معماری معاصر

فضای داخلی و مبلمان

مرتضی برومند·معمار ۲
فضای داخلی و مبلمان

تولید مبلمان در تمدن غربی سابقه و سنت طولانی دارد. استفاده از آن گسترده و در رده‌های مختلف اجتماع معمول بوده است، و به این دلیل سبک‌های گوناگون، از روستایی و کارگری تا اشرافی پدید آمده است. همین طور که تحول نقش‌های قالی و گلیم در طول تاریخ معنا دارد، سبک مبلمان نیز در تمدن غربی بازگوکنندهٔ بسیاری از شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و حتی دینی در زمان‌های مختلف است.

تا اواخر قرن گذشته سبک تولید به طور عمده دو جنبهٔ کاملاً متمایز داشت: در یک سو هنرمندانی بودند که با بذل توجه بسیار به جزئیات و تزئینات، با وسواس و دقت، سازه‌هایی را به صورت تک‌تک برای استفاده در منازل طبقهٔ مرفه و اشراف تولید می‌کردند. در سوی دیگر صنعت‌گرانی بودند که سازه‌های خشن، بی‌روح و عبوسی را صرفاً با هدف کارآیی و دوام برای استفادهٔ طبقهٔ کارگر، روستائیان و کلیساها تولید می‌کردند.

بعد از انقلاب صنعتی در اواخر قرن نوزدهم که طبقهٔ متوسط در غرب شکل گرفت، بهره‌گیری پرشتاب از اختراعات و دستاوردهای صنعتی و علمی، ازدیاد جمعیت و گسترش رفاه عمومی شد. توسعهٔ شبکهٔ راه‌آهن، تأسیس مراکز عمومی فرهنگی و تفریحی، گسترش بوروکراسی و نیاز فزاینده به نیروی کار نشسته، خواسته‌های جدیدی را در صنعت مبلمان پدید آورد. شتاب پیشرفت صنعت و حلول روح ماشینیسم، همهٔ شاخه‌های هنر، زیبایی‌شناسی و صنایع دستی و تجسمی را دگرگون کرد.

هنرمندان صنایع دستی و طراحان برای تطبیق دادن خود با فضا و شرایط جدید و انتخاب سبک، دچار اختلاف‌های مکتبی و بنیادی شدند. این امر در نمایشگاه بزرگ سال ۱۸۵۱ به وضوح بروز کرد. برای بسیاری ظهور ماشینیسم و پیشرفت صنعت برای هنر یک تهدید بنیادی بود. ویلیام موریس، بانفوذترین طراح آن زمان گفت: «برای زندگی، تولید با ماشین یک امر آمریکایی خبیث است.»

این اعتقاد و شیوهٔ عمل در خلاقیت‌های هنری پیروان او تأثیر بسیار داشت و ریشهٔ جدل و ناسازگاری در هنرهای کاربردی سبک آرنووو شد. این طراحان در حقیقت نیاز و لزوم تغییر را پذیرفته بودند، ولی ارتباط آنها با سبک‌های کلاسیک چنان قوی بود که به آسانی قادر به گسستن و رها شدن یکباره نبودند. با اینحال این مکتب در سال‌های قبل از قرن بیستم در همه سطوح هنر تأثیر گذاشت: در ایستگاه‌های مترو پاریس؛ داخل کوپه‌های قطار؛ فضای داخل بسیاری از هتل‌ها؛ مبلمان و اشیاء تزئینی کاربردی. ولی نیروی تحرک در آن سو، یعنی سیر پیشرفت صنعت و توسعهٔ قدرت، بسیار داشت. هنرمندان دیگر نتوانستند مقاومت کنند.

جامعهٔ هنری سر بالاخره به طرف تعیین تکلیف و پذیرش عقیده و باوری که برای همه مطرح شده بود پیش رفت و آن «آشتی و آمیزش هنر و صنعت، تلفیق خلاقیت و ماشینیسم» بود. از قضا خود ویلیام موریس اتحاد جدید هنر و ماشینیسم را با اعتقاد بیشتر پذیرفت و مدعی شد اشیائی که برای استفادهٔ همگان ساخته می‌شوند، همان قدر در طراحی و خلاقیت مهم هستند که کارهای هنری. این فلسفه در واقع بنیاد و انگیزهٔ تأسیس مکتب باوهاووس شد که در آن برای اولین بار هنر و طراحی صنعتی دو رشتهٔ تکمیل‌کنندهٔ یکدیگر شناخته شدند و تفاهم و درک جدیدی از تلفیق و آمیزش منطقی این دو متولد شد.

