معماری معاصر

فتح باب...

فتح باب...

شرکت‌کنندگان

فریدون میربهاء — فارغ‌التحصیل رشته معماری داخلی از دانشکده هنرهای تزئینی در سال ۱۳۴۸. مدیرعامل مهندسان مشاور پیلاس. کارشناس رسمی دادگستری معماری و معماری داخلی.
ناصر عراقی — فارغ‌التحصیل رشته معماری داخلی از دانشکده هنرهای تزئینی و فارغ‌التحصیل آکادمی سلطنتی کپنهاک (درجه MAA).
حسن متقی — فارغ‌التحصیل رشته معماری داخلی از دانشکده هنرهای تزئینی در سال ۱۳۳۶. فوق لیسانس همین رشته در سال ۱۳۴۳. برنده جوایز متعدد نقاشی، گرافیک و مجسمه‌سازی. مدرس دانشگاه.
علی محمد شجاع جزایری — فارغ‌التحصیل رشته معماری داخلی از دانشکده هنرهای تزئینی در سال ۱۳۵۶. عضو هیئت مدیره شرکت پیلاس. مدرس دانشگاه. نایب رئیس جامعه معماران داخلی ایران.
حیدر جهانداری — فارغ‌التحصیل رشته معماری داخلی از دانشکده هنرهای تزئینی در سال ۱۳۴۷. مدرس دانشگاه.
کامبیز صفری — فارغ‌التحصیل رشته معماری داخلی از دانشکده هنرهای تزئینی در سال ۱۳۵۱. مدرس دانشگاه.
◆ ◆ ◆

معمار

طراحی داخلی به‌عنوان یک حرفه، یک صنعت و یک هنر، در دنیا شناخته شده است؛ فضای معماری بدون طراحی داخلی قابل استفاده نیست. اما در کشور ما این حرفه چنان که باید شناخته شده نیست. و شاید فقط اقشار مرفه تا حدودی به این موضوع توجه داشته و از این تخصص بهره برده‌اند. گرچه ضرورت طراحی داخلی چند بنای دولتی تا حدودی باعث جلب توجه به موضوع شده است. مجلات معماری به اقتضای ارتباط نزدیک معماری با طراحی داخلی معمولاً بخشی از صفحات خود را به این موضوع اختصاص می‌دهند. ما نیز مایلیم در نخستین شماره، مسائل کلی حرفه طراحی داخلی در ایران را از زبان صاحبان این حرفه مطرح و در شماره‌های بعد با معرفی نمونه‌های خوب انجام شده، ارتباطی میان علاقه‌مندان و مصرف‌کنندگان با تولیدکنندگان برقرار کنیم. نظر شما چیست؟

ناصر عراقی

واقعیت این است که موضوع معماری داخلی در جامعه ما لوث شده است. دانشکده هنرهای تزئینی در همان سالهای اول انقلاب با این استدلال که هنرهای تزئینی خاص اقشار مرفه است، تعطیل شد. در حالی که موضوع طراحی داخلی به هیچ وجه محدود به اقشار مرفه و خانه‌های اعیانی نیست. اگر قناعت را اصل اساسی امروز جامعه بدانیم و قصد داشته باشیم امکان زندگی راحت را در فضای ۶۰ متری یا ۴۰ متری آپارتمانها فراهم کنیم، معماری داخلی یک ضرورت گریزناپذیر خواهد بود. معماری داخلی می‌تواند به ما بگوید که در این فضای کوچک چه‌طور و با چه وسایلی باید زندگی کنیم و این وسایل را چه کسی باید بسازد.

معماری داخلی منحصر به بناهای بزرگ تشریفاتی نیست. برای تجهیز بیمارستانها، مدارس، حتی ایستگاههای اتوبوس هم می‌توان از این تخصص بهره برد. طراحی داخلی زندگی همه آحاد جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در زندگی روزمره به‌طور مستقیم مداخله می‌کند. به عبارت دیگر طراحی داخلی رفتارهای انسانی در فضاهای زیستی اعم از عمومی و خصوصی را شکل می‌دهد و راحت‌سازی زندگی هدف معماری داخلی است.

علی محمد شجاع جزایری

محدوده حرفه ما گسترده است و از مقولات طراحی شهری تا طراحی مبلمان را دربر می‌گیرد. حد و مرز حرفه ما با معماری روشن است. در عین حال باید تأکید کنم که نباید آن را با دکوراسیون اشتباه کرد. این رشته در غرب کاملاً شناخته شده است. در دنیایی که روز به روز بیشتر به سمت تخصصی شدن می‌رود و تخصصهای مختلف محدوده فعالیت رشته‌های دیگر را می‌پذیرند، معماران ما اغلب تخصص معماری داخلی را نمی‌شناسند. ۲۰ سال تمام است که اهل این حرفه در کشور ما کار می‌کنند. محصول کارشان هم قابل انکار نیست. با این همه یکی از دلایل عدم شناخت عمومی از حرفه ما خلط شدن مضمون کارمان با معماری است. در حالی که به اعتقاد من کار ما مکمل معماری است. حتی خیلی از بساز و بفروشها هم به این نتیجه رسیده‌اند که با استفاده از طراحی داخلی کارشان بهتر فروش می‌رود.

