(، آلونزو بالگرRSHP) ریچارد راجرز و همکاران مجموعه لس آرناس، بارسلون
\\nچه چیزهایى یک شهر را شهر مى کنند؟ و چه عواملى موجودیت متمایز و یگانه یک شهر را جدا و متفاوت از شهرهاى دیگر تعریف مى کنند؟ اقلیم - بافت شهرى- خوراك و پوشاك- دین و آیین- زبان- تاریخ-و جغرافیا و یا نام شهر؟ آیا نقش و اهمیت هر یک از اینها به - اقتصاد-ساختمان ها عنوان عوامل سازنده آن چیزى که به آن»هویت« شهر گفته مى شود براى همه شهرها یکسان است؟ مثلً نقش عامل زبان یا بافت شهرى یا خوراك و پوشاك در شهرهایى چون بروژ بلژیک یا دوبروونیک کرواسى با کلن شهرهایى از قبیل نیویورك و شیکاگو یا شانگهاى و توکیو هم ارز است؟ اندازه شمول و دربرگیرى هر یک از این عوامل در هر شهر خاص )و بدون قیاسِ آن با شهرهاى دیگر( یکسان نیست: برخى همه شهروندان را دربرمى گیرند و برخى دیگر نه، در بیشتر شهرهاى بزرگ هندوستان عامل دین و آیین، همگانى نیست و هندو و مسلمان و سیک و لمذهب در همسایگى هم، اغلب به صلح و صفا و بعضاً به جنگ و دعوا زندگى مى کنند. یا در همین تهران خودمان که ظاهراً شهرى فارسى زبان است، محله هایى هست که ترکى، عربى یا ارمنى بیش از فارسى شنیده مى شوند. اما نام شهر و سیماى شهر )که خود نتیجه بافت شهر و اقلیم شهر است( عامل هایى هستند که همه را خواه ناخواه به یک اندازه دربرمى گیرند
\\nو هیچ کس چه اهل شهر، چه مسافر و رهگذر نه شهرى را به نامى متفاوت مى خواند و نه منظر و سیماى شهر را دیگرگونه از دیگران مى بیند. از همین رو شاید این دو مهم ترین و نیرومندترین عامل سازنده تصویر و هویت یک شهر باشند. اهمیت بلکه قداست سیماى شهر و لزوم پاسداشت و نگهدارى آن، اساس پروژه اى است که به آن مى پردازیم: لس آرناس مجموعه اى چندکارکردى است که در خود فضاهاى خرید و ادارى و تفریحى و چند پرده سینما را گنجانده و مهم تر از همه اینکه یک نقطه عطف و فضاى عمومى شهرى شده است. لس 1900 آرناس یا آرناى بارسلون نخست یک میدان گاوبازى بوده که در سال میلدى در آن گاوبازى مى شده 70 میلدى گشوده شده و تا اواخر دهه و بلنداى بیست و اندى 100 است. نمود بیرونى بنا استوانه اى به قطر حدود متر است با نماى نئوکلسیکى که رد پررنگى از معمارى مسلمانان اندلس در پس از مطرود شدن گاوبازى این محل سالیانى بى استفاده و 1 .آن پیداست متروك ماند تا در آغاز هزاره سوم میلدى مقامات شهرى تصمیم به تغییر کاربرى و تبدیل آن به یک مرکز نوین شهرى و مجموعه اى چندکارکردى که طى صد و اندى سال بخشى از - گرفتند، با این شرط که نماى بیرونى آن حفظ شود.- سیماى یک منطقه مهم بارسلون بوده
\\nجبهه شرقى از دید پرنده دید از فراز مون جوئیک به میدان
\\nمیلدى کنار میدانى به نام میدان اسپانیا19 آرناى بارسلون اواخر قرن متر بلندتر از معابر پیرامونى ساخته 4-5 ( و بر زمینىPlaça d'Espanya) la Reina Maria Cristina شد. این میدان یک سر محورى به نام خیابان Fuente mágica de Montjuic است که سر دیگرش نخست به فواره اى به نام و سپس به تپه هاى مون جوئیک و ساختمان موزه ملى هنر کاتالن مى رسد که بر دامنه مون جوئیک ساخته شده است. هر دو سر این محور نقاط شهرى مهمى هستند: میدان محل تلقى دو محور شهرى مهم بارسلون است و تپه هاى دویست و اندى مترى مون جوئیک مشرف بر کناره مدیترانه جاى است. همچنین این 3 و مجموعه المپیک بارسلون2استقرار دژ مون جوئیک بوده و 1929 خیابان محدوده برگزارى نمایشگاه اکسپوى بارسلون در سال در طول Torres Venecianes غرفه بارسلون )اثر میس وندرروهه( و برج هاى ( در ادامه آن Dona i Ocell) آن و پارك خوان میرو و مجسمه زن و پرنده قرار دارند. نظر به حضور یک قرنى آرناى بارسلون در یکى از مهم ترین عرصه هاى شهرى و اثر آن بر سیماى منطقه، مقامات شهرى حفظ نماى بیرونى را شرط اصلى باز زنده سازى آرنا گذاشتند. هد ف هاى پروژه اینها بودند: ایجاد یک نقطه گسترش قلمروى -عطف )نشانه شهرى( متناسب با اقتضائات هزاره جدید عمومى به درون و بالى ساختمان متروکه اى که عملً به جزیره اى جدامانده از بافت شهرى تبدیل شده است، و پیوند دادن دوباره آن به بافت شهر. اما تأمین این خواسته ها در چهارچوب شرط حفظ نما، دشوارى هاى زیادى را در طرح و ساخت بر پروژه تحمیل مى کردند: از سویى فضاهاى درونى محکوم به درجه مى شدند، افزون 90 دسترسى نسبت به هم4 قرارگیرى در دایره اى با
