در جهان | یادی از برونو زوی
چارلز جنکز خواندم. اين مقاله نشان میدهد که معماری پست مدرن که به مخالفت با معماری مدرن پرداخته. به راستی معماری پیش از مدرن است. یعنی معماری کلاسیسیسم آک ادمیسینها در این صورت. کتاب من باید زبان پست - پست مدرن معماری نامیده شود. زوی نامتغیر یا اصل دوم خود را ناقرینگی و انقطاع مینامد. وی تقارن را مساوی هدر دادن سرمایه (اسر اف اقتصادی) + تبختر و تنفر روشنفکرانهای نسبت به آدمیان میخواند و آن را به درستی یکی از اصول معماری کلاسیسیسم میداند. وی مینویسد: هر گاه از مد مبتذل تقارن خود را خلاص کردید. گامی بسیار بزرگ به سوی معماری دمکراتیک برداشتهاید! مثالی که وی در این مورد به دست میدهد نصب یک تابلو بر روی دیوار یک اطاق است. وی مینویسد بر اساس این اصل تابلو را در هر کجای دیوار نصب کنید. مگر در میان آن: و برایآن که مثالی از زشتی تقارن به دست دهد. از میدان ویکتور اما نوئل یاد میکند. این میدان به وضع سابق کاملا" غیرمتقارن بود. اما آن را گشودند و بنای یادبود این پادشاه را در میان آن جا دادند تا همه چیز آن متقارن باشد (تصویرهای ۲ و ۳).
زوی. تامتغیر سوم خود را ضد پرسپکتیو مینامد. میدانيم پرسپکتیو در عصر رنسانس توسط استادان ایتالیثی کشف و قواعدش تدوین شد و برای نخستین بار لئون باتیستا آلبرتی" آن را در کلیسای آندریامنتوای قدیس؟ به کار گرفت (تصویر ۴) این اختراع جدید در زمان خود مفهومی تازه از فضا در معماری پدید آورد: اما با همه تازگی که در زمان خود داشت برای رساندن مفهوم فضا زمان عصر مدرن کافی نبود. زیرا دید پرسیکتیوی از نقطهای ثابت به
شیء یا ساختمان یا فضا مینگرد. مفهوم یا تصور کوبیستی که در عصر ما در آثار نقاشانی چون پیکاسو تجلی کرد بهترین گویای مفهوم سه بعدی ضد پرسپکتیوی است که زوی مطرح میکند. جالب است که در نوشتههای پست مدرنیستی بارها از این مفهوم سخن به میان میآید بی آن که از زوی یادی شود. و جالب آن که زوی آنرا از مشخصهها یا تامتفیرهای" مدرنیسم برمیشمرد و بعدها پست مدرنیستها همین مفهوم را از مشخصههای کارهای خود.یا در توجیه و توضیح آنهابه کار گرفتند.
مثالی که در این مورد زوی به دست میدهد. میدان فارنزه (۲۵۲۵96 0 است. وی مینویسد
آگر ساختمانهای دور اين میدان نسبت به یک دیگر کج (زاویهدار) ساخته میشدند بر غنای سهبعدی آن افزوده میشد (تصویر ۵) و حال آن که در وضع کتونی. ساختمان روبروئی در میدان, فقط به صورت نمائی که صرفاً از روبرو مشاهده شده باشد به دیده میاید.
