مهرداد ایروانیان متولد سال ۱۳۳۶ در شهر شیراز است. تحصیلات معماری خود را در دانشگاه U.S.L امریکا به پایان رسانیده و پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۷۰ تاکنون دستاندرکار طرح و اجرای پروژههای مختلف معماری و طراحی شهری در شیراز و شهرستانهای مجاور آن بوده است و با دانشگاه آزاد شیراز نیز همکاری میکند. ایروانیان کار خود را در سالهای آخر دهه ۶۰ با برگذاری تعدادی نمایشگاههای معماری، که اولین آنها «دروازهها» نام داشت، شروع کرد تا بدین وسیله بتواند به جستجوی زبان معماری خود، فارغ از مسائل مربوط به عملکردهای پیچیده ساختمان، بپردازد. پروژههای به اجرا رسیده کنونی در ادامه آن جستجوهای اولیه قرار دارند.
چیزی که در مورد ایروانیان در وهله اول جلب نظر میکند، حجم گسترده پروژههای معماری است که او و گروههای اجرائیاش، در سطح شهر شیراز، به انجام رساندهاند و به رغم گستردگی موضوعهای مختلف و نیز تنوع زبان معماری به کار گرفته شده، منشی ویژه و متمایز از دیگر ساختمانسازیهای سالهای اخیر آن شهر دارند. گستره زبان معماری او شامل استفاده از نقشمایههای معماری قبل و بعد از اسلام ایران و نیز نقشمایهها و اشارات معماری تاریخی است. خود او در توجیه این نوع ترکیبها، معمار را قابل مقایسه با هنرپیشهای میداند که موظف است بر اساس فیلمنامهای به خصوص، در هر پروژه، فارغ از جریانهای معماری روز جهان، نقش خاصی را برعهده گیرد. بنابراین در پروژههای مختلف او، میتوان نشانهایی از معماری باستانی ایران در پارک خواجو، نزدیک دروازه قرآن، تا نقشمایههای معماری اسلامی ایران، در پروژه دانشکده قرآن، و نیز جلوههایی از پاپ آرت در پارک سه کیلومتری باغ بلند و حتی کولاژهایی با ظاهر دیکانستراکشن، در ساختمانهای مختلف به اجرا رسیده از قبیل مراکز اداری، تجاری و نمایشگاهی یافت.
کارهای مهرداد ایروانیان را از سه زاویه میتوان بررسی کرد.
۱ـ مفاهیم پروژهها
۲ـ تکنیک طراحی معماری
۳ـ آزمایشگری با مواد و مصالح
اندیشه اصلی معماری در کلیه پروژههای فوق زمینه یا متن (Context) هر پروژه است که عامل تعیین کننده فرم پروژه شده است. این زمینه یا پیش فرض که معمار اهمیت ویژهای برای آن قائل است تنوعی گسترده دارد، از فضاهای مدرن شهری و طبیعت، به عنوان فیزیک، تا زمینههای فرهنگی و فکری، به عنوان متافیزیک. در این مورد او به مخدوش نکردن معنای محیط و یا سوژه اشاره میکند. بنابراین تکنیک اصلی مورد استفاده «کلاژ» است که به قول او نمایانگر فرهنگ متکثر انسان معاصر است، انسان به عنوان محصول فرهنگی ترکیبی که نقشی از نژاد، ظاهر، دانش، محیط زندگی و... برخوردار دارد.
ایروانیان در پروژه باغ بلند که طولی برابر با ۳ کیلومتر و پهنایی معادل ۳۰ متر دارد و در حاشیه اتوبان چمران واقع شده، از مفهوم فصول سال برای طراحی پارک سود جسته و بدین ترتیب این مسیر طولانی را به ۵ قسمت مختلف که هریک نمایانگر یک فصل خاص و پیشفصل است، تقسیم کرده است. این فصول یعنی بهار، تابستان، پاییز و زمستان به ترتیب در پی هم قرار گرفتهاند. در هریک از این فصول نشانهای خاص مد نظر قرار گرفته و عناصری که توانایی بیان آن نشانه بخصوص را داشته باشند طراحی شده است. مثلا در بهار نشانه اصلی رگبار باران است که نماد آن دروازهای بتنی با میلگردهایی در درون آن است. تابستان با احجام سنگین و توپر که فضای دروازهای دیگر را تداعی میکند و بر بدنههای آن آب جاری است بیان شده است. پاییز با استفاده از عناصری چون دروازه تدریج و تندیسها و با تنوع جنسیت به کار گرفته شده در کفسازیها و زمستان با آب تبدیل شده به یخ تداعی شدهاند.
در عین حال هریک از این فصول نمایانگر دوران رشد انسان از کودکی تا کهنسالی هستند. به طور مثال در فصل مربوط به کودکی از عناصری بزرگنمایی شده از قبیل کتاب و قلم و عینک استفاده شده است که احساسی آشنا از کودکی همه ما را به واسطه این تغییر اشل القا میکند. عناصر دیگری نیز از قبیل صندلیهای بزرگ و ماشین زمان هم در طرح بوده که به اجرا نشدهاند. در قسمتهای دیگر، کارهایی از قبیل بازسازی نمای دهکدهای سنگی که زمانی در همان سایت قرار داشته صورت گرفته که با حالت دکوراتیو خود به حافظه جمعی اهالی محل اشارهای نوستالژیک دارد.
