معماری معاصر

فریدریش فروبل در کتابی از نورمن براسترمن

سیدمحمدعلی هاشمی·معمار ۱ — نخستین شماره
فریدریش فروبل در کتابی از نورمن براسترمن

Inventing Kindergarten

نورمن براسترمن

نیویورک: هری ان. ابرامز، ۱۹۹۷

بررسی شده در: مری ژان دومن، «فریدریش فروبل، کودکی معماری»، لارشیتکتور دوژوردویی، شماره ۳۱۳، اکتبر ۱۹۹۷

به‌نظر می‌رسد که هنر مدرن پدری داشته که تا امروز ناشناخته مانده است. در واقع او پدربزرگ این هنر است، یا پدرخوانده، قیم و استاد، به قوی‌ترین معنا: فریدریش فروبل، مربی آلمانی در قرن نوزدهم.

این کشف تکان‌دهنده کتابی است که در تابستان ۱۹۹۷ در امریکا منتشر شده، به اضافه پژوهشی که اخیراً در اروپا انجام گرفته است. هنرمندان آوانگارد دهه‌های ده و بیست و بعدها، صاحب عنوان همه حرکت‌های تجریدی هندسی در «هنر توتال» در باوهاوس، می‌توان الهام‌دهنده‌شان را یکی دانست، الهه وسوسه و الهام: فلسفه کسی به نام فروبل که با بررسی روابط میان هنرهای ملت‌های مختلف، گذار هنر در فرهنگ‌های متفاوت را ممکن ساخت. در حالی که متخصصان تعلیم و تربیت هنوز درباره بهترین شیوه تعلیم هنرهای تجسمی اختلاف نظر دارند، و حتی بر سر این مسئله بحث و جدل می‌کنند که آیا می‌توان واقعاً با آموزش هنرمند به وجود آورد، مورد فروبل برای ما شایسته تأمل است. فروبل نه با کار در یک دانشکده هنری که از اوان کودکی به سلیقه و ذوق هنری جهت داد. آکادمی استاد فروبل باغ کودک بود.

حرف‌های زیادی درباره سرچشمه‌های مختلف هنر مدرن گفته شده. پژوهش اخیر یکی از این سرچشمه‌ها که همان‌قدر پرثمر است که ناشناخته، از تاریکی به درآمده است. منظور آموزش هندسه محض است که فریدریش فروبل، از یک سو از طریق کودکستان‌ها و از سوی دیگر باغ‌های کودک، تکمیل و متحول کرد. شماری از سردمداران هنر آوانگارد در آخرین سال‌های قرن نوزدهم چنین آموزشی دیدند. روش فروبل را می‌توان منشأ همه اشکال و الگوهای هنر مدرن دانست؛ میراث او انکارناپذیر است. در واقع فروبل اسپرانتوی هنر مدرن بوده است.

فروبل پسر یک کشیش پروتستان در ۱۷۸۲ در تورینگه به دنیا آمد و در ۱۸۵۲ در سویس درگذشت. به سلسله نوآوران و تجدیدنظرطلبانی تعلق دارد که با بررسی زمانه خود و واقعیت‌هایش آن را دگرگون ساختند. فروبل بعد از رفت و برگشت زیاد میان تحصیل و تدریس بود که بالاخره بر آن شد مدرسه‌هایی به ترتیب در برلین، سویس، و در منطقه زادگاهش در تورینگه تأسیس کند. این آخرین فعالیت او بود. اگر شهرتش تا امروز مدیون اختراع و ابداع اوست، مورخان فراموش نمی‌کنند که این معلم و مربی خانگی، پیش از هرچیز، یک نظریه‌پرداز تعلیم و تربیت بوده که در آثار خود چندین پژوهش نوشتاری دارد که در آنها اندیشه‌ای بسیار والا از آموزش و پرورش انسانی را پرورانده است؛ اندیشه‌ای که در ماورای تقوای مسیحی و تفکر فلسفی آلمانی، فروبل نظریه‌ای را ساخته و پرداخته کرد که در آن بازی وسیله‌ای برای تعمیق رابطه مادر-کودک، ناب‌ترین و پربارترین فعالیت روحی که آدمی می‌تواند در این مرحله از رشد درونی خود به افکار خویش شکل دهد، تلقی می‌شود. دور از محیط خانوادگی‌اش، به رغم خواست خود، مجبور شد نهادی برای عملی کردن این بازی آموزشی و تربیتی ایجاد کند. بدین ترتیب باغ‌های کودک مخصوص آموزش و پرورش کودکان در سنین قبل از مدرسه به‌وجود آمدند.

