این پروژه در تلاش است، تا به «خانه»، نه صرفاً به عنوان گونهای از معماری، بلکه به عنوان جزئی از ما و زندگیِ روزمرهِ ما بنگرد، که فراتر از هر مکانی، نسبتِ ما را با خود، دیگران و هستی پیرامون ما، تبیین میکند. با نگاهی اجمالی به تاریخ معماری معاصر، میتوان دریافت طی چند دهه گذشته، فاصله ما با معنای حقیقی «خانه» بیشتر شده است. قطعاً عوامل اقتصادیِ امروز در این نتیجه، بیتأثیر نیست، ولی سؤال اینجاست که آیا پارادایم امروز «خانه» در ایران، تنها معلول ِشرایط اقتصادی است؟ یا اینکه تغییر در باورِ ما به مفهومی به نام «خانه» است که، باعث به وجود آمدن این شرایط شده؟
مفهوم «خانه» در ایران و دنیا، طی چند دهه گذشته، پیرو عوامل متعدد، تغییرات زیادی داشته. در ایران، نقطه عطف این تغییرات، دهه پنجاه خورشیدی است، جایی که پیرو افزایش جمعیت شهرها از یک سو و افزایش درآمد نفتی و سیاستگذاریهای غلط دولتها، «خانه» به کالایی سودمند برای تولید سرمایه بدل شده، امری که از دهه هفتاد با بوروکراتیک شدن این جریان از سوی نظام حاکم، امر «خانه» و «خانهسازی» را به مهمترین زمینه سرمایهگذاری در ایران بدل کرد.
برای ما در فرایند طراحی «خانه شماره ۱۰ جلفا»، فرصتی فراهم است برای جستجوی معنایی عمیقتر از «خانه». بنابراین این پروژه در تلاش است، در تعاملی مؤثر با متن پیرامونش، به مأمن و مکانی بدل شود که بخشی از آرامش از دست رفته ساکنانش را بازیابد. با نگاهی به نقش و جایگاه «خانه» در تاریخ گذشته این سرزمین، شاید بتوان گفت که «خانه» پاسخی در راستای بهبود کیفیت زیستِ روزمره انسان، در برابر مسائل و چالشهای متعدد پیرامون است. حال سؤال اینجاست که امروزه ارتباط میان انسانِ معاصر و متنِ پیرامونش با تمامی چالشها و بحرانها و مفهومی به نام «خانه» کجاست؟ آیا بازیابی معنایی معاصر از مفهوم «خانه»، در پاسخ به شرایط حاکم، میتواند برای انسانِ امروز، فضای بهتری را برای زیستن و تابآوری فراهم آورد؟
«خانه شماره ۱۰» در «محله جلفا» و در کنار کلیسای وانک واقع شده، مکانی که ۴۰۰ سال پیش، به حکم شاه عباس صفوی تعیین شد، تا در دیگر سوی زایندهرود، مکان استقرار ارامنه کوچانده شده به اصفهان باشد. کلیسای جامعِ وانک، کلیسای مریم، بیتالحم و میدان جلفا و خانههای تاریخی، در کنار پروژه، نشانههایی پابرجا، از معماری و نحوه زیستِ مردمان آن دوران است.
ارامنه جلفا به عنوان یکی از مهمترین بازوان اصلاحات اقتصادی شاه عباس (که نقش مهمی در تجارت ابریشم دارند)، امروزه اکثر ساکنان این محله را تشکیل نمیدهند، چرا که از یک سو جمعیت قابل توجهی از ارامنه، طی چند دهه اخیر مهاجرت کردهاند و از سوی دیگر، با توجه به موقعیت و پتانسیلهای گردشگری این محله، فضاهای بسیاری به کافه و رستوران بدل شده و این محله را به فضایی برای گذران اوقات فراغت شهروندان و گردشگران تبدیل کرده است.
