برنامههای بزرگ بازسازی در پاریس، جای خود را به طرحهای کوچکتری دادهاند که به نحوی نامحسوس مربوط به بافت قدیم شهر هستند. هنری گائودین (۱۹۳۳) ناظر پرشور درزها، اتصالها و دیگر خطوط تاشده در معماری پاریسی است. در اینجا او تفسیری از منیلمونتان۱، حومهای که در قرن نوزدهم ساخته شده ارائه میدهد، جایی که، به گفته او «حیاطها، کوچهها و گذرها پیش از اینکه برنامهریزی شهری خودسرانه آنها را ویران کند با موقعیتیابی خلاقانهشان با هم رقابت میکردند. در نوسان بین سفید و سیاه»، این ویژگی بارز در همبستگی پُر و خالی، در پروژه زندهای که به هر حال در میان دیوارهای خیابان جا دارد، دوباره نمود مییابد.
قوسها و پستی و بلندیهایی که ساختمان را در خود پوشاندهاند، آپارتمانهای یک و دو طبقهای را تعریف میکنند که گواهی بر بررسی دقیق روشهای زندگی امروز هستند: بخش خصوصی و عمومی جدا شدهاند و آشپزخانه شکل یک اتاق مستقلِ خوشاندازه را گرفته، که اغلب به یک گنجه یا فضایی برای مواد خوراکی وصل میشود.
اگر گائودین محوطهها و حجمهایی را که در حال حاضر مختص خانههای اجتماعی هستند، بسیار ناخوشایند میداند، میکوشد آن را تا حدی با کاهش حالت بسته بودن و ایجاد چشماندازها و خطوط مورب جبران کند.
«درک من از معماری به وضوح جدی است، اما به این معنی که، اینجا و آنجا، این خانههای کوچک - در مسیر طولی و مورب - به چشمانداز باز میشوند، ویژگیهایی که با جلوهفروشی خود را تحمیل نمیکنند.»
بنابراین یک رویکرد، کاملاً تأیید شده است: مسئله مجموعه مسکونی دیگر صرف کنارهم گذاشتن واحدهای یک شکل نیست، بلکه بیشتر فرصتی است برای بررسی «واژگان کاستیها، خراشها، شکافها، گسستگیها، و فضای خالی» که گائودین در آن سرآمد است؛ با کشف دوباره هویت یک معماری کماهمیت پاریسی که با شتاب در حال ناپدید شدن است.
پانوشت
۱- Menilmontant






