در سحرگاهان ۱۹ دی ماه امسال برونو زوی، معمار و نظرور ارجمند ایتالیایی، در رم، شهری که ۸۱ سال پیش در آن زاده شده و بیشتر عمر خود را در آن به سر آورده بود، درگذشت. خبری که خبرگزاریهای مهم انتشار دادند نیز تقریباً به همین مضمون بود: «رم: معمار و مورخ معماری، برونو زوی، دشمن آتشین فاشیسم در علم سیاست و معماری، در ساعت ۳ و ۴۷ دقیقه بامداد امروز (۹ ژانویه)، در خانه شخصی خویش درگذشت. وی استاد معماری در دانشگاههای رم و ونیز بود. به مدد نوشتههای وی، معمار امریکایی فرنک لید رایت را همگان شناختند و مفهوم معماری آلی Organic Architecture، که رایت واضع آن بود و عبارت است از آمیختن طبیعت و معماری، توسط زوی توضیح داده شد.»
اخبار خبرگزاریها البته به حکم ماهیت خود کوتاه است و اگر چه بخشی از واقعیت را باز میگوید، اما حق مطلب را کاملاً ادا نمیکند.
به عقیده من، زوی پیش از آن که مورخ معماری باشد، تئوریسین یا نظرور معماری بود. او تاریخ معماری را خوب میدانست و از همین رو خوب میتوانست به تحلیل پدیدههای معماری بپردازد. زوی اگر چه در شناساندن معماری فرنک لوید رایت به عامه اروپائیان (و نیز جهانیان) سهمی بزرگ دارد، اما نقش وی در نظریهپردازی درباره معماری مدرن را باید مقدم بر تحلیلهای وی از آثار رایت برشمرد. تا آن جا که من میدانم و میتوانم بگویم هیچ نظرور و مورخی به اندازه وی به صراحت و جسارت معماری مدرن را تحلیل نکرده است و نشانهها و اشاراتی صریح از معماری «پس از مدرن» در نوشتههایش موجود نیست. به راستی کار وی تاریخنویسی به شیوه معمول نمیباشد، زیرا وی در نوشتههایش وقایع تاریخی معماری را به عنوان شواهدی بر نظریاتش درباره معماری مدرن به کار میگرفت و برخی از این نظریات، چنان که گفتیم، اشاراتی بسیار روشن از گرایشهای معماری «پس از مدرن»، که امروز همه آن را میشناسیم، دارد.
وی در کتابش به نام «زبان مدرن معماری»۱ هفت خصلت یا ویژگی، که وی آنها را «نامتغیرها» Invariables مینامد، برای معماری مدرن برمیشمرد. و به روشنی و صراحت و با زبانی آتشین، که به نظر میرسد ناشی از خلق و خوی او باشد، آنها را تحلیل میکند و توضیح میدهد و در اثبات نظرات خود شواهد تاریخی — چه قدیم و چه جدید — میآورد.
«نامتغیر» نخست را، وی «فهرست، همچونان روش طراحی معماری» مینامد و مینویسد که این فهرست که شامل همه عملکردهای یک اثر معماری میشود، اصل آغازین زبان مدرن معماری است و تمام اصول دیگر تابع آنند. مراد زوی از این «فهرست عملکردها»، چنان که ممکن است به نظر رسد، این نیست که جامهای مقید، تافته و بافته از عملکردها برای معماری پدید آورد، بلکه درست بر عکس، مرادش این است که هر یک از عوامل ساختمانی نمودار عملکردی خاص باشد که آن عامل در ساختمان به عهده دارد. مثالی که وی در این مورد به دست میدهد، عامل پنجره در ساختمان است (تصویر ۱).
