روزمرگی دشمن خلاقیت است. هر تولید متعارف که در آن نوآوری هنری، فرهنگی یا فنی رخ نداده باشد — هر قدر هم کاربردپذیر، دلپذیر یا مطلوب باشد — اثر معماری محسوب نمیشود. تخیل حاصل کار ذهن بر اطلاعات غیربصری بهدستآمده از جهان بیرون است. در بحث ما، کارکرد تخیل گسترش ابعاد زیباییشناختی، افزودن معانی نو به معماری و غنیساختن فرهنگ فرمی معماری است. گسترش گستره فرم و معنا در معماری پیش از هر چیز یعنی کشف پتانسیل نهفته اشیا و پدیدههای آشنا برای تبدیل شدن به مفاهیم طراحی نوین. در این حد، معماری شبیه دیگر هنرهاست. نقاش میکوشد دستهگلی، چشماندازی یا چهرهای را به نحوی بیبدیل تصویر کند و در صورت نیاز، تا حد انتزاع کامل از طبیعت و موضوع نقاشی فاصله میگیرد. برخی نقاشان مانند ماتیس، رنگهای طبیعی را با رنگهای غیرطبیعی درخشان و خالص جایگزین کردند (تصویر ۷). لیختناشتاین تصاویر کمیک مجلات را بسیار بزرگتر از اندازه طبیعیشان بازنمود (تصویر ۶). سزان در بررسی هنری خود، ساختار فرمی چشماندازهای طبیعی را در جستجوی کشف جوهر فرم آنها تغییر داد (تصویر ۱۰). و سالوادور دالی در بسیاری از نقاشیهایش فرمهای آشنا را در روابطی غریب و کاملاً تخیلی قرار داد (تصویر ۹).
چنانکه در مثالهای بالا دیدیم، برهمزدن عادات چشم و تصور شرایط تازه یکی از تکنیکهای تخیل است، و البته فقط با تجربه و تمرین است که نتایج خوب به دست میآید. وقتی طرح ما مستقیماً به کارگاه ساختمانی نمیرود، تخیل میتواند آزاد باشد. در تقویت قدرت تخیل با تمرینهای گوناگون، به هیچ وجه نباید درباره سودمندی یا زیبایی ایدهها اندیشید؛ آنها به مراحل بعدی تعلق دارند و هرگز نمیتوان مسائل سطوح مختلف اشتغال را همزمان حل کرد.
تغییر یعنی دگرگونکردن یکی از خواص یک فرم یا شیء که از پیش وجود دارد. تنش میان آشنا و ناآشنا همان چیزی است که جذابیت میآفریند. امروز معماریهایی داریم که فرم آنها کاملاً غیر کلاسیک و به اصطلاح ناآشناست؛ در این آثار، تنشی از اصلاح یک فرم ازپیش موجود و آشنا پدید میآید.
آشنازدایی از عناصر محیط مصنوع با ویژگیای از ادراک بصری مرتبط است. این ویژگی را میتوان «اقتصاد بصری» نامید. چشم ما ظاهراً طیف گستردهای را میبیند، ولی فقط ناحیه بسیار کوچکی را به وضوح میبیند. چشم، با هدایت مغز انسان، راهبرد ویژهای برای ثبت تصویر محیط در حداقل زمان اتخاذ میکند. وقتی به تخته شطرنج نگاه میکنیم، چشم هر خانه را یکبهیک بررسی نمیکند؛ بلکه الگو یا طرح کلی را میبیند و سپس یکی از عناصر تکرارشونده را، و این برای ثبت فرم تخته شطرنج کافی است. بناهای متقارن، از آنجا که فهم آنها آسانتر است، از نظر بصری اقتصادیترند. ظاهر کلی بیشتر خیابانهای اصلی یک شهر را به یاد میآوریم، ولی بهندرت بناهای جداگانه آنها را. بناهایی توجه ما را جلب و در حافظه ما ثبت میشوند که به دلایلی از سایر بناها متمایزند. اگر بنایی فرمی متعارف و مطابق انتظار داشته باشد، از چشم میافتد. در بافتهای تاریخی و شهرهای قرون وسطایی، بناهای مسکونی اغلب با محیط خود بسیار هماهنگ بودند و اثر نمادین و بهیادماندنی بر ذهن نمیگذاشتند. در چنین فضاهایی معماری به عنوان اثر فردی عرضه نمیشد، و معماری شهر به طور کلی کانون توجه بود. در بافتهای تاریخی ارزش نمادین به منظر یک ردیف خانه (خیاباننما) یا چشمانداز شهر تعلق داشت. در شهرهای قدیمی، گرچه ممکن بود خانهها بسیار با یکدیگر متفاوت به نظر نرسند، نماهای محلات — که عناصر خاصی چون بناهای مذهبی و حکومتی در آنها متمایز میشوند — کاملاً استثنایی بودند.
به هر حال، امکانهای تغییر به اندازه خواص یک شیء دادهشده متعددند:
۳.۱.۱ — تغییر مصالح
در خاطرات بصری ما، فرمها عموماً با مصالح خاصی تداعی میشوند. فرم موجهای اقیانوس با آب و فرم کوهها با خاک، سنگ و غیره تداعی میشود. فرم موجی آشنا که با مصالحی مانند آجر ساخته شده باشد کاملاً نامنتظره است و ذهن را فعال میکند.
