روبرتو پتزتا از آن دسته طراحان صنعتی است که آثار خلاقیتش در اشیا و وسایل چشمگیر تبلیغی جلوه نکردهاند، اما از تشخص و اهمیت ویژهای برخوردارند و در میلیونها آشپزخانه میتوان آنها را دید.
پتزتا کار خود را با کارخانهداری بزرگ مرتبط کرده است. عنوان شغل او «طراحی محصول» است و در این زمینه از پرسابقهترین طراحان به شمار میرود. کار خود را در کارخانه زوپاس (Zoppas) آغاز کرد؛ سپس در دورهای کوتاه با نوردیکا (Nordica)، بعد از آن با زانوسی (Zanussi) و امروز با الکترولوکس کار میکند. نام پتزتا بر یک محصول مشخص و چشمگیر حک نشده و در پس تولید صنعتی گستردهای پنهان است. به عبارت دیگر، کار او به چشم نمیآید، اما قاطع و تعیینکننده است.
طراحی در یک کارخانه مهم فنیـصنعتی کاری بسیار پیچیده است. اغلب، حتی ما که در همین عرصه کار میکنیم، بهخوبی آنچه را پتزتا «بخش پنهان کوه یخ» مینامد درک نمیکنیم؛ فعالیتی را که در پس تولید هر محصولی در نهان قرار میگیرد. کار او کاری است که رضایت بی حد و حصری تولید میکند: کاری که در حقیقت باید «خلاقیت» را با اصول غیر قابل چشمپوشی تولید صنعتی ــ که چند نمونه آن عبارتاند از پایین نگه داشتن قیمتها و پاسخ میلیونها مشتری ــ تلفیق کند. در این مورد یک نمونه میآوریم: این پتزتا بود که در سال ۱۹۸۶ برای نخستین بار ماشین ظرفشویی را به گونهای طراحی کرد که در میان سایر وسایل آشپزخانه «استتار» شود. امروز این ایده آنقدر بدیهی است که توجهی برنمیانگیزد، اما این تمام ماجرا نیست. ایده او در مورد دکمههای ناپیدا روی دریچه ماشین هم امروزه توسط همه تولیدکنندگان به کار گرفته شده است.
پتزتا میگوید که بخشی از کوه عظیم یخ هم در معرض دید است و همان است که بیشترین اندیشه و بررسی را به خود معطوف کرده است. این طراح که اهل ناحیه ونتو در شمال غربی ایتالیاست، اعتقاد دارد در همین «نوک» است که همه انگیزه و تحقیقات به منظور «زنده نگه داشتن صنعت» انجام میپذیرند، و در همین چارچوب یخچال Oz، ماشین لباسشویی Zoe و اجاق گاز TEO را طراحی کرده است. این وسایل به گونهای طراحی شدهاند که به چشم بیایند و از تصویر سنتی که ما از آشپزخانه در ذهن داریم فاصله بگیرند.
بگذارید Oz را کمی دقیقتر بررسی کنیم. وسیلهای که بیشتر «دوستانه» به نظر میرسد تا تکنولوژیک؛ نام آن احساسی از سحر و جادو برمیانگیزد و با تصاویر تخیلات کودکی پیوند دارد. در عین حال شکل مدور و غیر معمول آن با وسایل خانگی سنتی و گوشهدار تفاوت دارد. بدین ترتیب، طراحی پتزتا به علت تمایز انگیزهها و گشودن راههایی نوین، در «نوک کوه یخی» قرار میگیرد.
