مقدمه
در مورد معماری کلاسیک روم و یونان مطالعات فراوانی صورت گرفته و نشان داده شده است که معابد، قصرها و دیگر ساختمانهای آن دوره بر اساس قواعد پیچیده و بسیار کاملی که فرم کلی و حتی کوچکترین جزئیات ساختمانی را به نظم در میآورده است طراحی میشدهاند. در مورد تخت جمشید و دیگر ساختمانهای دوره هخامنشی، که از دیرباز توجه محققین و باستانشناسان را به خود جلب کردهاند، مطلب بسیار کمی از این دیدگاه نوشته شده است. مهمترین مطالعات را که اصولاً از دیدگاه مترولوژی (علم اندازهها) است مایکل راف۱و۲ ارائه کرده است. وی به وجود واحدهای اندازهگیری کم و بیش دقیق در تخت جمشید و وجود علائم حکاکی شده بر روی سنگها، برای مشخص کردن محور ستونها و میانه دیوارها (که ظاهراً برای ریسمانکشی طرح پلان به کار میرفته)، پی برده است.
مدتها قبل که در مورد ریشه آپاداناها از دیدگاه گونهشناسی تحقیق میکردم به دلیل سابقه مطالعه در مورد تناسبات و هندسه در معماری اسلامی و رابطه آنها با مفاهیم مذهبی و اسطورهای، از روی کنجکاوی زمانی را هم به بررسی تناسبات تخت جمشید اختصاص دادم. کاری که در مرحله اول انجام شد، اگر چه کاملاً تجربی بود، کنجکاوی مرا بسیار برانگیخت. به دنبال سعی در کشف رابطه بین اجزاء ساختمان و طرح کلی بنا تناسبات سردرهای هر بنا را که عناصر شاخص معماری هخامنشی هستند با کل بنا مقایسه کردم و در این رابطه نکته جالبی را کشف کردم. هنگامی که طرح یکی از سردرهای کاخ داریوش را آنقدر بزرگ کردم که طول آن بر طول پلان کاخ منطبق شد با تعجب مشاهده کردم کلیه خطوط دیگر سردر نیز به نحو عجیبی بر خطوط پلان منطبق میشوند. نکات جالب دیگری را هم در مورد روابط عددی و هندسی کشف کردم که به دلیل پراکندگی در آن زمان ارائه نکردم.
در آن سالها گذشته از بحث تیپولوژی به شمایلشناسی و تعبیر نقوش تخت جمشید و رابطه آن با اسطورهها و مفاهیم مذهبی ماقبل تاریخ ایران هم علاقمند شده بودم. همزمان با کشف برخی از روابط و ضرایب مشخص عددی در اندازههای مختلف ساختمان به دنبال روابط احتمالی ضرایب عددی به کار رفته و مفاهیم مقدس قدیمی میگشتم.
در نقش برجسته یکی از درگاههای معروف تالار صد ستون، که در این مقاله مجدداً به آن اشاره خواهد شد، پنج ردیف ده تایی سربازان را مشاهده کردم که تخت پادشاه بالای سر آنها قرار گرفته بود. به نظرم آمد که تکرار عدد ۱۰ در نقش برجسته به تعداد ستونهای این تالار که صد تا است مربوط است. اگر هم در تعداد ستونها و هم در تعداد نقوش تزئینی از ضرایب ده استفاده شده است حتماً قصدی در کار بوده است و احتمال دارد این عدد در جای دیگری مثلاً در اندازهگذاری ساختمان هم به کار رفته باشد. مطالعات بعدی این نظریه و نکات مهمتر دیگری را اثبات کردند که در این مقاله بعضی از آنها توضیح داده میشوند. این مطالعات به دلیل اینکه در خارج زندگی میکردم و امکان جستجوی بیشتری را نداشتم ادامه نیافت.