هنرمندان و طراحان با گسستن از باورهای سنتی، با اشتیاق فراوان به نوآوری، شروع به تجربه با مواد و مصالح جدید و خلق پدیده‌های بدون پیشینه کردند. در چنین فضایی، در ابتدای قرن، معماری نیز رنسانس جدید و گسترده‌ای را تجربه کرد. عوامل اجتماعی ـ اقتصادی که زائیدهٔ پیشرفت و بهره‌گیری روزافزون از رفاه همگانی بود، خواسته‌های جدیدی را دیکته کرد. فضای هنری به سرعت بین‌المللی شد و گروهی از معماران با ملیت‌های مختلف اغلب به قبلهٔ توسعه در آن زمان یعنی نیویورک رو آوردند. ساختمان‌های بلند، مراکز صنعتی، دولتی و خصوصی با شتاب رشد کرد. دیگر با جزئیات و زواید زینتی در طراحی فرصتی نبود. بینش و تلقی نسبت به زیبایی به سرعت تغییر کرد و به سادگی، خالص بودن فضا و سازه‌ها و اهمیت کاربردی معطوف شد.

صندلی مدل بارسلونا، میس وَن‌دِروه، ۱۹۲۹

صندلی مدل بارسلونا، میس وَن‌دِروه، ۱۹۲۹

سبک آرت دکو در دهه‌های ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ حاکم شد، حتی این مکتب هم با شدت بیشتر به مدرنیسم، یعنی گسستن کامل از کلیهٔ ریشه‌های هنر سنتی معطوف شد. پذیرش ماشین و طرز عمل آن برای معماران معروف و پیش‌کسوتان مدرنیسم یک اعتقاد و شعار شد. به گفتهٔ تئو وَن دوسبورگ و لوکوربوزیه: آفرینش و طراحی حاصل تکاملی است که از راه به کارگیری روش‌های مکانیکی ممکن می‌شود؛ اولویت وظیفهٔ معمار عرضهٔ مکان، فضا، سازه و هندسهٔ بصری است؛ زائده‌های تزیینی باعث خدشهٔ فرم می‌شوند.

با رسوخ این باور، مدرنیسم در معماری چیره شد. عده‌ای از معماران رسالت خود را فراتر دیدند و عقیده یافتند که خلاقیت در مکان‌های کار و زندگی، خلق فضای درون و جای دادن سازه‌های متناسب در آنهاست. با همین انگیزه طراحی مبلمان را آغاز کردند. هدف آنها عبارت بود از آفرینش سازه‌هایی سازگار با محیط جدید معماری و عصر ماشینیسم، زیبایی هندسی فرم، تناسب ساختار و توازن خطوط، سادگی و دوری از هرگونه زائده‌ای که کارآیی نداشته باشد.

«یک سازهٔ مبلمان نباید فقط مولود ذوق فردی باشد. این جسم که از ملزومات فضای اطراف ماست، به تنهایی یک شیء سرد و بی‌روح است. وقتی معنی پیدا می‌کند که بدانیم از آن چگونه استفاده کنیم و در درون فضای بزرگتر چگونه جایش دهیم.»

ـ مارسل برویر

طراحی مبلمان و سازه‌های داخلی به این ترتیب سیر حرکت جدیدی یافت. خلاقیت برای برآورد منظور خاص در یک فضای کاملاً کنترل‌شده شکل گرفت. همزمان با کار عده‌ای از معماران پیش‌آهنگ، طراحان صنعتی نیز در صحنه حاضر شدند و انجمن طراحان صنعتی را در لندن به وجود آوردند. این عده در سال ۱۹۳۲ فضای داخلی و صندلی داخل یک هواپیما را طراحی کردند که برای اولین بار خالی از هرگونه تجمل و زائده‌های زینتی بود. این کار حرکتی بود بسیار متفاوت با سبک متداول و سنتی پر از تزئینات در واگن‌های قطار، ایستگاه‌ها و کشتی‌های آن روز. صنعت مدرن مبلمان و اصول جدید طراحی در این سال‌ها بنیان‌گذاری شد.

