خوانخانه محصول برهمکنش ساختار موجود بنا با سبک زندگی محتمل یک خانواده خوانساری با رؤیای «خانهای برای زندگی» است.
موضوع، مواجهه با خانهای بناییساز و حدوداً چهل ساله است که دیگر پاسخگوی نیازهای معاصر نیست. این خانه متعلق به خانوادهای بومی در شهر خوانسار است که فرزندانش در تهران سکونت دارند و به صورت هفتگی به این خانه رفتوآمد میکنند.
آنها خواستار فضایی مستقل در دل خانه مادری بودند؛ بنابراین خواسته اصلی، نه صرفاً بازسازی، بلکه بازآفرینی فضایی چندلایه و معاصر، همراه با افزودن یک طبقه جدید برای فرزندان بود.
تصمیم گرفتیم این خانه (با ساختاری شبیه یک آپارتمان تکطبقه) را با کاستن بخشهایی از توده اصلی، به خانهای با حیاطهای درونی تبدیل کنیم. تلاش ما این بود که این رویکرد را به عنوان نمونهای برای مواجهه با این دسته از خانهها (که تعدادشان در شهر کم هم نیست) مطرح کنیم؛ رویکردی متکی بر دو اصل: نخست، کاستن از توده اصلی برای گشودن فضاهای باز و ایجاد حیاطهای درونی؛ و دوم، افزودن تراکم به صورت حداقلی و بهره از بام به عنوان حیاطی جدید و قابل استفاده.
کشف ساختار
مبنای طراحی بر اساس شبکهای ۹خانهای شکل گرفت که بر سازه موجود، شامل دیوارهای باربر، منطبق شد. این همنشینی امکان ایجاد وویدهایی در دل توده متراکم را فراهم کرد؛ فضاهایی تهی شده از جرم که نور، هوا و باران را به لایههای میانی خانه وارد کردند و کیفیت زیستپذیری را بهبود بخشیدند.
جدارههای فضاساز
هندسه قرارگیری جدارههای باربر موجود در بنا، لایههایی را ایجاد کرده بود، که ما این جدارهها را در فضا حفظ و نمایان کردیم و توانستیم جعبههای فضایی لازم را اضافه کنیم و به صورت حجمهایی خالص در بین همین لایهها قرار دهیم.
تورم توده
سپس، با متورم کردن بخشهایی از توده در بام، بر اساس همان شبکه سازهای پایین، فضای تهی بین آنها فعال و بام خانه به سطحی قابل استفاده تبدیل شد؛ حیاطی که واحدهای کوچک و مستقلی را در دل خود جا داده است.
پوشش
ساختار موجود که با مصالح مختلفی از جمله؛ گچ، سنگ، سیمان و سرامیک نما شده بود را به صورت یکدست، در درون و بیرون با سیمان بافتدار سفید پوشاندیم و حجمهای سبزرنگ جدید را در میان آنها جانمایی کردیم. اتاقهای طبقه بالا با استفاده از سازه سبک ال.اس.اف اجرا شدند تا بار اضافی بر سازه موجود تحمیل نشود.
پلانها