چندی قبل یکی از دانشجویانم به نام حسین حسنزاده داوطلب شد درستی یا نادرستی برخی از فرضیهها در مورد تالار صد ستون را در محل و با مقایسه مدارک مختلف و نقشهبرداریهای موجود تعیین کند. نتیجه این تحقیق که اثبات کلیه نظریههای من بود آنقدر عجیب بود که به باور در نمیآمد. برای کنترل اطلاعات و اندازهها از افراد مختلفی کمک گرفتم خصوصاً از آقای حمیدرضا مهرعلی دانشجوی دانشگاه آزاد اصفهان و متوجه شدم بعضی از نکات همانطور که طبیعی بود و حدس میزدم غلط بودند. حدود شش ماه قبل از خانم پاملا کریمی که دانشجوی دوره دکتری است در معماری در این مورد خواستم به من کمک کند. مشکل اصلی اختلاف زیاد بین منابع موجود بر سر اطلاعات و اندازهها بود. خانم کریمی با دقت زیاد به مقایسه منابع و اطلاعات موجود پرداخت. اگر چه پارهای از اندازههای اصلی در محل کنترل شدهاند لیکن رلوه کامل و مجدد تالار صد ستون از عهده ما خارج بود. در هر حال با دقت کلیه نقشهها و اطلاعات محققین مختلف از پاسکال کوست تا اریک اشمیت۳ و جوزپه زندر۴ و مایکل راف مورد مقایسه قرار گرفتند. در این کار پارهای از نظریات اولیه رد شدند و برخی نظریات جدید به آنها افزوده شدند. آنچه در این مقاله ارائه میشود یک رأی قطعی و کامل در مورد سیستم تناسبات و اندازهها در تالار صد ستون نیست. چنین دستاوردی با توجه به فقدان مدارک مکتوب دست اول تاریخی فعلاً غیرممکن به نظر میرسد. به هر حال آنچه کشف شده اگر چه در مقابل دانش مهندسی ایرانیان عهد هخامنشی بسیار حقیر و اندک است لیکن ارزش توجه را دارد. اینها که مشتی از خروار هستند نشان میدهند معماران هخامنشی به فنون مهندسی آشنا بوده و قواعد کاملی را برای طراحی و پیاده کردن طرح در دست داشتهاند.
با توجه به وجود روابط مترولوژیک (اندازهای) در پلان، که با کشف نشانههای حکاکی شده روی سنگ مورد تأیید قرار میگیرد، میتوان با اطمینان نظر داد که طرحهای هخامنشی ابتدایی نبودهاند و گذشته از محور ستونها و دیوارها، که در هر نوع طراحی ابتدایی به کار میرود، قطر دیوارها و زیرستونها نیز از قبل مشخص میشده است. مقایسه ابعاد عمودی و افقی نشان دهنده وجود روابطی معین بین ارتفاع ستونها و سردرها و حتی اجزاء اینها با اندازههای موجود در پلان است. هخامنشیان گذشته از استفاده از واحدهای مشخص اندازهگیری، در پلان ارتفاع پایه ستون و دیوارها را مانند یک مدول ثابت مبنای طراحی قرار میدادهاند. تعداد دفعاتی که یک مدول در پلان یا در ستون و سردر تکرار میشده است با مفاهیم مقدس قدیمی و نقوش حجاری شده در بنا رابطهای مشخص دارد. گذشته از تناسبات عددی و روابط مترولوژیک حتی روابط هندسی نیز در طراحی اجزاء ساختمان به کار رفته است.
تاریخچه و علل برپایی تالار صد ستون
تالار صد ستون یا تالار تخت در منتهی الیه ضلع شرقی صفه تخت جمشید قرار گرفته است. وجه تسمیه این تالار به سبب وجود ۱۰۰ ستون در آن است. تاریخ برپایی این تالار حدود ۴۵۰ ق. م تا ۴۷۰ ق. م تخمین زده شده است. هرتسفلد در دهه ۳۰ میلادی لوح سنگی را در میان خاکهای گوشه جنوب شرقی تالار صد ستون پیدا کرد که در آن نوشتهای به زبان بابلی به چشم میخورد. بر اساس این سند ساخت بنا توسط خشایار شاه آغاز گردیده و سپس پسروی، اردشیر، آن را به اتمام رسانده است. بر اساس نظریات اریک اشمیت این ساختمان که تالار اصلی آن ۴۷۰۰ مترمربع وسعت دارد به منظور نمایش خزائن سلطنتی ساخته شده است. مطالعات باستانشناسی نشان میدهند که در ساختمان خزانه، در دوره هخامنشی تعمیراتی صورت گرفته است که حیاط و هر فضای موجود دیگر را به انبار کالا تخصیص دهد. مدارک به دست آمده همچنین اثبات میکنند که تا سقف انبارها اشیاء قیمتی چیده بودند و حتی دفاتر اداری خزانه نیز به انبار تبدیل شده بودند. با توجه به تیپولوژی بنا، اینکه تالار مرکزی توسط راهرویی احاطه شده است و پنجرهای به بیرون ندارد، حدس زده میشود که این تالار محل نگهداری و نمایش با ارزشترین و جالبترین اشیاء خزانه سلطنتی بوده تا به این طریق از تراکم انبارها هم کاسته شود. خاکستر فراوان به دست آمده در کف تالار نشان میدهد که سالن مملو از اشیاء قابل احتراق بوده است. البته با توجه به این احتمال که قسمت مرکزی یا سالن اصلی بلندتر از راهروهای اطراف بوده و نورگیرهایی در فاصله بالای دیوارها و سقف سالن وجود داشته و اینک اثری از لولا یا پاشنه در آن دیده نشده، ساختمان قطعاً فاقد در بوده است. این نظریه تا حدی مشکوک به نظر میرسد. به نظر نگارنده با توجه به اینکه ایوان در محور دروازه و در مسیر رفت و آمد تشریفاتی قرار گرفته ممکن است سالن گذشته از نگهداری پارهای از اشیاء و مبلمان با ارزش محل ضیافتهای بزرگ و تشریفاتی بوده باشد.
