درآمد
حسن مهرابی، Domus، فوریة ۲۰۰۲، شمارة ۸۴۵.
با ورود جلوههای پستمدرن در سبک زندگی و تجلی عینی الگوهای آوانگارد در تولید ایده و محصول، طراحی هر روز بیش از پیش تبدیل به یکی از حلقههای بازار میشود. تحول ماهیت هنر به تخصص، که در امتداد روند مدرنیته و براساس سازمان اجتماعی جدید تولید گسترش اجتماعی از طریق استدلال تاریخگرایانه با ستایش پیشرفتهای تکنولوژیکی و تکریم تحولات پرشتاب چشمگیری داشته است.
سیطرة مکتب باوهاوس در حوزة معماری و هنرهای تجسمی در آغاز پیدایش مدرنیسم، مبتنی بر وفاداری شکل محصول به عملکرد، و تجلی عملکرد در ساختار کلی محصول بود. پس به ناگزیر نمایش محصول نماد عملکرد آن بود، و عامل زیبایی ناگزیر به مثابه یکی از عناصر ارزشی محصول، جنبهای از ارزشهای عملکردی آن به شمار میآمد، که در طی روند طراحی و سازوکارهای آن خلق میشد.
تحولات نیمة اول قرن بیستم
از اواخر قرن نوزدهم، طراحی مبلمان و محصول به روشهای نوی تولید و فرمدهی مواد جدید، و ماشین به عنوان یک نیروی مثبت و خلاق در تولید معیارهای جدید زیباشناسی، بهره میبرد. در نتیجة این تحولات، طراحان توانستند محصولاتی کاملاً متفاوت در مقایسه با محصولات دورههای گذشته خلق کنند.
در نیمة اول قرن نوزدهم، تکنولوژی، که تازه با مدرنیتة تولید انبوه پا گذاشته بود، از نظر صرفة اقتصادی و توجیه روشهای تولید، حرف آخر را میزد. در نیمة اول قرن بیستم، تجربه طراحی نیز مبنای مفهوم تولید انبوه و هماهنگی با مواد جدید بود ــ در این دوره، فولاد ساختمانی و فولاد فنری وارد جزء طراحی شد.
پس از جنگ دوم جهانی، تکنیکهای جدید تولید و مواد صنعتی ــ مانند الیازهای آلومینیوم، فرآوردههای چوبی فرمپذیر و پلاستیک ــ با نیازهای جدید هماهنگ شدند، و استانداردها شکل گرفتند. ویژگی عمدة این مواد سبکی و قابلیت جابهجایی آنها بود.

پرووه: بنیانگذار گمنام
ژان پرووه یکی از طراحان گمنام این دوره و یکی از بنیانگذاران طراحی مبلمان در این دوره است. او با وفاداری به ایدهآل عدالت اجتماعی و تعهداتی که وظیفة او را به عنوان یک طراح اجتماعی توصیف میکرد، رویای مسکن صنعتی را بهعنوان الگوی بازسازی مسکن برای طبقات فرودست اجتماعی پیش روی خود نهاد.
پرووه اولین کارگاهش را در ۱۹۲۳ تأسیس کرد. پس از آن این کارگاه آهنگری را به سرعت به یک کارگاه مجهز برای اجرای ایدههای اجتماعیاش تبدیل کرد. پروسة تولید، که با مشارکت تکنسینهای شرکت، کتابهای راهنما و کارگران اداره میشد، مستلزم شرکت فعالانة همة عوامل تولید بر اساس منافع مشترک تکتک آنها بود. برای پرووه تصور چپاول نیروی کار جاذبهای نداشت. در کارگاه او ایدهها فوراً به نمونههای پروتوتایپ تبدیل میشد، و تکامل هر پروژه به یک محصول ساختهشده در سایة مشارکت فعال و خلاق فرد فرد عوامل مرتبط با آن صورت میگرفت.

