معماری ایرانی |تخت جمشید
مقایسه تناسبات دروازه و پلان کاخ داریوش
معروف تالار صد ستون. که در این مقاله مجددا به آن اشاره خواهد شد. پنج ردیف ده تایی سربازان را مشاهده کردم که تخت پادشاه بالای سر آنها قرار گرفته بود. به نظرم آمد که تکرار عدد ۰ در نقش برجسته به تعداد ستونهای این تالار تزئینی از ضرایب ده استفاده شده است حتماً قصدی در کار بوده است و احتمال دارد این عدد در جای دیگری مثلا در اندازهگذاری ساختمان هم به کار رفته باشد. مطالعات بعدی این نظریه و نکات مهمتر دیگری را اثبات کردند که در این مقاله بعضی از آنها توضیح داده میشوند. این مطالعات به دلیل اینکه در خارج زندگی میکردم و امکان جستجوی بیشتری را نداشتم ادامه نیافت. چندی قبل یکی از دانشجویانم به نام حسین حسنزاده داوطلب شد درستی يا نادرستی اطلاعات و اندازهها از افراد مختلفی کمک گرفتم خصوصا از آقای حمیدرضا مهرعلی دانشجوی دانشگاه آزاد اصفهان و متوحه شدم بعضی از نکات همانطور که طبیعی بود و حدس میزدم غلط بودند. حدود شش ماه قبل از خانم پاملا کریمی که دانشجوی دوره دکتری در معماری است خواستم در این مورد به من کمک کند. مشکل اصلی اختلاف زیاد بین منابع موجود بر سر اطلاعات و اند ازهها بود. خانم کریمی با دقت زیاد به مقایسه متابع و اطلاعات موجود پرداخت. اگر چه پارهای از اندازههای اصلی در محل کنترل شدهاند لیکن رلوه کامل و مجدد تالار صد ستون از عهده ما خارج بود. در هر حال با دقت کلیه نقشهها و اطلاعات محققین مختلف از پاسکال کوست تا اریک اشمیت " و
سمنزن
11.
7.6
جوزیه زندر؟ و مایکل راف مورد مقایسه قرار گرفتند. در این کار پارهای از نظریات اولیه رد شدند و برحی نظریات جدید به آنها افزوده شدند. آنچه در این مقاله ارائه میشود یک رای قطعی و کامل در مورد سیستم تناسبات و اندازهها در تالار صد ستون نیست. جنین دستاوردی با توجه به فقد ان مد ارک مکتوب دست اول تاریخی فعلا غیرممکن به نظر میرسد. به هر حال آنچه کشف شده اگر چه در مقابل دانش مهندسی ایرانیان عهد هخامنشی بسیار حقیر و اند ک است لیکن ارزش توجه را دارد. اينها که مشتی از خروار هستند نشان میدهند معماران هخامنشی به فنون مهندس یآشتا بوده و قواعد کاملی را برای طراحی و پیاده کردن طرح در دست داشتهاند.
با توجه به وجود روابط مترولوژیک (اندازهای) در پلان. که با کشف نشانهمای حکاکی شده روی سنگ مورد تأیید قرار میگیرد. میتوان با اطمینان نظر داد که طرحهای هخامتشی ابتدایی نبودهاند و گذشته از محور ستونها و دیوارهاء که در هر نوع طراحی ابتدایی به کار میرود. قطر دیوارها و زیرستونها نیز از قبل مشخص میشده است. مقایسه ابعاد عمودی و افقی نشان دهنده وجود روایطی معین بین ارتفاع ستونها و سردرها و حتی اجزاء ایتها با اند ازههای موجود در پلان است. هخامنشیان گذشته از استفاده از واحدهای مشخص اندازهگیری, در پلان ارتفاع پایه ستون و دیوارها را مانند یک مدول ثابت مبنای طراحی قرار میدادهاند. تعد اد دفعاتی که یک مدول در پلان يا در ستون و سردر تکرار میشده است با مفلهیم مقدس قدیمی و نقوش حجاری شده در بنا رابطهای مشخص دارد. گذشته از تناسبات عددی و روابط مترولوژیک حتی روابط هندسی نیز در طراحی اجزاء ساختمان به کار رفته است.