ابعاد و اندازهها
مایکل راف در مقالهای تحت عنوان اندازهشناسی پرسپولیس۱ در مورد نشانههای اندازهگذاری در کاخهای داریوش و خشایار و به نکات مهمی اشاره میکند. در این مطالعات از گزارش باستانشناسی چزاره کربونه که برای نخستین بار در کتاب کارهای مرمت ابنیه تاریخی در ایران۵ به وجود این نشانهها و رابطه آنها با خطوط اصلی پلان اشاره کرده استفاده شده است.
علائم مستطیل شکل در راستای لبه دیوارها، علائم T شکل در محور دیوارها و دایرهها در امتداد مرکز ستونهای کاخ قرار گرفتهاند. راف بر اساس فاصله بین نشانهها نوعی سیستم اندازهگذاری را پیشنهاد میکند که به این شرح است: ذرع ۵۲٫۱ تا ۵۲٫۲ سانتیمتر، پا ۳۴٫۷ تا ۳۴٫۸ سانتیمتر، کف دست ۸٫۷ سانتیمتر و انگشت ۲٫۲ سانتیمتر.
اگر چه در تالار صد ستون چنین نشانههایی کشف نشدهاند لیکن به دلیل وجود ضرایب عددی مشخص در فواصل بین لبهها و محورهای دیوار و همچنین در مرکز ستونها وجود قواعد مشخص اندازهگذاری قطعی به نظر میرسد.
فاصله بین ستونها که عموماً یک اندازه مهم در طراحی یک بنای ستوندار محسوب میشود در تالار صد ستون معادل ۶۲۵ سانتیمتر است. بر اساس واحدهای پیشنهادی راف این مقدار معادل ۱۸ پا است. از طرفی میدانیم که ۱۸ عدد مهمی بوده است. و پایه ستونهای این تالار ۳۶ (۲×۱۸) شیار دارند.
ارتفاع پایه ستونها و پاشنه دیوارها و سردرها ۹۶ سانتیمتر است. بنا به گفته کرفتر یکی از واحدهای اندازهگیری بزرگتر هخامنشی به نام ال شاهی معادل ۹۶ سانتیمتر بوده است. مطالعات ما نشان میدهد این مقدار یکی از مدولهای اندازهگذاری ساختمان بوده است. از این نظر تفاوتی اصلی با معماری کلاسیک وجود دارد. در این معماری قطر ستون در پایه مبنای طراحی بوده است. در هر حال طول بنا ۹۶ متر یا دقیقاً صد واحد است. به کارگیری ضریب ۱۰۰ نمیتواند تصادفی باشد. در یکی از درگاههای ورودی ضلع شمال که مشرف به ایوان است شاه را میبینیم که بر تخت نشسته و پنج نفر از ملازمان وی در مقابل و پشت سر او قرار دارند. زیر پای شاه پنج ردیف ده تایی از سربازان مادی و پارسی دیده میشوند. عرض دیواره جبهههای شرقی، غربی و شمالی معادل ده واحد (ال شاهی) است. فاصله بین لبه دو پایه ۹٫۶۱ متر است که برابر پنج واحد است (قطر پایه ستون ۱٫۵ برابر واحد است). اعداد ۵، ۱۰ و ۱۰۰ در ادیان باستانی از اهمیت ویژهای برخوردار بودهاند: روز دهم بهمن ماه روز جشن آتش است که از آئینهای مهم است؛ بهرام طبق روایت ۱۰ تجسم یا صورت دارد و ضحاک ۱۰۰ اسب برای آناهیتا قربانی کرده است؛ در نبرد بین تشتیر و ایوش، اهورامزدا خود را برای تشتیر قربانی میکند تا نیروی ده اسب، ده شتر، ده گاو نر، ده کوه و ده رود (جمع ۵۰) در تشتیر دمیده شود.