چنان که میبینیم این تصویر نمای سه ساختمان را نشان میدهد. نمای ساختمان بالائی نشانگر یک نمای کلاسیک است و نمای میانی نمایانگر یک نمای مدرن سطحی یا قلابی و نمای زیرین، نمائی که زوی خود به دست میدهد. در دو نمای نخستین، پنجرهها به هیچ روی معرف عملکردی که در پس آنها میگذرد — خواه اتاق پذیرایی، خواه اتاق خواب و یا آشپزخانه — نیستند. در حالی که در نمای زیرین، اگر چه هر پنجره ساز خود را میزند، ولی عملکرد فضائی است که هر پنجره نمودار برونی آن است.
جالبتر از این ترسیمها، بیان زوی در معرفی اصل نخستین او در معرفی معماری مدرن واقعی است. وی در توصیف این اصل مینویسد که این اصل، لوح ضوابط و اصول نوشته و پذیرفته شده معماری را پاک میکند، آن را بازسازی میکند و از این قیود میرهاند و به جای آن دستور و متنی تازه مینگارد (ص ۷ و ۸ مأخذ ۱).
گفتیم که زوی در توصیف اصول معماری مدرن به قسمی که وی آن را تعبیر میکند نشانههائی از گرایشهای اخیر دارد. آیا این نوشته زوی همان نیست که بعدها با قرض از یک اصطلاح فیلسوفان یونانی، دریدا و مرید او پیتر آیزنمن پالیمسست (Palimpsest) مینامند و یکی از اصول گرایش واسازگران امروز را به وجود میآورد؟ جفری برادبنت۲ در اشاره به نکته اخیر در معنی این واژه که بسیار مورد علاقه دریدا است، به نقل از فرهنگ انگلیسی آکسفورد مینویسد که «پالیمسست عبارت از پوست یا سنگ لوحی است که نوشتههای قبلی را از روی آن پاک کرده باشند تا سطحی سپید برای نوشتهای تازه به وجود آید.» (واسازی: ص ۹، ترجمه فارسی)؛ و زوی سخن از پاک کردن لوح گذشته و آغاز از نقطه صفر میگوید. خود زوی نیز در مقدمه چاپ دوم همین کتاب خود (۱۹۹۴) مینویسد: «چهار سال پس از انتشار نسخه ایتالیائی این کتاب (زبان مدرن معماری) مقالهای بسیار خندهآور و سرگرمکننده به نام زبان پست مدرن معماری از چارلز جنکز خواندم. این مقاله نشان میدهد که معماری پست مدرن که به مخالفت با معماری مدرن پرداخته، به راستی معماری پیش از مدرن است، یعنی معماری کلاسیسیسم آکادمیسینها، در این صورت، کتاب من باید «زبان پست ـ پست مدرن معماری» نامیده شود.»
زوی «نامتغیر» یا اصل دوم خود را «ناقرینگی و انقطاع» مینامد. وی تقارن را مساوی هدر دادن سرمایه (اسراف اقتصادی) + تبختر و تنفر روشنفکرانهای نسبت به آدمیان میخواند و آن را به درستی یکی از اصول معماری کلاسیسیسم میداند. وی مینویسد: «هر گاه از مد مبتذل "تقارن" خود را خلاص کردید، گامی بسیار بزرگ به سوی معماری دمکراتیک برداشتهاید!» مثالی که وی در این مورد به دست میدهد نصب یک تابلو بر روی دیوار یک اطاق است. وی مینویسد بر اساس این اصل تابلو را در هر کجای دیوار نصب کنید، مگر در میان آن؛ و برای آن که مثالی از زشتی تقارن به دست دهد، از میدان ویکتور امانوئل یاد میکند. این میدان به وضع سابق کاملاً غیرمتقارن بود، اما آن را گشودند و بنای یادبود این پادشاه را در میان آن جا دادند تا همه چیز آن متقارن باشد (تصویرهای ۲ و ۳).
