هوشنگ سیحون در سال ۱۲۹۹ در تهران و در خانوادهای هنرمند که همگی اهل موسیقی بودند به دنیا آمد. او در کودکی به نقاشی علاقهای مفرط داشت — با اینکه قاعدتاً میبایست به موسیقی علاقهمند باشد — و از زمانی که توانست زغال یا قلم به دست بگیرد به نقاشی کردن روی ستونها پرداخت. کودکی خود را در تهران گذراند و در سال ۱۳۱۹ از دبیرستان فارغالتحصیل شد، و با تأسیس دانشکدهٔ هنرهای زیبا در دانشگاه تهران، از اولین دانشجویان رشتهٔ معماری ثبتنام کرد و در سال ۱۳۲۴ تحصیلات خود را به اتمام رساند. در سال ۱۳۲۴ در مسابقهٔ طرح آرامگاه بوعلی شرکت کرد و طرح او بهترین طرح شناخته شد. سپس با صلاحدید آندره گدار برای تکمیل مطالعات خود به فرانسه رفت، و حدود چهار سال بعد، در سال ۱۳۲۸، همزمان با شروع ساخت مقبرهٔ بوعلیسینا، به ایران بازگشت و در سمت دانشیار دانشکدهٔ هنرهای زیبا و پنج سال بعد به عنوان استاد معماری مشغول تدریس شد.
سیحون همزمان با تدریس در دانشکده، دفتر کار خود را در خیابان صنعتالگر داشت، و در سال ۱۳۴۱ به عنوان سومین رئیس دانشکدهٔ هنرهای زیبا فعالیتهای زیادی — از جمله تأسیس رشتهٔ شهرسازی، تئاتر و موسیقی — انجام داد. سیحون در سال ۱۹۸۰ ایران را ترک کرد و به ونکوور رفت؛ و از آن پس بیشتر به عنوان نقاش کار کرده و آثار نقاشی او به صورت گروهی و انفرادی به نمایش درآمده است. طرحهای او در کتابی به نام «نگاهی به…» در پاریس در سال ۱۹۷۳، و مجموعهٔ دستاورد زندگی او (معماری–نقاشی) در کتابی به نام «هوشنگ سیحون» در سال ۱۹۹۹ به چاپ رسیده است. کارنامهٔ فعالیت معماری سیحون در دورههای ۱۳۲۸–۱۳۳۳ (از جمله ساختمان آرامگاه بوعلی، همدان)، ۱۳۳۲–۱۳۳۵ (از جمله آرامگاه نادر، مشهد)، ۱۳۳۵–۱۳۴۰، ۱۳۴۰–۱۳۴۵ (از جمله آرامگاه خیام و آرامگاه کمالالملک، نیشابور)، ۱۳۴۵–۱۳۵۰ (از جمله تجدید بنای آرامگاه فردوسی، طوس) و از سال ۱۳۵۰ به بعد گسترده است.
پس از کودتای سوم اسفندماه ۱۲۹۹، در سال ۱۳۰۱ گروهی از رجال سیاسی-فرهنگی و علاقهمند به هنر ایران، برای حفظ و نگهداری و تعمیر ساختمانهای تاریخی و به پاس حرمت یادگارها و مفاخر فرهنگی و هنری ایران، گرد هم آمده و جمعیتی به نام «انجمن آثار ملی» تشکیل دادند. از اقدامات اولیهٔ انجمن آثار ملی، طرح ساخت مقبرهٔ حکیم ابوالقاسم فردوسی بود؛ کریم طاهرزاده بهزاد طرح آرامگاه فردوسی را پیشنهاد کرد و این طرح در سال ۱۳۱۳ افتتاح شد. به علت ناآشنایی سازندگان با فنون آزمایش خاک، محاسبهٔ دقیق و بیاطلاعی از وضعیت آبهای زیرزمینیِ ناحیهٔ طوس، ساختمان از همان نخستین سالها شروع به نشست کرد، و پس از ۳۰ سال هوشنگ سیحون با حفظ طرح اولیه و الحاقات جدید، بنای جدیدی ساخت.