بازسازی یک فرم آشنا با مصالح متفاوت. پروژه ماریو بوتا به مناسبت چهارصدمین سالگرد تولد بورومینی (۱۹۹۸–۱۹۹۹) در شهر لوگانو سوئیس، نیمی از کلیسای سن کارلو (سن کارلو آله کواترو فونتانه) است که با چوب ساخته شده است. این پروژه که با مطالعات دقیق رایانهای طراحی شده است، بیشتر جزئیات بنای اصلی را کاملاً به همان صورتی که هست آشکارا نمایش میدهد. طبعاً ساخت این نیمماکت با مصالح سنتی کاملاً ناپذیرفتنی و روزمره میشد. کاربرد چوب یادبود بورومینی را نه یک کپی ناموفق بلکه اثری متمایز کرده است (تصویر ۱۱).
کشف قابلیتهای بیانی مصالح نوین. معماران، همچون مهندسان و دانشمندان، همواره در جستجوی مصالح نوین برای بناهای خویشاند. مصالح نوین امکانات تازه بیان هنری را فراهم میآورند. در سه دهه پایانی قرن، مصالح سنتتیک مانند پلیکربناتهای گوناگون برای تولید پانلهای شفاف، فلزات نوین (مانند تیتانیوم) و فلزات قدیمی به روشهای نو، واژگان بیانی را گسترش دادهاند. رنزو پیانو نمای بنایی را با ورقهای مسی اکسیدشده مصنوعی (سبز) پوشاند (تصویر ۱۲). تیتانیوم که بازتاب نور آن بسیار متمایز است، امروزه نیز بهطور گسترده به کار میرود. نمونه برجسته کاربرد تیتانیوم در نماسازی، موزه گوگنهایم فرانک گری در بیلبائو است.
کشف قابلیتهای واقعی مصالح شناختهشده. انسان به شکلی سادهلوحانه میکوشد آنچه را میداند به موارد تازهای که هنوز با آنها روبهرو نشده تعمیم دهد. آنچه فانتزی شیرین کودکان در گفتگو مینامیم در بسیاری موارد نتیجه همین رفتار است. وقتی فن عکاسی حدود نیمقرن پیشتر اختراع شد، به ویژه در فرانسه، عکاسان تمهیدات مختلفی از جمله خارج از فوکوس قرار دادن سوژه را امتحان کردند تا تصویر دوربین را به پرترههای نقاشیشده شبیه کنند. هنر عکاسی زمانی رشد کرد که عکاسان غیرهنرمند، بیهیچ وابستگی به روشهای نقاشی، به شیوهای کاملاً طبیعی و غریزی کوشیدند از قابلیتهای این فن نو برای ثبت رویدادها بهره گیرند. بتن، مصالحی بود که از روزگار روم باستان شناختهشده بود، ولی تنها در دوره بین دو جنگ و به ویژه پس از جنگ جهانی دوم با پروژههای مهمی چون ترمینال TWA (۱۹۵۶–۱۹۶۲) نیویورک کار ایرو سارینن، بیان واقعی خود را یافت. در این پروژه بتن نه به عنوان سنگ، بلکه همچون مادهای ساده، منعطف و شکلپذیر به کار گرفته شد که میتواند فرمهای سهبعدی انداموار پیچیدهای بیافریند که شکل آنها با منحنیهای پیچیده انتقال نیرو در سازه همخوان است (تصویر ۱۳). تا اواخر، پلاستیک مادهای بیارزش تلقی میشد و آنچه از پلاستیک ساخته میشد به گونهای پرداخت میشد که شبیه چوب یا فلز به نظر آید. تنها در طراحی معاصر است که پلاستیک به گونهای به کار میرود که ویژگیهای بیانی آن به روشنی به نمایش درآید، و این قاعده حتی در جواهرات پلاستیکی جدید رعایت میشود.
کشف امکانهای تازه برای استفاده از مصالح شناختهشده. هرتسوگ و دومورون در پروژه کارخانهای برای فرآوری محصولات کشاورزی در کالیفرنیا، از سنگهای رودخانهای در اندازههای گوناگون — مصالحی شناختهشده و بسیار کهن — برای ساخت دیواری کاملاً نو استفاده کردند. این دیوار، که با رویهم چیدن سنگها بدون ملات بر اساس درجهبندیهای اندازهای خاص شکل گرفته است، برخلاف دیوارهای سنگی متعارف، اجازه عبور نور را میدهد. اثر نورپردازی داخل بنا بسیار چشمگیر است (تصویر ۱۶).
۳.۱.۲ — تغییر کارکرد
تغییر کارکرد در زندگی روزمره بسیار رایج است. در مبلمان و تزئین خانه، اغلب پیش میآید که کارکرد چیزها را تغییر میدهیم: پایه چرخ خیاطی قدیمی به عنوان میز، دیگ کهنه به جای گلدان، و آفتابه برای ساخت چراغ. به این ترتیب میتوان به فرمهای از ردهخارج ارزش تازه داد و قابلیتهای جدید اشیا و عناصر معماری را شناسایی کرد. در اِرِکتیون باستانی آکروپولیس یونان، شش چهره سنگی را میبینیم که جای ستونها را گرفتهاند (تصویر ۱۵).
۳.۱.۳ — تغییر ابعاد
تغییر ابعاد یعنی افزایش یا کاهش اندازه، طول، عرض یا ارتفاع یک تیپولوژی یا عنصر شناختهشده برای دستیابی به اثرات بصری متفاوت. دری که بسیار بزرگتر یا بلندتر از اندازه معمول ساخته شده، یا پنجرههایی که — مانند کلیسای رنشان لوکوربوزیه — بسیار کوچکتر از انتظار میشوند، نمونههایی از آناند. از آنجا که ابعاد طبیعی و متعارف بناها از قرنها تجربه حاصل آمده، برهمزدن این ابعاد میتواند اثرات ناخوشایند پدید آورد — راهروی بیش از حد باریک یا اتاق بیش از حد بزرگ احساس ناخوشایند بر جای میگذارد.