زوی، «نامتغیر» سوم خود را «ضد پرسپکتیو» مینامد. میدانیم پرسپکتیو در عصر رنسانس توسط استادان ایتالیائی کشف و قواعدش تدوین شد و برای نخستین بار لئون باتیستا آلبرتی۳ آن را در کلیسای آندریا مانتوای قدیس۴ به کار گرفت (تصویر ۴). این اختراع جدید در زمان خود مفهومی تازه از فضا در معماری پدید آورد؛ اما با همه تازگی که در زمان خود داشت برای رساندن مفهوم فضا — زمان عصر مدرن کافی نبود. زیرا دید پرسپکتیوی از نقطهای ثابت به شیء یا ساختمان یا فضا مینگرد. مفهوم یا تصور کوبیستی که در عصر ما در آثار نقاشانی چون پیکاسو تجلی کرد بهترین گویای مفهوم سه بعدی «ضد پرسپکتیوی» است که زوی مطرح میکند. جالب است که در نوشتههای پست مدرنیستی بارها از این مفهوم سخن به میان میآید بی آن که از زوی یادی شود، و جالب آن که زوی آن را از مشخصهها یا «نامتغیرهای» مدرنیسم برمیشمرد و بعدها پست مدرنیستها همین مفهوم را از مشخصههای کارهای خود، یا در توجیه و توضیح آنها به کار گرفتند.
مثالی که در این مورد زوی به دست میدهد، میدان فارنزه (Palazzo Farnese) است. وی مینویسد اگر ساختمانهای دور این میدان نسبت به یک دیگر کج (زاویهدار) ساخته میشدند بر غنای سه بعدی آن افزوده میشد (تصویر ۵) و حال آن که در وضع کنونی، ساختمان روبروئی در میدان، فقط به صورت نمائی که صرفاً از روبرو مشاهده شده باشد به دیده میآید.
جملهای از وی، به اعتقاد ما، «نامتغیر» یا اصل چهارم او را توضیح میدهد. «جعبه را بشکنید!» مراد وی از این جمله که همانند بسیاری از اصطلاحات و نظرات وی تند و شدید است این است که هر فضای معماری که در جعبهای صرفاً مکعب یا مکعب مستطیل محصور باشد گشوده شود. در تصویر ۶
وی مثالهای متعدد درباره این گشودن یا به قول خود وی «شکستن جعبه» به دست میدهد. زیرا به عقیده وی فضای بسته «محصور میکند و شخص را مانند مردهای در کفن محدود میسازد. اما اگر شش سطح این جعبه (مکعب) را از یک دیگر بگشائیم، دست به اقدامی انقلابی زدهایم که از اصول معماری مدرن است.» پوشیده نگذاریم که «پاوین بارسلن» کار میس وندمرو (۱۹۲۹ ) و خانه ییلاقی وی (۱۹۲۳) که در نمایشگاه معماری ۱۹۳۱ آلمان به نمایش گذاشته شد نمونههای مجسم و ساخته شده این اصلند (تصویر ۷). به نظر میرسد، زوی اصطلاح «جعبه» یا معماری جعبهای را از فرنک لید رایت گرفته باشد. این نکته بیشتر آشکار میشود، هنگامی که وی اصل یا «نامتغیر» پنجم خود را مطرح میکند.
زوی «نامتغیر» پنجم خود را با نقل قولی از رایت آغاز میکند. این سخن رایت مربوط به سال ۱۹۵۵ است و همانجاست که رایت اصطلاح ساختمان «جعبهای» را به کار میگیرد. بخشی از این نقل قول چنین است؛ رایت در اشاره به خانه آبشارش میگوید: «... به اندازه کافی از مهندسی سازه سر در میآوردم که بدانم بیرونیترین زاویه یک جعبه جائی نیست که اقتصادیترین مکان برای تحمل بار جعبه باشد.۵ مراد رایت البته طرههای دلیرانهای است که در ساختمان خانه آبشار به کار برده تا این خانه و معماری آن را از شکل جعبه مانند به در آورد (تصویر ۸).