شبکه شطرنجی (مدولاریته) در پلان
با توجه به مطالعات راف و پی بردن به اینکه محور دیوارها، محور ستونها و گوشه دیوارها بر خطوط معینی مطابقت مییافتهاند این ایده در ذهنمان شکل گرفت که ممکن است پلان ساختمان از روی هم قرارگیری بیش از یک شبکه پدید آمده باشد. مطالعات بعدی این فرضیه را اثبات کردند. شبکه شطرنجی که از مرکز ستونها عبور کند محل دقیق تاقچهها و دروازههای شرقی و غربی را که درست در محور مرکزی دهانه ستونها قرار میگیرند تعیین میکند.
شبکه دیگری که هر واحد آن به اندازه ارتفاع یک ستون کامل (۱۱٫۴۰ متر) باشد، لبه دیوارهای میانی و محل دروازههای جنوبی و شمالی را تعیین میکند. لازم به توضیح است که چنانچه ارتفاع یک ستون واحد فرض شود ابعاد سالن ۶×۶ واحد میشوند.
تناسبات هندسی
تنها مدرک در مورد به کارگیری ترسیمات هندسی در طراحی اجزاء ساختمان علامتهایی هستند که احتمالاً در اثر به کارگیری ابزاری نظیر پرگار و شاقول بر سنگها به جا مانده است. در هر حال در طراحی دروازهها به احتمال زیاد یک سیستم مشخص هندسی برای طراحی و پیاده کردن نقشه در کارگاه وجود داشته است. لازم به یادآوری است که در نبود لوازم پیشرفته مهندسی در گذشته، استفاده از ترسیمات هندسی ساده و قابل اجرا با ریسمان و شاقول کار پیاده کردن نقشه را آسان میکرده است و به همین دلیل در معماریهای باستان اغلب عناصر و طرح معماری از یک سری ترسیمات هندسی مشخص و قابل تکرار پدید میآمدهاند. در تصویر زیر ترسیمات هندسی دیده میشوند که به اعتقاد ما مبنای تعیین اندازههای درگاه بودهاند.
همچنانکه در مقدمه نیز گفته شد روابط هندسی و عددی مشاهده شده در تالار صد ستون و در دیگر ابنیه تخت جمشید فراوان هستند لیکن تدوین کامل آنها به مطالعات وسیعتری نیاز دارد.
در پایان لازم میدانیم از میراث فرهنگی استان تهران و کتابخانه موزه ملی برای همکاری صمیمانه ایشان در استفاده از منابع تصویری و کتب موجود در کتابخانه و آرشیوهای سازمان تشکر کنیم.
پانوشتها و منابع
1. Roaf, Michael, Persepolitan Metrology, in: Iran, V. 16. 1978, page: 67-78
2. Roaf, Michael, Sculptures and sculptors at persepolis, Iran, Volume XXI The Britsh Institute of Persian Studies, London, 1983
3. Schmidt, E, F; Persepolis, University of Chicago, Oriental Institute publications, 1957.
4. Zander, Giuseppe, Travaux de Restavration de Monuments Historiques en Iran, IsMEO, Rome, 1968
5. Ibid
۶. رزمجو، شاهرخ، منشأ صورتهای فلکی منطقه البروج، نجوم، اسفند ۱۳۷۴ و فروردین ۱۳۷۵، شماره
۷. بهار، مهرداد، پژوهشی در اساطیر ایران، موسسه انتشارات آگاه چاپ اول، بهار ۱۳۷۵
۸. هینلز، جان، شناخت اساطیر ایران، ترجمه: ژاله آموزگار، احمد تفضلی، سرچشمه، چاپ چهارم، ۱۳۷۵
۹. آصفی، آصفه، مبانی فلسفه، آشنایی با فلسفه جهان از زمانهای قدیم تا امروز، انتشارات آگاه چاپ چهارم، ۱۳۷۰