آثار پتزتا جوایز متعددی را از آن خود کردهاند. در ۱۹۸۱ جایزه «وسیله طلایی» را برای اثر خود در زانوسی برد. آثار دیگر او در همین مسابقات در سالهای ۱۹۸۷، ۱۹۸۹ و ۱۹۹۱ در لیست نامزدهای دریافت جوایز قرار گرفت. پتزتا در دوازدهمین دوره مسابقه BIO در لیوبلیانا مدال طلا دریافت کرد. در ۱۹۹۰ جایزه طراحی سالن هنرهای خانگی پاریس را از آن خود کرد و جوایز دیگری نیز در هلند، جمهوری چک و کوبا برد. اثر دیگری از او در ۱۹۹۸ نامزد دریافت جایزه «وسیله طلایی» شد. همان روز که این مصاحبه انجام گرفت، پتزتا خبر برنده شدنش در «جایزه طراحی خوب» شیکاگو برای دومین بار را دریافت کرد (نخستین بار آن در سال ۱۹۹۹ بود). پتزتا در حال حاضر در پوردنونه در شمال ایتالیا برای زانوسی کار میکند و به عنوان مدیر طراحی با کل گروه الکترولوکس همکاری دارد.
از جوایز متعددی که در نمایشگاه «وسیله طلایی» بردهاید، مشخص است که زندگی حرفهای طولانی و برجستهای داشتهاید. چطور شروع کردید؟من در انتخاب رشته اشتباه کردم! باید مهندس میشدم. ولی زندگی همیشه برای انسان غیرمنتظره است و من در سال ۱۹۷۶ خود را در حال طراحی یخچال در زوپاس یافتم. به خاطر دارم که شروع کارم همزمان بود با یکی از شدیدترین اعتصاباتی که تاکنون شاهد آن بودهام؛ میخواستم کارم را رها کنم و به خانه برگردم. در ۱۹۷۹ با رودولفو بونتو که تصمیم داشت دفتر طراحی صنعتی خودش را به راه اندازد همکاری داشتم. اما بعد زوپاس را زانوسی تحویل گرفت و ما بلافاصله به هم پیوستیم. محیط کار واقعاً پرانگیزه و شوقآور بود؛ هر کدام از ما مدیر خودمان بودیم. در سال ۱۹۸۲ به عنوان ناظر دفتر طراحی صنعتی منصوب شدم، و در سال ۱۹۸۴ گروه سوئدی الکترولوکس زانوسی را خرید و مرکز طراحی صنعتی خود را در پوردنونه بنیان گذاشت.
این اتفاق بیش از هر چیز بهرسمیت شناختن سنت طراحی دیرپا و قوامیافتهای بود که از ۱۹۵۴ آغاز شده بود؛ زمانی که زانوسی جینو والی را به عنوان مشاور طراحی تولیدات خارجی فراخواند و علاوه بر طراحی دفترهای شرکت، مسئولیت واحد طراحی داخلی مقدماتی را نیز به او واگذاشت. الکترولوکس نیز میتوانست به سنت دیرین خود ببالد، زیرا سابقه آن اکنون به نخستین دهه قرن بازمیگشت. سیاست الکترولوکس همواره جداسازی واحدهای تولید و متعاقب آن طراحی در سطح منطقهای بوده است. زانوسی در پوردنونه قوی است و الکترولوکس بیشتر فعالیتهای طراحی اینجا در پوردنونه انجام میشود. همچنین برخی فعالیتهای تولیدی ــ مثلاً فر اجاقگاز ــ نیز در سطح منطقهای صورت میپذیرفت. در ایتالیا روی شعله آشپزی میکنند، در آلمان در تفلون و در انگلیس در فر... در هر کشور با آشپزیهای مختلفی روبهرو میشوید! ما پروژهها را برای همه گروهها طراحی میکنیم، زیرا الکترولوکس از جامعیت و تنوع محصولاتش حمایت میکند و به هر گروه امکان میدهد که ویژگیهای مختص خود را حفظ کند.