◆ ◆ ◆

هندسه هدیه‌ها

بچه‌ها در این مهدکودک‌ها، در برنامه‌ای آموزشی که مدعی کامل بودن است، با مجموعه‌ای از فعالیت‌ها آشنا می‌شوند (آواز، کارهای باغبانی، نقل داستان‌ها و غیره). اما مهم‌تر از همه وقت آنها صرف بازی‌هایی انقلابی تربیتی می‌شود که فروبل آنها را «هدیه» نامیده بود. هدیه‌ها که در آغاز پنج، و در شکل تکامل‌یافته شیوه او بیست تا بودند، اسباب‌بازی نبودند که به کار خیال‌پردازی بچه‌ها بخورند؛ ابزارهای آموزشی‌ای بودند که می‌بایست زیرنظر مربیان با انضباط و مقررات به کار گرفته شوند. هر هدیه یک برنامه آموزشی کامل را تشکیل می‌داد که می‌بایست در چند سال عملی شود و در صورت ممکن، هنگام آموزش دبستانی ادامه یابد.

این شیوه با دستکاری توپ‌هایی لطیف و نرم که از پشم بافته می‌شدند آغاز می‌شد. بچه آنها را در مشت می‌گرفت، پرتاب می‌کرد و دوباره می‌گرفت. حرکت‌هایی دقیق می‌بایست این رفت و آمد را نظم بدهد. پس از آن، احجام توپرها می‌آمدند که می‌بایست به دست گرفت و با چرخاندن به حرکتشان درآورد، تا بتوان دگرگونی اشکال آنها بر اثر تغییر زوایا را مشاهده کرد. مکعب به استوانه، و استوانه به مخروط بدل می‌شد. بعد از این مرحله با روی هم نهادن، کنار هم گذاشتن و ترکیب کردن مکعب‌ها، نوبت به کشف همه امکانات سطوح آن می‌رسید. وقتی که کودک با هندسه در فضا به‌خوبی آشنا می‌شد نوبت به هندسه مسطح می‌رسید که مرحله طراحی و شکل‌دهی با کمک تخته سه‌لایه بریده یا کاغذهای بریده رنگی بود. سرانجام خط رو آورده می‌شد. در این مرحله می‌بایست روی کاغذ یا لوح سیاه کوچک که چهارخانه چهارخانه ریز بود طراحی کنند.

شیوه فروبل از سه بعدی به دوبعدی، و پس از آن به یک بعد می‌رسید و در پایان، دوباره به حجم تشکیل‌دهنده خطی ساخته می‌شد. فروبل بر امکان تغییرپذیری اشکال، رابطه‌های مستقیم و هم‌سنج آنها، و خویشاوندی صور — که در آن شیئی به شکلی متفاوت مجسم می‌شد — شیفته بود. سه سال بر هم انباشتن، سوار کردن، جدا کردن؛ بریدن، بافتن، حجم دادن و طراحی کردن — اشکال مقدماتی این هندسه را ملکه ذهن کودکان می‌کرد، به گونه‌ای که زبان مادری دوم آنها می‌شد.

این شیوه که در سال‌های آخر زندگی فروبل کامل‌تر و دقیق‌تر و عملی‌تر شد، به‌وسیله شاگردان او و همچنین پس از مرگ او رواج یافت و با موفقیت درخشانی روبه‌رو شد. در سال‌های ۱۸۵۰ باغ‌های کودکان در سویس و آلمان، و پس از آن در هلند و انگلستان توسعه یافت. مهاجران آلمانی، کمی بعد، آن را در ایالات متحده امریکا به راه انداختند. در ۱۸۹۰ شیوه فروبل بیش و کم در همه جا، از اتریش گرفته با گذر از ژاپن تا استرالیا، تعلیم داده شد. در برخی از کشورها، مثل فرانسه ترجیح داده‌اند که روایت فرانسوی آنها را ایجاد کنند (که به «مدرسه‌های مادری» مشهور شد).