◆ ◆ ◆
صندلی پایمیو، آلوار آلتو، دههٔ ۱۹۳۰

صندلی، آلوار آلتو، دههٔ ۱۹۳۰

شیفتگی طراحان و معماران نسبت به توازن خطوط، سادگی و تلفیق کارآیی و فرم و جرأت استفاده از مواد جدید، سازه‌هایی را باعث شد که در طول قرن کهنه نشدند، چون ما هنوز در امتداد همان خطی که آنها پایه نهادند پیش می‌رویم.

در دههٔ بیست لوکوربوزیه و سپس میس وَن‌دِروه شیفتگی خود را به فرم‌هایی با خطوط منحنی و به‌کارگیری چرم و کروم بیان کردند. مارسل برویر نیز همچنین، ولی او کار را فراتر برد و در دههٔ بعد با ادامهٔ تجربه با خطوط منحنی شیوهٔ جدیدی در به‌کارگیری چوب خم‌شو ارائه داد. در همین سال‌ها آلوار آلتو فنلاندی هم با تجربهٔ بیشتر در این زمینه و به‌کارگیری تکنیک‌های پیشرفته‌تر سازه‌هایی را خلق کرد که زیبایی جاودانه دارند.

صندلی، چارلز ایمز، ۱۹۴۶

صندلی، چارلز ایمز، ۱۹۴۶

اهمیت طراحی از دههٔ ۱۹۳۰ به بعد در کار تولید مبلمان خیلی جدی‌تر شد. معماران گرچه تا به امروز هم شیفتگی خود را در این زمینه ابراز می‌کنند و فعال‌اند، ولی توسعهٔ تکنیک‌های مختلف تولید، رقابت فشرده و دگرگونی بازار از بافت سادهٔ اوائل قرن به بافت پیچیده‌تر امروز سبب شد طراحی در این رشته تبدیل به یک حرفهٔ کاملاً تخصصی شود. بعضی شرکت‌هایی که اولویت را خلاقیت، نوآوری و کیفیت می‌دانستند از معماران استفاده کردند، ولی در کنار آنها متخصصین خود را نیز قرار دادند و حتی در بعضی موارد فراتر رفتند و از هنرمندان دیگر نظیر مجسمه‌سازان هم استفاده کردند.

در دههٔ ۱۹۴۰ شرکت‌های نول و هِرمَن میلر بیشترین فعالیت و سهم را در پیشبرد خلاقیت و کیفیت داشتند. در سال‌های دههٔ ۱۹۵۰ هَری بِرتویا، که هنرمند مجسمه‌ساز بود، در همکاری نزدیک با شرکت نول سازه‌هایی را خلق کرد که زیبایی و جذابیت ماندگار دارند. او می‌گوید: «به این صندلی‌ها نگاه کنید، پی می‌برید که بیشتر از هوا تشکیل شده‌اند، مثل یک تندیس؛ فضا در آنها جریان دارد.»

لوکوربوزیه، پ. ژانره و شارلوت پریان، فضای داخلی، ۱۹۲۷ـ۱۹۳۰

لوکوربوزیه، پ. ژانره و شارلوت پریان، ۱۹۲۷ـ۱۹۳۰

مجموعهٔ عرضه‌شدهٔ بِرتویا آرزوی او را برای تلفیق هنر و تکنولوژی برآورده کرد. دان آلبینسون، مدیر قسمت طراحی و تحقیق شرکت نول که خود طراح یک صندلی بسیار موفق بود که در دههٔ ۱۹۶۰ عرضه شد و از تکنولوژی سطح بالا برخوردار بود، می‌گوید: «طراحانی که از هنر و خلاقیت حرف می‌زنند، بدون آنکه شناختی از مواد و تکنیک تولید داشته باشند مرا آزار می‌دهند.» او می‌خواهد ما توجه کنیم که چگونه تحت تأثیر بصری فرم‌ها و اشکالی که با روی هم چیدن اتفاقی بعضی اشیاء به وجود می‌آید قرار می‌گیریم و این تأثیر را مقایسه کنیم با زیبایی و نظم دقیق ماشینی و کیفیت به‌کارگرفته‌شده در تولید یک محصول ساده، مثل فنجان‌هایی که با ظرافت روی هم قرار می‌گیرند و اشکال پیوستهٔ جدیدی را عرضه می‌کنند.

