زمین خانه شماره هفت در محل باغهایی قرار دارد که یکی پس از دیگری در حال نابودی و قربانی گسترش شهرند. آخرین و تنها باغ باقیمانده آن حوالی که مالک آن اصرار بر نگهداریاش دارد، با درختان بلند و تنومند توت، درست در مقابل زمین پروژه ما است. خانه در احترام به باغ و در مقابل سرکشی درختان توت، در بدنه شمالی عقب نشسته و شکافی عمیق را در حجم به نمایش میگذارد. این شکاف با پلکانی نمادین تا حیاط طبقه دوم پیش میرود و از آنجا به حیاط همکف سرازیر میشود. حیاط همکف باغچههایی کشیده در امتداد شکاف دارد. در دیوار جنوبی حیاط صفحاتی سبز رنگ چون پنجرههایی رو به باغ و باغهای ناپیدای بعدی - که امروز دیگر نیست - امتداد باغهای روزگاران قبل را در خاطر ابدی میکند. شکاف حجم فضای داخل را به دو قسمت جداگانه عملکردی تقسیم میکند، در هر دو طبقه فضاهای خصوصی در بخش شرقی و فضاهای عمومی در بخش غربی.
خانواده ساکن خانه چهار نفرند که طبقه همکف را برای زندگی روزانه و طبقه بالا را برای پذیرایی و اقامت میهمانان گاه و بیگاهشان میخواستهاند. به دلیل روحیه خاص خانواده، فضاهای عمومی، در طبقه همکف و نیز بین دو طبقه، در ارتباط فراوان و سیال با همدیگر است و به کمک بازیهای حجمی دیدهایی وسیع به فضاهای باز و آسمان دارد. این خانه شاید بتواند با پیش و پسرفتگیها، پلکانها، بازیهای سطوح افقی، حیاطها، باغچهها و سایه روشنهایش، خاطرهای از گوشه و کنار خانههای پیشینمان را به یاد آورد و همنشین و همسایه خوبی برای باغ سرسبز و تنهای مقابلش باشد.