◆ ◆ ◆

از آموزش‌گری تا هنر

لوکوربوزیه در کودکستان بوده است. لحظه‌ای تصور کنیم: این واقعیتی مهم است. چیز زیادی درباره کودکی هنرمندان مشهور نمی‌دانیم، اما به یقین می‌دانیم که مثلاً لوکوربوزیه و یوهانس ایتن به مدرسه‌های فروبلی رفته‌اند. این را تقریباً به تحقیق می‌توان در مورد کاندینسکی هم گفت (هرچند برای دوره کوتاهی) و احتمالاً پل کله. می‌دانیم که رایت، بدون رفتن به مدرسه‌ای که با چنین شیوه جدی و منظمی اداره شود، با «هدیه»‌های فروبل بسیار بازی کرده و از هندسه پرتحرک آنها تأثیر پذیرفته است.

«آه! اولین تجربه‌های کودکستانی با خط راست، رویه مسطح، مثلث و دایره! برای متعدد کردن امکاناتم، مربع را به کمک مثلث تغییر می‌دادم تا یک شش‌ضلعی به‌وجود آورم: دایره‌ای که با خط راست تغییر می‌یافت، به هشت‌ضلعی تبدیل می‌شد. با افزودن ضخامت، مجسمه‌هایی ایجاد می‌کردم. مربع به مکعب تبدیل می‌شد، مثلث به مربع‌الوجوه، دایره به مخروط. این اشکال و طرح‌های اولیه راز همه چیزهایی را که تصور جهان می‌تواند در خود جای دهد به من هدیه می‌داد.»

— فرانک لوید رایت

بهتر از این، چگونه می‌توان فلسفه فریدریش فروبل را خلاصه کرد؟ و چه ادای دینی بهتر از این، به این مربی تعلیم و تربیت، از جانب معماری (رایت) که خود به تنهایی او را کشف کرده بود.

اسپرانتوی هنر مدرن

آنان که از فروبل تأثیر پذیرفتند همگی هنرمندانی تنها چون تبعیدی تالی‌سین نبودند. بویژه در مورد ایتن، شیوه او از تعلیم و تربیت کودکانه به آموزش هنری رسید. ایتن که محصول محض فروبل بود و حتی جنبه روحانی‌اش را نیز به ارث برده بود، بر مبنای «درس‌های آمادگی» معروف سال اول، بنا گذاشت که سرمنشأ همه درس‌های طراحی در همه مدرسه‌های معماری امروز شد. اگر هم به حضور پل کله و چند هوادار دیگر در مجموعه استادان باوهاوس توجه کنیم، و اگر اضافه کنیم که در همان دوره (۱۹۲۵) گروپیوس طرح یک نمای یادبود را برای آموزگار بزرگ (فروبل) می‌ریخت که می‌بایست برآیند اندیشه‌های هندسی او باشد، می‌توان باوهاوس را وارث مستقیم و قانونی شیوه فروبل دانست.

آخرین نمونه بارز، لوکوربوزیه است، چراکه دست کم از این مرد پروسی همه چیز را می‌دانیم. می‌دانیم که دقیقاً چه روز به کودکستان رفته، نام معلمه‌اش چه بود، و چه مدت در آنجا مانده است. شارل ادوارد کوچک توانست برای سرگرمی، چوب‌های نازک و دراز را به ردیف روی هم بگذارد، مکعب‌ها را روی هم بچیند، احجام ناب را در چوبی طبیعی نوازش کند، آنها را به هم بیفزاید، با هم ترکیب کند، از هم جدا کند، بسازد، و با این نظم خدشه‌ناپذیر هندسی به خلق بپردازد. لوکوربوزیه تأثیر این دوره را فراموش کرده، یا بهتر، به هنگام دوره آرنوو و زینت‌گرایی محلی آن، این تأثیر را در ناخودآگاه خود پس زده بود. اما پس از آن، در زمان غور و تفحص در نظریه‌های بزرگ، به همراه اوزنفان، به تأثیرپذیری از آن معتقد می‌شود. دور مجله روح جدید به گونه‌ای، بازگشت به این فراموشی ناخودآگاه است.