فنجان‌های روی هم

۱. فنجان‌های روی هم

صندلی روی هم قرارگیر آلبینسون

۲. صندلی روی هم قرارگیر آلبینسون

لیوان‌های روی هم قرارگیر

۳. لیوان‌های روی هم قرارگیر

صندلی‌های روی هم قرارگیر آلبینسون از توازن کامل برخوردارند. اجزای آن با نهایت دقت روی هم چیده می‌شوند، به آسانی جدا می‌شوند، خالص‌اند، بدون هیچ کمبود یا زائده، با کارآیی بسیار بالا در فضای داخل یا خارج.

◆ ◆ ◆
روندهای آتی
صندلی کراس‌چک، فرانک گِری، ۱۹۹۲

صندلی فرانک گِری، ۱۹۹۲

ما قرنی را پشت سر می‌گذاریم که طی آن بشر بیشتر از کل تاریخ خود به پیشرفت علمی و فنی نائل آمده است. در اعصار قبل افراد برجسته‌ای بودند که آنان را به سادگی حکیم می‌نامیدیم. حجم دانسته‌های مختلف در حدی بود که یک نفر می‌توانست همهٔ آنها را فرا گیرد و این لقب را کسب کند. ولی در قرن بیستم علوم و فنون تقسیم‌بندی و به شدت تخصصی شدند. جهان ما جهان تخصص است. بقا در دنیایی که آکنده از محصولات گوناگون است ممکن نیست مگر از راه خلاقیت در مدیریت و تولید. آنچه سازه‌ها و خدمات را از هم متفاوت می‌کند شخصیت حرفه‌ای آنهاست. سازه‌ها باید صاحب هویت باشند.

عوامل اصلی در ایجاد‌کنندهٔ این هویت است: تلفیق زیبایی و فرم، کیفیت فنی و کارآیی مطلوب، و نوآوری. طراح مبلمان، بخصوص سازه‌های نشیمنی، باید خلاقیت خود را با آنچه دانش فنی روز می‌نامیم، و امروز طیف وسیعی دارد، منطبق کند. مواد و مصالح قابل استفاده، ضوابط زیست‌محیطی و ایمنی، عوامل ارگونومی، تکنیک تولید، شناخت نیروی انسانی و کنترل هزینه: بالا رفتن سطح توقع مصرف‌کننده در جوامع پیشرفته و اعمال استانداردهای مختلف و رقابت در بازار عرضه باعث شده تولیدکنندگان هرچه بیشتر به طراحی اهمیت بدهند.

در یک سمینار طراحی در نیویورک که در آن حضور داشتم، یکی از مدیران شرکت نول گفت: از تاریخی که یک سازهٔ جدید را از روی نقشه و طرح اولیه انتخاب می‌کنند، معمولاً سه سال برای نمونه‌سازی و تکمیل کار صرف می‌کنند. اما محصول را به مدت ۳۰ سال به فروش می‌رسانند. در یکی از آخرین کلکسیون‌هایی که این شرکت عرضه کرد و تیم فرانک گِری و همکاران طراحی کرده‌اند، ضوابطی که از آنها خواسته شده بود عبارت بودند از: نوآوری در خلاقیت، مقاومت و دوام بسیار بالا طبق استانداردها و آزمایش‌هایی که اعمال می‌شوند، و مهم‌تر از همه شیوهٔ تولید بی‌ضرر برای محیط زیست. نتیجهٔ کار پس از سه سال یک سری صندلی و میز بود که ساختار اصلی آنها نوارهای چوب چنار به ضخامت ۰/۷ تا ۱ میلیمتر و پهنای ۵ سانتیمتر، ۵ تا ۷ لا بود که با استفاده از یک چسب جدید فرم داده می‌شوند. این چسب و همچنین رنگی که برای تکمیل و پرداخت مصرف می‌شود کاملاً ارگانیک است و برای محیط زیست ضرر ندارد. گواهی VOC داوطلبانه از یک انجمن مستقل زیست‌محیطی کسب شد، دال بر اینکه تولید فقط از چوب چنار منطقه‌ای که طبق ضوابط محیط زیست قابل تجدید است استفاده می‌شود.

استانداردها و ضوابط ایمنی دیگری وجود دارند که ملاحظهٔ آنها اجباری است. مثلاً خطرناک‌ترین مواد به‌کاررفته در ساختار مبلمان اسفنج است که قدرت آتش‌گیری بسیار بالا دارد و دود حاصله از آن مهلک است. به همین دلیل مدت‌هاست که مقررات ایمنی استفاده از اسفنج‌های ضد آتش و بدون دود سمی به اجرا درآمده است. این ماده عمر کوتاهی دارد و بعد از مدتی می‌پوسد و تبدیل به پودری می‌شود که تنفس آن مضر و عامل بروز بعضی آلرژی‌هاست.

