در پس کرانههای دریای پارس در منطقه دشتستان، سازههایی همچون ته ستون و جرزهای سنگی باقی مانده است که از لحاظ ساختار، ویژگیهای فنی و سبک مشابه بناهای شاهی هخامنشی اند و بر اساس الگوی معماری مشابهی همچون تالار ستوندار مرکزی، ایوانهای ستوندار جانبی و پایه ستونهای سنگی و شیوه مکانیابی استقرار آنها ساخته و پرداخته شدهاند. این کاخها بر اساس شواهد و مدارک مربوط به دهههای نخستین فرمانروایی هخامنشی اند.
دشتستان در حاشیه رود دالکی و کمی بالاتر از بندر بوشهر امروزی قرار دارد و با توجه به اهمیت ارتباطیاش به عنوان مرکز تشریفاتی محسوب میشده که سرآغازی برای سفرهای دریایی به سرزمینهای دیگر هخامنشی مانند هند، مصر و کرانههای جنوبی بوده است. برپایی کاخها و بناهای حکومتی در این منطقه انعکاسی از اقدامات پادشاهان در توجه به مسیر دریایی خلیج فارس به عنوان یک پهنه بزرگ و مهم آبی در گستره امپراتوری بوده است. کاخهای سهگانه این منطقه چرخاب، سنگ سیاه (که در بین اهالی به کاخ نظرآقا شهرت دارد) و بردک سیاه نام دارند.
کاخ چرخاب به عنوان کاخ ساحلی ییلاقی در غرب برازجان، سی کیلومتری دریا و در میانه نخلستانها قرار دارد. از شرق آن مسیل آردو میگذرد که دسترسی به منابع زیرزمینی آب شیرین و بستری مناسب برای کشاورزی و باغبانی پدید آورده است.
معماری بنا با الگوی کاخ اختصاصی کوروش در پاسارگاد ساخته شده که شامل یک تالار مرکزی مستطیلشکل در راستای شمالی-جنوبی با دو ردیف ششتایی ستون سنگی و دارای سه ورودی در شمال، جنوب و شرق بوده است. مقابل ورودی شرقی کاخ ایوانی ستوندار قرار داشته که با پوشش هلالی و تیر مسقف میشده است. مصالح این بنا سنگ، گچ، ساروج و چوب برای درها و پنجرهها بوده است و از شاخصههای اصلی معماری پایههای ستونهاست که هنوز برجای مانده است. در بخش زیرین سنگ سیاه رنگ و روی آن سنگهای کندهکاری و تراشخورده صیقلی کرم رنگ با همان ابعاد قرار داشتند. مشابه این ترکیب در پاسارگاد دیده شده است و بر همین اساس بردمن و جمیز کوک تاریخ ساخت کاخ چرخاب را دوره کوروش بزرگ میدانند.
کاخ سنگ سیاه در شمال رودخانه دالی دارای یک تالار مرکزی ستوندار و چهار ایوان در چهار سوی آن بوده است که با چهار درگاه سنگی از چهار سو تالار مرکزی کاخ را در بر میگرفته. ایوانهای جنوبی، غربی و شمالی از دو ردیف هشتتایی ستون ساخته شده، در حالی که در ایوان شرقی ۲۲ ستون در دو ردیف قرار داشته است. سرستونهای این کاخ تندیسگونه با دو عقاب و دو شیر پشت به هم آرایش یافته و پایهها به شکل چهارگوش دو پله و از دو سنگ سیاه و سفید تشکیل میشده است.
کاخ بردک سیاه نیز یک تالار اصلی با ستونهایی مشابه تالار کاخ کوروش و چرخاب، در چهار ردیف چهارتایی داشته است. ورودی اصلی با مقیاس بزرگتر به ایوانی در جنوب مشرف بوده و ورودیهای سنگی دیگر در جهتهای شرقی، شمالی و غربی بوده است. ایوان جنوبی دارای ستونهایی به اندازه نصف تالار اصلی بوده. امروزه از درگاه ایوان جرز سنگی بزرگی به جای مانده است.
از دیگر آثار هخامنشی در منطقه پارس جنوبی آرامگاه گور دختر است که در منطقه بزپر دشتستان، پشت ارتفاعات شرقی برازجان قرار گرفته است. آرامگاهی مستطیلشکل به بلندای ۴/۴۵ متر که به شیوه تلفیقی، بر اساس الگوی معماری ایلامی با استودان ساخته شده و ترکیب معماری هخامنشی و ایلامی اهمیت ویژهای به این آرامگاه بخشیده است.