مشکل دیگر هم همان استنباطی است که موجب شد دانشکده هنرهای تزئینی بعد از انقلاب تعطیل شود. اما همان‌طور که آقای عراقی گفتند، معماری داخلی می‌تواند برای کل جامعه و طبقات کم‌درآمد هم بسیار مفید باشد. البته خوب است که همین جا اشاره کنم که در عین حال بعد از انقلاب برای اولین بار لزوم این تخصص برای جامعه و بناهای کشور معلوم شد و مهندسان مشاور معمار داخلی توانستند از طرف سازمان برنامه و بودجه رتبه‌بندی شوند.

حیدر جهانداری

به‌طور کلی بحث هنر وقتی پیش می‌آید که مسئله رفاه عمومی را در نظر داشته باشیم. همان‌طور که عنوان شد، دانش معماری داخلی در بسیاری از فضاها می‌تواند در خدمت عموم مردم قرار گیرد. اماکن عمومی که هر روز هزاران نفر در آنها رفت و آمد می‌کنند، در ترمینالها، پارکها، بیمارستانها و ...

البته در کار ما، تعیین حد و مرز رشته‌ها، اینکه بدانیم کجا کار معمار پایان می‌یابد و کار معمار داخلی شروع می‌شود، و تمیز کار دکوراتور و معمار داخلی و طراح صنعتی اهمیت دارد. اما مرزبندی قاطع و دقیق هم چندان آسان نیست. به هرحال همه این تخصصها باید با هم کار کنند همان‌طور که در طراحی و ساخت یک بنا مهندسان رشته‌های مختلف با هم همکاری دارند.

نکته آخری که می‌توانم به آن اشاره کنم این است که با تعطیل شدن دانشکده معماری داخلی پس از انقلاب، در این ۱۹ سال افراد فعال حرفه‌ای برای این رشته تربیت نشده‌اند و با بازنشسته شدن ما عرصه خالی می‌ماند.

کامبیز صفری

به‌دنبال این صحبت باید تأکید کنم که با تعطیلی مدرسه معماری داخلی، فارغ‌التحصیلان خارج آموخته جایگزین متخصصان داخلی خواهند شد و در نتیجه فرهنگ غیر را در سرزمین ما اشاعه می‌دهند و به‌تدریج نمادهای فرهنگی خود را از دست می‌بریم. همچنین در غیبت هر نوع آموزش جدی مانند رشته‌های هنری دیگر خطر نفوذ فرهنگ بیگانه از طریق نرم‌افزارهای جدید وجود دارد. خیلی از کارهای ما بایگانی شده‌اند چون سرمایه‌گذاران، شاید به خاطر سلیقه مشتری، شاید به دلایل اقتصادی ترجیح می‌دهند از طرحهای کپی شده استفاده کنند.

۵ سال است پرفروش‌ترین محصول شرکتی که می‌شناسم یک کار کپی شده است. یا برای طراحی سیستم‌های اداری، از نمونه‌های معرفی شده در ژورنالها استفاده می‌کنند. حتی معماران هم وقتی نوبت طراحی داخلی می‌رسد، کاتالوگهای هرمان میلر را به ما می‌دهند که از روی آنها کپی کنیم. وقتی می‌پرسیم اگر شما اجازه دارید کار معماری را خودتان انجام دهید، چرا اجازه نمی‌دهید ما هم خودمان کار کنیم؟ می‌گویند هرمان میلر ۵۰ سال سابقه دارد، در این زمینه تخصص دارد و کارش خطا ندارد.

مسئله دیگر حرفه ما این است که در این رشته به‌طور خودجوش نمی‌توان کار تجربی و تحقیقی و علمی کرد. معماران داخلی شاغل فرصت کار علمی ندارند. به همین دلیل نیاز به مدرسه‌ای که بتوان این نوع فعالیتها را در آن سازمان داد کاملاً محسوس است. پیش از انقلاب دولت سفارشهایی در زمینه اینگونه تحقیقات می‌داد. اما امروز ما سفارش‌دهنده‌ای نداریم. در حالی که لازم است تاریخ طراحی داخلی سرزمین خودمان را بدانیم. باید در نقاشی‌ها و مینیاتورها کندوکاو کنیم. در طراحی بسیاری از فیلمها می‌بینیم که از مبلمان و اشیاء خاص برای فضاسازی استفاده می‌کنند. تحقیق در این زمینه به همه اینها کمک می‌کند.

