ببین دیازپام ده خوراندهاند خلق را / ببین چگونه کردهاند مُد، ریای دلق را / ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را / ببین چگونه پول میدهیم، نفت و آب و برق را / ببین احاطه کرده است عدد، فکر خلق را
یکی از معمولترین و پرتعدادترین پروژههای غیرعمرانی شهرهای مدام در حال توسعه ما، پروژههای مسکونی پنج طبقه روی پیلوت — «infill مشارکتی» — هستند که بر اساس منطق بازار تنها بر اعتماد مالکان به سازنده شکل میگیرند. معماران در این ساختوسازهای بیانتها معمولاً جایگاهی ندارند! پروژه مسکونی «پنج بهعلاوه یک» از این دست پروژهها بود. پنج مالک با ۶۰ درصد سهم و یک سازنده با ۴۰ درصد سهم، بهعلاوه یک فهرست مصالح سفت و سخت! علاوه بر قوانین و ضوابط شهری حاکم (سطح اشغال، محل ساخت مجاز، تراکم مجاز، منطقه قرارگیری جعبه پله منطبق بر قوانین آتشنشانی و...) و منطق سرمایهمحور بازار املاک و اقتصاد، قرارداد مشارکت گریزناپذیر این پروژه روتین شهری بود! طبق قرارداد، طبقات به واحدهای شرقی و غربی با مرز مشخص در حد دسیمترمربع منطبق بر سهم هر فرد تقسیم شده بودند. ساکنان آتی واحدهای شرقی مالکان به ترتیب طبقات معین سکونت و واحدهای غربی متعلق به سازنده بود.
این بار ما بهعنوان معمار در تلاش بودیم کیفیت معماری را که در این دست پروژهها به دلیل تصور کاهش سود سازنده فراموش شدهاند، بدون تحمیل هزینه مازاد ارتقا دهیم. نوعی تلاش برای وارد کردن نقش معمار در معاملات پرتعداد مالکان و سازندگان! سعی کردیم فراتر از مصالح (که مشخص بود) و فراتر از تنوع تقسیمات پلانها — با وجود اعداد سهمی معین و رقابت شخصی مالکان با هم — با راهکارهایی معمارانه، تجربی و صنعتی در خلق و تجربه فضا از یک سو، و فناوری جزئیات خودساخت به جای تکنولوژی و مصالح وارداتی از سوی دیگر، کیفیت فضاهای زندگی را بالا ببریم.
سایت پروژه زمینی است که از جنوب مجاور نه قطعه ناهمگون قدیمی بیسند و وقفی با عرضهای سه تا چهار متر و تعداد طبقات متفاوت است. سؤال اساسی ما این بود که چه چیز از بیرون دیده شود و چه چیز از درون؟ تصمیم گرفتیم چشماندازی برای پروژهای که هیچ منظری نداشت خلق کنیم — چه از درون و چه از بیرون! از سویی دیگر خانه در مفهوم کهن خود ترکیبی از بنا و باغ بود، که رفتهرفته باغها جای خود را به باغچههای حیاطها و از آن پس به جعبههای گل در تراسها دادند که چندی بعد در اثر بیتوجهی و آبیاری نامنظم خشک شدند و این بستههای خاک در تراسها تنها فضا اشغال کردند. فکر کردیم برای احیای این مفهوم دورافتاده و تقویت این حس در خانه، استفاده از فضای سبز را دستاویز و مسئله اصلی پروژه «پنج بهعلاوه یک» قرار دهیم. صفحه سبزی تعریف کردیم که هم از بیرون و هم از درون چشمانداز را احیا کند و بدمنظره جنوبی را خارج از عمق میدان و بهصورت محو در پسزمینه قرار دهد!








