معماری امروز ایران، مخصوصاً در ساختمانهای مسکونی، عمدتاً تابع مدها و کلیشههای تقلیدی شده است. اما هستند معمارانی که فارغ از مدها و کلیشهها خط و ربط خود را دارند. به تأمین خواستههای کارفرما بیاعتنا نیستند، اما به جای تسلیم در برابر مدهای بازاری، در هدایت سلیقه کارفرما میکوشند.
کار اصیل، دیر یا زود تأثیر خود را در نگاه و سلیقه مردم و بازار معماری برجای میگذارد و کلیشههای نااصل و مد روز را به عقب میراند. تفاوت میان الگوهای مد روز با کوششهای جدی «معماری معاصر» ــ گرچه هر دو فرآورده «زمان حال» اند ــ تفاوتی اساسی است. اولی بیریشه، تقلیدی، فاقد انسجام و بیبهره از تفکر است؛ دومی روییده از بستر فرهنگی معاصر، ابداعی، منسجم و اندیشهورزانه. اولی فقط سلیقههای نازل را ارضا میکند؛ دومی سلیقههای والا را میپروراند. اولی عامیانه و بازاری و بیهویت است؛ دومی متشخص و دارای هویت. خلاصه، اولی نسخهبردار و مقلد است، دومی بدعتگذار و راهگشا.
با این نگاه به معرفی برخی از کارهای معماران معاصر اصفهان میپردازیم. نقد و بررسی این آثار و تشریح نقاط قوت و ضعف آنها فرصتی دیگر میطلبد. باید یادآور شد که آنچه در اینجا معرفی میشود بخشی از معماری معاصر اصفهان است؛ امیدواریم در فرصتهای دیگر کارهای دیگری را هم معرفی کنیم.
محمدرضا قانعی، مهندسان مشاور پلشیر. با تشکر از آقای دکتر محمدرضا قانعی؛ امید است محافل معماری در استانهای دیگر نیز به انتخاب و معرفی کارهای خوب معماران خود به خوانندگان معمار اقدام کنند. جواد خراسانیجواد خراسانی، متولد ۱۳۳۱، فوق لیسانس معماری و شهرسازی از دانشگاه کلرادوی آمریکا در ۱۳۵۸. طی دو سال آخر تحصیل با مؤسسه هیستوریک وابسته به شهرداری دنور و پس از آن با کرتیس و همکاران در همان شهر، و از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳ در ایران با مهندسان مشاور همکاری داشته است. در سال ۱۳۶۵ دفتر معماری خود را در اصفهان تأسیس کرد و همزمان در دانشکده معماری دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان به تدریس اشتغال داشته است.
خانه مسکونی طراح، ۱۳۶۹-۱۳۷۰ (بازسازی ۱۳۷۱-۱۳۷۲) محل: اصفهان ــ مساحت زمین: ۴۳۰ مترمربع ــ سطح زیربنا: ۵۵۰ مترمربع در دو طبقه و زیرزمین ــ طراحی و نظارت بر اجرا: جواد خراسانی ــ تأسیسات مکانیکی: کریم صابری ــ تأسیسات برقی: بهرام نصیری ــ اجرا و نمای آجر: استاد بهروز رضایی ــ عکسها: مهران دهدار.این پروژه حاصل بازسازی ساختمانی است که ۱۵ سال قبل از بازسازی ساخته شده و نیازمند تغییراتی اساسی بود: ایجاد یک محور ارتباطی عمودی مناسب، هماهنگ کردن گشودگیها با خصوصیات اقلیمی و فرهنگی، هویتبخشی و زیباسازی نما و دستکاری در مصالح نامناسب آن، متوازن کردن حجم و فرم، تفکیک فضاهای خصوصی و عمومی و عرصههای روز و شب. فضای ارتباط عمودی با گسترش ساختمان به سمت جنوب و ایجاد انحنا در نما حاصل شد؛ ورودی به فضای مستقل و جهتدهندهای بین بیرون و درون تبدیل شد. راهرو با جرز زیبایی از فضای ناهارخوری جدا میشود و با گردش در اطراف آن، فضاهای شب و روز را از هم تفکیک میکند؛ با تغییر ابعاد و ایجاد کشیدگی در پنجرهها علاوه بر تأمین نور کافی، اتاقها دلگشاتر میشوند. سرانجام با ایجاد تقارن و تغییر تناسب خطوط و حجمها و رنگهای شکلدهنده به نما ــ مخصوصاً با استفاده از کشیدگی پنجرهها و کیفیت فرورفتگیها و برجستگیها و نحوه تلفیق مصالحی چون آجر و گچ ــ کار بازسازی کامل میشود. فرهنگ معماری در سدههای طولانی ذرهذره تجربه شده و در تار و پود جامعه ریشه دوانده است.

طرح بازسازی بر راستای محوری شکل میگیرد که مانند ستون فقراتی همه فضاهای خانه در امتداد آن تعریف میشوند. این محور از یک گشودگی فضایی نورانی شروع میشود که نور را مانند رشتههایی از سقف مرتفع تا روی زمین میآویزد. به تدریج، از عمق نور کاسته شده و فضاهای نیمهروشن، محصور در مسیر جرزها، بیننده را در نهایت به سمت سالن اصلی هدایت میکند. ادامه محور اصلی طرح در حیاط با سنگفرشی مزین به چمن، دید را به فضایی متقارن و متعادل ــ به صورت مکعبی با کاشیکاریهای آبی ــ هدایت میکند. این کاشیکاری آبی روی جرزهای دیوار دو طرف حیاط ادامه مییابد.