تفاوت در روش است. طراح باید با بقیه شرکت یکبهیک عمل کند. طراح دیگر ــ مانند گذشته ــ همچون کارفرمایی بر دیگران نیست؛ برعکس، با همه شرکت همراه است. این احساس برتری نداشتن نسبت به دیگران از اولین خصوصیات ماست: ما در عین حال مهندس و جامعهشناس و برنامهریز هم هستیم. علاوه بر آن، طراحان کاملاً دریافتهاند که طراحی گونهای ارتباط است و ایتالیاییها نخستین کسانی بودند که این مفهوم را بدین شکل درک کردند. دنیا پر از مکتبهای طراحی است؛ در هر جای که بخواهید میتوانید طراحی را فراگیرید، اما این فرایند در ایتالیا منحصر به فرد است و حس و حال متفاوتی دارد. شاید این مسئله به فرهنگ یا تخیل مربوط شود ــ هر چند ممکن است این اصطلاح خندهدار به نظر برسد.

یک تولیدکننده باید تمام مسائل و ملاحظات بازار را در نظر داشته باشد. ابزارهای مهمی برای تحقیق و آزمایش وجود دارند که برای برنامهریزی نیز سودمند هستند؛ البته باید بدانید که چگونه آنها را تفسیر کنید. توانایی دستیابی به اطلاعات، گواه برنامهریزی خوب یک شرکت است. طراح باید این اطلاعات را به شیوه خود «بخواند» و با کار و ارتباط متقابل با سایر تیمهای تولید پاسخ صحیح را بیابد. اما استراتژی طراحی نباید به همینجا محدود شود. بخش خلاقهای هم قائم به ذات خود وجود دارد که از دادههای خارجی تأثیر نمیپذیرد. برای مثال، یک روش آن است که چهار نفر را در اتاقی تاریک حبس کنیم و از آنها بخواهیم از «درون» خود یخچالی را طراحی کنند. هر چند ممکن است این روش افراطی و حتی بیهوده به نظر برسد، اما در حقیقت یک عمل خلاقانه است که نکات مهمی را متذکر میشود. هر یک از آن چهار نفر داخل اتاق، فرهنگ و تجربه و احساسات خود را به همراه دارد که از آمار و ارقام و دادهها و نیازهای بازار مستقل هستند. طبیعتاً تلاشهای طراح در ادامه با نیازهای مشتریان و دادههای مشاوران خارج از کارخانه روبهرو میشود. به عبارت دیگر، برای عرضه یک محصول همه عوامل دخیل هستند.

باید دو بخش کوه یخی را از هم تمیز دهیم: نوک کوه که در مجلات به چاپ میرسد، و بخش زیرین یا پنهان که در همه خانهها یافت میشود و پانزده میلیون دستگاه فروش دارد. اگر در بخش قابل مشاهده ــ بخشی که به نوعی پرچمدار کارخانه است ــ تحقیق نقش مهمی بازی میکند، در تولید صنعتی با جنبههای کاربردی، عملکردی و مسلماً اقتصادی آن، طراحی نیز پا به پای سایر عناصر نقش دارد و اهمیت آن به هیچ وجه کمتر نیست. باید بگویم که دقیقاً همین بخش ــ بخش پانزده میلیونی که وارد خانهها میشود ــ است که واقعاً باعث افتخار من است. این وجه از تولید بیشترین رضایت را به همراه دارد. روشن است که در هر دو جنبه تولید، نقشهایی که طراحی بازی میکند متفاوتاند، درست همان طور که نقش مدیریت نیز متفاوت است.
البته همه تولیدکنندگان به نوک کوه یخی نیز نیازمندند تا حضور خود را محک بزنند، تحقیقاتشان را به انجام برسانند و جلب توجه و اطمینان یابند که بر سر زبانها هستند. به خاطر دارم یک بار ماشین لباسشویی ویژهای برای معلولان و افراد مسن طراحی کردیم و آن را به مسابقه «وسیله طلایی» فرستادیم که مورد توجه قرار نگرفت؛ اما هنگامی جایزه خود را دریافت کردیم که یک خانم سالخورده انگلیسی یک نوار ویدیویی برای ما ارسال کرد و در آن نشان میداد که با آن ماشین توانسته است برای نخستین بار در سی سال اخیر خودش لباسهای خود را بشوید. ملاحظه میکنید: درجات مختلف ارضا و انواع متفاوت تحقیق!