طی این جریان، روز به روز، از «خانه» و سکنه دائمی که به طور روزمره در این محله زیست میکردهاند، کاسته شده و به فضاهای تجاری و گردشگری افزوده شده است. به رغم اینکه ایجاد فضاهای عمومی و زیرساختهای گردشگری، نکات مثبت بسیاری برای شهر به دنبال دارد، ولی این جریان، زمانی که بدون برنامهریزی و در نظر گرفتن تمامی جوانب امر ادامه یابد، پیامدهایی منفی به دنبال دارد. حال سؤال اینجاست که چطور «خانه» و موضوع سکونت، به عنوان مهمترین اجزای شهر، میتواند در تغییر و تحولات کالبدی، اجتماعی و فرهنگیِ متن پیرامونش اثرگذار باشد؟
در روبهرو شدن با خانه، ترکیب روحیه گرم آجر با حجمهای ساده بنا، وعده محیطی گرم و صمیمی میدهد. پنجرهها در ساختار بیرونی با سادگی در کنار آجر حضور مییابند تا مصالح اصلی خودنمایی کند. خانه از سرامیکهای رنگی کوچک دستساز و چوب نیز برای تقویت حس سکونت و پیوند آن با خاطرهها بهره میجوید.
دیواری آجری که از پایینترین سطح خانه به جدارههای آجری بام ملحق میشود و پیوند بیرون و درون پروژه را بارزتر میکند، بستر راهپله خانه شده است و نوری که از سقف شیشهای راهپله روی این دیوار میتابد، بازی نور و زمان را به فضا میافزاید. نورگیر خانه نیز با پوشش آجری پذیرای دو تراس و باغچه فلزی معلق است که ضمن اجازه به عبور نور، فرصتی برای ارتباط درون و بیرون فضاهای خانه را فراهم میکنند.
تراسها به فرمهای دیگری نیز در نما شکل میگیرند. دو قاب فلزی فضاهای کوچکی را برای ارتباط با محیط بیرون در اختیار ساکنان قرار میدهند و تراس وسیعتری نشیمن را با درخت چنار بزرگ مجاور خانه پیوند میدهد. آشپزخانه برای جا دادن فضای ناهارخوری در دل خود، کابینتها را با درهای یکپارچهای پوشش میدهد که با رنگ سبزشان با گیاهان حیاط خلوت همنشین شدهاند.
خانه در گشودگیاش به سمت نور، سخاوتمندانه آغوش میگشاید و تناسبات پنجرهها به گونهای شکل میگیرد تا فضاهای محدود بنا در همنشینی با شیشههایی یکپارچه، در امتداد فضاهای بیرونی گسترش یابند و همزمان در کنار آن بستری برای تبادل سبزینگی بین بیرون و درون حاصل شود. این پنجرههای وسیع برای نظافت از تراسهای کوچک کنار خود بهره میگیرند و همچنین با استفاده از دستاندازهایی با ارتفاع مناسب، امکان شکلگیری سکوهای نشیمنی را در کنار خود فراهم میکنند.
خانه در حیاط و بام خود، ترکیبی از فضاهای باز و بسته و نیمهباز واسطی را شکل میدهد تا خصوصاً در بام، حرکت بین این بخشها، تجربه حسهای متنوعی را برای ساکنان امکانپذیر کند. پوشش آجری سطوح، یکپارچگی خانه را در این حرکت حفظ میکند و سقف و جدارههای شفاف راهپله، فضای داخلی را به بیرون پیوند میدهد. در قسمت شمالی بام، استخر و جکوزی کوچکی قرار دارد که با پوشش گیاهی و دیوارهای چوبی، محرمیت خود را به دست میآورد.
محل اجرا: محله جلفا، خیابان مهرداد، کوچه لیلا، پلاک ۱۰، اصفهان
کارفرما: خانواده موسوی، نجاتی
تیم طراحی: محمد عرب، مینا معینالدینی، الهه حاجدایی، نازیلا ربیعی
همکاران: فائزه طایفی، سپهر عزیزپور
اجرا: گروه ساختمانی انصاریپور
نظارت: استودیو فضا، رویداد، شهر
مدیر اجرا: مهران انصاریپور
طراح سازه: حسین دودی
تأسیسات برقی: راهبانان اندیشه
تأسیسات مکانیکی: حمید مهاجرانی
گرافیک: استودیو فضا، رویداد، شهر
عکس: محمد سروش جوشش
زیربنا: ۴۰۰ متر مربع · مساحت: ۲۳۵ متر مربع