درباره منشأ پلانش معروف «به سوی یک معماری»، که در آن احجام خالص دقیقاً مثل احجام واقعی «هدیه» دوم فروبل ارائه شده‌اند، تردیدی نمی‌توان کرد. لوکوربوزیه نمونه بارز تأثیرپذیری از فروبل است؛ تأثیر عمیق هندسه پایه در او چنان نیرومند بود که حتی در برابر چندین سال آکادمیک‌تر و دقیق‌تر یک مدرسه هنری محلی مقاومت کرد و کامل و پیشه‌سر برآمد.

نورمن براسترمن، صاحب پژوهش اخیر درباره فروبل، خواسته است تا به‌درستی شباهت را بیشتر تعمیم دهد میان فروبل و باوهاوس و معلوم سازد که این مشرب عرفانی هندسه، این ایده‌آلیسم شکل‌گرا، این زبان بصری مدرن، به‌گونه‌ای فرهنگ تجسمی آوانگاردها یا اسپرانتوی هنر مدرن بدل شده بود. ون دوسبورگ، موندریان، کله، لیسیتسکی، مالیه‌ویچ، کاندینسکی، رایت یا لوکوربوزیه و همه هنرمندانی که براسترمن استدلال خود را بر آثار آنها استوار کرده است. در واقع هریک به روش خود با فلسفه افلاطونی فروبل هم‌آوا بودند. اما بی‌تردید اثبات این مهم در کتابی درباره باغ‌های کودک نمی‌گنجد.

براسترمن این توانایی را نیز ندارد که توجیه کند چگونه در کشوری مثل فرانسه که در برابر تأثیرات مدرسه فروبلی به‌طور کامل مقاومت کرد، مکتب کوبیسم توانست به‌وجود آید و رشد کند، تا آنجا که نه براک و نه پیکاسو به کودکستان نرفته‌اند. اما اگر این پژوهش در دلیل‌یابی کمی قصور می‌کند، مجموعه تصویرها و شکل‌های آن آن‌قدر قاطع و مناسب است که همه عیوب دیگرش را می‌پوشاند. براسترمن، این‌گونه در بروکلین، مواد و لوازم آموزشی مدرسه‌های فروبلی امریکایی را گردآورده است: کتاب‌های راهنما، «هدیه»‌ها، عکس‌های قدیمی و گزیده کارهای شاگردان اواخر قرن گذشته — گنجینه‌ای است که از آن به تفصیل در کتاب استفاده شده و همه اصالت کتاب بدان وابسته است. وانگهی، این مجموعه که از صدها قطعه تشکیل شده، اخیراً به‌وسیله مرکز معماری کانادا خریداری شده است.

کنار هم گذاشتن تابلوهای موندریان، آثار آلبرز، طرح‌های بارت ون درلک، یا نقشه‌های رایت و لوکوربوزیه، با کارهای کودکان که از مجموعه‌های قدیمی یا کتاب‌های راهنما برای استفاده مربیان گزیده شده، فراتر از همه گفتارها و نوشتارها هستند. اگر همان‌طور که روانشناسان متخصص آموزش مدام تکرار می‌کنند، قبل از شش سالگی، یا چهار یا حتی دوسالگی است که همه چیز هوش شکل می‌گیرد، از کجا معلوم که این در مورد یادگیری هنری کودکان نیز صادق نباشد؟ پدر و مادرها درنگ نکنید!

پانوشت‌ها

۱. نورمن براسترمن، اختراع کودکستان (نیویورک: هری ان. ابرامز، ۱۹۹۷).

۲. اشاره به چند نکته که شاید برای فهم بیشتر کار فروبل مفید باشد: فروبل در کودکی مادرش را از دست می‌دهد و ساعات زیادی از اوقات خود را به تنهایی و در یک باغ می‌گذراند. وقتی به مدرسه می‌رود، تغییر محیط، با توجه به فضای خشک مدرسه، او را آزار می‌دهد. از این محیط خشک و کمبود تصویر در کتاب‌های دبستانی و اینکه بچه‌ها کار دستی انجام نمی‌دهند، رنج می‌برد. در نوشتارهای بعدی خود بارها به این مسائل اشاره می‌کند. به همین دلیل واژه آلمانی Kindergarten که او بر کودکستان‌ها گذاشته، کلمه با مسمایی است و واژه Gabe نیز به معنای هدیه در واقع یک‌جور دهن‌کجی به تکلیف و مشق بچه‌هاست.

مجلهٔ معمار

شمارهٔ ۱ · تابستان ۱۳۷۷ / تیر ۱۳۷۷