جملهای از وی. به اعتقاد ماء نامتغیر یا اصل چهارم او راتوضیح میدهد. جعبه رابشکنید ! مراد وی از این جمله که همانند بسیاری از اصطلاحات و نظرات وی تند و شدید است این است که هر فضای معماری که در جعبهای صرفاً مکعب یا مکهب مستطیل محصور باشد گشوده شود. در تصویر ۶
در جبان ۱ یادی از برونو زوی
وی مثالهای متعدد درباره اين گشودن يا به قول خود وی شکستن جعبه به دست میدهد. زیرا به عقیده وی فضای بسته محصور میکند و شخص را مانند مردهای در کفن محدود میسازد. اما اگر شش سطح این جعبه (مکعب) را از یک دیگر بگشائيم, دست به اقدامی انقلابی زدهايم که از اصول معماری مدرن است. پوشیده نگذاريم که پاوین بارسلن کار میس وندمرو (۱۹۲۹ ) و خانه بیلاقی وی )٩۲۳( که در نمایشگاه معماری ۱۹۳۱ آلمان به نمایش گذاشته شد نمونههای مجسم و ساخته شده این اصلند (تصویر ۷ به نظر میرسد. زوی اصطلاح جعبه یا معماری جعبهای را از فرنک لید رایت گرفته باشد. این نکته بیشتر آشکار میشود. هنگامی که وی اصل یا نامتغیر" پنجم خود را مطرح میکند.
زوی نامتغیر پنجم خود رابا نقل قولی از رایت آغاز ی گنه این سنوت واییت عریرظ بهسال 13088 اسبخ و همانجاست که رایت اصطلاح ساختمان جعبهای" را به کار میگیرد. بخشی از این نقل قول چنین است:رایت در اشاره به خانه آبشارش میگوید: ... به اندازه کافی از مهندسی سازه سر در میآوردم که بدانم بیرونیترین زاویه یک جعبه جائی نیست که اقتصادیترین مکان برای تحمل بار جعبه باشد. ۵ مراد رایت البته طرههای دلیرانهای است که در ساختمان خانه آبشار به کار برده تا این خانه و معماری آن را از شکل جعبه مانند به در آورد (تصویر ۸). زوی, پس از این نقل قول از رایت مینویسد که زبان مدرن معماری معنایش این است که مهندسان و معماران هر دو - با تکلم بدین زبان. ساختمان را از
زنجیر کلاسیسیسم برهانند و تضاد دیرینه بین
مهندس و معمار پایان یابد. از همین رو نیز وی نام نامتغیر" پنجم خود را سازههای طرهای, غلافی و غشائی * گذاشته و تصاویری که در همین بخش کتاب در تعریف و توضیح نامتغیر پنجم به دست داده است. جملگی معرف این نامتغیر وی میباشند (تصویر .)٩
ششمین امتغیر زوی فضا در زمان نام يافته. اگر در نامگذاری پنج نامتغیری که تاکنون از آنها نام بردیم. آثار معماری نامآوران این حرفه سبب این نامگذاریها باشد. بیتردید نامتغیر ششم متاثر از کتاب معروف زیگف رید گیدیئن. فضازمال و معماری است. زیرا هم او بود که مفهوم فضا و زمان را البته به تاثیر از آثار استادان معماری و کشفیات علمی قرن بیستم -به عرصه معماری آورد.
زوی در تعریف این نامتغیر خود بحثش را چنین آغاز میکند: تاریخ معماری نشان از فرصتهای از دست رفته دارد: گامهای بلند به پیش. و پسرویهای طولانی. میکل آنز, گامی بسیار بلند به پیش برداشت. همه او را ستودند: اما هیچ کس به راهمی که وی گشوده بود گام نگذاشت. برمینی جهشی رو به پیش کرد. اما در زمان حیاتش کنار گذاشته شد و پس از مرگ نیز کسی از او نامی نبرد (قادر عصر مادوبارهشنلساقی شل) کنست رو گتیویسم نشان از پیشرفتی عمده پیش از انقلاب اکتبر دارد. اما استالین که باید او را کلاسیسیستی نامدار نامید این نهضت را منجمد کرد ...(ص ۴۷).