برای ساخت مقبره از سنگهایی کرمرنگ با ابعاد مختلف استفاده شده است. سکویی سنگی در بخش زیرین قرار دارد و روی آن سه ردیف پله، اتاقک مقبره با درگاهی رو به شمالغربی و خرپشتهای هلالیشکل ساخته شده است. دیوارهای ضخیم سنگی اتاقک مشابه دیگر بناهای هخامنشی با بستهای فلزی توکار و به صورت خشکهچین به هم متصل شدهاند.
این مقبره پس از قبول مذهب زرتشت به دستور کوروش اول برای همسرش که ایلامی بوده، در بالا و برای خودش در بخش زیرین ساخته شده است. بخش بالایی سنگ هلالی میانتهی است که علاوه بر جنبههای زیباییشناسی شکل و فرم از لحاظ ایستایی و کم کردن بار حائز اهمیت است. این بخش از یک سنگ منفرد طویل در شمالغربی و جنوبشرقی ساخته شده و از دو طرف با سنگهای سنتوری پوشیده شده است. بخش پایینی متعلق به کوروش اول مستطیلشکل و استودانی است.
نمونه دیگر آرامگاه گور دختر را در پاسارگاد میبینیم. تقدم ساخت این دو اثر به صورت دقیق مشخص نیست، اما هر دو بر اساس الگویی مشابه ساخته شده و در مقایسه مقبره کوروش در پاسارگاد دارای مقیاسی بزرگتر، شش ردیف پله و سقف شیروانیشکل است. با توجه به اینکه این مقبره فرم ابتدایی، سادهتر و بدون تراش دارد و در دورههای بعد آرامگاهی با این شیوه بنا نشده است، بسیاری از مورخان ساخت این آرامگاه را پیشتر از مقبره کوروش بزرگ میدانند.
در بخش مرتفع و کوهستانی ارم در منطقه دشتستان، و بر فراز تپهای سبز، کوشکی از سنگ لاشه با ملات ساروج دیده میشود. از بنا مستطیلی در جهت جنوبشرقی به شمالشرقی باقی مانده است. در سرتاسر بنا راهرویی کشیده و مسقفی به بلندای ۶ متر وجود دارد که در دو طرف به دو ایوان منتهی میشود که در امتداد فضاهایی با آسمانه کمانی قرار گرفتهاند. با توجه به ابعاد و اندازه فضا و دهانهها گمان میرود ایوان و ورودی اصلی بنا در قسمت شمالشرقی قرار داشته است.
ایوان در این دوره به عنوان عنصر شاخص و مسلط معماری کوشک محسوب میشده و بر فراز یک صفه در سمتی با دید مطلوب به عنوان نظرگاه نیز استفاده میشده است و با گنبدخانهای که در پس آن به عنوان فضای عمومی و پذیرایی کارکرد داشته تکامل مییافته. این الگو تا دوره قاجار نیز در معماری کاخها تداوم یافته است.
بر اساس زیرساختهای باقیمانده کوشک اردشیر چلیپاییشکل بوده است که با طاقهای بزرگ نیمدایرهای (گهوارهای یا ناودانی) — از شاخصههای سبک معماری ساسانی — پوشش داده شده است. هنوز بخشهایی از این طاقها پابرجاست که به شکل استادانهای روی جرزهای سنگی زیرین بنا شده است. در بالای کوشک هم باقیماندهای از ستونی سنگی است که برای افروختن آتش، دیدهبانی یا پیامرسانی استفاده میشده است.
در این بنا، مشابه با دیگر کاخهای ساسانی و بنابر شواهد، تقارن از اصول اصلی طراحی است و معماری بنا بر اساس محورهای تقارن در دو طرف آرایش مییافته است. این قرینگی و جفتسازی در معماری نیایشگاهها و کاخهای پذیرایی این دوره، برای بیان شکوه، زیبایی و عظمت بنا بوده است.
پل مشیر یا دالکی به عنوان عامل ارتباطی روی رودخانه دالکی از شش دهانه با پایه سنگی و طاقهای کلافبندی شده با چوب ساخته شده است.
الگوی پراکنش محوطههای تاریخی و کاخها در منطقه دشتستان و برازجان به عنوان مرکز تشریفاتی و سیاسی بیانگر یک روند پیوسته استقرار در منطقه از دوره هخامنشی تا دوره ساسانی است. علاوه بر این در دورههای پسین نیز، به دلیل اقلیم و جغرافیای سیاسی مناسب و اهمیت ارتباطیاش در سازمان پیوسته شبکه راهها نسبت به دیگر مناطق، رونق چشمگیری داشته است. قرارگیری در مسیر ارتباطی دریای پارس و بندر بوشهر، موجب شد در دوره قاجار کاروانسرا و پل مشیر توسط معمار حاج محمد رحیم شیرازی در این منطقه ساخته شود.
