محل اجرا: روستای سیدبار (جدگال)، ۱۰۰ کیلومتری چابهار، سیستان و بلوچستان
کارفرما: مؤسسه پویش ایران من (سازمان مردمنهاد)
معمار مسئول: آرش علیآبادی
معماران پروژه: مهسا حسینی، نازنین مجاهد
تسهیلگر اجتماعی: مینا کامران
سازه: ع. گیاهی
کنترل پروژه: مهران گودرزیار
اجرا: ا. نقرهکار
زیربنا: ۴۸۰ مترمربع
سطح حیاط: ۱٬۱۰۰ مترمربع
پروژه از فراخوانِ یک سازمانِ مردمنهاد (NGO) که در ساختِ مدرسه فعالیت میکرد و از درخواستِ مردم و معلمانِ روستای سیدبار (جدگال)، در صد کیلومتریِ چابهار، آغاز شد. با توجه به محدودیتِ بودجه و اینکه مدرسه با پولِ خیّرین ساخته میشد، از ابتدا بنای کار را صرفاً بر اساسِ ساخت و هدیه کردنِ یک مدرسه به اهالیِ روستا قرار ندادیم، بلکه بر اساسِ الگوی مشارکت، توسعه پایدار و ایجادِ زیرساختِ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شروع به کار کردیم. به این ترتیب مدرسه را با ایدهی تبدیل شدن به کانونِ توسعهی روستا و حوزهی اطرافِ آن طراحی کردیم و آن را نهتنها مکانی برای آموزشِ بچهها، که فضایی برای آموزش و گردهماییِ همهی ساکنانِ روستا در نظر گرفتیم.
در این راستا ابتدا با مشارکتِ تسهیلگرانِ اجتماعی کارهای زیرساختی در روستا انجام شد: از قبیلِ انجامِ کارهای مشارکتی و دعوتِ اهالی برای حفظِ بهداشت و نظافتِ روستا، ایجادِ سپتیکِ فاضلاب، و همچنین راهاندازیِ کارگاهِ سوزندوزی و صفحهی اینستاگرامِ «بانوک» برای معرفی و فروشِ محصولاتِ آنها. به این ترتیب نهتنها بانوانِ روستا واردِ فعالیتهای اجتماعی و تأثیرگذار شدند، بلکه دیدهشدن و مؤثر بودنِ حضورِ آنها لایههای اجتماعی و اقتصادیِ روستا را دگرگون کرد. در راستای مشارکتِ هر چه بیشتر، اهالیِ روستا در روندِ ساختِ پروژه به عنوانِ نیرویِ کار کمک کردند و با کمکهای مالیِ هر خانواده و از طریقِ فروشِ سوزندوزی در ساخت مشارکت کردند ـــ بدین ترتیب مدرسه با مشارکتی همگانی و تعلقِ خاطرِ جمعی ساخته شد.
مفهومِ دیوار به طورِ مرسوم در مدارس به عنوانِ حفاظ، جداکننده و حصار است. در این پروژه، به واسطهی قرارگیریِ آن در دشتی وسیع، دیوارِ مدرسه را به عنوانِ یک پوستهی متخلخل، دعوتکننده و بازیگوش طراحی کردیم. گشودگیهای دیوار به گونهای است که از پنجرهی کلاسها دید به فرمِ دیوار و امتدادِ دید به سمتِ دشت وجود دارد؛ و گشودگیهای با ابعادِ مختلف امکانِ ورود و حضور در مدرسه را از جهاتِ مختلف برای دانشآموزان فراهم میکند. با افزایشِ ضخامتِ دیوار در ورودی، علاوه بر ایجادِ عمق در طاقهای ورودی و دعوتکنندگی در لحظهی ورود، عملکردهای خدماتی مانندِ سرایداری، بوفه و انبار را در دلِ دیوار قرار دادیم.
توزیعِ کاربریها. مدرسهی روستای سیدبار با زیربنای ۴۷۰ مترمربع شاملِ چهار کلاسِ ابتدایی با ابعادِ متفاوت (و با قابلیتِ همپوشانی و ادغام)، یک کتابخانه و یک سالنِ چندمنظوره (سالنِ اجتماعات، امتحانات و کارگاهِ سوزندوزیِ بانوک)، و حیاطهای فرعی و اصلی است که در نهایت با هدفِ تبدیل شدن به مرکزِ محله و آموزش و فرهنگسازیِ کلِ روستا طراحی شده است. با توجه به جمعیتِ دانشآموز و معلم در روستا و طبقِ ضوابطِ نوسازیِ مدارس، مدرسه به چهار کلاس نیاز داشت؛ در طراحی، هر دو کلاس را در ابعادِ متفاوت به هم مرتبط کردیم. در کلاسِ بزرگ فضایی بینابینی وجود دارد که دانشآموزانِ کلاسِ کوچک نیز میتوانند در آن حضور داشته باشند و هم از آموزشِ یک معلم (به دلیلِ محدودیتِ تعدادِ معلم) بهرهمند شوند و هم با سالبالاییهای خود تعامل داشته باشند.
در طراحیِ مدرسه کوشیدیم آموزش را امری دیالوگمحور، دوطرفه و مشارکتی ببینیم؛ بنابراین فضاهای مرسومِ مدرسه را که بسترِ این نگرشاند بر این اساس ساماندهی کردیم: دیوارِ مدرسه را از دیوارِ جداکننده به مفهومِ پوسته تغییر دادیم و به عنوانِ جدارهای متخلخل، بیمرز، دعوتکننده و شاد خواندیم. حیاط را برای تجمع و فرهنگِ تجمع و دیالوگ، و کلاس را به منظورِ از بین بردنِ سلسلهمراتب و پرورشِ پرسشگری تعریف کردیم؛ تا سادهترین مفهومِ مدرسه را که «با هم بودن» است، نشان دهیم. بر این باوریم که این مدرسه به فضایی برای پرورشِ فکر، خلاقیت و آزاداندیشی بدل خواهد شد.