طرح ساخت آرامگاه بوعلیسینا، به مناسبت هزارمین سال تولد بوعلی (۱۳۳۰)، از اولین کارهای دورهٔ دوم فعالیت انجمن آثار ملی بود. هیئت مؤسسان انجمن در سال ۱۳۲۴ طرح هوشنگ سیحون را به عنوان بهترین طرح برگزید، و جایزهٔ بهترین طرح، اجرای ساختمان بود. در سال ۱۳۲۸ قرارداد ساخت مقبره به شرکت پیمانکار ابتهاج و شرکا واگذار شد، و ساخت مقبره از خرداد همان سال رسماً آغاز شد. اختلاف عمدهای که برج آرامگاه بوعلیسینا با گنبد قابوس دارد دو چیز است: یکی اینکه به مناسبت موقعیت و محدود بودن فضای آرامگاه، ابعاد برج آرامگاه بوعلی نصفِ ابعاد گنبد قابوس در نظر گرفته شده است؛ و دیگر اینکه، برخلاف گنبد قابوس که چون دخمهای تاریک هیچ منفذی به خارج ندارد، بازگذاردن فواصل ترکها در برج آرامگاه بوعلی — با توجه به وضع اقلیمی همدان و بادهای شدید آن سرزمین — بسیار بهمورد و مستحسن است.
سیحون در مورد ایدهٔ اصلی طرح مینویسد: «تمام عوامل بنا از اشکال هندسی و نمادین فراوان تشکیل شده و هر کدام مفهوم خاص خود را دارند. مربع، پایه و اساس این بناست. قسمت زیرین بنا از طرف ورودی دارای ایوانی است با ده ستون که هر ستون علامت یک قرن است و ده قرن اشاره به هزارهٔ بوعلی دارد؛ و برج با پایههای دوازدهگانه به دانشهای متعدد بوعلی — فلسفه، حکمت، پزشکی، موسیقی، کیمیا و غیره — اشاره میکند. ایوان دهستونی و برج بتونی، مجموعاً در نما داخل یک مربع به ضلع ۳/۵ متر جای گرفته که ضلع افقی آن کف ایوان و ضلع عمودی آن از کف زمین تا رأس برج است، و نماد انسانی ایستاده با دستهای گشاده را — که خود بوعلی است — تداعی میکند: انسانی در راه کمال و تحصیل دانش. به طور کلی بیش از ۵۰۰ مربع با ابعاد و موقعیتهای مختلف در این بنا گنجانده شده است.» ساختمان تماماً از سنگ خارای همدان و برج یادبود و پوششها تماماً از بتون مسلح ساخته شده است.
مساحت اراضی محوطهٔ مقبره حدود هفت هزار مترمربع است. محوطهٔ اصلی مقبره چهارگوش و هر ضلع آن ۱۱/۵ متر (مساحت ۱۳۲/۵ مترمربع) است؛ دوازده پایهٔ برج آرامگاه در این محوطه قرار دارد و قبر ابنسینا در میان برج محصور است. در دو طرف سرسرا دو تالار قرار دارد: یکی در جنوب که تالار سخنرانی و اجتماعات است، و یکی که کتابخانهٔ آرامگاه است. برج دوازدهترکِ آرامگاه ۲۲ متر از روی سقف مقبره و ۲۵ متر از کف بنا ارتفاع دارد. در وسط برج، صندوق چهارگوش مفرغی که نشانه و علامتِ بالای مرقد است بر کف فوقانی آرامگاه نصب شده است. پس از سال ۱۳۴۹، شهرداری همدان با واگذار کردن چند قطعه زمین به آرامگاه و طراحی باغچهها، میدانگاهی با فضای سبز به وجود آورد، و در سال ۱۳۵۰ ساختمانهای جدیدی در جنوب آرامگاه (شامل دو اتاق برای دفتر و سرویس بهداشتی) با نمای سنگ گرانیت به مجموعه افزوده شد.
