دیوار یکی از ابتداییترین و پایدارترین عناصر معماری است. در گذشتههای دور از دیوار به عنوان حفاظ، حصار، محدودکنندة مالکیت، پوشش بیرون ساختمان، نگهدارندة وزن سقف، جداکنندة فضاهای داخلی، عایق در مقابل حرارت، برودت، رطوبت، جاسازی برای لوازم منزل و کار استفاده میشد. امروزه این نقشها از هم تفکیک شده و برای هر کدام عنصر مجزایی به کار میرود. این عناصر گاه به صورت ترکیبی و گاه به صورت مستقل طراحی میشوند.
به لحاظ فضایی دیوار نقش مهمی به عهده دارد و در اکثر موارد محدودة فضا را تعیین میکند. گذشته از نقش ابزاری در رابطه با شکلدهی به فضا، دیوار به عنوان عنصری مستقل و یک «حضور» اهمیتی خاص دارد. معماری در طول قرنها «زبانی» بوده که واژگان آن، عناصر معماری ـ در، پنجره، پله، دیوار و... ـ بودهاند. «دستور» این زبان، قواعد کنار هم چیدن عناصر معماری بوده است. این قواعد از نوعی «خرد و درایت» سرچشمه گرفته و به دست معماران ارزش زیباییشناسی یافتهاند. برای مثال قاعدة قرار دادن پنجرهها زیر هم، به گونهای که در نما ردیفهای محدودی را تشکیل دهند، از این واقعیت الهام میگیرد که در دیوارهای باربر، پنجره نقطة ضعف محسوب میشود و هیچگونه بار عمودی قابل توجهی نمیتوان به دهانهای که بازشویی در آن قرار گرفته است وارد کرد. نیروها لاجرم به جرزهای اطراف پنجره منتقل میشوند. به همین جهت است که روی هم قرار دادن پنجرهها که بر زیباییشناسی ساختمان هم تأثیر میگذارد، منتج از یک ضرورت ساختمانی است.
امروزه ضرورتهایی که به دیوار به مثابه عنصری آشنا و تاریخی، شکل میدادهاند، به دلیل پیشرفت تکنولوژی، تغییر کردهاند. سؤالی که باقی میماند این است که آیا دیوار به شکل شناختهشدة آن باید حفظ شود یا باید توسط عنصری جدید جایگزین شود. اگر دیوار، در، پنجره و دیگر عناصر شناختهشدة معماری یکی پس از دیگری از صحنة معماری کنار بروند، زبانی که به آن اشاره شد نیز از بین میرود، زیرا زبان بدون واژگان معنا ندارد. آنچه میماند آوا است. از طرفی میدانیم بخش مهمی از هنر مدرن، با روی آوردن به انتزاع و کنار گذاشتن فیگوراتیو و معماری مدرن هم با تبدیل معماری به بحث حجم، سطح و نور رفته رفته ارزشهای معنایی را کنار گذاشتند و ادراک معماری مدرن در ابتدا اگرچه مدعی زیباییشناسی کوبیست و انتزاعی بود، به خاطر وابستگی به تکنولوژی زمان، نتوانست به خلوص نقاشی دست یابد و در و پنجره و ستون و دیوار را همچنان حفظ کرد. امروزه تکنولوژی به معماران این امکان را داده است که بر فرم و مصالح به اندازة طرحهای گرافیکی و نقاشی تسلط یابند. دیوارها میتوانند به دلخواه طراح جنسیت، شفافیت، رنگ و بافت داشته باشند. وجود پنجره نیز الزامی نیست، دیوار به میزان دلخواه نور و منظره را از خود عبور میدهد. به همین دلیل است که امروزه به جای واژة دیوار (خارجی) از «پوسته» استفاده میشود. پوستهای که میتواند شکل ظرف معماری را تعریف کند. تکنولوژی جدید این امکان را فراهم آورده است که میزان سختی، شفافیت یا بافت پوسته به طور تدریجی تغییر کند و بدین ترتیب دیوار، سقف، سازه و پنجره به وجود آیند.