زوی، پس از این نقل قول از رایت مینویسد که «زبان مدرن معماری معنایش این است که مهندسان و معماران هر دو — با تکلم بدین زبان، ساختمان را از زنجیر کلاسیسیسم برهانند و تضاد دیرینه بین مهندس و معمار پایان یابد.» از همین رو نیز وی نام «نامتغیر» پنجم خود را سازههای طرهای، غلافی و غشائی۶ گذاشته و تصاویری که در همین بخش کتاب در تعریف و توضیح «نامتغیر» پنجم به دست داده است، جملگی معرف این نامتغیر وی میباشند (تصویر ۹).
ششمین «نامتغیر» زوی «فضا در زمان» نام یافته. اگر در نامگذاری پنج «نامتغیر»ی که تاکنون از آنها نام بردیم، آثار معماری نامآوران این حرفه سبب این نامگذاریها باشد، بیتردید «نامتغیر» ششم متأثر از کتاب معروف زیگفرید گیدیئن، فضا، زمان، و معماری است. زیرا هم او بود که مفهوم فضا و زمان را — البته به تأثیر از آثار استادان معماری و کشفیات علمی قرن بیستم — به عرصه معماری آورد.
زوی در تعریف این «نامتغیر» خود بحثش را چنین آغاز میکند: «تاریخ معماری نشان از فرصتهای از دست رفته دارد: گامهای بلند به پیش، و پسرویهای طولانی. میکلآنژ، گامی بسیار بلند به پیش برداشت، همه او را ستودند؛ اما هیچ کس به راهی که وی گشوده بود گام نگذاشت. برمینی جهشی رو به پیش کرد، اما در زمان حیاتش کنار گذاشته شد و پس از مرگ نیز کسی از او نامی نبرد (تا در عصر ما دوباره شناسائی شد). کنستروکتیویسم نشان از پیشرفتی عمده پیش از انقلاب اکتبر دارد. اما استالین که باید او را کلاسیسیستی نامدار نامید این نهضت را منجمد کرد ...» (ص ۴۷).
تصویری که وی در توضیح این «نامتغیر» خود به دست میدهد به بهترین صورتی مراد وی را نشان میدهد (تصویر ۱۰). در بالای تصویر، وی فعالیتهای آدمی را نشان میدهد که به گونهای آزاد، بدون فضای مقید کلاسیسیسم، صورت میگیرد تا سرانجام فضائی معمارانه آنها را در قفسی بدون ملاحظه زمان جا دهد. بر عکس، در پائین تصویر هر یک از فعالیتها، بسته به زمان فعالیت، در فضائی مناسب خود جا میگیرد. به راستی، اگر به حکم «نامتغیر» چهارم زوی، ضد پرسپکتیو، حجم خارجی ساختمان، یا به قول وی جعبه باید شکسته شود، به رعایت «نامتغیر» ششم، جعبه باید به رعایت فعالیتهای داخلی خانه شکل بگیرد.
و سرانجام «نامتغیر» هفتم که «پیوند ساختمان، شهر، و منظر» نام یافته است. برای درک این «نامتغیر» باید ابتدا اسکیسی را که زوی از اثر جان جوهانسن (John Johansen) معمار امریکائی ترسیم کرده و توضیح دهنده کار این معمار در طرح تئاتر مامرز (Mummers) در شهر اوکلاهمای امریکا است یاد کرد. (تصویر ۱۱)
در این ترسیم، معمار، فراروند طراحی معماری را در ۳ مرحله نشان میدهد:
۱) حجمها را شکل دهید و در کنار هم قرار دهید،
۲) آنها را بر سازه استوار کنید و
۳) آنها را به هم پیوند دهید.
