مفهوم سنتی نما و سه متغیر اصلی آن
در سه مسئلهٔ بسیار مهم از منظر معماری، یعنی فضای معماری و رابطهٔ بصری بیرون و درون و رابطهٔ جنبهٔ ایستا و متحرک ساختمان — یعنی فرم و کاربری — حجم اگرچه سهبعدی است، دارای فرمی خارجی است که توسط سطوح بیان میشود؛ یعنی نما متشکل از همین سطوح است.
بحث نما به مفهوم خاص آن از جایی شروع میشود که سطوح یا سطحی مهم و اصلی که به دلیل قرار گرفتن در معرض دید، بیشترین اطلاعات را در مورد حجم ساختمان انتقال میدهد، و با آگاهی از خاصیت سطحی بودن و با فکر ارزشگذاری بر این خاصیت ایجاد میشود.
فارغ از مباحث نظری، در عمل نمای ساختمان از نمای ترسیمی در فرایند طراحی ساختمان جدا نیست. حجم ساختمان در عمل بیشتر از طریق محصول، که در هر زمینهای از تولیدات بشر اتفاق میافتد، یکی از مواردی است که باعث عدم کارایی نمای سنتی در معماری امروز شده است. معماریهای نو به صورت کاملاً سهبعدی طراحی و ارائه میشوند، و این مقوله باعث شده است که نما بهعنوان عنصری سطحی تحتالشعاع قرار گیرد. اگرچه در میان معماران پیشرو امروز عدهای همچنان به نقش نمای بیرونی ساختمان بهعنوان یک عنصر مهم معماری اعتقاد دارند و در این زمینه تجربیات جالبی را نیز انجام دادهاند. مفهوم پوسته با اطلاق وسیعتر دارد، بهتدریج جایگزین آن میشود.
در تمامی دورههای تاریخ، ابزار ترسیم و روش طراحی تأثیرات مهمی را بر ساختار فضایی معماری به جا گذاشتهاند، و ابزار و ایده همواره از یکدیگر تفکیکناپذیر بودهاند. در معماری پیش از مدرن جهان، طراحی براساس پلان و نما — در حالی که اولی ماهیتاً کاربردی-فنی و دومی فرم و زیباییشناسی است — فضاهایی تولید کرده است که به ترکیببندی از این نوع وابستهاند.
سه ویژگی اصلی نمای سنتی
به مفهوم سنتی، سه ویژگی اصلی نقش مهمی در نما بازی میکنند: نخست حضور عناصر معنادار از قبیل ستون، سرستون، پنجره، در، پله و... دومین عنصر، جداکننده "درست" است که نما را با سطح خانهٔ شهری یکپارچه میسازد؛ سومین عنصر، تأکید بر جهتگیری معینی است که خوانش روشنی از جلو، عقب و طرفین را امکانپذیر میسازد.
در دورههای اخیر هر سه ویژگی بهشدت مورد حمله قرار گرفته و به طرز بنیادینی تجدیدنظر شدهاند. حجمهایی که جلو و عقب مشخصی ندارند؛ سطوحی که در آنها عنصر معنادار با مدول انتزاعی جایگزین شده؛ پوستههایی که ساختمان را از همسایگان شهریاش جدا میکنند — همگی در سدهٔ گذشته به عمل معماری راه یافتهاند.
رنزو پیانو — مجموعهٔ مسکونی روی دو مو، پاریس
پروژهای امروزین وجود دارد که با مفهوم سنتی نما رابطهای بازیافته دارد. مجموعهٔ مسکونی روی دو مو در پاریس، اثر رنزو پیانو، نمونهای از این رویکرد است. این یک مجموعهٔ مسکونی در بافت پاریس است، و معمار با نمای شهری توجه دقیقی نشان داده. ساختمان با پوستهای از آجر و سفال پوشانده شده که با بافت پیرامون گفتوگو میکند: هر طبقه، هر پنجره، با ارتفاع ساختمانهای مجاور تنظیم شده، و آهنگ بازشوها آهنگ پنجرههای ساختمانهای قدیمی را تکرار میکند. حتی رنگ سفال با رنگ سنگ پاریس همخوان است.