باغ صفا
در پروژه دیگر به نام «باغ صفا»، که طرح پیادهرویی است در درون بافت شهری به مساحت ۲۰۰۰ مترمربع، مسئله اصلی ایجاد فضای سکون و مکث در پیادهرو (چیزی که در شهر شیراز کمبود آن احساس میشود) و همچنین احیاء احساسی از باغ دوران قاجار است که تفکیک شده و از بین رفته است.
این پروژه به همراه پروژه طراحی شهری مجاور آن مجموعه بزرگتری را به وجود میآورند که از کنار ساختمان استانداری شروع شده و به سمت باغ صفا امتداد مییابد. با توجه به تغییر زمینه تاریخی از شیراز جدید به شیراز قدیم، زبان معماری آن تغییر کرده و نحوه به کارگیری مصالح و جنسیتهای مختلف در کفسازی پیادهروها مبین این تغییرات است. بدین ترتیب در محدوده شیراز جدید، کنار هم قرارگیری مصالح به صورت آزاد و در محدوده باغ صفا که نماینده شیراز قدیم است، قاعدهمند شده است.
در این پروژه، سعی معمار معطوف بر القاء حالتی سوررئالیستی از باغ به فضای شهری است. این کار با امتداد دیوارهای باغ به درون پیادهرو و بازسازی دروازههای آن و نیز استفاده از عناصری همچون جوی آب و درختان سرو موجود در سایت تحقق پیدا کرده و احساس ورود به فضای باغ را در عابرین به وجود میآورد.
پارک خواجو
در پروژه دیگر با نام پارک خواجو که مساحتی بالغ بر ۱ هکتار دارد و همجوار دروازه قرآن است، اندیشه اصلی نحوه ساخت و ساز میان کوه و آسفالت خیابان است. معمار در این پروژه که در دو سمت خیابان اصلی به انجام رسیده با استفاده از نقشمایههای تخت جمشید و نیز فرم تئاترهای یونان باستان، صفحهای تاریخی و نسبتاً سنگین را به وجود آورده است. در بدنه غربی خیابان، لایههای مختلفی از جنس سنگ در فواصل نزدیک و در پی هم استقرار یافتهاند که مسیرهای دسترسی به محوطه باز بالا را درون خود جا دادهاند. این محوطه باز که همچون تراسی مفرح و وسیع در دل کوه است، در تضاد با نمای بسته و سنگین دیوارههای بدنه خیابان اصلی قرار دارد و عناصری همچون آبنما و آبشار بزرگ سنگی درون آن، در تلطیف فضای فوق موثرند.
در جبهه شرقی مجموعه، سکوهای سنگی که مشابه تئاترهای یونانی سازماندهی شدهاند با آبنمایی بزرگ و زیبا از خیابان اصلی جدا شده و رو به سمت بنای تاریخی دروازه قرآن دارند. این سکوهای سنگی هم حامل هفت دروازه دیگر هستند که احتمالا سمبل دروازههای شیراز قدیم است.
در مجموع این پروژه به دلیل استفاده از مصالح یکنواخت و اشارات تاریخی معماری باستانی، از هماهنگی نسبی برخوردار است، اما به نظر میرسد ساخت و سازهای صورت گرفته در این زمینه بکر طبیعی و در مجاورت دروازه قرآن میتوانست از سبکی بیشتری برخوردار گردد.
ایروانیان پروژههای طراحی شهری دیگری هم از جمله پروژه مجموعه زندیه و بینالنهرین، که در جوار ارگ کریمخانی و ساختمانهای تاریخی مجاور آن است، طراحی کرده که به اجرا نرسیدهاند.
در همه این پروژهها علاوه بر مفاهیم و تکنیکهای طراحی، آزمایشگری با مواد و مصالح جایگاه ویژهای را به خود اختصاص میدهد. از مهمترین مصالح به کار گرفته شده بتنی است که به صورتی آزاد و به اشکال تندیسی گرایانه توسط خود او اجرا شدهاند. این نوع به کارگیری بتن قابل تکرار، قابل کپی کردن، قابل کنترل هم نیست و اشکالی را تولید میکند که تقریباً اتفاقی است و شبیه به اتفاقاتی که در طبیعت میافتد، متنوع است، مثل مجسمه است.
این نحوه آزاد به کارگیری مصالح در موقعیتهای مختلف دیگر نیز به چشم میخورد که در برخی مواقع جای تأمل دارد. در واقع به نوع ترکیببندی مصالح توجه شده، ولی در بعضی از پروژهها، مفصلی که مصالح مختلف را به هم مربوط میکند، رها شده است که احساسی از موقتی بودن را به کارها میدهد. البته معمار ذکر میکند که خواهان کیفیت پرداخت نشده طبیعی است و توجه به مفصلبندیها را سبب ایجاد حالت مصنوعی میداند.
مهرداد ایروانیان طرحهای خود را معماری مرحله گذار میداند و پروژههای مختلف او بیانگر تلاشی است در جستجوی معنا.




