آرماند درور
جوسی سالیف۱ وسیلهای است برای گرفتن آب لیمو، که در نگاه اول شاید کارکرد آن چندان مشهود نباشد. ظاهر جوسی سالیف بیشتر به یک مجسمه شباهت دارد. مجسمهای که انسان را به یاد موجودات فرازمینی داستانهای علمی-تخیلی اچ. جی. ولز۲ میاندازد؛ ولی، به هر حال، برای گرفتن آب لیمو وسیلة خوبی است. این وجه مشخصة کارهای فیلیپ استارک۳ است. استارک جوسی سالیف را در سال ۱۹۹۰ برای آلسی۴ طراحی کرد و تا کنون بیش از ۵۰ هزار عدد از آن به فروش رفته است. به گفتة خودش، ایدة اصلی آن هنگام خوردن خوراک اسکوئید در رستوران کوچکی به نام ایل کورسارو۵ در جزیرة کاپرایا۶، ایتالیا به ذهنش رسید و در همان جا هم بر روی دستمال سفرة کاغذی رستوران طرحهای اولیة آن را ترسیم کرد. عناوینی که استارک برای طرحهایش برمیگزیند غالباً غریب و شاعرانهاند؛ مانند جوسی سالیف برای وسیلة آبلیموگیری، پرینس آها۷ برای چهارپایه و دکتر اسکود۸ برای مگسکش.

استارک پس از رها کردن تحصیلاتش، در ۲۰ سالگی مدیر هنری کاردن۹ شد. در ۲۵ سالگی به امریکا رفت و دو سال بعد، پس از بازگشت به پاریس، طراحی داخلی کلوپ شبانة لومان بلو۱۰ را انجام داد. موفقیت این پروژه باعث شد رئیسجمهور وقت فرانسه، فرانسوا میتران، او را برای تغییر حال و هوای یکی از آپارتمانهای اقامتی کاخ الیزه۱۱ انتخاب کند. به این ترتیب، استارک در ۳۰ سالگی به قدری در خارج از مرزهای کشورش معروف شد که از او برای ایجاد دگرگونی در فرهنگ و سنتهای رایج طراحی در شهرهای مختلف جهان دعوت میشد. طراحی داخلی چهار هتل معروف در ایالات متحده، هتل رویالتون۱۲ و هتل پارامونت۱۳ در نیویورک، هتل دلانو۱۴ در میامی و هتل موندریان۱۵ در لسآنجلس و طراحی رستوران و هتل پنینسولا۱۶ در هنگکنگ و ساختمان آساهی در توکیو از آن جملهاند.

این فرانسوی ۵۲ ساله طراح بسیار پرکاری است. او همه چیز طراحی کرده است. موتورسیکلت برای آپریلیا۱۷، بطری آب معدنی برای سن برنار۱۸، رادیو و تلویزیون برای تامسون۱۹ و سابا۲۰، مجموعة کامل مبلمان برای سالن آرایش لورآل۲۱ پاریس، مسواک برای فلئو کاریل۲۲، چراغ برای فلوس۲۳، ظروف آشپزخانه برای آلسی و مبلمان برای ویترا۲۴، کارتل۲۵ و دریاد۲۶. شاید پر بیراه نباشد اگر او را پرکارترین طراح معاصر بنامیم.


استارک، شهروند متواضع و احساساتی جهان، برای خود را قبل از آنکه فرانسوی بداند همشهری جهان محسوب میکند. تمام توان خود را بر تغییر تصورات ما از اشیاء و جهان اطرافمان متمرکز کرده است. او در طراحی خود سعی دارد به ما بفهماند که برای گرفتن آب لیمو میتوان از چیزی استفاده کرد که خود در حد یک مجسمه است و حتی مگسکش میتواند شیئی دوستداشتنی و زیبا باشد. او توانایی آن را دارد که به مسواک طرحی اصیل و با هویت بدهد و یا به ما بیاموزد که تلویزیونهایمان به جای جعبههای بزرگ تیرهرنگ اشیائی صمیمی و دلنشین باشند و این دقیقاً همان کاری است که او در طول ۴ سال همکاری خود با کمپانی تامسون انجام داده است. فیلیپ استارک قریحة شوقانگیز خود را صرف تغییر نگاه ما به دکمة لباس، زیرسیگاری، کاسة توالت و دستشویی، کتری، ساعت و در یک کلام به کل زندگی، کرده است. استارک در فرآیند طراحی خود علاوه بر مغزش با قلبش نیز کار میکند و شاید به همین دلیل است که ما کارهای او را با قلبمان درک میکنیم و میپذیریم. آنچه او خلق میکند به همان اندازه که زیبا و دلنشین است خوب هم کار میکند.



او معتقد است که مسئلة طراحی زمان ما دیگر آن شعاری نیست که یکی از پدران طراحی، دیوید لوی۲۷ در دهة پنجاه بیان کرد: «اشیاء زشت، بد به فروش میروند.» این شعاری بود که پایة موفقیت لوی شد و شاید موفقیت طراحی امروز تا حد زیادی ناشی از آن است. اما حال، وقتی قرار است محصول جدیدی را طراحی کنید با دو مسئلة مهم مواجه هستید: اول، مسئلة صنعت و تولید که دیگر ساختن به تعداد بیشتر، برای فروش بیشتر نیست. دوم اینکه، تقریباً از همة انواع محصولات نمونههایی با کارکردهای عالی و بینقص در دسترس است و طراحی و ساخت نمونة مشابه دیگری از آنها عملاً کاری بیهوده است. بنابراین، زمانی شما میتوانید طرحی موفق بیافرینید که از روال کنونی سرپیچی کنید و یک شیء جدید با دنیای شاعرانة جدید خلق کنید و این همان کاری است که استارک انجام میدهد.





پانوشت
1. Juicy Salif 2. H. G. Wells 3. Philippe Starck 4. Alessi 5. Il Corsaro 6. Capraia 7. Prince Aha 8. Dr. Scud 9. Cardin 10. La Main Bleu 11. Élysée 12. Royalton Hotel 13. Paramount Hotel 14. Delano Hotel 15. Mondrian Hotel 16. Peninsula Hotel 17. Aprilia 18. Saint Bernard 19. Thomson 20. Saba 21. L'Oréal 22. Fleo Caril 23. Flos 24. Vitra 25. Kartell 26. Driade 27. David Loewy