در مثال دیگر، صندلی‌های پایهٔ پنج‌پر است که در ایران در اصطلاح حرفه‌ای اُپراتوری نامیده می‌شوند و استفاده از آنها در ادارات، دفاتر و حتی منازل در سال‌های اخیر گسترده شده است. این صندلی‌ها باید مناسب و تابع مقررات و استانداردهای ایمنی منطقی باشند. استانداردهای وضع‌شده در سال ۱۹۸۷ شمارهٔ DIN 4551 آلمان ۲۴ صفحه است. تولید در این بخش به شدت تخصصی شده و هیچ سازنده‌ای نیست که همهٔ اجزاء آن را تولید کند. تقریباً همهٔ آنها بیشتر از ۵۰ درصد از اجزاء را به صورت قطعات آماده خریداری می‌کنند.

اهمیت طراحی صنعتی و ضرورت آن در ادارهٔ زندگی امروزی در جوامع صنعتی جا افتاده و احترام به آن به صورت فرهنگ درآمده است. از همین رو محصولات این رشته تحت حمایت قانونی کنوانسیون بین‌المللی حمایت از دارایی‌های فکری قرار گرفته و در مواردی می‌توان امتیاز ابداع برای این نوع طراحی‌ها گرفت. در چنین فضای پیچیده و پیشرفته‌ای تکلیف جوامع در حال توسعه چیست؟ کپی و تقلید، آن هم به صورت اغلب ناقص، یا ادامه دادن به سرقت فکری و تنبلی ذهنی؟

◆ ◆ ◆
در ایران
صندلی کروم و چرم، مرتضی برومند، ۱۳۵۳

صندلی کروم و چرم، مرتضی برومند، ۱۳۵۳

استفاده از مبلمان بدان معنی که امروز رایج است، در تمدن ما مرسوم نبوده است. به همین دلیل مترادف فارسی هم برای آن نداریم. بنابراین، این صنعت از طریق کپی‌سازی در ایران رواج یافته است. در ابتدا در صندلی‌ها که بیشتر جنبهٔ تشخص داشتند، دخل و تصرفی به صورت سطحی برای تزئین و ایرانی‌سازی آنها صورت می‌گرفت. از اواخر دورهٔ قاجاریه با تأسیس وزارتخانه‌ها، ادارات دولتی، کارخانه‌ها، رستوران‌ها نیاز به مبلمان ساده‌تر شکل گرفت. اولین نوع صندلی که به طور گسترده مورد تقلید قرار گرفت و به نام صندلی‌های لهستانی معروف شد، در واقع الهام‌گرفته از ساخته‌های تونت اطریشی در نیمهٔ قرن نوزدهم بودند.

با رشد جمعیت و توسعهٔ اقتصادی و شکل‌گرفتن طبقهٔ متوسط در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، استفاده از مبلمان همگانی‌تر شد، ولی می‌توان گفت که این صنعت مرحلهٔ جهشی عمده را در دو دوره از سال‌های رونق اقتصادی تجربه کرده است: اولی دوران بهره‌گیری از درآمدهای نفتی قبل از انقلاب اسلامی و دیگری زمان اجرای پروژه‌های بزرگ در سال‌های سازندگی بعد از جنگ تحمیلی. در حال حاضر که دورهٔ رکود را تجربه می‌کنیم و مجال تفکر و بازنگری داریم، خوب است در این مورد که ارتباط نزدیک با ساختمان و معماری دارد مطالعه کنیم. برای پایه‌ریزی رشد قابل اعتماد باید الگوی مصرف، توانایی‌ها و چالش‌ها شناسایی شود.