معماری ابرانی [تخت جمشید
0.96 ۵
تست )63 ی اس
تاریخچه و علل برپایی تالار صد ستون
تالار صد ستون یا تالار تخت در منتهی الیه ضلع شرقی صفه تخت جمشید قرار گرفته است. وجه تسمیه این تالار به سبب وجود ۰ ستون در آن است. تاریخ برپایی این تالار حدود ۴۵۰ ق. م تا ۴۷۰ ق.م تخمین زده شده است. هرتسفلد در دهه ۳۰ میلادی لوح سنگی را در میان خاکهای گوشه جنوب شرقی تالار صد ستون پیدا کرد که دران نوشتهای به زبان بابلی به چشم میخورد. بر اساس این سند ساخت بنا توسط خشایار شاه آغاز گردیده و سپس پسروی, اردشیرء آن رابه اتمام رسانده است. بر اساس نظریات اریک اشمیت این ساختمان که تالار اصلی آن ۳۷۰۰ مترمربع وسعت دارد به منظور نمایش خزائن سلطنتی ساخته شده است. مطالعات باستانشناسی نشان میدهند که در ساختمان خزانه. در دوره هخامنشی تعمیراتی صورت گرفته است که حیاط و هر فضای موجود دیگر رابه انبار کالا تخصیص دهد. مدارک به دست آمده همچنین اثبات میکنند که تا سقف انبارها اشیاء قیمتی چیده بودند و حتی دفاتر اداری خزانه نیز به انبار تبدیل شده بودند. با توجه به تیپولوژی بناء اينکه تلار مرکزی توسط راهرویی احاطه شده است و پنجرهای به بیرون ند ارد. حدس زده میشود که این تالار محل نگهداری و نمایش با ارزشترین و جالبترین اشیاء خزانه سلطنتی بوده تابه این طریق از تراکم انبارها هم کاسته شود. خاکستر فراوان به دست امده در کف تالار نشان میدهد که سالن مملو از اشیاء قابل احتراق بوده است. البته با توجه به این احتمال که قسمت مرکزی يا سالن اصلی بلندتر از راهروهای اطراف بوده و نورگیرهایی در فاصله بای دیوارها و سقف سالن وجود داشته و اینک اثری از لولا یا پاشنه در آن دیده نشده سلختمان قطعا فاقد در بوده است. این نظریه تا حدیمشکوک به نظر میرسد. به نظر نگارنده با توجه به اینکه ایوان در محور دروازه و در مسیر رفت و آمد تشریفاتی قرار گرفته ممکن است سالن گذشته از نگهداری پارهای از اشیاء و مبلمان با ارزش محل ضیافتهای بزرگ و تشریفاتی بوده باشد.
ابعاد و اندازهها مایکل راف در مقالهای تحت عنوان اند ازهشناسی ور اس ویس در مورد
نشانههای ان دازهگذاری در ک احهای داریوش و خشایار به نکات مهمی اشاره میکشد. در این مطالعات از گوارش باستانشناسی چزازه گربوثه که براق نخستین بار در کتاب کارهای مرمت ابنیه تاریخی در ایران۵ به وجود این نشانهها و رابطه آنها با حطوط اصلی پلان اشاره کرده استفاده شده است.
علائم مستطیل شکل در راستای لبه دیوارهاء علائم ۲ شکل در محور دیوارها و دایرهها در امتداد مرکز ستونهای کاخ قرار گرفتهاند. راف بر اساس فاصله بین نشانهها نوعی سیستم اند ازهگذاری را پيشنهاد میکند که به این شرح است: ذرع ۸ تا ۵۷/۲ سانتیمتر. پا ۳۴۸۷ تا ۳۴۸۸ سانتیمتر, کف دست ۸۷ سانتیمتر و انگشت: ۲۲۷ سالتیمتر.
اگر چه در تالار صد ستون چنین نشانههایی کشف نشدهاند لیکن به دلیل وجود ضرایب عددی مشخص در فواصل بین لبهها و محورهای دیوار و همچنین در مرکز ستونها وجود قواعد مشخص اندازهگذاری قطعی به نظر میرسد.
