معمار / کارفرما / مجری: بیژن صفوی
معماری داخلی و دکوراسیون و اشیا: وفا وفایی
عکس: سعید بهروزی
کاربری قبلی: مسکونی و دامداری
محل اجرا: خیابان دربند، خیابان گلابدره، کوچهٔ حصارفرج، پلاک ۱۳، تهران (نزدیکی امامزاده قاسم، در کنار رودخانهٔ گلابدره)
سال شروع و اتمام: ۱۳۸۴–۱۳۸۷
این بنا در نزدیکی امامزاده قاسم و در کنار رودخانهٔ گلابدره قرار داشته و بعدها در اطراف آن کوچهباغهای قدیمی به وجود آمدهاند. هماکنون ورودی اصلی ساختمان از کوچهباغی منشعب شده که در بالاترین قسمت و در سمت غرب زمین قرار دارد و نمای این قسمت از کاهگل پوشیده شده و از طرف کوچه فقط یک طبقه دیده میشود. ساختمان در جهت شرقی و غربی و روی زمین شیبداری بین کوچه و رودخانه با حدود ۱۳ متر اختلاف سطح بنا شده.
دو بنای قدیمی. ساختمان غربی بالا از شیروانی پوشیده و به شیوهٔ سنتی ساخته شده است. هر دو طبقهٔ این بنا دارای سه اتاقاند که بههم راه دارند. در داخل محوطه در سمت جنوب، اتاق چهارگوشی وجود دارد که با شیروانی پوشیده شده. این اتاق همان آشپزخانهٔ قدیمی است که یک تنور نانوایی هم داشت. یک شیر آب در نزدیکی این اتاق روی یک حوضچهٔ بسیار کوچک برای آشپزی و روشویی در نظر گرفته شده بود. همچنین یک سرویس بهداشتی قدیمی نیز در گوشهٔ محوطه ساخته شده بود. در داخل این دو ساختمان غربی و شرقی هیچگونه سیستم لولهکشی آب سرد و گرم و فاضلاب و یا سیمکشی برای نورپردازی نبود. در زمستان برای پیشگیری از سرما از بخاری دستی و کرسی استفاده میکردند. به طور کلی این دو ساختمان از خشت و گل و چوب و کاهگل بنا شده بود، که متأسفانه با گذشت زمان و بیتوجهی در نگهداری و تعمیر، قبل از بازسازی کاملاً فرسوده و در اثر سیل معروف گلابدره و تجریش، دو طبقهٔ زیرین این بنا بهکلی ویران شده بودند.
دو نکته در بازسازی این نوع بناها. اول آنکه، به خاطر نبود اسکلت پیوسته، در مورد تخریبها باید بسیار هوشیارانه و با دقت عمل کرد، زیرا در هر لحظه امکان ریزش وجود دارد. دوم آنکه، در مورد بناهای سنتی، اجازه نداریم در فرم و شکل اصلی ساختمان دخالت کنیم، اما میتوانیم عملکردهای متفاوتی را برای زندگی امروزی در نظر بگیریم.
عمدهترین عملیات بازسازی. تخریب بخشهای پوسیده، مانند دیوارها و نماهای کاهگلی و شیروانی موجود و بیرون آوردن درها و چهارچوبهای چوبی برای تعمیر؛ برداشتن همهٔ کفها برای کنترل تیرهای چوبی قدیمی و عبور دادن لولههای آب سرد و گرم و فاضلاب و لولههای شوفاژ و کابلهای برق و تلفن؛ برداشتن لایههای کاهگل از سطح اتاقها برای تقویت دیوارهای داخلی؛ تقویت پایههای اصلی ساختمان و ایجاد فونداسیون بتن آرمه؛ پوشش جدید همهٔ نماها از آجرهای موجود، گچ و خاک و کاهگل جدید؛ ایجاد موتورخانه در طبقهٔ پایین ساختمان شرقی (مجاور رودخانه) برای سیستم گرمایش و آبگرم هر چهار طبقه؛ ایجاد یک سرویس بهداشتی در انتهای راهرو در هر طبقه و ایجاد آشپزخانه در محل انبارهای قدیمی؛ تقویت اسکلت چوبی شیروانی و تعویض کامل پوشش آن؛ ایجاد راهپلهٔ فلزی فرار بین دو آشپزخانهٔ ساختمان غربی؛ محوطهسازی کل فضای باز (حیاط) و ایجاد تراس، سایهبان و آلاچیق؛ ایجاد جوی آب در مسیر درختهای تنومند موجود، برای هدایت آب باران و آب روی شیروانی در هنگام بارندگی؛ ایجاد سیستم تصفیهٔ آب در زیر سطح محوطهٔ باز و نزدیکی حوض؛ پوشش جدید کف در فضاهای داخلی (اتاقها، راهروها، سرویسهای بهداشتی و آشپزخانهها) از سرامیک و آجر، و محوطهسازی در فضای باز حیاط از سنگ فشم و آجرهای چهارگوش؛ ایجاد اسکلت فلزی برای طبقات ۲ـ و ۳ـ — طبقهٔ ۲ـ برای کتابخانه و دفتر کار و طبقهٔ ۳ـ برای موتورخانه و منزل سرایدار.
نظر داوران
مهدی علیزاده: مشاطهگری درخشان در سه جزء انتخاب مصالح، اسلوب طراحی (حفظ وضع موجود) و روزآمد کردن کاربری که موجب غنای فعالیتها در فضای پروژه شده است.
سید رضا هاشمی: به خاطر حفظ و امروزیسازی یک بنای مفصل و تودرتو و از همپاشیدهٔ خیلی قدیمی با مصالح و طرحهای هماهنگ و دخل و تصرفهای ملیح و دور از خودنمایی. تسلط نگاه کاربردی و حداقلی بر اقدامات مرمتی، که البته مستلزم دید و مهارتی هنرمندانه و هنرشناسانه است، تجدید خاطرهای است از روح معماری ایرانی.
کامران افشارنادری: توجه و زندهسازی ساختمانی روستایی که در اغلب موارد متأسفانه مورد تخریب و تعرض واقع میشود. حفظ سیما و اتمسفر ساختمانی که جزو عناصر مهم چشمانداز بافتهای روستایی کوهپایه محسوب میشود. حفظ روحیهٔ ساختمان در کلیات و جزئیات بنا. مهارت در کنترل فضا و جزئیات با حداقل دخالت لازمه.








