گمانههای علمی حاکی از این هستند که دستکم از حدود ۶۰ هزار سال پیش، انسان، به معنایی که امروز میشناسیم، راستقامت و هوشمند با ظرفیتهای جسمانی ـ بهویژه مغزی و عصبی و نه ذهنی ـ انسان کنونی در کوهستانهای ایران بزرگ میزیسته است.
این انسانهای هوشمند غارنشین، مجهز به ابزارهای سنگی بودند. آنها در گروههای کوچک، در دامنههای صخرهای، در میان جنگلها و بیشهزارها و نزدیک به چشمهها و نهرها، شکار و از دانههای گیاهان تغذیه میکردند. به نظر میرسد زبان پیشرفتهای برای گویش نداشتند، خط نگارشی به جای خود. برای بقا چنان در تنگنا بودند که فرصت چندانی برای کنشهای فرهنگی و هنری به جای نمیماند.
شاید چند ده هزار سال طول کشید که ابزارهای سنگی خود را کارآمدتر کنند، الگوهایی برای شکار و گردآوری شکل دهند، و زمان فراغتی داشته باشند که فراسوی زندگی مادی، معنایی برای زندگی بیابند، فراسوی زندگی به مرگ بیندیشند. در زمانی که هنوز زبان پیشرفته و خط نوشتاری نداشتند، نخستین هنرمندان و نگارگران، با ابزارهای سنگی ابتدایی، به جان صخرهها افتادند و آنچه میدیدند و میاندیشیدند را به زبان تصویری و به شکل نگارههایی بیان کردند.
سنگنگارهها کار یک نفر و یا یک نسل از هنرمندان نیستند، طی هزاران سال، و متناسب با پیشرفت مادی و معنایی انسانها، تکامل یافتهاند: از نگارههای طبیعتگرایی که مشابه حیوانات، گیاهان و خود انسان هستند؛ تا نگارههای پیچیدهای، که نگارگر تناسبات واقعی موضوع کار خود را به هم ریخته: شاخهایی که بزرگتر تصویر شدهاند یا کف دستهایی بزرگتر از معمول ـ گویا پدیدارشناسی آن زمان هم در کار بوده! ـ و سرانجام انتزاع و تجرید به صورت نمادها و ساده و تکرارپذیر شدن [سبکمندسازی، stylization] و زایش هندسه.
شاید تصور شود که ذهن این هنرمندان نخستین، تنها در تصویرهای نمادین یا اغراقآمیز، از طبیعت فاصله گرفتهاند، اما تأملی در طبیعتگراترین تصاویر بز کوهی از واقعیت دیگری حکایت میکند: این تصاویر از خطهای خمیده شکل گرفته، طبیعت خط ندارد، انسان با خط، نگارگری را آغاز کرد که در تکامل خود به خط نوشتاری، هندسه و ترسیمهای معمارانه بدل شد. خط نوشتاری، در سومر یا جای دیگر اختراع نشد، حاصل تکامل اندیشه و هنر انتزاعی و سبکمندسازی است.
هنرهای صخرهای ایران به لحاظ تعداد تصویرها، تعداد مناطق دربرگیرنده این نگارهها، و کیفیت هنری تصویرها در جهان یگانه است. تعداد نگارهها بیش از ۵۰ هزار برآورد شده. در میان آنها، تیمره (نزدیک گلپایگان) گستردهترین و کاملترین، به عبارتی نمایشگاه بزرگی از هنر صخرهای ایران است، با شاید حدود ۲۰ هزار نگاره. همانطور که در جدول ۱ آمده، حدود ۸۷ درصد تصویرهای تیمره مربوط به بز کوهی است. محوطههای دیگر هنرهای صخرهای گرچه کوچکتر هستند، کمابیش از همین توالی پیروی میکنند.
دلایل آن تا حدودی روشن است: تعادل شگفتانگیزی که بزها در بالا رفتن از صخرهها نشان میدادند، شاخی که برای محافظت از خود داشتند، و شاید نخستین آلت موسیقی از آن ساخته شد، و مهمتر از همه اینکه بز از جمله نخستین جانورانی بود که انسان اهلی کرد. برخی پژوهشها حاکی از این هستند که نخستین بار در جهان، در ایران بز [و گوسفند] اهلی شدند. انسان، سایر جانوران، و گیاهان با توالی بسیار کمتری در سنگنگارهها حضور دارند. بز بعدها در اساطیر و افسانههای کهن ایرانی جایگاه ویژهای یافت.