تصویری که وی در توضیح این نامتغیر خود به دست میدهد به بهترین صورتی مراد وی را نشان میدهد (تصویر ۱۰). در بالای تصویر. وی فعالیتهای
در جهان | یادی از برونو زوی
آدمی رانشان میدهد که به گونهای آزاد. بدون فضای جا دهد. بر عکس. در پائین تصویر هر یک از جا میگیرد. به راستی, اگر به حکم نامتغیر" چهارم زوی. ضد پرسپکتیو حجم خارجی ساختمان. یا به قول وی جعبه باید شکسته شود به رعایت نامتغیر" ششم. جعبه باید به رعایت فعالیتهای دلعلی خانه منظر نام یافته است. برای درک این نامتغیر باید ابتدا استگیسین را که زیق از لیر مساق وکسم (60عوهطمل ۳ع) معمار امریکائی ترسیم کرده و توضیح دهنده کار این معمار در طرح تثاتر مامرز (0۷۵۳۲۵۲۵) در شهر اوکلاهمای امریکا است اد در این ترسیم. معمار. فراروند طراحی معماری را در ۲) آنهارابر سازه استوار کنید و
۳) آنها را به هم پیوند دهید.
اسکیس دیگری (ظاهرا از خود زوی) این نامتغیر او نه تنها پیوند عناصر یک ساختمان به یک دیگر بلکه ترابری شهری تحقق مییابد (تصویر ۱۲
در آغاز این بحث گفتیم که گزارش خبرگزاریها - به حکم ماهیت خود - معمولا" کوتاه مخایره میشوند. مجلات نیز - به حکم ملهیت خود - جای زیادی برای بحثهای مفصل ندارند. از اين رو آن چه درباره زوی نوشتم. اگر چه کوتاه به اعتقاد من. اساسیترین اندیشههای زوی را درباره جنبه مهمی از معماری که وی آن را زبان معماری مدرن مینامد روشن میکند. و گر نه. درباره اندیشهها و نظرات زوی کتابها میتوان نوشت و بیگمان نوشته خواهد من زوی را تنها یک بار دیدم و آن هنگامی بود که وی برای شرکت در دومین کنگره معماری جهانی که به سال 1۳۵۳ فو شیراز عقگیل شلل به ابراق آعله بود. همکاران دانشکده هنرهای زیبا از فرصت استفاده کردند و او را دعوت به سخنرانی در دانشکده کردند. وی پذیرفت و در تالار این دانشکده سخن گفت. ابتدا به انگلیسی از حاضران پرسید میخواهند او ب نگلیسی سخمن بگوید با ایتلیانی و رئیس وقت دانشکده آن را به فارسی ترجمه کرد. وی آثار معماران بزرگ آن زمان را بر اساس همین تنامتغیرها بی آن که مستقیماً از آنها نام برد - تحلیل کرد. لحن گرم و شخصیت آتشین وی که در اخبار خبرگزاریها با واژه انگلیسی ۴۵۳۷۵0۶ از آن یاد شده است و نیز البته مطالبی که میگفت مرا بسیار مجذوب کرد. در اين زمان من تقریباً تازه از ینگه دنیا و فرنگستان به ایران آمده بودم و ترجمه فضا مان اندکی پیش انتشار يافته بود. از اين رو چندان با
معماری معاصر مغرب زمین بیگانه نبودم. با این همه افسوس خوردم که چرا شاگرد زوی نبودهام. هم شخصیت گرم وی که با تکان دادن دست و سر و گردن و طرز ادای کلمات. بی آنکه ایتالیائی بدانم. به آن متوجه میشدم و هم تحلیلهای موشکافانه وی از آثار بزرگان معماری آن زمان که از ترجمه سخنرانیش به فارسی آن را فهمیدم نظرم را به خود میخواند. بعدها که از طریق کتابهایش بیشتر با عقائد او اشنا شدم. گر چه پارهای از نظرات او را موافق نظر خود نیافتم و یا درباره آنها پرسشهائی به ذهنم آمد ولی صراحت وی را در گفتار و روش تحلیلی او را که همواره معلمانه است میستايم. روانش شاد باد.