این صنعت در دو بخش عمده کاربرد دارد: اول بخش مسکونی که گستردگی بسیار دارد و شاید از زمرهٔ ویژگی‌های یک جامعهٔ مصرفی در حال توسعه باشد، که زیربنای مطلوب را ندارد. در واقع نبود فرهنگ سنتی زندگی با مبلمان، گسترش سریع جمعیت، دگرگونی‌های سریع در فضای زندگی و آپارتمان‌نشینی، نوسان‌های اقتصادی، از یک سو و نیروی تولیدی ناآزمودهٔ کارگاه‌های کوچک، شبکهٔ عرضهٔ نارسا و غیرحرفه‌ای از سوی دیگر بازاری به وجود آورده‌اند که سهم ناچیزی از این بازار به محصولاتی تعلق دارد که در آن تنوع و کیفیت بهتر و بهره‌برداری از پیشرفت‌های کشورهای صنعتی روز دیده می‌شود. اما در مجموع این بخش از عرصهٔ نفوذ معماری و طراحی داخلی دور است.

بخش دوم، بخش عمومی و اداری است که در سال‌های اخیر گسترده‌تر شده است. توسعهٔ این بخش به مقدار زیاد مدیون همان دو دور رونق اقتصادی است که از آن یاد کردیم. در دور اول (قبل از انقلاب اسلامی) با اعطای مجوز واردات سود عمدهٔ نصیب واردکنندگان و سوداگرانی شد که به طور مؤثرتر می‌توانستند از نفوذ و ارتباطات خود استفاده کنند. در این دوره اقداماتی که برای تأسیس مراکز تولید صورت گرفت چندان موفق نبودند. البته چند کارگاه تحت لیسانس خارجی تأسیس شد، ولی یا از بین رفتند یا دولتی شدند. دورهٔ دوم رونق اقتصادی هم متأسفانه شباهت‌هایی به دورهٔ اول داشت. حجم تقاضا بیشتر از توان تولید این صنعت بود که سال‌های جنگ را در واقع نیم‌خیز گذرانده بود. بنابراین یکبار دیگر سیل واردات به راه افتاد، این بار با کیفیت پایین‌تر از خاوردور.

صندلی کروم و چرم، مرتضی برومند

صندلی کروم و چرم، مرتضی برومند

اما این بار بهره‌برداری سوداگران از این وضعیت به دلیل مشکلات ارزی فقط چند سال طول کشید. نفوذ این محصولات در بازار ایران شاید یک تأثیر مثبت داشت و آن تغییر یکبارهٔ سبک سازه‌هایی بود که در بازار ایران رواج داشتند. به دلیل حجم بازار، نیروهای قابل توجهی معطوف به پایه‌گذاری این صنعت و بهره‌گیری از پتانسیل‌هایی که رونق شدند. این نیرو در مقایسه با گذشته به مراتب برتر و قوی‌تر است، و ارزش‌یابی کیفی و کمّی آن با در نظر گرفتن همهٔ شرایط مثبت می‌نماید، گرچه مشکلات موجود هم کم نیستند.

این صنعت در سال‌های اخیر تحت تأثیر محصولات خاوردور و عمدتاً صندلی‌های معروف به اُپراتوری ساخت کشور کره شکل گرفته، که نوعی کپی با کیفیت پایین‌تر از محصولات در حال از رده خارج شدن کشورهای غربی هستند. بنابراین آنچه بدین ترتیب در چرخهٔ تولید وارد شده از نظر طراحی بی‌ارزش است، کارآیی مطلوبی ندارد و به دلیل یکی بودن منشأ تقلید فاقد تنوع است.

سهم عمدهٔ بازار مصرف در این بخش مربوط به دولت است. وزارتخانه‌ها، شرکت‌های بزرگ وابسته به بنیادها، بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، پایانه‌ها، فرودگاه‌ها، شرکت‌های هواپیمایی، هتل‌ها، مراکز توریستی، مراکز تجاری، مراکز برگزاری کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌ها همه دولتی هستند. اما در این عرصه هم متأسفانه مبلمان و فضاسازی داخلی به هیچ وجه حاکی از ارزش دادن به اصالت، ابتکار و کیفیت نیست. معمولاً معمارها بعد از تحویل پروژه‌های ساختمانی کنار گذاشته می‌شوند و سلیقه‌های شخصی آگاهانه یا ناآگاهانه اعمال می‌شوند. مهم‌ترین معیار قیمت و گذراندن مرحلهٔ استعلام، بدون هیچ توجهی به کیفیت است.

