نور

اشتراک‌گذاری
نور

»...زاده نور هستیم. فصل ها به واسطه نور احساس مى شوند. جهان را به آن صورتى که با نور پدید مى آید مى شناسیم، و این اندیشه به ذهن مى آید که ماده، نور از پا افتاده است. براى من، نور طبیعى تنها نور و - مبنایى براى توافق انسان ها فراهم مى کند- است، چون حال دارد ما را در تماس با جاودانگى قرار مى دهد. نور طبیعى تنها نورى است 1«...که معمارى را معمارى مى کند لویى کان

\\n\\n

»پرستش نور در کل وجود انسان بافته شده است... حتى امروزه، بیشتر اوقات ناآگاهانه، زیر سلطه آن هستیم. نور روز ما را از نیمه جان خواب بیرون مى کشد و به زندگى باز مى گرداند: "نظاره نور آفتاب"، "در معرض نور 3 «...بودن" به معنى به دنیا آمدن است، "دور شدن از نور" یعنى مرگ هرمان یوزنر

\\n\\n

»تنها به واسطه نور است که خانه انسان مى شود، شبیه انسان به نظر 2«.مى رسد. چشمى است که به شب باز مى شود گاستون باشلار

\\n\\n

»...نور و سایه بلندگوهاى این معمارى حقیقت، سکون و قدرت 4«.هستند، چیز دیگرى نمى توان به آن افزود لوکوربوزیه

\\n\\n

، امروزه در موزه هواى 1884 هدیه گران بهاى نور. دودخانه سنتى فنلاندى در کارلیا. خانه پرتینوتسا، ساخته شده در آزاد سورا سارى در هلسینکى. ، رنگ 1642 ،نور تمرکزدهنده نقاش ها. ژرژ دو لا تور، نجار جوزف مقدس سانتى متر. پاریس، موزه لوور. 102×137 ،روغن روى کرباس

\\n\\n

Materiality and Tactility of Light فضا و نور جدایى ناپذیرند، چون در فقدان نور هیچ گونه تجربه فضایى معمارانه وجود نخواهد داشت. حتى آن تجربه هاى فضایى که در تاریکى مطلق و از طریق شنیدن، لمس یا بو ادراك مى شوند، وابسته به فهمى از فضا هستند که از طریق بینایى و نور برقرار شده است. آیلر راسموسن ادراك صوتى قدرتمند تونل هاى زیرزمینى وین را به یاد مى آورد که عرصه هاى اصلى فیلم اورسن ولز، »مرد سوم«، هستند: »گوش شما تأثیر هم درازا و هم شکل استوانه اى تونل را 5«.دریافت مى کند تمامى تجربه هاى واقعى معمارى متجسم و چندحسى هستند. هر فضا و مکان متمایز، نور شاخص خود را دارد، و اغلب این کیفیتى است که به مستقیم ترین نحوى خلق و خوى ما را مشروط مى کند. نور حتى مى تواند یکى از مشخصه هاى مناطق جغرافیایى باشد، براى مثال تفاوت فاحش بین نور عمودى سوزان نواحى استوایى و نور افقى سودایى نواحى قطبى، نور ملایم شب مهتابى و نور گرم و رنگین و عاطفى طلوع و غروب آفتاب. نور تابستان بى شب جادویى است، در حالى که نور اندكِ شب بى پایان زمستان قطبى به ظاهر از پایین ساطع مى شود چون برف کمترین نور ناشى از گنبد مینا را بازتاب مى دهد و آن را به طرز اسرار آمیزى پخش مى کند. نور، فرایندهاى زیست شناختى را کنترل مى کند و حتى فعالیت هاى هورمونى مشخصى در انسان وابسته به نور است. بر خلق وخو و میزان فعالیت و سطح انرژى ما تأثیر

