروپا، بار دیگر شاهد اقدامات عمرانی در مسیر راه قدیم بوشهر (راه شاهی) هستیم: کاروان‌سراها و پل‌ها در دشتستان، و البته عمارت‌های بافت قدیمی و زیبای بوشهر.

با گسترش اندیشه مدرن قانون و پیشرفت در دوران مشروطه، در بخش‌هایی از ایران که فرهنگی غنی داشتند، اشتیاق به آموزش مدرن منجر به تأسیس مدارس آموزشی نوین شد؛ مدرسه سعادت در بوشهر تجلی این خواست عمومی بود، و از زمان تأسیس چندین نسل از فرهیختگان بوشهری را تربیت کرده است.

مدرنیته و دگرگونی

از حدود یک سده پیش، به ویژه پس از شکل‌گیری دولت پهلوی، دستاوردها و محصولات انقلاب صنعتی به طور روزافزونی ایران را دگرگون کرد، و جایگاه بوشهر به عنوان بندرگاه تغییر یافت: راه آهن سراسری، راه سریع‌تر و راحت‌تری برای حمل مسافر و کالا بود و بوشهر که پیش از این در رقابت با بندرعباس بود، با رقیب دیگری در خرمشهر مواجه شد. نگاهی به سفرنامه‌های اروپاییان نشان می‌دهد پیش از راه آهن سراسری، بوشهر راه اصلی برای مسافران عازم پایتخت و شهرهای دیگر ایران بوده است. فراهم شدن کامیون‌های یخچال‌دار و کارخانه‌های کنسروسازی، به ماهیگیران و کشاورزان بوشهری امکان داد دسترنج خود را که پیش از این تنها روانه بازارهای محلی می‌شد، به نقاط دیگر نیز بفرستند. ایجاد راه‌های شوسه و تأسیس فرودگاه بوشهر به انتقال مسافر و کالا به بوشهر سرعت بیشتری بخشید. این امکانات جدید حمل و نقل به کشاورزان بوشهری فرصت داد محصولات دیگری جز خرما، از جمله، صیفی‌جات، به خصوص گوجه فرنگی را، در زمستان به بازارهای خارج از استان صادر کنند.

برداشت گوجه فرنگی در نخلستان‌های دشتستان
برداشت گوجه فرنگی در میان نخلستان‌های دشتستان — عکس از حمید اکبری

البته، بزرگ‌ترین تحول اقتصادی در بوشهر، یافتن منابع گاز در پارس جنوبی و تأسیس پالایشگاه و پتروشیمی‌ها در عسلویه بود، که به مهم‌ترین منبع تولید ثروت در بوشهر تبدیل شد؛ گرچه تأثیرات مخرب زیست‌محیطی آنها را نمی‌توان نادیده گرفت.

◆ ◆ ◆

چهارراه فرهنگ‌ها

بوشهر همچون بندرگاهی برای مبادله بازرگانی، کانونی برای مبادله کالا و فرهنگ میان سرزمین ایران و جهان بوده است، این موقعیت سبب مهاجرت و جابه‌جایی مردمان نیز شده است. برای مثال هنوز جوامعی ایرانی در شرق آفریقا زندگی می‌کنند که در پاره‌ای موارد مردمان بومی با نام شیرازی به آنها اشاره می‌کنند؛ امروزه در بوشهر و ساحل جنوب گروه‌های ایرانی آفریقایی تبار زندگی می‌کنند که از جمله آیین‌های آنها مراسم زار است، که در واقع نوعی رقص درمانی کهن است، و جوامع ایرانی تبار که در ساحل جنوبی خلیج فارس زندگی می‌کنند، و ایرانیان عرب تبار ساکن جلگه ساحلی بوشهر، و لرها و بختیاری‌های بوشهر. در نتیجه در بوشهر در کنار اکثریتی که به فارسی با لهجه بوشهری حرف می‌زنند، فارسی با گویش شیرازی، لری و بختیاری و زبان عربی را نیز می‌شنویم؛ آفریقایی تباران ساکن بوشهر، زبان بومی خود را فراموش کرده‌اند و به فارسی با گویش بوشهری حرف می‌زنند.

مردمان بوشهر، مانند اهالی همه مناطق بندری جهان، هر روز با مردمانی با فرهنگ‌های متفاوت روبه‌رو بوده‌اند؛ و شکوفایی اقتصاد ایجاب می‌کرده که فرهنگ مدارا و روادارى و پذیرا بودن دیگران را پرورش دهند. رسم خیام‌خوانی یا خیامی که خاص بوشهریان، و ترکیبی از همسرایی و همنوایی و رقص است، شاید تجلی این روحیه فرهنگی باشد.

کوچه حاج رئیس، قلب فرهنگی بوشهر
کوچه حاج رئیس — قلب فرهنگی بوشهر — عکس از حمید اکبری

پانوشت‌ها

  1. Kiririsha — ایزد بانوی ایلامیان که نیایشگاه لیان به او هدیه شده بود.
  2. در طول تاریخ، این منطقه به نام‌هایی چون لیان، میزامبریا، لیو اردشیر، رام اردشیر، ریشهر، زیضهر، ابوشهر، نادریه، خوانده شده، در این یادداشت به نام‌های لیان، ریشهر و بوشهر که مربوط به دوره‌هایی طولانی‌تری هستند اکتفا کرده‌ایم.
  3. تا سال ۱۳۳۲، دشتستان بخشی از استان فارس بود.
  4. در مورد دلایل این فرمان نادرشاه پژوهش‌های اندکی صورت گرفته، ولی می‌توان حدس زد نادرشاه به دلیل خطری که از جانب کشتی‌های جنگی اروپایی متوجه ایران می‌دید، ساخت بندر را در شبه‌جزیره در نظر گرفت که امکان دفاع از آن آسان‌تر بود، فراموش نکنیم که از آن زمان تا اواخر دوره قاجار، دولت مرکزی، این بندر را به چشم «مرکز حکمرانی بنادر و جزایر خلیج فارس» می‌دید.