) زبان مدرن معماری (انگلیسی) چاپهای سال ۱۹۷۵ و 1۹۹۴ شماره صفحههای ملعذ متن مربوط به اين ماعذ است. مگر ملحذ دیگری ذکر شده باشد.
۲) واسازی دکنستروکسبین ترجمه فارسی ۱۳۷۵
۳) فضا. زمان و معماری (انگلیسی) ۱۹۶۸
پانوشتها
هنتاعا ۸9 0۲ ععقنعصم؟ ۳۷۵0۵ 18 .1
2. 06011۳707 2020061
تاعطال۸ ماعتللهظ «مم[ .3
امه( م۸۲ 5 4
۵ به تقل از کتاب ۵۲۵۵0/۲۲6 ۸۳۵۲62 ۵ در کتاب زوی: ص ۴۰
باه وصوعماممه( 0صد رالوطه بعبهانامهمن .6
به حواست آقای دکتر منوچهر مزینی املای فارسی اسامی
دانشگاه واشنگتن فارغ لتحصیل شد و در همان
سال در رم هم به تحصیل معماری پرداخت. و در
سال ۱۹۷۶. پس از فراغت ازتحصیل, در انجمن معماری لندن به کار پردانخت. پس از آغاز کار
ترجمه فرزانه طاهری
خود را در شهر نیویورک تاسیس کرد. در دانشگاه کلمبیای یویورک در دانشکده معماری و طرح ریزی, به عنوان استاد تمام وقت از سال ۱۹۸۹ و استاد دستیار. از ۰۱۹۸۱ در دانشگاه واشنگتن در سیاتل, در انستیتوی پرات در نیویورک. در مدرسه طراحی پارسونز در نیویورک ودانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا نیز تدریس کرده است.
عفن |۱ شفه هال
نظرتان درباره واکنش منتقدان به کارتان چیست؟ خوب. در مجموع منتقدان برخورد خوبی با من داشتهاند. از طرف دیگر, دست کم تابه اینجاءبه طور کلیاحساس میکنم لب کار مرا درنیافتهاند.یعنی آن مبلحث عمیفتری که سعی کردهام در هر پروزه به آنها بپردازم. اينکه بابت شکل غیرمتعارف یک بنا مورد حمله قرار بگیرم یابه خاطر رعایت ریزهکاریهای دقیق تحسینم کنند. از نظر من در اساس یکی است. خوشایند. نه جندان خوشایند. اما صنعتگری در جزئیات هرگز دغدغه اصلی من نیست: در واقع اينها جنبههای عرضی تلاشی هستند کهمعطوف به یک هدف مفهومی بزرگتر است. هدفی که منتقدان از قرار متوجهش نشدهاند یا از توجه به آن پرهیز میکنند. شاید اشکال از خودکارها است. شاید هنوز درگیرشدن در آن سطح است وقتی کسی دیگر کار آدم رامیخواند. امابه هر حال. کمی برایم مایوسکننده بوده است. حللا
چگونه به یک پروژه جدید نزدیک میشوید: چگونه آن رابا هدفی مفهومی بارور میسازید؟
من به طور کامل به دیاگرامهای مفهومی متکیام؛ آنها را سلاح مخفی خود میدانم. این دیاگرامها به من امکان میدهند که تر و تازه از پروژهای به سراغ پروژه دیگر بروم. از مکانی به مکان بعدی حرکت کنم. اگر با واژگانی ثابت به پروژههايم نزدیک میشدم. حالا دیگر فرسوده شده بودم؛ خیلی وقت پیش علاقهام رابه معماری ازدست داده بودم. یافتن مفهومی اولیه برای هر پروژه که جوهر فرصتهای معمارانه منحصر به همان پروژه را دریابد از نظر من هار اهفیذیه آن است. ری است گاید ها فلز از آن وارد معماری میشوند. هر چند بهنظر میرسد که اگر نگویم اغلب. بسیاری از آنها که کار مرا
میپسندند کیفیتهای تجربی یاپدیدار شناحتی آن را کانون توجه قرار میدهند. کیفیاتی چون نور. کاربرد مصالح.و از این قبیل اما آنچه برای من اهمیت دارد.