\\n\\n

دارد؛ امروزه، در تاریک ترین ماه هاى زمستان اسکاندیناوى، در خانه ها و کافه ها چراغ هاى درخشانى به کار گرفته مى شود تا فقدان نور روز را جبران کنند. نور و سایه به حجم ها، فضاها و سطح ها، شخصیت و قدرت بیان مى دهند، و شکل ها، وزن، سختى، بافت، رطوبت، صافى و درجه حرارت مواد را آشکار مى کنند. آنها فضاى معمارانه را نیز به پویایى دنیاى فیزیکى و طبیعى، فصل ها و ساعت روز مرتبط مى کنند. پل والرى مى پرسد، »آنجا چه چیز اسرارآمیزتر از وضوح است ؟... چه چیز هوس بازتر از شیوه اى است که با آن نور برفراز نور طبیعى به معمارى جان 6«ساعت ها و برفراز آدم ها پخش مى شود؟ مى بخشد و دنیاى مادى را به ابعاد کیهانى مرتبط مى کند. نور حال و هوا و بیان خود را نیز دارد؛ به طور قطع ظریف ترین و پیکربندى - عاطفى ترین وسیله بیان معمارانه است. هیچ رسانه دیگر معمارى نمى تواند به این اندازه ژرف و ظریف - فضایى، هندسه، نسبت، رنگ یا جزئیات فرازهاى عاطفى را بازگوکند، از سودازدگى گرفته تا نشاط، اندوه تا سرمستى، غم تا خوشى. در آمیختن نور سرد آسمان شمالى و نور گرم آسمان جنوبى در فضایى واحد مى تواند سبب شادى سرمستانه اى شود. فضاها و مکان ها مفصل بندى مى کنند و - نور و سایه فضا را در قالب زیر به فضا ضرب آهنگ، حس مقیاس و صمیمیت مى بخشند. نور، حرکت و توجه را هدایت مى کند و نقاط اهمیت و تمرکز را مى آفریند. نقاشى هاى رامبراند و کاراواجیو قدرت نور در آفرینش سلسله مراتب و کانون توجه را نشان مى دهند. نقاشى هاى آنها، پیکرها و اشیایى هستند در آغوش آرامش بخش نور و سایه - 1648) ( و لویى لو ناین1593 - 1652) ملایم. در نقاشى هاى ژرژ دولا تور (. نور شمع واحدى کافى است تا فضایى صمیمى و دربرگیرنده و حسى 1603 .از تمرکز قدرتمند آفریده شود تا زمانى که نور به وسیله فضا محدود، یا با سطحى که روشن کرده مشخص نشده، گرایش دارد که به لحاظ تجربى و عاطفى حضور نداشته باشد. »آفتاب هیچ گاه نمى داند چقدر بزرگ است، مگر زمانى که بر بدنه یک بنا از طریق یک ماده میانجى مثل ابر، مه، 7«.بتابد یا درون یک اتاق بدرخشد

