بازتعریف زندگی در دل کویر
نیم رخ، بنایی تک واحدی در سه طبقه در زمینی جنوبی، در یکی از شهرکهای در حال توسعه قرار گرفته، شهرکی که ضوابطی با تنوع تراکم در آنجا حاکم است.
این بنا در خاطره و تجربه زیسته خود، خشتهای گلی، زخمهای عاطفی زلزله و ویرانیهای ارگ بم را به همراه دارد؛ از دست دادنهایی که جای خالی آنها هرگز پر نخواهد شد. نیم رخ تلاشی شاعرانه برای بازسازی پیوند با تاریخ و پاسخ به نیازهای روزمره زندگی در زمانه خویش است.
در مواجهه نخست، این بنا برای یافتن جایگاه خود در میان همسایگان، الگویی از تراکم را برگزید که در برابر آسمان مهاجم کویر عقبنشینی کند، اما در ادامه، با حجمی پلکانی، خود را به آسمان پیوند دهد. نیم رخ، برخلاف جریان غالب، از حقوق قانونی خود چشمپوشی کرده و با کاهش تعداد طبقات و زیربنا، به این پرسش پاسخ داده است: «خروج از مسابقه پرسود تراکم و افزایش طبقه چه مزیتهایی دارد؟» این پرسش در شهرکهای مسکونی، جایی که تب بهره از تمام پتانسیلهای قانونی و غیرقانونی بر صنعت ساختمان مستولی شده، اهمیتی دوچندان مییابد.
پلی بین شهر و آسمان
با شکافتن حجم مکعبی بنا، کوچههای باریک و زندهای خلق شدهاند که ارتباطی میان رهگذر و بنا برقرار میکنند. این شبهکوچه، حاصل معاملهای میان داشتن آسمان و نساختن زمین است؛ کوچهای سنتی که در شهرهای امروزی رو به حذف و جایگزینی با خیابانهاست.
گفتوگو با همسایه
نیم رخ با چرخش حجم خود، از بنایی صلب و بیروح به ساختمانی جاندار و انداموار تبدیل شده است. این بنا، که از چیدمان یکنواخت و بیجان شهرکهای مسکونی به تنگ آمده، مانند سربازی سرکش در رژهای منظم عمل میکند؛ در حالی که همقطارانش با چهرهای عبوس به جایگاه خیره شدهاند، او سر خود را به سوی دیگر چرخانده و تنها نیم رخش پیداست. نمای بنا با دو پنجره کوچک در طبقات بالایی، به سان دو گوش، نیم رخ انسانی را تداعی میکند که با تمردی شاعرانه در برابر یکنواختی خانههای صفکشیده محله، با نگاهی کنجکاو به همسایه خیره شده و تلاش میکند با او رابطه برقرار کند. مسئله این است: «چگونه بدون گفتوگو با همسایه، گفتوگو با شهر ممکن است؟»
رخ پنهان
نیم رخ، با خلق شبهکوچهای زنده، جداره سوم را از آغوش دیوار همسایه بیرون کشیده تا نمای سوم به مثابه نمای اصلی فرصتی برای خودنمایی پیدا کند، نمایی که پیشتر در حصار پنهانی میان دو بنا محصور بود. این نما، چهرهای جدید به بنا میبخشد و با گشودن پنجرهای به سوی همسایه، پیوندی پویا با همسایه برقرار میکند و جدارهای خاموش را به صحنهای زنده بدل میکند و فرصتهایی نو برای ایجاد مدلی از ریختشناسی توسعه بلوکهای شهری میآفریند.