\\nبر آن طاق ها و جرزهاى ساختمان پس از صد و اندى سال از ساخته شدن و بیست و چند سال متروك ماندن آسیب زیادى دیده و مستعد ویرانى بودند. ضمن آنکه شالوده آن بر زمینى چند متر بالتر از تراز خیابان گذاشته شده بود و »پیوند دوباره آن به بافت شهر« خالى کردن زیر و تراز کردنش با شهر را ایجاب مى کرد. بماند که برخى الزام هاى برنامه اى مانند پارکینگ ماشین ها یا دسترسى به خط مترو به معنى گسترش فضاها در زیر زمین در اندازه بیش از محیط دایره آرنا بود. طرح کنونى با این عناصر و به این ترتیب به این عوامل معارض و متباین پاسخ داده است: پوسته بیرونى آرناى قدیمى به عنوان نماى بیرونى ساختمان جدید حفظ - .مى شود زمین زیر آرناى قدیمى تا تراز خیابان پایین مى آید تا ارتباط و دسترسى - .هم ترازى میان درون پوسته و سطح شهر ایجاد شود درجه نسبت 90 گذرگاه متقاطع )با زاویه2 گوشه سایت4 دسترسى از4 - به هم( را مى سازند که همدیگر را در مرکز دایره آرنا و در فضاى دهلیز میانى ( قطع مى کنند.atrium) چهار بلوك قطاعى در تراز هم کف و اول فضاهاى مغازه ها را تأمین مى کنند- پرده( در خود جا3 سالن سینما را )هر بلوك12 و در ترازهاى دوم و سوم مى دهند. 4 در تراز چهارم )بام سینماها( و تقریباً هم تراز لبه بالیى پوسته قدیمى- .فضاى یکپاچه چند منظوره قرار مى گیرند متر روى 100 بام مسطح یکپارچه اى مانند بشقاب گرد عظیمى به قطر-
\\nنگه داشتن پوسته در دوره ساخت مقطع
\\nبرداشتن خاك پیرامون تا تراز خیابان
\\nهمه مجموعه را مى پوشاند. لبه بیرونى بشقاب فضاى شهرى روبازى به بلندى متر است که دید گشوده اى به شهر و دسترسى هاى بى واسطه اى 30 نزدیک به متر پوشیده شده که 76 به خیابان دارد. بخش میانى بشقاب با گنبدى به قطر به جهت رعایت محدودیتِ بلندى، خیز کمى دارد و فضاى زیر آن به نظر کوتاه پایه عظیمِ آن به شکل 4 مى آید. این بشقاب بر سازه جداگانه اى سوار است که بلوك قرار دارند و پله هاى برقى 4 نمایان و به رنگ زرد در دهلیزهاى میان و گذرگاه هاى میان بلوك ها از میان یا از کنار آنها مى گذرند. سازه جداگانه را فراهم کرده 4 و3 و2 بشقاب امکان ایجاد فضاهاى بدون ستون در ترازهاى است. ( در بیرون پوسته قدیمى با Eforum یک بلوك ساختمانى نوساز )موسوم به- استقرارى متناسب با چینش بلوك هاى ساختمانى اطراف و با ابعاد و تناسباتى در حدود همان ها ساخته مى شود که بیشتر دفاتر ادارى در آن مستقر هستند. میدان گاوبازىِ سالخورده با ترتیب و با عناصر گفته شده طى یک کار پیچیده و برجسته فنى و اجرایى به مجموعه کنونى تبدیل شد: جایگاه تماشاچیان، مسیرهاى گذر و دسترسى، و همه آنچه در پوسته آرنا محاط سازه فلزى موقتى براى حفاظت -.بود برچیده و تنها پوسته بیرونى باقى ماند خاك محدوده بیرون -.پوسته )طى دوره ساخت( در دو جانب آن برپاشد