بدون شک پویایی یک کارخانه به مجلات نیز بستگی دارد، اما این هم حقیقتی است که آنها به ندرت چیزی درباره مثلاً ماشین لباسشویی برای معلولان چاپ میکنند. ما برای مجلات نیز باید انگیزه ایجاد کنیم. چند سال پیش اجاق گاز سیاهی ساختیم و آن را در محیطی متفاوت از آنچه که در تبلیغات سازندگان لوازم خانگی مرسوم است ــ یعنی صحنهای مشترک از خانوادهای خوشبخت ــ به تصویر کشیدیم.

همان طور که قبلاً گفتم، این مسئله فرم و عملکرد نیست؛ مسئله «وجه مشخصه» است. در طول روز ما هزاران شیء را در خانه مورد استفاده قرار میدهیم ــ اشیایی که بخشی از ما و فعالیتهای ما هستند. ما در تمام بیست و چهار ساعت در کنار این اشیا هستیم، اما شاید عملاً دو تا از آنها را به کار ببریم. چرا این اشیا زیبا نباشند؟ چرا اشیایی نسازیم که بتوانیم با آنها رابطه برقرار کنیم؟ چرا اشیایی نسازیم که بلافاصله قابل تشخیص باشند؟ وسایل خانه جعبههایی هستند که کاری را انجام میدهند که برای آن ساخته شدهاند، اما اگر این وسایل طراحی نشده بودند، خانههای ما به چه روزی درمیآمد؟
بهترین اپلیکیشن شما چه کسی است؟یک ایتالیایی که برای کاری تبعید شده است یا در آفریقا ساکن است و دلش برای غذاهای خانه تنگ شده، به خاطر طعم طبیعی مواد خام، یا یک خانواده ایتالیایی که برای پنج روز متوالی در ویلای ییلاقی خود است. تعجب نکنید! از تماسهای متقاضی و پیشنهادها برای بهبود محصولات دفتر ما پر است؛ چون استفاده از یک ماشین لباسشویی در طول دوـسه ساعت با تمیز کردن کف اتاق یا پخت غذا متفاوت است. اطلاعات لازم برای طراحی یک ماشین لباسشویی مربوط به لوازم شخصی خانه، ساعات مصرف، میزان خاکی بودن لباسها و غیره است. این اطلاعات در مؤسسه طراحی ما جمعآوری و دستهبندی میشود.
آیا شرکت الکترولوکس در مسائل حساسیتی به بچهها و خانوادههای جوان توجه دارد؟بله، چرا که باید به ذائقه نسلهای مختلف احترام گذاشت. این امر بسیار در میان کشورها و نسلها متفاوت است. عصر ما بسیار غنی و پیچیده است و ارتباطات در خانواده سرعت گرفتهاند. آنچه جذاب است، این است که ما شاهد تغییرات بسیار کوچکی در اشیا هستیم؛ اشیا بهتدریج در طول زمان تغییر میکنند. برای مثال، کلاس فرهنگی ۲۰ ساله امروز با کلاس ۲۰ سالهای که پدرش ۲۰ ساله بوده متفاوت است ــ آن یک «اپلیکیشن» متفاوت است. اما باید مجموعه محصولاتی متنوع تولید کرد تا پاسخگوی نیازهای مختلف باشد. برای همین است که در طی سالیان محصولات جدیدی تولید میشوند. وقتی از نیاز استفادهکنندگان صحبت میکنیم، باید به چند چیز فکر کنیم: چگونگی استفاده، زیبایی طراحی، و سهولت استفاده. این سه نقش اصلی طراحی هستند که باید پیوسته بهبود یابند.
چه تعادلی را میان طراحی امروز و طراحی سی سال بعد از خود را تصور کردهاید و یا وجود دارد؟هنر من در آن است که بر اساس نیازهای امروز طراحی کنم و در عین حال همچنین بر چیزهایی تأثیر بگذارم که در آینده تغییر خواهد کرد.