پرووه این روند را در فرمالیسمی شخصی و براساس معیارهای عینی تنظیم کرده بود. مسائل مربوط به تولید ــ مانند قابلیتها و ظرفیتهای تولید، و... ــ به تعریف معیارها و ضوابطی منجر میشد که میتوانست فرمهای مناسب را محقق کند. این نوع درک از پروسة تولید خود به خود مقدمة خلق فرمهای عینی مستقل از وسوسههای فرمالیسم شد. او با فرمهایی کار میکرد که مضمونی صریح و روشن داشتند و دارای ارزشهای بیانی برتر در تولید انبوه بودند.
۱۹۴۲: ایمز و پرووه
در سال ۱۹۴۲، پرووه خانم و آقای ایمز را، در حالی که تجربههای مشترک طراحی مبلمان به سبکی مشابهاند، کشف کرد. پروپه از همان زمان به طراحی صندلیها و مبلهایی روی آورد که هواپیماها را تداعی میکردند.
پروژة سیتروئن: مشارکت با لوکوربوزیه
شاید جذابیتهای چنین چالشی لوکوربوزیه را به مشارکت در پروژة طراحی سیتروئن ترغیب کرد، و به اشتیاق دیگر طراحان به تجربة طراحی سکونتگاهها و مبلمان ماشینی دامن زد. آنچنان که پرووه میگفت: «... و من آزمودم که همة این تکنیکها میتوانند با هر چیزی هماهنگ شوند.»

خانههای پرووه: متحرک، مدولار، عملی
خانههای پرووه متحرک، مدولار، ارزان، عملی و قابل استفاده بودند؛ آنها بهطور خوشبینانهای به خانههای بهتر آینده اشاره میکردند، و مبلمان او ــ بهرغم صلابت فرمی و کاربردی ــ الترناتیوهای بصری بودند که با رنگهای روشن بدنة اتومبیلها رنگآمیزی میشدند و بسیار کاربردی بودند.
اغراق پرووه در نمایش اتصالات (پیچهای نمایان، جوشهای خشن و بستهای ساده در ترکیب مواد متفاوت)، ضمن ارائة فرمهای هماهنگ و تازه، نشانگر موضع تمسخرآمیز او در مقابل خصلت دکوراتیو مبلمان سنتی فرانسه است.

WAM 1930
اولین نمایشگاه اتحادیة هنرمندان مدرنیست (WAM) در ۱۹۳۰ عرصهای برای نمایش تواناییهای خلاق پرووه در تبدیل شخصیت صلب و بیروح فلز به مادهای فرمپذیر و قابل انعطاف، که میتوانست با چرم به شکلی لطیف ترکیب شود و حداکثر کارآیی را فراهم کند، محسوب میشد. صندلی راحتی، که او در ۱۹۲۸ برای مراسم ازدواج خواهرش طراحی کرد، با استفاده از یک سیستم فنری نامرئی و بهکارگیری نشیمنگاهی که در امتداد آسایش مکانیکی شد، ایدهای که میتوانست مکمل مفهوم مورد نظر لوکوربوزیه ــ یعنی ماشینی برای زندگی ــ باشد. نخستین قطعة مبلمان شناختهشدة پرووه است؛ پیشداوریهای رایج در مورد خصلت غیرقابل انعطاف فلز را باطل میکرد.
کارگاه بهجای آکادمی
هنرمندان WAM پیرو دیدگاه پیشروی بودند که تا حد زیادی خارج از حیطة نفوذ آموزشها و تئوریهای آکادمیک شکل گرفته بود، و به نوعی محصول تلاشها و سلوک خودشان بود. آنها در سایة تلاش و کار مداوم، با درگیر شدن کامل در پروسة تولید از طراحی تا ساخت، و استفاده از تجارب صنعتگران محلی و بومی، قادر به مقابله با فرمالیسم مدرنیته و تلاش برای از میان برداشتن انواع الگوهای مرسوم زیباشناسی برای پرووه دلالتی متفاوتی مینمود.
جو حاکم که نقادانی مانند ایلین گری (Eileen Gray) آن را تغذیه میکردند، استفادة طراحان آوانگارد از لولههای فنری و پوشش آبکاری کروم را پرخرج، شکننده و سرد و بیعاطفه قلمداد میکرد. در این شرایط، پرووه تأکید بر صریح و اصل مواد، و اغراق در نمایش اتصالات صنعتی و ترکیب مواد نامتجانس داشت، و در هیئت یک تحول فراگیر وارد جامعة طراحی شد ــ طبیعت خلاق و سختکوش او را نشان میداد.

درس پروپه برای امروز
بازبینی کارهای پرووه امکان روشن شدن برخی از زوایای پنهان الگوهای طراحی مدرن را فراهم میکند. آفرینش اشیاء کاربردی با استفاده از مصالح صنعتی، بدون هیچگونه کوششی برای پنهان کردن ویژگیهای اصلی آنها، و رسیدن به یک بیان لطیف شاعرانه و سرشار از کمال و زیبایی، که هنوز هم برای بیننده تازگیاش را حفظ کرده، تنها از جنس پرووه برمیآید. پرووه نمونهای گمنام از طراحانی است که ارزشهای ساختاری محصولاتشان همواره فراتر از معیارهای بازار قرار میگرفت.