در تک تک پروژههایم:مسائل تجربی قرار است دو خدمت ایده زیربنایی باشند. از آغاز کارم. با دیاگرامها کار کردهام. در واقع. تا همین امروز. کارم هنوز از مجموعه دیاگرامهایی که برای میلان تهیه کردم تأثیر میگیرد. دراین دیاگرامهء به مطالعه چیزی دست زدهام که خودم اصطلاح روابط با واسط را برایش وضع کردهام که درسازماندهیهای فضایی شهری اهمیتی اساسی دارد. روابطی جون بین بالای. کنار و از این قبیل. احساس می کردم که اين کیفیات فضادر تجربه شهری نقثی بنيادین دارند و با این همه در استراتویهای شهرسازی ستتی نادیده گرفته میشوند. از آن زمان تاکنون مشغول پرورش تکنیکهای دیاگرامکشی خود بودهام.
اگر اجازه بدهید. میخواهم بعضی از این دیاگرامها را نشانتان بدهم. ساختمانها را نه, فقط دیاگرامها را تا دست کم برخی از این ایدهها را برایتان رو کنم: خانه مارتساز وایین یارد: دیاگرام خانه که استخوانبندیش در بیرون قرار دارد منعکس کننده افسانه اسکلت نهنگ درساحلی است که سرخیوستان در آن ساکناند. اتاقها مثل بدنها هستند. پس ویژگی اصلی آن اسکلت بیرونی انداختن سایههای خطی است که از نظر من دستاورد شاعرانه. دستاورد فضایی پروژه است: سایهها و خطها سایهها به عنوان خطها.
خانه استرتو" دالاس: در نخستین اسکیس خود عناصر سبک و سنگین راکشف کردم. بعد آن اسکیس رابه قیاس اثری از بلابارتوک آهنگساز به صورت یک دیاگرام درآوردم. این اثر موسیقی چهار وان قارفبستکیسن سبگ «سنگیون «سیکه کسا یک اسشرثو مشخص میشود. دردیاگرام. اه استرتو را گرفتم و سعی کردم آن را به صورت
رقص فضایی درآورم. خیلی به دیاگرام نزدیک ماندیم. دیاگرام پیشروی کار کل خانه را هدایت میکرد. حتی تکنیکهای ساخت را. نه فقط فرمهایی که خانه را میسازند مثل آلات موسیقی عمل میکنند. چشماندازهم چون یکی از صداهای موجود رادر استرتوعمل میکند.برای مثال, توجه مینشیند. اتاق غرقاب برایتان میماند. که مرکز مفهوم معنای اصلی خانه است.
اسکیس ارتباط بسیار محکمی با ایده معماری به عنوان یک هنر بصری دارد. هر چند قبول دارم که معماری حاوی عنصر بصری بسیار محکمی است. به اعتقاد من یک فرم هشری بسیار غتیتر شامل بعد مفهومی. بساوایی. پدیداری, اجتماعی و بیش از حد به نشانهها و نمادها که ویژگی اصلی معماری هنری است بصری.
از نظر من. حتی جدیترین و با حسن نیت ترین این تلاشها مایه تحقیر معماری شد. آن را به یک وی تمیتیثیگی یل کرف فر چف. توفتدک تست که لها بر تملدها در یگ سافصسان مارا منتقل میکنند. اما به اندازه بازی نور و سایه. موسیقی پژواکهاو بافتها و بوها هاله و حضور مصالح واقعی. نمیتوانند این کار را کنند. فکر طیف رنگهای معماری عمل میکند. من نه فقط میخومق دون يم
(به توضیحات درباره ایدهها برمیگردد). خانههمای نکسوس. فوکوئوکا. ژاپن: اين








