جوانان ما، امروز

سهیلا بسکی·معمار ۶۲
اشتراک‌گذاری
جوانان ما، امروز

در شماره اي كه پيش رو داريد، علاوه بر پروژه هاي داوران دهمين دورة جايزة معمار، كارهايي از معماران جوان ايراني هم چاپ شده كه بيشتر آن ها برندگان جايزة معمار در دوره هاي گذشته بوده اند: دو پروژة مسكوني كار شركت هاي »بن سار« و »ديگر«، پروژة طراحي و تجهيز دفتر معمار، كار گروه طراحان و بناكنندگان زاو، يك پروژة طراحي صنعتي، كار عليرضا برهان حقيقي و بابك رستميان كه در نمايشگاه طراحي صنعتي لوس آنجلس انتخاب شد و چند كار ابتكاري ديگر. اين انتخاب در هماهنگي با مطالب بخش »در جهان« اين شماره از مجلة Emerging architecture صورت گرفته كه به پروژه هاي برندة مسابقة اختصاص دارد.Detail و چند پروژة تجربي از مجلةArchitectural Review مقايسة پروژه هاي معرفي شده در بخش »در جهان« و كارهاي معماران ايراني مي تواند موضوع بحث هاي تطبيقي يا ارزيابي هاي كيفي تخصصي قرار گيرد، اما يك وجه تشابه هست كه به چشم ناظر غيرمتخصص آشنا به معماري همچون من هم مي آيد: اينكه جهت گيري عمدة اين پروژه ها، چه اينجا و چه آنجا، حل مسائل عيني و واقعي، و نه دغدغه هاي ذهني و نظري است؛ مسائل عيني و واقعي كه به مضامين و مسائل عملكردي محدود نمي شوند و تمامي وجوه از جمله زيباشناسي و فرم ها را هم، كه شايد ذهني ترين و نظري ترين وجه طراحي معماري باشد، شامل مي شوند. در جريان طراحي و تجهيز دفتر معمار اين نكته براي ما ملموس تر شد. طراحان طرح مقدماتي را با توجه به دو مورد زير شكل دادند: ـ پيشنهاد ما مبني بر اينكه به دليل كم بودن مساحت دفتر جديد )كه تقريباً نصف مساحت دفتر قبلي بود( شايد خوب باشد، همچون روية معمول در بناهاي قديمي ايراني، مبلمان بخشي از ساختار معماري باشد. ـ و پرسشنامه هايي كه براي مشخص كردن وسايل، نحوة استفاده از آن ها، فضا و سطوح براي هر فرد تنظيم كرده بودند. در ادامه، وقتي كار تمام شد، دريافتيم كه طراحي شكلي عناصر اعم از ديوارها و درها، پوشش هاي تجهيزات تأسيساتي، فضاي آشپزخانه )كه به كلي تغيير كرد(، ميزها و كتابخانه ها، كمدها، تجير )يا پارتيشن جداكننده( با توجه به مضمون فعاليت ما صورت گرفته است. درعين حال كه نشاني هم از مفروضات شناخته شدة سبكي در آن ها به چشم نمي خورد. نكتة مهم ديگر ساخت مبلمان در كارگاه زاو در بازار، از طريق آزمون هاي تجربي )حتي در مورد رنگ ها( بود كه نشان از نوعي گرايش آشكار به سوي نوآوري هاي تجربه گرايانه دارد كه در دو مقالة »لذت تجربه« و »انقلاب در انتخاب« همين شماره در مورد آن بحث شده است. همين گرايش به طريق اولي در پروژة طراحي خانة زمستاني و تابستاني عليرضا تغابني و مجتمع مسكوني محمد مجيدي روي شيب تند تپه، و همچنين كارهاي ديگري كه معرفي شده اند مشهود است. اين علاقة جوانان ما به رهايي از پيش فرض ها و نظريه ها و مراجعه به زندگي عيني، به عنوان سرچشمه و آبشخور خلاقيت، نه فقط در معماري كه در ساير رشته ها هم، كه كم وبيش تحولات جديد در آن ها را دنبال كرده ام، به وضوح ديده مي شود: در ادبيات داستاني، نقاشي و سينماي مستند؛ گرايشي كه به نظر مي رسد، همراه و همگام با جريان نيرومند ايدئولوژي زدايي است كه مي توان خصيصة اصلي قرن بيست ويكم تلقي اش كرد؛ خصيصه اي كه شايد براي نسل ما كه نافمان را با تئوري و ايدئولوژي بريده بودند، غريب، اما دلچسب است. انگار آدم را از يك لباس تنگ خلاص مي كند.

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.