بنایی برج و بارودار با نمای سنگ و ساروج در شمال بوشهر و در دشت وسیع برازجان قرار دارد. توقفگاهی که دژ یا کاروانسرای برازجان میخوانند مشرف بر جادهای است که راه شاهی میخواندند و از شیراز به خلیج فارس میرسد. عملکرد بنا استراحتگاه یا مهمانخانهای برای مسافران و تجار بوده که نیازهای آنها را برطرف میکرده است. مشابه کاروانسراهای روستاهای درازین کرمان این بنا هم به عنوان زندان استفاده شده است. همچنین همان گونه که از نامگذاری بنا به عنوان دژ پیداست مدتی کارکرد نظامی داشته است.
معماری کاروانسرا نظاممند و تابع قوانین و اصول دقیق طراحی است. بنا در هندسهای راستگوشه با پلانی مستطیل آرایش یافته است که برای استحکام و امنیت بیشتر از سه طرف با دیوارهای بلند و ضخیم پیرامونی بسته است و تنها از سمت جنوبغربی دارای ورودی مجلل با سردری جلوآمده و مرتفعتر از دیوارهای پیرامون است که نما را به شکل مؤثری غنا بخشیده است.
برجهای دیدهبانی نیز که برای امنیت مهمانان و مردم استفاده میشدند کمی بلندتر از جدارهها در چهار گوشه این مستطیل قرار دارند. راهرویی مسقف ورودی را به حیاط مرکزی (میانسرا) متصل میکند و در گرداگرد حیاط طاقنماها با الگویی تکرارشونده و هماهنگ قرار دارند و در پس آن حجرههایی کوچک که برای نگهداری کالا و اقامت مسافران در جوار هم قرار گرفتهاند. حجرههایی که در مرکز قرار دارند برای پذیرایی از مسافران نامدار و سرشناس، مجلل، باشکوه و آراستهترند و به شاهنشین معروفاند. در پشت حجرهها شترخوان قرار دارد که از طریق راهروهایی که ضربآهنگ حجرهها را قطع میکنند به حیاط دسترسی دارند.
کاروانسرای برازجان در طرح کلی مشابه کاخهای دوره ساسانی بنایی چهار ایوانی است. ایوانها در وسط اضلاع قرار دارند و علاوه بر نقش کارکردی از لحاظ زیباشناسی، نماهای حیاط را تقسیمبندی کرده و الگویی متقارن را پدید آوردهاند. این خصوصیت یعنی وضوح، تقارن و مقیاس از ویژگیهای اصلی کاروانسراهای صفوی است که علاوه بر دوران قاجار تا امروز نیز در طراحی این بناها در ایران و عراق تداوم یافته است و به گفته پیرنیا در همه سفرنامههای جهانگردان و کتابهایی که در مورد تاریخ و جغرافیای ایران نوشته شده است از توجه ایرانیان به راه و ساختمانهای پیوسته به آن که موجب نظم و آسایش میشد، نوشته شده است.
در نمای این بنا مشابه کاروانسراهای سلجوقی از سنگ حجاریشده کرمرنگ استفاده شده است. کاروانسرای برازجان در دوره قاجار به دستور حاج میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک با مساحتی حدود ۷۰۰۰ مترمربع و زیربنایی معادل ۴۲۰۰ مترمربع توسط معمار حاج محمد رحیم شیرازی ساخته شد.
۱. بزپر، بسپر یا پشتپر در بخش ارم دشتستان و به معنای پشت کوه است. این منطقه در بین کوهها قرار گرفته و از لحاظ اقلیمی شرایط بسیار مناسبی برای زراعت و کشاورزی دارد.
۲. استودان — محل نگهداری استخوان مردگان.
۳. قسمت اندرونی کاخ فیروزآباد و طاق کسرا نیز دارای الگوی دو ایوانه است.
۴. از مهمترین مشخصههای معماری ساسانی: استفاده از پلانهایی با ایوان، گنبدخانه و صحن؛ استفاده از مصالح بومآورد (سنگ، خشت، گل، گچ و چوب)؛ پوشش بنا با طاقهای گهوارهای و شلجمی و تیرهای چوبی به کار رفته در سازه.
۵. در طول قرنهای متمادی مقیاس بنا و حیاط بزرگ، شاخصه قابل شناسایی کاروانسراهای ایرانی بوده است.
۶. ساباط بنایی که به منظور آسودن به پا میشده است و جزء اولش «سا» به معنی آسایش و پسوند «بات» برای آبادی و عمارت است. رباط منحصراً به ساختمانهای کنار راه و به ویژه بیرون از شهر و آبادی اطلاق میشود که به معنای گرفتن و آسودن به کار میرفته است.