اسکیس دیگری (ظاهراً از خود زوی) این «نامتغیر» او را به معنای وسیعتری نشان میدهد: در این اسکیس نه تنها پیوند عناصر یک ساختمان به یک دیگر، بلکه پیوند ساختمانهای مختلف با کاربریهای متفاوت با عناصری چون خیابان، پارک و حتی کل سیستم ترابری شهری تحقق مییابد (تصویر ۱۲).
در آغاز این بحث گفتیم که گزارش خبرگزاریها — به حکم ماهیت خود — معمولاً کوتاه مخابره میشوند. مجلات نیز — به حکم ماهیت خود — جای زیادی برای بحثهای مفصل ندارند. از این رو، آن چه درباره زوی نوشتم، اگر چه کوتاه، به اعتقاد من، اساسیترین اندیشههای زوی را درباره جنبه مهمی از معماری که وی آن را زبان معماری مدرن مینامد روشن میکند. و گر نه، درباره اندیشهها و نظرات زوی کتابها میتوان نوشت و بیگمان نوشته خواهد شد.
من زوی را تنها یک بار دیدم و آن هنگامی بود که وی برای شرکت در دومین کنگره معماری جهانی که به سال ۱۳۵۳ در شیراز تشکیل شد به ایران آمده بود. همکاران دانشکده هنرهای زیبا از فرصت استفاده کردند و او را دعوت به سخنرانی در دانشکده کردند. وی پذیرفت و در تالار این دانشکده سخن گفت. ابتدا به انگلیسی از حاضران پرسید میخواهند او به انگلیسی سخن بگوید یا ایتالیائی و چون ایتالیائی پذیرفته شد، بدین زبان سخن گفت که رئیس وقت دانشکده آن را به فارسی ترجمه کرد. وی آثار معماران بزرگ آن زمان را بر اساس همین «نامتغیرها» بی آن که مستقیماً از آنها نام برد — تحلیل کرد. لحن گرم و شخصیت «آتشین» وی که در اخبار خبرگزاریها با واژه انگلیسی Fervent از آن یاد شده است و نیز البته مطالبی که میگفت مرا بسیار مجذوب کرد. در این زمان من تقریباً تازه از ینگه دنیا و فرنگستان به ایران آمده بودم و ترجمه فضا، زمان اندکی پیش انتشار یافته بود. از این رو چندان با معماری معاصر مغرب زمین بیگانه نبودم. با این همه افسوس خوردم که چرا شاگرد زوی نبودهام. هم شخصیت گرم وی که با تکان دادن دست و سر و گردن و طرز ادای کلمات، بی آنکه ایتالیائی بدانم، به آن متوجه میشدم و هم تحلیلهای موشکافانه وی از آثار بزرگان معماری آن زمان که از ترجمه سخنرانیش به فارسی آن را فهمیدم نظرم را به خود میخواند. بعدها که از طریق کتابهایش بیشتر با عقائد او آشنا شدم، گر چه پارهای از نظرات او را موافق نظر خود نیافتم و یا درباره آنها پرسشهائی به ذهنم آمد ولی صراحت وی را در گفتار و روش تحلیلی او را که همواره معلمانه است میستایم. روانش شاد باد.
مآخذ
۱) زبان مدرن معماری (انگلیسی) چاپهای سال ۱۹۷۵ و ۱۹۹۴. شماره صفحههای مأخذ متن مربوط به این مأخذ است، مگر مأخذ دیگری ذکر شده باشد.
۲) واسازی «دکنستروکسیین» ترجمه فارسی ۱۳۷۵
۳) فضا، زمان و معماری (انگلیسی) ۱۹۶۸
پانوشتها
1. The Modern Language of Architecture
2. Geoffrey Beoadbent
3. Leon Battista Alberti
4. S. Andrea Mantua
۵. به نقل از کتاب An American Architecture در کتاب زوی، ص ۴۰
6. Cantilever, shell, and Membrane structure
٭ به خواست آقای دکتر منوچهر مزینی املای فارسی اسامی خارجی به شیوه مورد نظر ایشان نوشته شد.




