محل اجرا: ایستگاه متروی جهاد، تهران
کارفرما: سازمان مشاور شهر تهران
معمار مسئول: محمد خاوریان · معمار و مدیر پروژه: مهرآسا نیکوکار
تیم طراحی: پرتو هدایتی، نرگس حسینی
طراحی سازه: محمد پناهی · تأسیسات مکانیکی: ایمان ایلبیگی
مهندسی نمای آجری: بهنود گوهربین، مسعود گوهربین
مشاور نورپردازی: مقداد امیری · عکس: محمد حسن اتفاق
پیمانکار: شرکت زاگرس بنا · اجرا: سازمان عمرانی مناطق شهرداری تهران
زیربنا: ۸۰۰ مترمربع
تیم تعریف پروژه میدانگاههای شهر تهران: تعریف پروژه: علی اعطا (شورای شهر) · مجری پروژه: سعید میرحسینی · راهبری مطالعات: رضا بصیری مژدهی، امیر شفیعی (مرکز مطالعات و برنامهریزی شهرداری تهران) · نظارت مطالعات: محمدمهدی معینی، بابک شکوفی · مجری مطالعات: کوروش آصفوزیری، احسان رنجبر (دانشگاه تربیت مدرس)
از سال ۱۳۵۷ با تغییر الگوی مدیریت شهرداریها، فعالان عرصه شهری از نظام مدیریت کنار گذاشته شدند. یکی از آسیبهای مهم این امر، بیدانشی در مدیریت کلانشهری و یکی از نتایج آن محوریت خودرو در شهرها و کمرنگ شدن جدی زیست عابران پیاده در شهرها بود. در نهایت این اتفاق به یکی از معضلات مهم در تمام شهرهای ایران از جمله تهران تبدیل و باعث عدم زیستپذیری مناسب عابران پیاده در شهرها شد.
از سال ۱۳۷۵ شاهد ورود تعدادی از مدیران متخصص شهری در بدنه حاکمیت بودیم. و طرحی کلی به نام «تهران شهر پیادهمحور» به تصویب رسید. میدانگاه متروی جهاد یکی از اولین پروژههای طرح «پیادهراه تهران» بود که به عنوان نمونه اولیه انتخاب و قرار شد در صورت موفقیت و رضایت مردم در تهران و سایر شهرهای کشور گسترش پیدا کند. البته این پروژهها به دلیل تحریمها و مشکلات شدید اقتصادی کشور باید بسیار کمهزینه ساخته شوند.
ابتدا مهمترین آسیبهای شهری را در راستای «شهر پیادهمحور» در اولویت قرار دادیم و براساس آن ورودی ایستگاههای مترو را به عنوان یک آسیب شهری برای بازآفرینی شهری انتخاب کردیم. پس از آن در جلسات متعدد با مدیران دولتی توانستیم مصوبه اجرای آن را از نهادهای حاکمیت بگیریم و به عنوان نمونه اولیه با تعریف مبتنی بر استفادهکنندگان و افزونههای محلی و بستر طرح در نظر گرفتیم.
انتخاب ما در بین گزینههای مطالعهشده، یک ورودی مترو در زمینی مثلثی شکل در تقاطع یکی از خیابانهای مهم و پرتردد در قسمت قدیمی شهر تهران بود. این منطقه جزء هستههای اولیه شهر تهران بود و تاریخ دورههای مختلف را در خود داشت.
این زمین دارای تأسیسات شهری رهاشده بود. متأسفانه این رویه زشت به شکلی بیهویت و نامناسب در بافت شهرهای ایران گسترش پیدا کرده و باعث مشکلات متعدد برای استفادهکنندگان و همسایگان محلی شده است.
این پروژه تلاشی بود برای بازتعریف ورودیهای مترو در شهر تهران و تعریف این ورودیها به عنوان یک پایگاه آزاد و قابل تعریف توسط استفادهکنندگان برای رویدادهای شهری و بازآفرینی نقاط غیرقابل استفاده برای شهروندان در راستای طرح کلی «تهران شهر پیادهمحور».
استراتژی ما با تعریف یک سقف آزاد و بدون مانع ورود برای تعریف فضای زیرین آن در تمام مدت شبانهروز آغاز شد. این سقف، تعریف فضای زیرین خود را به وجود میآورد و به دلیل اقلیم سخت شهر تهران در تابستان و زمستان محلی برای مرکزیتبخشیدن به تجمع جوانان و شهروندان سرگردان در اطراف پیادهروهای نامناسب شهر را فراهم میآورد.
یکی از فرمهای موردمطالعه ما برای این تصمیم، استفاده از فرم طاق بود. این فرم علاوه بر رفع نیاز ارتفاع بلند و متناسب با هزینه پروژه و خودایستا، سقفی روی دیوارهای سازهای به وجود آورد که حداقل سطح اشغال را داشته باشد. در نتیجه به نوعی ارجاعی به گذشته معماری ایران داشته و با بافتهای اطراف هم به دلیل تفاوت عملکرد و هدف مرکزیت دادن، فرم متفاوت و شمایلگونه داشته باشد.
علاوه بر ارجاع به این پیشدیدگی جمعی، نشانه شدن این مجموعه و متمایز کردن آن نیز برای ما اهمیت بهسزایی در انتخاب این فرم داشت. تصمیم ما هندسهای بر پایه فرم طاقی شکل بود که بتواند به روشی معاصر و خلاقانه تغییراتی در فرم و نوع استفاده از هندسه آن را داشته باشد. ما یک هزارتو در نظر گرفتیم که با این طاقها تعریف شده بود که به کمک اکستروژن این فرم پایه را به ساختار جدیدی تبدیل کنیم.
مترو یکی از نقاط پرتردد است که به دلیل شکاف فکری بین نیروهای حاکمیتی و مردم شاهد حوادث عجیبی در این سالها بوده است. جنبشهای اعتراضی اخیر در ایران از یک نقطه از متروی شهر تهران شروع شد و این مکانها محل مناقشه در کلانشهر تهران بین دوگانه حاکمیت و مردم است. به همین دلیل فکر کردیم نیاز اولیه کارفرما را از یک «ورودی ساده» به «یک فضای رویداد شهری سرپوشیده و یک ورودی در فضاهای باز دموکرات» تبدیل کنیم و این موضوع را به میدان جدیدی برای تقابل این دوگانه در متروهای تهران در نظر گرفتیم.