فاصله بین ستونها که عموماً یک اندازه مهم در طراحی یک بنای ستوندار محسوب میشود در تالار صد ستون معادل ۶۲۵ سانتیمتر است. بر اساس واحدهای پیشنهادی راف این مقدار معادل ۱۸ پا است. از طرفی میدانيم که ۱۸ عدد مهمی بوده است. و پایه ستونهای این تالار ۳۶ (۲۱۸) شیار دارند.
ارتفاع پایه ستونها و پاشنه دیوارها و سردرها ۹۶ سانتیمتر است. بنابه گفته کرفتر یکی از واحدهای اندازهگیری بزرگتر همخامنشی به نام ال شاهی معادل ۹۶ سانتیمتر بوده است. مطالعات ما نشان میدهد این مقدار یکی از مدولهای اند ازهگذاری ساختمان بوده است. از این نظر تفاوتی اصلی با معماری کلاسیک وجود دارد. در اين معماری قطر ستون در پایه مبنای طراحی بوده است. در هر حال طول بنا ۹۶ متر یا دقیقا صد واحد است. به کارگیری ضریب ۱۰۰ نمیتواند تصادفی باشد. در یکی از درگاههای ورودی ضلع شمال که مشرف به ایوان است شاه را میبينيم که بر تخت نشسته و پنج نفر از ملازمان وی در مقابل و پشت سر او قرار دارند. زیر پای شاه پنج ردیف ده تایی از سربازان مادی و پارسی دیده میشوند. عرض دیواره جبهههای شرقی, غربی و شمالی معادل ده واحد (ال شاهی) است. فاصله بین لبه دو پایه ۹۷۶۱ متر است که برابر پنج واحد است (قطر پایه ستون ۷۵ برابر واحد است). اعداد ۱۰۰۵ و ۱۰۰ در ادیان باستانی از اهمیت
معماری ابرانی |[تخت جمشید
ویژهای برخوردار بودهاند: روز دهم بهمن ماهروز جشن آتش است که از آئینهای
مهم است:بهرام طبق روایت ۱۰ تجسم یاصورت دارد و ضحاک ۱۰۰ اسب برای آناهیتا قربانی کرده است؛ در نبرد بین تشتیر و ایوش. اهورامزدا خود را برای تشتیر قریانی میکند تانیروی ده اسب. ده شتر, ده گاو نره ده کوه و ده رود (جمع ۰ در تشتیر دمیده شود.
شبکه شطرنجی (مدولاریته) در پلان
با توجه به مطالعات راف و پی بردن به اينکه محور دیوارهء محور ستونهاو گوشه دیوارها بر حطوط معینی مطابقت مییافتهاند این ایده در ذهنمان شکل گرفت که ممکن است پلان ساختمان از روی هم قرارگیری بیش از یک شبکه پدید آمده باشد. مطالعات بعدی این فرضیه را اثبات کردند. شبکه شطرنجی که از مرکز ستونهاعبور کند محل دقیق تاقچههاو دروازههای شرقی و غربی را که درست در محور مرکزی دهانه ستونها قرار میگیرند تعیین میکند.
شبکه دیگری که هر واحد آن به اندازه ارتفاع یک ستون کامل (۱۷/۴۰ متر) باشد. لبه دیوارهای میانی و محل دروازههای جنویی و شمالی را تعبین میکند. لازم به توضیح است که چنانچه ارتفاع یک ستون واحد فرض شود ابعاد سالن ۶۶
پانوشتها و منابع:
تنها مدرک در مورد به کارگیری ترسیمات هندسی در طراحی اجزاء سلختمان علامتهایی هستند که احتمالا" در اثر به کارگیری ابزاری نظیر پرگار و شاقول بر سنگها به جا مانده است. در هر حال در طراحی دروازهها به احتمال زیاد یک سیستم مشخص هندسی برای طراحی و پیاده کردن نقشه در کارگاه وجود داشته است. لازم به یادآوری است که در نبود لوازم پیشرفته مهندسیدر گذشته استفاده از ترسیمات هندسی ساده و قابل جرا باریسمان و شاقول کار پیاده کردن نقشه را آسان میکرده است و به همین دلیل در معماریهای باستان اغلب عناصر و طرح معماری از یک سری ترسیمات هندسی مشخص و قابل تکرار پدید میآمدهاند. در تصویر زیر ترسیمات هندسی دیده میشوند که به اعتقاد ما مبنای تعیین اند ازههای در گاه بودهاند.