\\n\\n

دود، باران، برف یا یخ، نور به گونه اى ماده مجازى روشن بدل مى شود. وقتى نور همچون ماده ادراك مى شود، تأثیر عاطفى شدت مى گیرد. نقاشى هاى جى. ام. دبلیو. ترنر و کلود مونه نمونه هایى از چنین نور حال و هوایى دربرگیرنده هستند، که به واسطه رطوبت هوا محسوس شده اند. تمهیدات نور روز آلوار آلتو به وسیله سطح هاى سفید خمیده، بارها نور روز را بازتاب مى دهد، و سایه روشنى که سطح هاى گرد مى آفرینند، به نور مادیت تجربى، شکل پذیرى و حضورى که شدت گرفته، مى بخشند. این نورى قالب گیرى شده است که حس ماده را دارد. حتى چراغ هاى فرح بخش نور مصنوعى، مانند آنهایى که پل هنینگسن و آلوار آلتو طراحى کرده اند، نور را مفصل بندى و قالب گیرى مى کنند، تو گویى سرعت نور را کاهش مى دهند و سبب مى شوند در میان سطح هاى خمیده و لبه هاى وسایل نورپردازى، نور بازیگوشانه به پس و پیش بازتاب یابد. درزهاى باریک سقف تادائو آندو و پیتر زومتور، نور را به درون ورقه هاى هدایتگر نازکى مى رانند، که تاریکى فضا را برش مى دهند همچون لفاف غیرمادى یا تیغه هاى نور. در بناهاى لوئیس باراگان، مثل نیایشگاه کاپوچیناس ساکرامنتاریاس در شهر مکزیکو، نور اغلب به مایعى گرم و رنگین بدل مى شود که حتى یادآور کیفیت هاى پر طنینى است که نوعى صداى خود معمار مى نویسد، »زمزمه خفیف درونى - زمزمه خیالى را القا مى کند 8«.خاموشى نور مى تواند میانجى وزن یا بى وزنى نیز باشد. در کلیساى سنت هالوارد در اسلو اثر کجل لوند، تاریکى و وزن فضاى زیر سقف استوانه اى آویزان بتنى با منابع کمیاب نور شدت مى گیرد، در حالى که فضاهاى موزه منیل در هوستون تگزاس، اثر رنتسو پیانو، در نور سرگردانى غوطه ور است که به ظاهر نیروى گرانش را کنار مى زند. در حرفه معمارى امروزى، شوربختانه با نور اغلب همچون پدیده اى کمّى برخورد مى شود؛ قاعده هاى طراحى و استانداردها، کمترین میزان روشنایى و اندازه پنجره را مشخص مى کنند، اما میزان حداکثر روشنایى، یا کیفیت هاى نور مورد لزوم را مشخص نمى کنند، براى مثال جهت گیرى، میزان حرارت،

\\n\\n

ساختار، تزئین و نور در یک کلیساى روکوکوى باواریایى، فضایى مبهم و شبه جنگل مى آفریند. یوهان مایکل فیشر، کلیساى آبى اتوبورن، باواریا، آلمان، زاویه نگاه به محراب در درون. فضایى که از نعمت نور دربرگیرنده شفاف و رنگینى برخوردار شده است. لویى باراگان، نیایشگاه کاپوچیناس ساکرامنتاریاس دل پوریسیمو کورازون دو ماریا، . 1955 ،.تلالپان، مکزیک، دى. اف

\\n\\n

رنگ یا بازتاب. بناهاى ما اغلب نور بسیار زیادى را به درون راه مى دهند و آن را بسیار یکنواخت توزیع مى کنند، و از این رو حس مکان و صمیمیت را تضعیف مى کنند. فضایى با نور یکنواخت و بدون سایه، تأثیر بیگانه کننده دارد. ( اثر استنلى کوبریک، اتاق به 1968) «در بخش پایانى فیلم »ادیسه فضایى سبک ساده روکوکو دکور شده، و از پایین از میان کف شیشه اى نور مى گیرد، و با معکوس کردن جهت طبیعى نور مایه تشویش مى شود. دید انسان در سایه روشن فعال مى شود و شدت مى گیرد. همان طور که جیمز تورل، هنرمند نور، اشاره مى کند، فرایند تکامل، چشم انسان را براى سایه روشن تنظیم کرده و نه نور درخشان روز. سطوح روشنایى کنونى به قدرى بالا هستند که ظرفیت کامل دید منکوب مى شود. به طور تناقض آمیزى، فرهنگ ما بینایى و مشاهده را مى پرستد اما هم زمان ظرفیت هاى بینایى را به واسطه نور اضافى تضعیف مى کند. این امر پیامد تداعى بى وزنى و سپیدى با سلامت و بقا در دوران مدرن است، و پیامد آرزوى فراوانى نور. یک نتیجه منطقى این خواست این است که از میانه سده نوزدهم، بیشتر معماران مدرن وسواس سطح هاى بزرگ شیشه و در نتیجه میزان بالایى از نور را داشتند. تعجبى ندارد که لوئیس باراگان، کیمیاگر معمارى، بر این نظر بود که بیشتر بناهاى مدرن با نیمى از پنجره هایشان هم دلپذیرتر بودند. »کاربرد پنجره هاى بسیار بزرگ... بناهاى ما را از صمیمیت، تأثیر سایه و حال وهوا محروم کرده است. معماران در سراسر جهان در نسبت هایى که به پنجره هاى بزرگ یا فضاهایى که به بیرون باز مى شوند، اختصاص داده اند، دچار خطا شده اند...، حس زندگى صمیمانه را از دست داده ایم، وادار شده ایم زندگى عمومى داشته باشیم در اساس به دور از 9«.خانه برخلاف حساسیت مدرن غالب، شوراى شهر سیناتسالو و فضاهاى روحانى سیگورد لورنتس، تاریکى آرامش بخشى مى آفریند که تجربه تمرکز و مراقبه دینى را تسهیل مى کند. در هر دو مورد، آجر تیره و خشن که به ظاهر تمامى