رنزو پیانو — ساختمان دفتری دایملر-بنز، برلین
در ساختمان دفتری دایملر-بنز در برلین، پیانو از دیوار پردهای استفاده کرده اما آن را با صفحات سایهبان سفالی ترکیب کرده است. نتیجه نمایی است که هم معاصر است و هم نسبت به محیط آگاه. سفال، با رنگ و بافت خود، به آجر برلین قدیم اشاره میکند؛ دیوار پردهای در سنت تکنولوژی مدرن مینشیند؛ گفتوگوی این دو، نمای ساختمان است.
هرتزوگ و دو مورن — کارخانهٔ شرابسازی دومینوس، نپا ولی
کارخانهٔ شرابسازی دومینوس در نپا ولی اثر هرتزوگ و دو مورن نمونهای افراطی است. اینجا نما دیگر یک سطح صاف نیست؛ یک پوست ضخیم از قفسهای فولادی پر از سنگ است که تخلخل آن نور، حرارت و هوا را کنترل میکند. حجم همچنان هندسهٔ روشن جعبهمانند خود را حفظ میکند، اما خود سطح، سازهای، اقلیمی و بصری همزمان میشود.
در داخل، دیوار بهجای دیوار به سان یک صفحه رفتار میکند: نور بهصورت ذرات بیشمار وارد میشود، فضای داخلی ثانیه به ثانیه با گذر روز تغییر میکند. مقولهٔ سنتی «نما» — سطح بیرونی صاف برای دیده شدن — اینجا به یک منطقهٔ ضخیم میانجی میان داخل و خارج تبدیل شده است.
بهرام شیردل و همکاران — ساختمان دفتری همکاریهای فناوری، تهران
در ایران، ساختمان دفتری همکاریهای فناوری اثر شیردل و همکاران، یک نمونهٔ معاصر محلی است. مانند دومینوس، در سطح پوسته کار میکند: یک شبکهٔ فلزی مشبک، حجم را در نمای شهری اصلیاش میپوشاند، میان داخل و خارج میانجیگری میکند، نور، آفتاب و دید را کنترل میکند. نما نقش گذشتهٔ خود بهعنوان چهرهٔ ایستای حجمی ثابت را از دست داده و به یک پوستهٔ فعال تبدیل شده است.
در نماهای این آثار معاصر، آنچه میبینیم دیگر سطح صاف تزیینشدهٔ سنت نئوکلاسیک یا باروک نیست، بلکه یک منطقهٔ عمیق، اغلب متخلخل، با ظرافت تنظیمشده — یک «پوسته» به معنایی که سنت مدرنیستی بهتدریج فهمیده است — است. سه ویژگی سنتی — عناصر معنادار، مشارکت شهری، جهتگیری معین — از میان نرفتهاند؛ آنها در مصالح، در فناوری، در همان ضخامت دیوار بازخوانی شدهاند. نما دیگر شیء ایستای میز ترسیم طراح نیست، بلکه جایی است که بسیاری از مهمترین مسائل معماری همچنان مذاکره میشوند.
۱ خرسوآباد — کاخ آشوری که در نمای آن مجسمههای نقشبرجسته بر دیوار جای دارند.
۲ لوکوربوزیه — «پنج اصل» معماری نو بهمثابه بازنگری در مفهوم نما.
۳ Membrane (پوسته).
۴ Renzo Piano — Rue de Meaux، پاریس، ۱۹۹۲.
۵ Renzo Piano — Daimler-Benz Office، برلین.
۶ Remy Zaugg.
۷ Herzog & de Meuron.
۸ Dominus Winery، نپا ولی.
۹ Bahram Shirdel & Partners.
۱۰ NOX — Maison Folie / Lille.








