سه مقاله: «نور و زبان احساس»، «طراحی محصول در کارهای گروه ممفیس نیویورک»، و «تابلوهای تبلیغاتی و طراحی صحنه شهر» همچون مقالات شماره گذشته در بخش طراحی صنعتی، کار مشترک آقای حسن مهرابی و آرماند درور است که هر دو در رشته طراحی صنعتی در دانشگاه تهران درس خواندهاند و هماینک در گروهی به نام کانون به فعالیتهای مرتبط با طراحی صنعتی اشتغال دارند.
نور بدون شک اولین عامل درک بلاواسطه هستی است. در همه کتابهای آسمانی و آیینهای کهن، نور نماد هستی و الوهیت است؛ نماد پاکی، خلوص و همچنین واسطه دیدن، درک و شناخت. این خاصیت که نور خود بهتنهایی کیفیتی قابل حس و لمس و نیز واسطهای است برای دیدن و درک پدیدههای بیشمار اطراف، و نیز مفاهیم عینی و انتزاعی، خصیصه جادویی نور است و شاید راز هستی. هنوز هم نظریههای موجی بودن یا ذرهای بودن نور هر دو به یک اندازه معتبرند. تقابل روشنایی و تاریکی ــ روز و شب ــ از آغاز پیدایش انسان، بنیان انواع عقاید و تصورات فلسفی بوده است.

هنوز هم مؤثرترین واسطه درک ما نسبت به هستی و تجربیات زندگی روشنایی و باز هم روشنایی است. امواج گرم و مهربان نور سپیدهدم همچون ترنم نیلبکی است که نرمنرمک فضا را از هارمونی لطیف طیفی نقرهفام میآکند و با نوازش پوست خفته انسان، نوید شروع روز دیگر و شوری دیگر را میدهد. چرا کاندینسکی صدای فلوت را به رنگ خاکستری درخشان (نقرهای) تشبیه میکند؟ خیابان در تاریکروشن سحر چه احساسهایی را میتواند برانگیزد؟ و چطور این احساسها در حضور هزاران هزار نوری که از بدنه ساختمانها به نوک آن میتابند ــ و فضای دهشتناک یک جنگل سنگی را پدید میآورد ــ تغییر میکنند؟ چرا مشاهده سوسوی چراغ کلبهای در دوردستها امید میآفریند؟ یا چگونه لبخندی انعکاس تلاو نور بر سطح آب را تداعی میکند؟ و مثالی سادهتر، چگونه چهرهمان تغییر میکند هنگامی که در پرتو نور مشعلی قرار میگیرد؟

نور شفافترین، نرمترین، آسانترین و ارزانترین مواد ساختاری موجود در تولید کیفیتها و اشیای مورد نیاز محیط انسانی است. چیزی است که امکان شخصیتسازی و حیات بخشیدن به فعالیتهای روزمره و بازنمایی زندگی در تصورات و حالات روانی متغیر را فراهم میسازد. نور میتواند در فضایی خشن و بیروح همچون مبلی راحتی از ما استقبال کند. به همین دلیل نور مناسبترین ماده ساختاری است که میتواند به فعالیتهای روزمره ما شکل، زیبایی، لذت و راحتی ببخشد.

نور میتواند امکان شکلدهی سیستمهای محیطی هوشمند و سازگار را در بازسازی محیط مصنوع در اختیار ما بگذارد. کلیسای تادائو آندو (Ando) نمونه مناسبی برای نشان دادن این امر است.

تعریف سیستم بر وجود حداقل دو عنصر مجزا دلالت دارد که میتوانند در تقابل با یکدیگر تأثیری بیشتر از جمع جبری تأثیر تکتک عناصر اعمال کنند. در این صورت فقط هنگامی میتوانیم از سیستم نورپردازی حرف بزنیم که حداقل دو منبع نوری مستقل و متفاوت موجود باشد. هوشمندی سیستم در توانایی آن برای ایجاد ترکیب و سازگاری ورودیهای ساده خارج از سیستم تعریف میشود. این ورودیها ممکن است با مداخله عمدی بشر یا سادهتر با تغییر شرایط جوی تولید شده باشند.

بنابراین روشن است که سیستم هوشمند نورپردازی سیستمی است که بر امکان تنظیم منابع نوری با روش متفاوت و مستقل ــ که با جهت، شدت و درجهبندی متغیر ساخته شدهاند ــ دلالت دارد. تجهیزات نوری در صورتی که قادر باشند بخشی از مناسبات روزمره مصرفکننده را نظم بخشیده و نور محیط فعالیتشان را با نوع فعالیتهای مختلف طی ساعات روز و گذر هفتهها سازگار کنند، قطعاتی سازگار و هوشمند محسوب میشوند. در چنین صورتی سیستم نوری میتواند ابزار اصلی طراحی و مدلسازی آسایش فردی در لحظات و مکانهای گوناگون باشد. این سیستم امکان تشخصبخشیدن به یک موضوع را در یک زمینه خاص، و جایگزینی ارزشهای مورد نظر طراح را، مطابق ظرفیتها و امکانات روز فراهم میکند.