همچنانکه در مقدمه نیز گفته شد روابط هندسی و عددی مشاهده شده در تالار صد ستون و در دیگر ابنیه تخت جمشید فراوان هستند لیکن تدوین کامل آنها به
مطالعات وسیعتری نیاز دارد.
در پایان لازم میدانیم از میراث فرهنگی استان تهران و کتابخانه موزه ملی برای همکاری صمیمانه ایشان در استفاده از منابع تصویری و کتب موجود در کتابخانه
و آرشیوهای سازمان تشکر کنیم.
67-58 :0286 ,1978 .16 ۷۰ یصهت1 یط ررع۱6۵0[0 صماتاممهعهط ,همه ,نوم .1 ٩869, صوتعیع۳ ه واحاتاموا طواتوظ م1 ]22 مصصتام۷۷ بصوی رفتاممهوتوم که عتمامرلنهه مه ومتتاملناهگ٩ بلمقطه۱ رلوم؟ .2
3 بده۵۵1, [
۰ ,روصتاهمتامادم ماطاتاعصا لهاهتین ,مععمتط ۵۲ نویه نصا رعتاه۳۵۳00 ۲ رظ رنتصطاه٩ .3 8 ر ۵86 ,150۷1۳0 بجقی جه عموترمامنک! نامهم 0 ممتاه]۷ ماع مل 112۷ رهومهفناتن0 22206 .4
5. 0
۶ رزمجو. شاهرخ. منشأصورتهای فلکی منطقه البروج. نجوم. اسفند ۴ و فروردین ۱۳۷۵ .شماره
۷ بهار. مهرداد. پژوهشی در اساطیر ایران. موسسه انتشارات آگاه چاپ اول. بهار ۱۳۷۵
۸ هینلز. جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه: ژاله آمو زگار. احمد تفضلی سرچشمهه چاپ چهارم. ۱۳۷۵
۱۳۷۰ اصفی, اصفه. مبانی فلس.فه. آشنایی با فلسفه جهان از زمانهای قدیم تا امروز. انتشارات آگاه چاپ چهارم. ٩
در جپان
در سحرگاهان ۱۹ دی ماه امسال پرونو زوی؛ معمار و نظرور ارجمند ایتالیایی, در رم شهری که ۸۱ سال پیش در آن زاده شده و بیشتر عمر خود را در آن به سر آورده بود. در گذشت. خبری که خبرگزاریهای مهم انتشار دادند نیز تقریباً به همین مضمون بود: رم: معمار و مورخ معماری, برونو زوی. دشمن آتشین فاشیسم در عالم سیاست و معماری. در ساعت ۳ و ۴۷ دقیقه بامداد امروز ٩( ژانویه» در در دانشگاههای رم و ونیز بود. به مدد نوشتههای وی معمار امریکایی فرنک لید رایت را همگان شتاختند و مفهوم معماری آلی امهانط۸۳۵ 0۲92۲0 که رایت واضع ان بود و عبارت است از امیختن طبیعت و معماری, توسط زوی توضیح داده شد.: اخبار خبرگزاریها البته به حکم ماهیت خود کوتاه است و اگر چه بخشی از واقعیت را باز میگوید. ما حق مطلب را کاملا ادا نمیکند.
به عقیده من, زوی پیش از آن که مورخ معماری باشد. تئوریسین يا نظرور معماری بود. او تاریخ معماری را خوب میدانست و از همین رو خوب میتوانست به تحلیل پدیدههای معماری بپردازد. زوی اگر چه در شناساندن معماری فرنک وید رایت به عامه اروپائیان (و نیز جهانیان) سهمی بزرگ دارد. اما نقش وی در نظریهپردازی درباره معماری مدرن را باید مقدم بر تحلیلهای وی از آثار رایت برشمرد. تا آن جا که من میدانم و میتوانم بگویم هیچ نظرور و مورخی به آندازه وی به صراحت و جسارت محمازی عدرخ را فحلیل تکرده استو نجانساو اشاراتی صریح از معماری پس از مدرن" در نوشتههایش موجود نیست. به راستی کار وی تاریخنویسی به شیوه معمول نمیباشد. زیرا وی در نوشتههایش وقایع تاریخی معماری را به عنوان شواهدی بر نظریاتش درباره معماری مدرن به کار میگرفت و برخی از اين نظریات, چنان که گفتیم. اشاراتی بسیار روشن از گرایشهای معماری پس از مدرن" که امروز همه آن را میشناسیم. دارد.
