برگرفته از Architectural Record، سپتامبر ۲۰۰۳، صفحات ۱۳۶-۱۴۱.
- پروژه: رستوران لسکولس، کاتالونیا، اسپانیا.
- معماران: گروه معماری RCR ـ رامون ویلالتا، کارمن پیگم، رافائل آراندا (معماران اصلی)؛ م. سوبیراس (گروه طراحی).
- مشاوران: بلازکز ـ گوانتیر (مشاور ساختار)؛ خ. پادروسا (اجرای کامپیوتری)؛ م. سوبیراس (ناظر ساخت).
- سقفهای آکوستیک: کناوف دلتا.
- سرویسهای بهداشتی: لاگارس.
همانند صورت غذای پرماجرای خود، که شامل اردک پخته شده در شکلات نیز میشود، فضاهای داخلی رستوران لسکولس نیز به گونهای طراحی شدهاند که با همهٔ حواس سر و کار داشته باشند و به قول معمار آن، رامون ویلالتا از گروه معماران RCR، «شور و حسی نیرومند» برانگیزند. ویلالتا و همکارانش، کارمن پیگم و رافائل آراندا، با کمک گرفتن از تجربههای پیشین RCR در کار با مصالح و بهره جستن از مهارت سازندگان محلی، فولاد را، همانند «ماجراجویی و مبارزه در سرزمینی ناشناخته»، برای کف و دیوار و اسباب رستوران برگزیدند. آنان با وجود قیمت و معایب عملی فولاد، این هدف را دنبال میکردند که ببینند از یک مادهٔ واحد و فضاهایی که پدید میآورد، چند نوع کیفیت مختلف میتوان به دست آورد. میخواستند آن را از محدودههای حسی معمولش فراتر برانند، به سوی جلوههایی که بیش از معمول با زمین، چوب، شاخ و برگ، آب یا نور پیوند داشته باشند.
سال ۱۹۹۰ این رستوران مجلل را، که در حومهٔ اولوت، شهری دورافتاده در منطقهٔ آتشفشانی و تماشایی گاروتخا در کاتالونیای اسپانیا واقع شده است، سرآشپز و مالک آن، خانم فینا پیگدوال، تأسیس کردند. ساختمان خانوادگی پیگدوال در اصل به عنوان آخور استفاده میشد و یک طبقهٔ مدرنی نیز به آن افزوده شد. پیگدوال در سال ۲۰۰۱ به شرکت محلی RCR مراجعه کرد تا فضای ۶۵۰۰ فوت مربعی داخل رستوران را به مکانی منحصر به فرد و به یادماندنی تبدیل کند که در خور آوازهٔ ویژه و روزافزون آشپزی لسکولس و پذیرایی ۱۲ مرحلهای آن باشد. اعضای گروه پیش از این، مرکز ورزشی برای کودکان و فضاهای عمومی و خانهٔ زبانزد در گوشه و کنار اولوت ساخته بودند که طراحیهای ریز و دقیق آنها نشاندهندهٔ گرایش عمیق اولیهٔ گروه به فرهنگ سنتی ژاپن و مجسمهسازی مینیمالیستی ریچارد سرا، دانلد جود و دیگران بود.
در لسکولس به ملغمهٔ آشفتهٔ فضاهای موجود، سازمان محوری روشنی داده شد. مهمانان از طریق جلوخانی با دیوارهای زنگار گرفتهٔ فولادی، نخست به جناح یک طبقه نزدیک میشوند که سر T را تشکیل میدهد و در محل تقاطع دو محور وارد رستوران میشوند. در سمت راست یک جفت ورودی عمودی، دقت ماشینی آشپزخانه را به نمایش میگذارند که به طور کامل از فولاد ضد زنگ ساخته شده و گرد پاسیویی با دیوارهای شیشهای بدون قاب قرار گرفته و استخری بازتاب دهنده که زیر پردهای از عشقه تا ورودی باغ کشیده شده است. سمت چپ ورودی، محوطهٔ سنگین غذاخوری اصلی پدیدار میشود که رو به باغ، از نور آفتاب سرشار میشود و دیوارهای تیرهای از فولاد زنگ زده و سطوحی با پرداخت گرافیتی دارد. نوارهای پیچ و تاب خوردهٔ فولادی روی پنجرهها، بدلی است از عشقههای بالارونده در اینجا. کفهای ساخته شده از فولاد شام با پولیش ملایم، با مجموعهای از رنگهای طبیعی در طیفهای مختلف پوشش یافتهاند؛ رنگهای آبی سیر، رنگهای ارغوانی، قرمز و قهوهای. این تهرنگهای تیره به پرداخت براق و بازتابی میز و صندلیها، که با لعاب سخت پختهٔ طلایی کمرنگ روکش شدهاند، جلوه میدهد.
درست روبهروی ورودی، تنهٔ دراز T وارد بخش مرکزی ساختار خانهٔ پیشین میشود که تالار مهمانی خیرهکننده و سراسر طلایی، و میز بلند و ۴۴ نفرهٔ آن را در بر میگیرد. در غذاخوریهای اختصاصی اطراف تالار، کفهای فولادی تیره و مبلمان طلایی، زیر طاقهای قوسی شکل و سنگی خانهٔ اصلی قرار گرفتهاند. در انتهای تالار، درها رو به محوطهٔ باغ و رواقی سنگی گشوده میشوند.
تالار مهمانی کلید طراحی بود؛ ویلالتا میگوید: «فضای اصلی، فضایی بدون پنجره، تاریک و ناخوشایند بود و تصمیم بزرگ ما، مرتبط کردن آن با فضای بیرون، و تبدیل آن به یک هدف و مقصد بود. معماران تصمیم گرفتند برای تشدید جلوههای نمایشی، درازی دست و پاگیر تالار را بیشتر از آنچه هست نشان دهند و جسورانه از شیوهٔ معمول طراحی فاصله بگیرند.»