بیشتر سنگنگارهها حکاکی هستند و اگر رنگی هم در آنها کار شده باشد در مرور زمان به دلیل فرسایش به چشم نمیآیند. مواردی از رنگیننگارهها به جا ماندهاند؛ رنگها از گِل اُخرا و شیره قرمز ریواس۱ هستند که افزون بر این نقش دارویی نیز داشته است. شاید به این دلیل ریواس، همانند بز، جایگاه ویژهای در اساطیر و افسانههای ایرانی دارد.
| ردیف | نام ترسیم | درصد |
|---|---|---|
| ۱ | بز کوهی | ۸۷٪ |
| ۲ | انسان در حالتهای مختلف | ۳/۵٪ |
| ۳ | نمادها، ترسیمهای هندسی | ۳٪ |
| ۴ | اسب در حالتهای مختلف | ۲٪ |
| ۵ | شتر و گاو | ۱٪ |
| ۶ | گربهسانان و سگسانان | ۱٪ |
| ۷ | سایر حیوانات | ۱٪ |
| ۸ | حیوانات ناشناخته | ۱٪ |
| ۹ | گیاهان (هوم و ...) | ۰/۵٪ |
نمای عمومی محوطههای سنگنگاره
نمای عمومی برخی محوطه [نمایشگاه]های هنرهای صخرهای ایران بزرگ. دیرینگی سنگنگارهها حدود سه تا چند ده هزار سال است. برخی تصویرها گویای این هستند که سنگنگارهها در کنار رودهای کهنی قرار دارند که با خشک شدن تدریجی آنها، نگارگران غارنشین از آنجا مهاجرت کردهاند.
نگارههای طبیعتگرا
به احتمال زیاد نسل اول هنرمندان صخرهای طبیعتگرا بودند، تناسبات طبیعی رعایت شده است. اما نکته برجسته شیدایی این هنرمندان در رساندن حرکت در طبیعت است. گرچه تفکر انتزاعی و مفهومی در آثار آنان مشهود نیست، اما باید توجه داشته باشیم خود ایجاد خطهای خمیده بیانگر نوعی تفکر انتزاعی است. در طبیعت خط نداریم، لبه داریم.
فاصلهگیری مفهومی از طبیعتگرایی
بعدها نگارگر کهن از طبیعتگرایی فاصله گرفته و متناسب با ارزشهای مفهومی که برای اندامهای انسان و حیوان قائل شده، آنها را بزرگ یا کوچک کرده. برای مثال شاخ بز نشاندهنده مفهوم حفاظت است و با توجه به اهمیت آن بزرگتر حکاکی شده و تصاویری که در فاصله شاخ و بدن بز آمده تحت حفاظت شاخها هستند.
حضور انسان در سنگنگارهها
حضور انسان در سنگنگارهها در حال تیراندازی و شکار، کمنداندازی به منظور زنده گرفتن حیواناتی که میتوانستند اهلی کنند.
سوارکاری و رقص جمعی
انسان سوار بر اسب، که توانسته بود آن را اهلی کند، و رقص جمعی، آیینی در زندگی روزمره به منظور هماهنگ کردن شکار و زندگی جمعی.
رشد اندیشه انتزاعی
رشد اندیشه انتزاعی به صورت نمادهایی در هنرهای صخرهای بروز یافته است. بالاترین تصویر چلیپای میترایی است که چند هزار سال مهمترین تصویر نمادین آیین میترایی بوده است.
زایش هندسه
زایش هندسه: نقطه، خط راست، دایره، مربع، و ترکیببندی مربعها و علامت جمع یا ضرب حساب.
سبکمندسازی
مانند تمامی تاریخ هنر، پس از نسل هنرمندان بزرگ صخرهای، هنرمندان به ساده و تکرارپذیر کردن [سبکمندسازی] نگارهها رو آوردند. بز کوهی به ویژگیهای اصلیاش تقلیل یافت: شاخهای خمیده، بدن، پاها، به نمادی تبدیل شد که به سرعت قابل بازتولید بود.
دیگر جانوران و گیاه افسانهای هوم
تصویرهای حیوانات دیگر به جز بز، و گیاه افسانهای هوم که در فنجاننماهای صخرهای کوبیده میشد و از شیره آن به عنوان داروی رفع خستگی و درمان افسردگی بهره گرفته میشد.
دره نگاران: دومین محوطه بزرگ
دره نگاران، ناهوک، بلوچستان. پس از تیمره، دره نگاران بیشترین تعداد و تنوع سنگنگارهها را دارد.
نگهبان تیمره
رسول مجیدی و فرزندش، که در محافظت سنگنگارههای تیمره نقش مهمی دارد. تخریب در محوطه سنگنگارهها بسیار گسترده است.
سنگ مهرداد، کوهدشت
دیواره پناهگاه (ضلع غربی سنگ) دارای نقش است. حفاری غیرمجاز در زیر سنگ مهرداد. عکسهای کوهدشت از جلال عادلی کارشناس میراث فرهنگی لرستان.
زایش شیمی: نخستین رنگ ایرانی
شمار رنگیننگارهها در ایران بزرگ اندک هستند. رنگها از ترکیب گِل اخرا با برخی رنگدانهها، بهخصوص رنگدانههای قرمز شیره گیاه ریواس، ساخته شدهاند. رنگ اُخرایی از زرد تا قرمز تیره نخستین رنگ ایرانی است. جز رنگیننگارههای لرستان مواردی نیز در بلوچستان وجود دارد.
پانوشت
- در واقع شاید رنگ اخرایی [اخرایی زرد تا اخرایی قرمز]، نخستین رنگ ایرانی [Persian Colors] بوده باشد.