\\n\\n

نور بازتابى را جذب مى کند بر تاریکى تأکید مى کند. شکاف عمیق در کف آجرى، همراه با چکه آرام قطره هاى آب از گوش ماهى عظیم کلیساى سنت پترى اثر لورنتس، بازتاب تاریکى فضا است و بر آن تأکید مى کند. در رابطه با تاریکى و سایه است که نور ارزش بیشتر و قدرت عاطفى مى یابد. در دودخانه ابتدایى بسیار تاریک دهقان فنلاندى، نور تک پنجره اى بسیار کوچک، احساس هدیه گران بهایى را دارد که همچون الماس درخشان نور بر زمینه پوشال تیره اى به ساکنان بخشیده شده است. ارزش جایگزین ناپذیر تاریکى و سایه، درس الهام بخش جونیشیرو تانیزاکى است. او اشاره مى کند که حتى آشپزى ژاپنى 10در کتاب ستایش سایه ها وابسته به سایه ها و از تاریکى جدایى ناپذیر است، »و آن گاه که یوکان در ظرفى لاکى ارائه مى شود که در فرورفتگى تاریک آن، رنگش به ندرت تشخیص داده 11«.مى شود، انگار تاریکى اتاق بر زبان ذوب مى شود سایه ها و تاریکى ضرورى اند، چون تندى دید را تخفیف مى دهند، ژرفا و فاصله را مبهم مى کنند، و دید پیرامونى ناآگاهانه و فانتزى تماس را پذیرا مى شوند. همان طور که فرانک لوید رایت اظهار کرد، »خود سایه از نور به طور معمول از قدرت اجزاى تماس پذیر و مجسم کننده ادراك 12«.است دیدارى مان بى خبریم. گرچه نسبت به آن ناآگاهیم، پوست این ظرفیت را نگه داشته که نور و رنگ را حس کند و تشخیص دهد، و این ظرفیت هاى حسى که به طور معمول سرکوب شده، به ظاهر در موارد بینایى ازدست رفته یا تضعیف شده، فعال مى شوند. از این رو، گرچه نور همچون پدیده اى صرفاً چشمى فهمیده شده، با ادراك تماسى نیز مرتبط است. در نتیجه جیمز تورل از »چیز بودن نور« حرف مى زند و اشاره مى کند، »در اساس فضاهایى را مى سازم که نور را مى گیرند و براى حس فیزیکى شما نگه مى دارند... این... درك این است که چشم ها لمس مى کنند، که چشم ها احساس مى کنند، و وقتى چشم ها باز هستند و به این آثار 13.«حس فرصت مى دهید، لمس مثل احساس از چشم ها به بیرون مى رود