فرایند یکی شدن، ویژگی شاخص طراحی صنعتی و معماری آوانگارد دهة نود و آغاز هزارة سوم میلادی، میکوشد دیوار را پس از حداقل ده هزار سال حضور دائم در صحنة معماری به دست تاریخ بسپارد. همانگونه که تولیدات صنعتی، هر روز بیش از پیش از اجزای کمتر، ولی پیچیدهتر، ساخته میشوند، تولیدات معماری هم سقف، کف، دیوار، پله، شیبراه، پنجره و به گفتة آیزنمن «همة عناصر شناختهشدة معماری» را کنار میگذارد تا پدیدهای جدید و تجربهنشده به وجود آورد که به اجزای مستقل قابل تفکیک نباشد. مونتاژ صنعتی، مترادف کلاژ در نقاشی و کمپوزیسیون در معماری به مسیر جدیدی میرود تا هنر، صنعت و طراحی معماری را رفتهرفته در هم ادغام کند و در شیء واحد و پیوستهای متبلور سازد.
بنابراین زیباییشناسی جدیدی برای سازماندهی چنین پدیدههایی به لحاظ فرم و فضا لازم است. خانوادة فرمهای نرم و پیوسته، برخاسته از جهان فرمهای طبیعی و خاطر این خاصیت را دارند که در آنها تمایز و تفکیک، که ضرورت هرنوع سازماندهی فضایی پیچیده است، نه از شیوة اتصال و تنوع عناصر بلکه از حرکتهای درونی فرمهای پیوسته و پویا حاصل میشود.
معماران پیشرو برای تحقق این زیباییشناسی، به عنصر دیوار در معماری اندیشیدهاند. آنها هنوز دیوار را از میان برنداشتهاند، لیکن بسیاری از خواص آن را تغییر دادهاند. در یک جا دیوار نامرئی شده است و در جایی دیگر به دستگاهی پیشرفته تبدیل شده که با انسان حرف میزند؛ در مقابل شرایط محیطی از خود واکنش نشان میدهد؛ در طول روز رنگ عوض میکند؛ با جریان برق ضعیف و هدایت گرما شفاف یا کدر میشود و به فرمان انسان تصاویر مختلف دریافتشده از کامپیوتر، ماهواره، تلویزیون، دوربین مدار بسته، تلفن تصویری، دستگاه اسلاید و ویدیو را نمایش میدهد.
گروهی با استفاده از جلوههای ویژه، اشعة لیزر، مه مصنوعی و غیره دیوارهای مجازی شگرفی را به وجود آوردهاند. گروهی دیگر در پی یافتن مصالح جدیدی برای دیوار برآمدهاند: دیوارهایی از جنس شیشه با سازة نگهدارندة شیشهای، دیوارهایی ساختهشده با انواع پانلهای نازک و بسیار سبک (پیویسی) که وزن آنها در بعضی موارد به حدود یک کیلوگرم در مترمربع میرسد؛ دیوارهایی متشکل از الیاف معدنی یا طبیعی یا ساختهشده از مصالح ترکیبی: الیاف مصنوعی، صمغ، بتون و... در جبههای دیگر طرفداران محیطزیست قرار دارند که دیوارهای جذبکننده و بهکارگیرندة انرژی یا دیوارهای سبز متشکل از مواد طبیعی و گیاهان زنده را به اشکال مختلف ابداع میکنند.
در دهههای ۶۰ و ۷۰، عدهای از معماران پیرو جنبشهای اجتماعی-سیاسی زمان خود، با بهکارگیری چاشنی طنز و اعتراض، با اشیاء شاخص زندگی مصرفی از قبیل قوطی نوشابه، بطری خالی، حلبی و غیره دیوارهایی ساختند. امروزه بهکارگیری مصالح بازیافت شده نه به دلایل سیاسی-اجتماعی بلکه به عنوان تجربة روشهای جایگزین و موافق توسعة پایدار، در برخی از کارهای آزمایشی، مطرح شده است.
در این میان، گروهی از معماران هنرمند در پی ارزشگذاری دیوار به عنوان عنصر شاخص و مهم معماری به روشهایی کاملاً جدید برآمدهاند. هرتزوگ و دمورن از معمارانی هستند که تجارب بسیار مهمی را در رابطه با نقش، بافت و شفافیت دیوارها انجام دادهاند. در این مسیر گاه از پیشرفتهترین تکنولوژیها نظیر صنعت چاپ بر روی شیشه و گاه از بدویترین فنون نظیر خشکهچینی مجوف و مدرج سنگی بهره جستهاند.

ماریو بوتا دیوار را به یادمان معماری تبدیل کرده است. جسمیت دیوار، آجر و سنگی که با دقت علمی و مهارت استادکارانه کنار هم گذاشته شدهاند، فرم مشخص و نقوش هندسی که گاه ملهم از معماری رومانسک جنوب سوئیس هستند، بر دیوار به عنوان عنصر بارز معماری تأکید دارند.