فرهنگ تقلید و کپی چنان پذیرفته شده که به صورت حرفه درآمده و برای ارائهٔ آن به عنوان خدمات دستمزد هم پرداخت می‌شود، بی‌آنکه به سرمنشأ طرح‌های ارائه‌شده اشاره بشود. بسیاری از شرکت‌های مهندسین مشاور هم به همین نحو عمل می‌کنند. به طور مثال مدتی پیش یکی از بانک‌های اصلی کشور برای مبلمان ساختمان جدید خود با یکی از شرکت‌های مشاور قرارداد منعقد کرد. شرکت طرف قرارداد کاتالوگ محصولات یک شرکت انگلیسی را عیناً کپی کرد و به دلیل کمبود اطلاعات فنی و مشکلات عملی ترجمه‌ای ناقص و نارسا و مختصر ارائه داد. اجرای آن با حوادث بسیاری روبه‌رو شد.

متأسفانه این طرز رفتار و اعمال ضوابط غلط و اهمیت ندادن به موضوع باعث شده که محیط‌های کاری وزارتخانه‌ها، شرکت‌ها، پایانه‌ها... از سازه‌های با کارآیی پایین، ضریب ایمنی نازل، و مواد مضر، اغلب باندانژ شده و شکسته یا زخمی آکنده شود. به طور مثال آنچه در فرودگاه مهرآباد به عنوان مبلمان به‌کار گرفته شده کاملاً بی‌تناسب با فضا، ناسازگار با محیط و نشانهٔ عقب‌ماندگی فنی و حرفه‌ای است. فرودگاه‌ها، بخصوص فرودگاه اصلی یک پایتخت، در حکم پنجرهٔ آن کشور است. آنچه در فرودگاه تهران به نمایش درآمده و به‌کار گرفته شده در خور حیثیت حرفه‌ای نیست.

وسایل نشیمن و مبلمان زندگی امروز ما را شکل می‌دهند. محیط کار و سکونت ما را نظم و ترتیب و هویت می‌بخشند. در قرن آینده جایی برای جوامع مقلد نیست. بحران خاوردور این تجربه را به آسانی به رکود بازار داخلی و شرایط جهانی ثابت کرده: فقط یک راه بازمانده و آن تفکر، تجسس، خلاقیت و کسب هویت است.

ولی نقطهٔ شروع کجا می‌تواند باشد؟ به اعتقاد من، دولت در این زمان نقش کلیدی دارد. پذیرش و ارزش قانونی و ترویج آن به صورت فرهنگ باید از سوی دولت آغاز شود. اقداماتی برای حمایت از نرم‌افزارها آغاز شده. این رشته می‌تواند در نوبت بعدی قرار گیرد. برای تحقق این امر می‌توان پیشنهادهای زیر را جامهٔ عمل پوشاند:

در مناقصه‌های دولتی، امتیازهایی را جایگزین امتیازهای صرفاً مبتنی بر قیمت پایین‌تر کرد و برای محصولاتی که تحت لیسانس خارجی ساخته می‌شوند قائل شد. یک مرکز مستقل برای ارزش‌یابی کیفی و تطابق با فاکتورهای ایمنی و ارگونومی، طبق استانداردهای شناخته‌شده تأسیس و گواهی لازم را صادر کند. و دستاوردهای فکری و طراحی به صورت آثار هنری در کنار محصولات صنعتی پذیرفته شوند.

باور شخصی من این است که با اعتماد به نفس، سوق دادن و تشویق جوانان علاقه‌مند در مراکز دانشگاهی و هنرستان‌ها به تفکر و خلاقیت، زیرکی و شناسایی زوایای حقیقی در این عرصه، می‌توان مادهٔ اولیهٔ خود را در نظر گرفتن شرایط به محصولی ارزشمند و اصیل تبدیل کرد. آنچه در این مسیر مهم‌تر است حس شخصیت و هویت حرفه‌ای، ایمان به اهمیت نوآوری و آفرینش، و تجربهٔ حاصل از آشنایی با خلاقیت‌های دیگران است که آرامش و رضایت می‌بخشد.

نمونه‌های کار شخصی من در این زمینه در ۲۵ سال گذشته برای تأمل و قضاوت خوانندگان ارائه می‌شود.

صندلی انتظار، مرتضی برومند

صندلی انتظار، مرتضی برومند

صندلی کنفرانس روی چهار چرخ، مرتضی برومند

صندلی کنفرانس روی چهار چرخ، مرتضی برومند

◆ ◆ ◆
مجله معمار
دوماهنامه ایرانی معماری و شهرسازی · شماره ۲ · پاییز ۱۳۷۷