به اعتقاد من برای بهبود شرایط کار این حرفه باید کار توجیهی و فرهنگی شود. مجله‌های تخصصی باید به این مقوله بپردازند. صدا و سیما هم همین‌طور. این فعالیتها موجب می‌شود مردم با مضامین این حرفه بیشتر آشنا شوند. گرچه شاید مخاطب واقعی عموم مردم نباشند، چون چه در بخش خصوصی و چه دولتی افراد و مؤسسات خاصی می‌توانند مشتری این حرفه باشند.

در آخر صحبت به این مهم هم اشاره کنم که به فقدان مرکز آموزش این حرفه و فارغ‌التحصیلان جدید، در پروژه‌های بزرگ با کمبود طراحان فعال روبه‌رو هستیم. مجله شما در این زمینه می‌تواند پیشقدم شود.

فریدون میربهاء

من هم می‌خواهم بر این نکته تأکید کنم که معماری داخلی خاص بناهای بزرگ نیست. طراحی فضاهای کوچک و وسایل مورد نیاز آنها بیشتر به این رشته نیاز داریم. در حال حاضر الگوی مسکن در تهران ۷۵ متر و در شهرستانها ۱۰۰ مترمربع است. در حالی که ما همان‌طور که آقای متقی اشاره کردند در آپارتمانهای ۲۵ متری نیز طراحی مفید انجام داده‌ایم. به‌خاطر دارم در سال ۱۳۴۷ ما در این شهر ساختمان ۱۲ طبقه‌ای برای یکی از همکاران خودمان ساختیم که اغلب آپارتمانهای آن ۲۳ متری است. ولی اکنون در زمانی که وسعت و جمعیت شهرهای ایران به سرعت رو به افزایش نهاده و نیاز مبرم به مسکن مناسب کاملاً مشهود است، اغلب کارهای ما دوباره‌کاری ساختمانهای نو است که ضرر هنگفتی به سرمایه و نیروی مملکت می‌زند و همچنین با کمبود جدی طراحی مناسب برای فضاهای شهری مواجه هستیم در راستای تحول شگرفی که در ارتباطات و زندگی مردم پدید آمده است.

به هرحال جای خوشبختی است که به‌خاطر تبلور نیاز به این رشته تخصصی در ساختمانهای بزرگ، پروژه حافظیه از توانائی همکاران ارجمند ما، آقایان متقی و جزایری بهره‌مند شده است و امیدوارم که حداقل در دیگر پروژه‌های ملی، فرودگاهها، فرهنگستان، مترو و مانند آنها نیز از این تخصص بهره جویند.

حسن متقی

من چندان با این موضوع که معماری داخلی به خواص مربوط است موافق نیستم. ما طراحی بسیاری که برای عامه مردم مفید بوده انجام داده‌ایم. خود من برای یک آپارتمان ۳۵ مترمربعی طراحی داخلی کرده‌ام. حتی این مبلمان ارزانی که در بعضی از نمایشگاهها فروخته می‌شود، محصول طراحی دوستان خود ماست. یعنی ما توانسته‌ایم صندلی راحت و ساده‌ای را با قیمت ارزان طراحی کنیم. البته طراحی داخلی بناهای بزرگ مثل سینما و بیمارستان هم انجام داده‌ایم که بهره‌برداران آن عموم مردم هستند. در واقع من معتقدم معماری داخلی اساساً برای عموم مردم است.

ارتباط ما با معماران هم در خیلی از موارد مبتنی بر تفاهم بوده است و به صورت گروهی کار کرده‌ایم. البته معمارانی بوده‌اند که همه مراحل کار، حتی محاسبه ساختمان را هم خودشان انجام می‌دهند و طبعاً با ما کاری ندارند. اما بسیاری از معماران سرشناس با ما کار کرده‌اند و جنبه تخصصی حرفه ما را قبول دارند. به اعتقاد من نسبت به ده سال قبل تحولی به وجود آمده که نیاز به این رشته را محسوس کرده است. ۱۰ سال پیش این همه ساختمان بلند نداشتیم. این ساختمانها نیاز به مشاور معمار داخلی دارند. همین‌طور فرهنگسراهای جدید، کتابخانه‌ها، پارکها... به همین دلیل زمینه آماده است. منتها باید این رشته را معرفی کنیم. مجله شما در این زمینه می‌تواند پیشقدم شود.

◆ ◆ ◆

معمار

از شما متشکریم که در این گفتگو شرکت کردید. همان‌طور که در ابتدای جلسه اشاره شد، مقصود از این کار فتح باب بحث درباره معماری داخلی بود. ما امیدواریم در شماره‌های بعد نمونه‌های طراحی داخلی کشور و طراحان داخلی را به نحو مطلوب معرفی کنیم و نشان بدهیم که در کشور ما بازاری ولو کوچک برای طراحی داخلی هست. می‌توانیم صفحاتی را به معرفی نمونه‌های طراحی فضاهای یکپارچه یا نمونه‌های سفارشی یک ساختمان، یا اسباب و اثاثیه تولید شده برای یک پروژه اختصاص دهیم و امیدواریم شما در این زمینه مجله را یاری بفرمایید.