معماران موسوم به هایتک، با ظرافتی بیش از دهههای گذشته ولی همچنان مبتنی بر اصول اولیة خود، دیوارهایی شفاف، سبک و «هوشمند» را با سرهم کردن قطعات استاندارد و بسیار حساس بنا میکنند. تجربة آنها گاه ملالآور و گاه شکوهمند است.
عدهای معتقدند ساختن «دیوارهای آجری تزئینی» کاری شبیه بافتن قالی است؛ قطعات آجر مثل گرههای فرش در کنار هم قرار میگیرند تا نقش خاصی را به وجود آورند. امروز در ایران گروهی از معماران نسل جدید، با الهام از روشها و نقوش سنتی به دنبال این تجربه هستند. در میان معماران برجستة مدرن نسل قدیم، آلوار آلتو تنها کسی است که این کار را به روشی جدید و بسیار زیبا انجام داده است.
تفکر مدرن «معماری و صداقت» که نئوبروتالیستها و معمارانی چون استرلینگ و اسمیتسن، در ساختن دیوارهایی از جنس آجر و بتون زمخت به کار گرفتند، هنوز طرفداران زیادی دارد. تادائو آندو به طور کلی دیوارهایی از جنس بتون عریان و شیشه میسازد. دیوار بتونی به صورت بخشی از ایدئولوژی او درآمده است.
مصالح و تکنولوژیهای سنتی، یا برخاسته از سنت، نیز هنوز رواج دارند. دیوارهای کاغذی، دیوار از جنس خاک پخته به ابتکار نادر خلیلی، دیوار کاهگلی، دیوار از جنس نی، چوب، سنگ قلوه و تراشنخورده هنوز در آثار معماران تحصیلکرده دیده میشود.

دیوار، به معنی کامل آن، چند نقش متفاوت به عهده دارد:
الف ـ دفاع
شهرها و سکونتگاههای اولیه همچون بسیاری از ابنیة معاصر از دیوار به هدف دفاع استفاده میکردند. در ایران دیوار شهرها عمدتاً از جنس گل و خشت خام بوده است؛ اینها مصالحی ارزان و بسیار مقاوماند و اگر به دست بشر خراب نمیشدند، همچون دیوارهای شکوهمند ارگ بم همچنان برپا میماندند. در اروپا بسیاری از دهکدههای عصر نوسنگی دیواری از جنس تنة درخت داشتند، که به صورت عمودی در زمین میکاشتند. در دوران باستان دیوارهای دفاعی بسیاری با استفاده از قطعات بزرگ سنگ ساخته شدند. با اختراع توپ در قرن پانزدهم، سازندگان دریافتند، دیوار سنگی، اگرچه بسیار مقاوم است، در مقابل ضربات و انفجار ناشی از برخورد گلولة توپ دوام نمیآورد و از هم میپاشد. در حالی که دیوار آجری اگرچه اصولاً مقاومت کمتری دارد، ضربة انفجار را میگیرد. به همین دلیل در ساختن استحکامات قلعهها و شهرها آجر و خاکریز تقویتی (پشت دیوار سنگی) به کار گرفته شدند.
در اروپا خانههای پیش از تاریخ و در ایران از گذشتههایی دور تا پیش از آغاز عصر جدید، خانهها با دیوارهای بلند و گشایشهای کوچک به سوی بیرون ساخته میشدند. درونگرایی معماری ایرانی و تخصیص نمای تزئینشده و پنجرهدار به حیاط درونی، گذشته از ریشههای اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی، دارای هدفی تدافعی هم هست.
ایرانیها در مواقعی که دیوار باغها را با آجر میساختند، گاه چند ردیف بالای دیوار را از ردیفهای آجری با ملات بسیار کم میساختند تا متجاوزانی که قصد ورود به ملک را دارند هنگام بالا رفتن از دیوار تعداد زیادی آجر را بر سر خود خراب کنند.
ب ـ مالکیت
دیوار مرز مالکیت است و مرز مالکیت، یکی از پایدارترین مشخصههای شهرهای تاریخی است. بافت باستانی شهرهای تاریخی نظیر یزد، دمشق و تورینو (در ایتالیا) پس از بارها بازسازی شدن همة عناصر آن، به دلیل برجای ماندن محدودة مالکیت خصوصی و عمومی، به صورت شبکة راهها هنوز خوانا و پابرجاست. در اروپای باستان، به دلیل فراوانی چوب، از آن برای ساختن ابنیه استفاده میشد. پس از وقوع چند آتشسوزی بزرگ در شهرهای عهد باستان، نظیر رم، مقامات محلی دریافتند که با از بین رفتن ساختمان چوبی محدودة مالکیت آن نیز محو میشود و به همین دلیل مقرر کردند خانهها حداقل تا ارتفاع معینی با مصالح غیرسوختنی ساخته شوند.