\\nحلقه اى بتنى )از قطعات پیش ساخته( -.پوسته تا تراز خیابان برداشته شد پایین پوسته را از درون و بیرون محکم دربرگرفت تا پس از برداشتن خاك مترى از کف خیابان 5 زیرِ آن، به سان شالوده اى تازه پوسته را در تراز حدود معلق نگه دارد. این حلقه طى دوره ساخت بر شمع هاى موقت سوار بود ولى پس از پایان عملیات بر عناصر فولدى قرمز رنگى استوار شده که بخشى از خاك محدوده محاط در پوسته نخست تا تراز خیابان و -.نماى بیرونى هستند سپس تا تراز پایین ترین طبقه زیرزمین لیه به لیه و هم زمان با عملیات نیلینگ طبقات زیرزمین، بلوك هاى قطاعى از تراز همکف تا چهارم، بام -.برداشته شد بشقابى، و گنبد بالى آن به ترتیب ساخته شدند. مسلماً بسیار ساده تر و ارزان تر مى بود که کل آرناى قدیمى تخریب و جمع آورى شود و بر جاى آن ساختمان تازه اى ساخته شود که در آن صورت هم محدودیت هاى کمترى بر طرح معمارى تحمیل مى شد و هم هزینه و زمان ساخت بسیار کمتر مى شدند. اما آیا تحمل این همه دشوارى و وقت کارى تنها از سر تفنن یا یک ماجراجویى فنى و مهندسى بوده؟ این واقعیت ها که ساختمان قدیمى یک میدان گاوبازى بوده و معمارى آن یک جور نئوکلسیکِ داراى عناصر اسلمى بوده )که در همان روزگار خودش هم چندان چنگى به دل نمى زده( موضوع را قابل تأمل تر مى کند: نه آرناى بارسلون اثر تاریخى
\\nنقشه زیرزمین دوم
\\nدید به جبهه شمال غربى از پارك خوان میرو
\\nجبهه جنوبى و ورودى قدیم آرنا
\\nبرجسته اى بوده و نه در صورت و فرم این ساختمان و نه در کارکرد آن چیزى بوده که براى مردم روزگار کنونى کمترین اهمیتى داشته باشد. هم حاکمان مسلمان قرن هاست که از اسپانیا رانده شده اند، هم معمارىِ آورده آنها با عناصر دمشقى اش و هم تقلید نئوکلسیک آن مدت هاست که منسوخ شده اند، و هم اینکه گاوبازى سالیانى است که کارى مذموم و غیراخلقى و خشونتى بى معنى شمرده مى شود )گویا در کاتالونیا بساطش زودتر برچیده شد که گاوبازى را سرگرمى مستبدان فرانکویى برمى شمردند(. ولى آنچه همواره باقى و جارى است و ذاتاً نمى تواند منسوخ و مطرود شود سیماى شهر و تصویرى است که در ذهن شهروندان از آن نقش بسته است. خاطره اى جمعى که به خلف خاطره هاى فردى نمى توان آن را خواسته یا ناخواسته فراموش کرد، مگر آنکه شهر و شهروندانش و همه کسانى که آن را دیده اند به آنى از پهنه زمین زدوده شوند. در سرزمین ما ویران کردن تصویر و سیماى شهر امر تقریباً هرروزه اى است که گویا از زمانى که پول نفت شلوار دولت ها را دوتا کرده به آن خو کرده ایم. از حرم امام رضا و نواب بگیریم تا بناها و بافت هاى کمتر نام آورى که به جرم اثبات نشده فرسودگى نابود مى شوند و فضاهاى شهرى و خیابان هایى که به زیان آدم ها و به سود ماشین ها گشاد و ویران مى شوند. این حدیث مکرر را با آوردن تکه اى از سرمقاله سهیل بسکى با عنوان »بحران تعلیق« )معمار
\\n( تمام مى کنم:1385 ، خرداد و تیر37 اما ظاهراً سیطره اخلق و رفتار تاراجگرانه، که در آن هیچ چیز جز سود کارنکرده، سود بادآورده چپاولگرانه به حساب نمى آید و در چند دهه اخیر به طرز شگفت آورى بدون برخورد با هر مانعى، معطوف تاراج زمین و منابع طبیعى و فرهنگى شده، ناگزیر با کشیدن زمین از زیر پاى بازمانده این تمدن ضربه آخر را وارد خواهد کرد و با بلعیدن و مصرف تمامى این منابع، فضولت حاصل از این بلعیدن ها را براى فرزندان مان به میراث خواهد گذاشت و چه طنز تلخى است که درست مدعیان حفظ این تمدن، ابزار نابودى قطعى آن شده اند و راهى براى مان باز نگذاشته اند، جز اینکه بگوییم: خدا عاقبت مان را به خیر کند.
\\nپانوشت ها: است که نماى کاتدرال و طاق پیروزى بارسلون از August Font i Carreras معمار این بنا-1 Neo-Mudéjar آثار به جا مانده اوست. سبک معمارى میدان گاوبازى در برخى منابع اینترنتى در اسپانیا با الهام از معمارى مراکش است. 19 گفته شده است که سبک معمارى اواخر قرن این دژ با توپ هاى دورزن خود تا حدود نیمه قرن بیست میلدى اهمیت نظامى داشته است.-2 ساله مون جوئیک پس از بازسازى و گسترش، جاى برگزارى المپیک100 استادیوم حدود-3 بود. تصویر آیین گشایش آن المپیک و افروختن مشعلش با تیر آتشینى1992 بارسلون در سال که از چله کمان تیرانداز زبردستى رها شده بود در یادها مانده است.
\\nسطح بام روبه روى غرفه بارسلون
\\nچگونگى نگهدارى پوسته قدیمى
\\nدید از فراز بام به مون جوئیک
\n