در ادامهٔ ساختوسازهای انجمن آثار ملی، طرح مقبرهٔ نادرشاه در اسفند ۱۳۳۳ به مسابقه گذاشته شد و در مرداد ۱۳۳۴ طرح هوشنگ سیحون به عنوان برندهٔ مسابقه اعلام شد. طرح سیحون در جلسهٔ آبان ۱۳۳۴ شورای دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به سرپرستی مهندس فروغی، تأیید و برای ساخت به انجمن آثار ملی معرفی شد. همزمان با ساخت مقبره، استاد ابوالحسن صدیقی موظف شد مجسمهٔ نادرشاه سوار بر اسب را در محلِ مشخصشده در طرح سیحون نصب کند. در مهر ۱۳۳۵ عملیات ساختمانیِ بنای آرامگاه نادر و عمارت فرعی و محوطهسازی آن به شرکت ساختمانی واگذار شد. بنای آرامگاه از قسمت مرکزی — یعنی محل تدفین نادرشاه — و دو تالار موزه (یکی موزهٔ اسلحهٔ دورههای مختلف تاریخ ایران و دیگری موزهٔ اسلحه و آثار مربوط به دوران نادرشاه) تشکیل شده است. هشت مثلثِ سنگی — با چهار قاعده در بالا و چهار قاعده در پایین — نشانهای از کلاه نادر است؛ شانزده عدد از آنها به ارتفاع ۲/۲۶ متر و دو عدد دیگر به ارتفاع متجاوز از ۴ متر، یکپارچه از سنگ خارا تراشیده شدهاند.

سیحون همزمان با طرح آرامگاه خیام، طرح بازسازی و مرمت آرامگاه عطار و طرح بنای جدید آرامگاه کمالالملک را نیز به انجمن آثار ملی پیشنهاد کرد. به گزارش انجمن، در اسفند ۱۳۳۷ سیحون در قراردادی با انجمن تعهد کرد طرح مقبرهٔ خیام، بازسازی مقبرهٔ عطار و طرح بناهای آرامگاه کمالالملک را به صورت کامل برای اجرا به انجمن تحویل دهد. آرامگاه خیام در نیشابور، با حجمی برجمانند از عناصر لوزیشکلِ متقاطع و پوشش کاشی معرق، از شاخصترین بناهای یادمانی سیحون است؛ سقف داخلیِ آن با نقشی ستارهای و کاشیکاریِ گلوبوته آراسته شده است.

سیحون متعهد شد طرح مقبرهٔ کمالالملک را در دو ماه تهیه کند و به عنوان ناظرِ انجمن، کار نظارت پروژه را نیز به عهده بگیرد. کار در ۱۳۳۸ به شرکت «کارت» واگذار شد؛ پیسازی آرامگاه، نصب استخوانبندی آهنی و کاشیکاری بنا، تهیه و نصب سنگ مزار و نقش برجستهٔ نیمتنهٔ سنگیِ کمالالملک — کار استاد ابوالحسن صدیقی — در محوطهٔ مقبره و احداث دو قوس در حوض انجام گرفت، و در اسفند ۱۳۴۲ رسماً گشایش یافت. مقبرهٔ کمالالملک در ضلع شمالیِ مقبرهٔ عطار، با بتن مسلح و با زیربنای ۲۸ مترمربع ساخته شده و شش ایوانچهٔ مقعر با پوشش کاشی معرق به رنگهای لاجوردی و سفید تزئین شده است. سیحون در مورد ایدهٔ آن مینویسد: «این بنا در نقشه از دو مربع تشکیل شده و تناسبِ یک بر دو را دارد. برای هر ضلعِ مربع، در نما یک قوس در نظر گرفته شد که در چهار ضلع، مستطیل ۶ قوس زده شده است؛ علاوه بر این، دو قطرِ دو مربع دیگر تشکیل میدهند که چهار قوسِ دیگر از داخل زده شده و مجموعاً میشود ۱۰ قوس. برخورد این قوسها و پوشش آنها در بالا، اشکال هندسیِ مخروطیشکلی را به وجود آورده که ابتکاری است هندسی، با تزئینات کاشی معرق روی آنها؛ و معماری کاشان، یعنی محل نشو و نمای کمالالملک، را یادآوری میکند.» سنگِ روی مزار از گرانیت مشهد و یکپارچه تراشیده شده، که روی قسمت مرتفع آن چهرهٔ کمالالملک به صورت نقش برجسته توسط استاد ابوالحسن صدیقی حجاری شده است.









