نامزدها — مسکونی تک واحدی
ویلا سوران، شاندیز، خراسان رضوی
ویلا سوران پاسخی است به سفارش طراحی مکانی برای گذراندن اوقات فراغت، در زمینی واقع در انتهای یک شهرک ویلایی و در کنار زمینهای کشاورزی. سایت پروژه با شکلی ویژه، از گذرگاهی نسبتاً باریک به فضایی باز و گسترده میرسید. در بخش میانی این محدوده گسترده، استخری بزرگ وجود داشت که پیشتر برای ذخیره آب کشاورزی استفاده میشد. این عنصر شاخص به جای حذف، به عنوان نقطه کانونی و سازماندهنده کل طرح پذیرفته شد.
سازماندهی کالبد ویلا پیرامون استخر، حیاطی میانی پدید آورد که آب مرکز آن بود. حیاطی دنج و آرام، اما در پیوند بصری و عملکردی با باغ پیرامون. برای حفظ مقیاس انسانی و ایجاد فضایی صمیمی در حیاط میانی، سعی شد ارتفاع کلی حجمها در کوتاهترین حالت ممکن طراحی شود. نمود این دوگانگی در فرم و مصالح، همنشینی حجمهای کمارتفاع صلب و سنگین درکنار حجمهای بلند پوشیده با لوورهای عمودی سبک و ظریف بود. امتداد خطوط عمودی لوورها در کفسازی حیاط میانی و سرایت آنها به درون آب استخر به صورت استعاری پیوندی از آب تا آسمان را شکل داد.
در پس حجمهای مرتفع، سقفهای شیبدار علاوه بر ایجاد بستری با زاویه ایدهآل برای نصب پنلهای خورشیدی، فضاهایی خالی برای جانمایی عناصر تأسیساتی ایجاد کردند و بدین ترتیب نماها از هرگونه عارضه نامطلوب پاک ماندند. برخی از اجزای پروژه نظیر میزهای بار و پلههای خارجی، با رویکردی شئیمانند و بر اساس منطق طراحی صنعتی ساخته شدند تا در تمایز با کالبد اصلی، بر وضوح حجمها بیفزایند.
جآرِخانه، تنکابن
بیشتر خانوادههای شمالی ریشه در روستاهای ییلاقی ارتفاعات بالادست دارند که خانهای قدیمی به نام «جارخانه» (خانه بالا) دارند. این خانهها در فصلهای گرم برای سکونت دائمی یا موقتی استفاده میشدند. تا چند سال پیش، بافت غالب روستاها با معماری سنتی حفظ شده بود، اما ساخت ویلاهای تفریحی جدید، چهره مناطق را دگرگون کرد. ویلاهای تازهساز از نگاه روستاییان غریب و اضافه بودند؛ برای شهرنشینان شمالی، وارداتی و ناهمگون؛ و برای مهاجران غیرشمالی یادآور الگوهای تکراری تهران.
بر این اساس، ایده طراحی خانهای شکل گرفت که با بافت پیرامون هماهنگ باشد و امکانات زندگی امروزی را هم فراهم کند. در مطالعات اولیه، عناصر شاخص معماری بومی شناسایی و برداشتهایی از فضاها، عملکردها، مصالح و فرمها بهروز شد. برخی عناصر مثل کرسی سنگی و کاهگل به عنوان مصالح اصلی نما استفاده شدند. فضاهایی چون «تِلارخانه» (ایوان یا تراس میانی) تقویت و به طبقه فوقانی با چشمانداز بهتر منتقل شدند. سازه خانه ترکیبی از هسته صلب کاهگلی محاط با ستونهای چوبی است که سقف حلبی را نگه میدارد. در نهایت، پروژه تجربهای از تکامل بود؛ خانهای که گذشته را پس نزده و امروز را نادیده نگرفته، بلکه هر دو را در کنار هم پذیرفته است.
سِویلا، چابکسر
این پروژه تلاشی است برای بازتعریف الگوهای فضایی معماری بومی گیلان در قالبی معاصر. رویکرد ما بیش از بازتولید فرمها یا استفاده صرف از مصالح سنتی، بر بازخوانی منطق فضایی و سازماندهی معماری بومی استوار است. هسته اصلی ایده طراحی بر مفهوم فضاهای «متخلخل و میانافزا» متمرکز است؛ فضاهایی که مرز دوگانه «داخل/خارج» را به طیفی پیوسته از کیفیتهای فضایی بدل میسازند. ایوانها، تراسها و سطوح نیمهباز به عنوان فضاهای واسطه، تجربه سکونت را از حالتی تکلایه و بسته به وضعیتی چندلایه و نفوذپذیر ارتقا میدهند.