ج ـ سازه
دیوار قدیمیترین سازة عمودی است و نقش مهم آن در گذشته تحمل بار سقف و طبقات ساختمان بوده است. سیستم دیوار باربر و محدودیت پوشاندن آن با تیرهای افقی، طاق یا گنبد به گونهشناسی معماری شکل داده است. سازة قصرهای بینالنهرینی هزارة اول پیش از میلاد به دلیل نداشتن ستون از دیوارهای قطور نزدیک به هم تشکیل شده است و به همین جهت سالنهای متعددی وجود دارند که عرضهای بالنسبه کم و طولی قابل توجه دارند. در رم باستان دیوارهای باربر با پوستهای از جنس سنگ تراشخورده و هستهای بتونی ساخته شدهاند. برای ساختن این بتون ابتدایی به جای سیمان از خاکستر آتشفشانی استفاده شده است. رومیها با مقاومت مصالح و نیروهای درونی ساختمان به طور تجربی آشنا بودند. در ساختن بنای پانتئون از ۷ نوع سنگ با درجات مختلف سختی و سنگینی استفاده شده است. در پایة دیوارها سنگ گرانیت و در بالاترین قسمت گنبد سنگ سبک و متخلخل آتشفشانی به کار رفته است. در جهان غرب رومیها نخستین بار دیوار به اصطلاح نازککاری شده را به کار گرفتند. ساختمانهایی که در ظاهر به سبک یونانی بودند در عمل، بر خلاف معماری یونان، به جای دیوارهای ساختهشده با بلوکهای سنگی توپر از دیوارهای بتونی و آجری که با پلاکهای سنگی حجاری تزئین شده بودند، استفاده کردهاند.

هخامنشیان نیز در موارد زیادی از دیوارهای خشتی پوشیدهشده با سنگ استفاده کردهاند. در معماری ساسانی و همچنین اسلامی، جرزهای باربر تقویتی، با وظیفة سبک کردن دیوار باربر، هم از دید فیزیکی و هم از دید زیباییشناختی، به کار رفتهاند. امروزه دیوارهای باربر در ابنیة خاص عمدتاً از جنس بتون مسلح هستند. ولی در موارد زیادی نیز دیوار باربر آجری یا سنگی مورد استفاده قرار میگیرند.
د ـ فضا و زیباییشناسی
سالهای سال دیوار مهمترین عامل شکلدهنده به فضای معماری بوده است. پیچیده شدن فضای معماری متعاقب پیچیده شدن روابط عملکردی، با تقسیم فضای درونی از طریق دیوارها تحقق یافته است. دهکدههای بدوی دوران نوسنگی از سلولهای تکفضایی تشکیل شدهاند و هر سلول به عملکردی واحد اختصاص دارد: محل خواب زن، محل خواب مرد، انبار غله، طویلة گاو یا گوسفندهای مرد خانواده، طویلة گاو یا گوسفندهای پسر بزرگ خانواده و... رفتهرفته ساختمانهای دو سلولی، چهار سلولی و پیچیدهتر به وجود آمدند و دیوارها به فضای عملکردی شکل دادهاند. در معماریهای خاص فضا، به دلایل زیباییشناسی، نمادین و مذهبی به وسیلة دیوارها، به گونهای خاص سازماندهی شده است. بینالنهرینیهای باستان، همچون رومیها برای طراحی فضای معماری نخست پیرنگ دیوارها را ترسیم میکردند و از همین رو پلان را ابداع کردند.