\\n\\n

نور بى وزن و غیرمستقیم یک گالرى هنر. رنتسو، پیانو، بناى نمایشگاه مجموعه منیل، هوستون، تگزاس، ایالات .1982- 86 ،متحده آمریکا وزن تاریکى؛ فضایى از جنس سایه نیکخواه در تقابل با نور رخنه کرده از میان دیوارهاى آجرى. 1958-66 ،کجل لوند / لوند و اسلاتو، کلیساى هالوارد، اسلو، نروژ

\\n\\n

نورى تورل به طور کامل بر کیفیت هاى تجربى نور و مشخصه هاى سازوکارهاى ادراکى ما مبتنى هستند، اما سبب تجربه هاى فضایى اى نیز مى شوند که به قضاوت ما در مورد پیکر و زمین، دور و نزدیک، افق و گرانش جهت جدیدى مى دهند. این آثار او معجزه هایى ادراکى هستند که فضا را به سطح، ژرفا را به تخت بودن، نور را به ماده و فرم، و رنگ را به ماده بدل مى کنند. این ادراك هاى خیالى به ظاهر کیفیت هاى لمس پذیرى و حس مادیت، فشار و وزن خود را دارند. پنجره هاى رنگین نیایشگاه روزر در ونس فرانسه که هنرى ماتیس به تصور آورد، نور را به هواى رنگین بدل مى کنند، و حس هاى ظریف تماس پوست، فشار و نوسان را فرامى خوانند؛ حضور در این گونه بناها مثل غرق شدن در ماده شفاف و رنگینى است. در این پروژه ها، از جمله دفاتر دى. اى. ( و نیایشگاه سنت ایگناتیوس در سیاتل 1991) شا و همکاران در نیویورك (، استیون هال با استفاده از نور و رنگِ بازتاب یافته، حسى 1994-1997) از تپش مخلوط رنگ و نور را مى آفریند، وضعیتى که به طور تناقض آمیز و هم زمان، هم نامادیت و هم عینیت نور را شدت مى بخشد. این نورى نفس گونه، نوازشگر و درمانگر است که ما را به طبیعت نور روز که مدام دگرگون مى شود، مرتبط مى کند، و حال و هوایى کیهانى را به نمایش مى گذارد. نور 14 جیمز کارپنتر، که هنرمند نور دیگرى است، درباره لمس پذیرى مدعى مى شود، »گونه اى لمس پذیرى در چیزى وجود دارد، که نامادى است، که آن را کمابیش غیرعادى تشخیص مى دهم، در مورد نور با طول موج الکترومغناطیس سروکار دارید که از شبکیه مى گذرد، با این همه لمس پذیر است. اما از آن نوع لمس پذیرى نیست که مستلزم چیزى باشد که مى توانید انتخاب کنید و نگه دارید. .. چشم ها گرایش دارند نور را تعبیر کنند و به آن 15«.گونه اى ماده وارد کنند که در واقع آنجا نیست ما هم زمان ساکن دو اقامتگاه هستیم: جهان فیزیکى ماده و تجربه حسى از یک سو، و جهان ذهنى واقعیت فرهنگى، اندیشه ها و مقصود ها در

\\n\\n

16 گونه اى تکینگى- سوى دیگر. این دو جهان یک پیوستار را مى سازند وجودى. افزون بر منظورهاى سودمدارانه، وظیفه ژرف معمارى، همان طور که پونتى درباره نقاشى هاى پل سوزان مى نویسد، »آشکار کردن این است -مرلو جهان ما را لمس مى کند، و ما جهان 17«.که جهان چگونه مارا لمس مى کند را لمس مى کنیم در اساس از طریق رسانه نور. »از طریق بینایى، ستارگان و 18«.خورشید را لمس مى کنیم

\\n\\n

.1980 ،. نور فلورسنت، به صورتى که در موزه هنر آمریکایى ویتنى جا داده شده1969 ،نور رنگین لمس پذیر همچون ماده اى رنگین. جیمز تورل، ریمار

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.