همچون خانههای گیلانی، ویلا به صورت یک عنصر مستقل در باغ جانمایی شده است؛ انتخابی که نه تنها ارجاعی به الگوی سکونتی بومی دارد، بلکه رابطهای مستقیم و بیواسطه با طبیعت و چشمانداز پیرامون برقرار میکند. این پروژه میکوشد نشان دهد معماری ویلا در گیلان میتواند فراتر از بازتولید تصاویر مدرن جهانی یا تقلید سطحی از نشانههای بومی باشد و با خوانشی انتقادی و معاصر از منطق فضایی معماری بومی، میتوان راهکاری تازه برای پیوند میان زمینه و معماری امروز ارائه کرد.
خانه حیات در حیاط، نجفآباد
«حیات در حیاط»: زیست در فضایی هممرز بین درون و برون، با سقفی از جنس آسمان. چگونه میتوان در چهارچوب ضوابط سختگیرانه شهری، و با احیای مفاهیم کمرنگ شده معماری ایرانی، فضایی متفاوت و باکیفیت برای زندگی معاصر خلق کرد؟ شهر نجفآباد، روزگاری با باغهای گسترده شناخته میشد. اما افزایش تودههای ساختمانی و حذف سبزینگی، تعادل میان فضای پر و خالی را بر هم زده است.
پاسخ پروژه، بازتعریف حیاط به عنوان قلب تپنده خانه است. سازماندهی پلان بر پایه چندین حیاط با عملکردهای متمایز شکل گرفته است: حیاط اصلی در همکف به عنوان فضای جمعی، حیاط مرکزی که نور، تهویه و پیوستگی میان آشپزخانه، پذیرایی و طبقات را فراهم میآورد و حیاطهای خصوصی در طبقه اول ضمن هممرز شدن با اتاقها، نور و دید مطلوب را به داخل میآورند. دیوارهها با آجر سنتی دستساز پوشیده شدهاند که علاوه بر سازگاری با اقلیم شهر، پیوندی ذهنی با خانه ایرانی ایجاد کنند. اینجا حیاط نه فقط یک فضای خالی یا تزئینی، بلکه فضایی است که میان انسان و طبیعت ارتباط برقرار میکند و حیات را در هر گوشهای از حیاط جاری میسازد.
ساختمان مسکونی درونْخانه، دلیجان
درونْخانه؛ میان درنگ و جریان. پروژه یک ساختمان مسکونی تکواحدی در بافت فرسوده و در حال گذار به آپارتماننشینی است. چالش اصلی این بود که چگونه با وجود اشراف ساختمانهای همجوار خواستههای کارفرما محقق شود؟ نقطه آغاز طراحی، جستوجوی کیفیتی بود که زندگی را به درون و صحنهای امن فراخواند و آن را از نگاههای اطراف رها سازد.
اکنون با توجه به محدودیتها؛ حیاطی که روزگاری به خلوتی منزوی فروکاسته شده بود، از انزوا خارج شد و با اتصال به قلب ساختمان در عرض و ارتفاع گسترش یافت. تراسها، پلکانها و فضاهای نیمهباز در ترازهای مختلف، سکوهایی معلق ایجاد کردند که با هدایت کاربر میان حرکت و مکث، چشماندازهایی متفاوت از درون برای او قاب میکنند. طراحی پوسته و بازشوهای سنجیده، لایهای از برونگرایی را بر بستر درونگرایی پروژه نشاند و مرزی انعطافپذیر میان خلوت و گشودگی ایجاد کرد. نتیجه فضایی است نه بسته و منفعل و نه کاملاً گشوده؛ معماریای که با تغییر نور، فصل و شرایط، چهرهای تازه میگیرد و با پیرامونش در گفتوگوست.
حیات در میان، کرمان
«حیات در میان» خانهای است درونگرا و میانبافتی، ساده و همسو با اقلیم و گذشته تاریخی شهر. با توجه به کشیدگی زمین، ساختار طرح با نشاندن حیاطی در قلب ساختمان و در همسایگی با معبر اصلی شکل گرفته است. فضایی که مرز میان درون و بیرون را آرام و بیصدا میزداید. این حیاط، تنها یک فضای خالی نیست؛ آغوشی است که نور و سایه را میپذیرد و عطر و صدای باد را به درون خود میکشاند و به تدریج، حیات جاری میشود.
حیاط میانی و حیاط فوقانی، در پیوند بصری با هم، همچون دو سطح از یک گفتوگوی آرام میان خود، زمین و آسمان عمل میکنند. دیوارهای نیمهگشوده آنها، اجازه میدهند نور و باد مطلوب کویری با حفظ محرمیت، به درون بنا جریان یابد. شایان توجه است که در گونهشناسی خانههای کویر، حیاط معمولاً در مرکز بنا قرار میگیرد، اما در این پروژه، با جابهجایی حیاط به سمت جداره و بازتعریف دیوارهای پیرامونی، به تفسیر معاصری از حیاط مرکزی دست یافتیم. در مقیاس شهر، این معماری زبان وقار و سادگی را برمیگزیند، بیانی آرام که در بافت آشفته امروز حضوری متمایز میآفریند.








