یادی از برونو زوی معمار و نظرور معماری مدرن
وی در کتایش به نام ژبان مدرن معماری!" هفت خصلت یا ویژگی, که وی آنهارا نامتغیرهاً 5 مینامد. برای معماری مدرن برمیشمرد. و به روشنی و صراحت و بازبانی آتشین, که به نظر میرسد ناشی از خلق و خوی او باشد. آنها را تحلیل میکند و توضیح میدهد و در اثبات نظرات خود شواهد تاریخی - چه قدیم و چه جدید - میآورد.
تامتغیر" نخست را وی فهرست. همچونان روش طراحی معماری مینامد و مینویسد که اين فهرست که شامل همه عملکردهای یک اثر معماری میشود. اصل آغازین زبان مدرن معماری است و تمام اصول دیگر تابع آنند. مراد زوی از اين فهرست عملکردها: چنان که ممکن است به نظر رسد. این نیست که جامهای مقید. تافته و بافته از عملکردها برای معماری پدید آورد. بلکه درست بر عکس: مرادش این است که هر یک از عوامل سلختمانی نمودار عملکردی خاص باشد که آن عامل در سلختمان به عهده دارد. متالی که وی در این مورد به دست میدهد. عامل پنجره در ساختمان است (تصویر ۱
وی بل ن سسم سین موی رن فلت اس الت سا سالبسالس.. ۱
چنان که میبينيم این تصویر نمای سه ساختمان را نشان میدهد. نمای ساختمان بالائی نشانگر یک نمای کلاسیک است و نمای میانی نمایانگر یک نمای مدرن سطحی یا قلابی و نمای زیرین, نمائی که زویخود به دست میدهد. در دو نمای نخستین. پنجرهها به هیچ روی معرف عملکردی که در پس آنها میگذرد - خواه اتاق پذیرایی. خواه اتقق خواب و یا آشیزخانه نیستند. در حالیکه در نمای زیرین» اگر چه هر پنجره ساز خود را میزند. ولی عملکرد فضائی است که هر پنجره نمودار برونی آن است. جالبتر از این ترسیمها بیان زوی در معرفی اصل نخستین او در معرفی معماری مدرن واقعی است. وی در توصیف این اصل مینویسد که این اصل. لوح ضوابط و اصول نوشته و پذیرفته شده معماری را پاک میکند. آن را بازسازی میکند و از اين قیود میرهاند و به جای آن دستور و متتی تازه مینگارد (ص ۷ و ۸ملعذ ۱)
گفتیم که زوی در توصیف اصول معماریمدرن به قسمی که وی آن را تعبیر میکند نشانهمائی از گرایشهای احیر دارد. آی این نوشتهزوی همان نیست که بعدها با قرض از یک اصطلاح فیلسوفان یونانی, دریداو مرید او پیتر ای زنمن پالیمسست (اع6م۳۵۱:۳) مینامند و یکی از اصول گرایش واسازگران امروز را به وجود میآورد؟ جفری برادبنت" در اشاره به نکته اخیر در معنی این واژه که بسیار مورد علاقه دریدا است. به نقل از فرهنگ انگلیسی آکسفورد مینویسد که پالیمسست عبارت از پوست یا سنگ لوحیاست که نوشتههای قبلی را از روی آن پاک کرده باشند تا سطحی سیپید برای نوشتهای تازه به وجود آید. (واسازی: ص . ترجمه فارسی)؛ و زوی سخن از پاک کردن لوح گذشته و آغاز از نقطه صفر میگوید. خود زوی نیز در مقدمه چاپ دوم همین کتاب خود (۱۹۹۴) مینویسد: چهار سال پس از انتشار نسخه ایتالیانی این کتاب (زبان مدرن معماری) مقالهای بسیار خندهآور و سرگرمکتنده به نلم زبان پست مدرن معماری از