نور مصنوعی جنبهای بهشدت انسانی دارد، چرا که منحصراً به وسیله لامپها و دیگر تجهیزات تولید میشود. بنابراین کنترل تأثیرات حسی و بصری آن نیز میتواند از یک جایگاه انسانی و آگاهانه بررسی شود. سیر تاریخی تکامل تدریجی زندگی از شعلههای مبهوتکننده آتش شروع میشود؛ سپس به پیهسوزها، شمعها و شمعهای داخل حباب میرسد و در نهایت به انواع لامپهای الکتریکی، فلورسنت و LED میانجامد. هرکدام از این منابع نوری، ضمن گرمای ویژهای که به محیط میبخشند، ادبیات بصری متفاوتی نیز دارند.

ارزشهای نور شامل طراحی ظرفیتها و امکاناتی است که در گستره عملکردی هر طراح بهکار گرفته میشود. نور میتواند در شکلدهی به یک طرح، عنصر اصلی محسوب شود؛ و در نتیجه طراح را وادار میکند هرگونه ترکیب فضایی، حجمی، رنگی، بافتی و حسی را در رابطه با کیفیت نور یک محل مطالعه کند. در این رابطه میتوان از طرحهای مایکل گریوز که یکی از پیشروترین طراحان معاصر است، نام برد.

نقش نور در طراحی صنعتی و معماری داخلی، در دو دهه اخیر دگرگونیهای چشمگیری به خود دیده است. منابع نوری متفاوت ــ از هالوژن تا فلورسنت و LED ــ در کنار سیستمهای هوشمند کنترل، امکانات تازهای در طراحی محصول، طراحی پلاتفرمهای نوری و طراحی فضای عمومی پدید آوردهاند. این تجهیزات هماینک در فضاهای تجاری، اداری و خانگی بهکار میروند و موجب آن میشوند که نور بهعنوان یکی از عناصر اصلی شخصیتبخش به فضا، کارکرد ویژه پیدا کند.

همه فهمهای ما از یک فضا ــ و در نهایت فهم ما از یک مکان ــ به نور بستگی دارد. در فضای داخلی، شدت و منشأ نور میتوانند بر چینش مبلمان، مسیر حرکت، انتخاب مصالح و حتی خلق و خوی ساکنان فضا اثر بگذارند. کیفیت نور ــ از حیث رنگ، گرما، شدت و جهت ــ به طور مستقیم بر تصویر اشیا، رنگها و بافتها در فضا اثر میگذارد. به همین خاطر طراحی نور را نمیتوان از طراحی فضا و طراحی شیء جدا دانست.

تجربه نشان داده است که گونههای گوناگون نور ــ نور طبیعی، نور غیرمستقیم، نور موضعی، نور تزئینی ــ میتوانند در ترکیب با یکدیگر فضایی پویا و چندبعدی بسازند. سیستمهای نورپردازی هوشمند، که به اندازهگیریهای لحظهای پاسخ میدهند، از یک سو به صرفهجویی در مصرف انرژی کمک میکنند، و از سوی دیگر بر کیفیت محیط تأثیری ملموس میگذارند.

در این مقطع از تحول طراحی صنعتی، طراحان بهسوی محصولاتی متمایل میشوند که ضمن فراهم آوردن نور لازم برای فعالیت، خود بهعنوان یک عنصر بصری قابل توجه عمل کنند. این محصولات، با ترکیب پیچیدهای از فرم، رنگ و ماده، در فضا حضوری شخصیتدار پیدا میکنند. مایکل گریوز در خانوادهای از محصولات (شومینه، چراغهای میزی، ساعتها، فنجانها، چایسازها) همین رویکرد را بهخوبی نشان داده است: شیء طراحیشده در عین کارکرد، حامل پیامی هنری است.

در طراحی نور برای فضاهای عمومی ــ از جمله فروشگاهها، نمایشگاهها، ایستگاهها و میادین ــ نور به همان اندازه که عملکرد اطلاعرسانی دارد، نقش ساختار بصری نیز بازی میکند. تابلوهای تبلیغاتی و سیستمهای اطلاعرسانی نوری، علاوه بر آنکه پیامی به مخاطب میرسانند، فضای شهری را در نگاه شبهنگام به یک تابلوی پویای رنگی تبدیل میکنند. شناخت این لایههای متعدد عملکرد نور برای طراح صنعتی و طراح فضای شهری از اهمیت بالایی برخوردار است.

آینده طراحی نور را میتوان در پیوند هرچه نزدیکتر آن با حسگرها، رایانهها و سیستمهای هوشمند پیجویی کرد. سیستمهای نوری که بتوانند به نور طبیعی، حضور انسان، فعالیت او و حتی ساعت زیستی او پاسخ دهند، در حال شکلگیریاند. این جنبش، که میتوانیم آن را گذر از «طراحی ابزار نورپردازی» به «طراحی محیط نوری» بنامیم، یکی از جذابترین حوزههای پیش رو در طراحی صنعتی و معماری داخلی به شمار میرود.