در آغاز قرن نوزدهم بولتن و وات یک کارخانة ریسندگی در منچستر ساختند که در آن برای اولین بار جای دیوار باربر را ستونهای چدنی گرفته بود. ماشینهای جدید ریسندگی احتیاج به فضایی وسیع و پیوسته داشتند و وجود دیوارها و جرزهای باربر قطور مانع این کار میشد. ستونهای چدنی فضای درون را باز کردند و پیدایش اسکلت مستقل فلزی و بتونی راه را برای پلان آزاد لوکوربوزیه هموار کرد: در ویلا ساوا، لوکوربوزیه وزن کلی ساختمان را بر روی پیلوتی قرار داده است و دیوارها صرفاً نقش شکل دادن به فضا را دارند. در کلیسای رونشان، لوکوربوزیه از این ایده به مقدار زیادی فاصله گرفت. دیوار این کلیسا، چنان که خود او به طنز میگوید، به گونة احمقانهای قطور است، تا بازشوهای عمیق آن، که با شیشههای نقشدار رنگی تزئین شدهاند، حالت فضایی کلیساهای رومانسک را تداعی کنند. در این پروژه دیوار به یکی از اساسیترین اجزای ساختمان بدل شده است.

ه ـ عایق حرارتی و صوتی
دیوارهای قطور گذشته، در عین حال عایقهای بسیار خوبی در مقابل حرارت، برودت و سر و صدا بودهاند. امروزه به دلیل محدودیت فضا و باارزش بودن زمین، همین خواص با بهکارگیری مواد شیمیایی خاص تأمین میشود. در دهة پنجاه، دیوارهای دوجداره رواج زیادی یافتند ولی امروزه ترجیح داده میشود از صفحات پشم شیشه یا پلیاورتان یا مواد مصنوعی دیگر به عنوان مکمل دیوارهای نازک استفاده شود.



در هر حال چنانچه بر گذشتة معماری و نقش اجتماعی دیوار توجه کنیم درمییابیم یکی از مهمترین و پایهایترین عناصر معماری است که در طول تاریخ به یکی از جلوههای نهادین زندگی بشر تبدیل شده است. مفهوم «چهاردیواری» نماد خانه، سرپناه، قلمرو زندگی خانوادگی و خصوصی در تمامی فرهنگها به نوعی وجود دارد. دیوارهای تاریخی مثل دیوار هادریان (امپراطور رم) و دیوار چین که به افسانهها پیوستهاند و دیوار برلن که برپا کردن و تخریب آن نشانة آغاز دو دورة مهم تاریخ معاصر است، جزئی از فرهنگ بشر است.
امروز میدانیم که عنصر دیوار به معنی شناختهشدة آن در حال نابودی است. هرچند عدهای از معماران برجسته و صنایع ساختمان خلاقیت خود را در این زمینه متمرکز کردهاند. فرایند یکپارچه شدن معماری و تحلیل رفتن اجزاء در کلیتی وحدتیافته مقولهای بسیار مهمتر از سلایق فردی است و به همین جهت نمیتوان به راحتی با آن مبارزه کرد.
سؤال این است: آیا امکان دارد تجارب متعدد صورتگرفته بر پوستهها یا جداکنندههای نو معماری روزی جمعبندی شوند و در قالب راهحلهایی اساسی به بهرهبرداران عرضه شوند یا صرفاً به شکل «تجربه باقی» میماند. در واقع با کنار گذاشتن یک عنصر هزاران سال تجربه و دانش کنار گذاشته میشود. خلاقیت یا کار چند ماه و حتی چند سال نمیتواند اطمینان کافی بدهد که اثر به لحاظ همة مسائل فنی، اجتماعی، روانشناختی، بهداشتی و غیره صحیح باشد.
برای مثال تجارب معماری مدرن دهة ۲۰ اغلب به لحاظ نگهداری و دوام بسیار ضعیفتر از ساختمانهای سنتی هستند. به نظر میرسد افزودن به فرهنگ معماری از طریق ایجاد چیزها و مفاهیم جدید در معماری در اولویت قرار گرفته است ولی پاسخگویی به نیاز انسان در درجة دوم قرار دارد. وقتی معمار منزلت دانشمند، هنرمند و فیلسوف را مییابد، فرایند ابداع و خلاقیت اجتنابناپذیر است ولی به نظر میرسد در جهان مصرفی امروز تنوع تولید و ابداع بسیار بیش از حد نیاز و به مراتب فراتر از بضاعت انسان در کنترل ابزار تولید شده و هضم آن به لحاظ فرهنگی و روانشناختی است.
منابع تصویری و متن
1. Architettura Contemporanea, Manfredo Tafuri / Francesco Dal Co. 2. Architecture Now! / Arquitectura hoy / Architettura oggi / Arquitectura dos nossos dias, Philip Jodidio. 3. Corso di Disegno 2: L'arte e la città antica, Leonardo Benevolo. 4. Building a New Millennium, Philip Jodidio.








