معماری تاریخی

گذشته ای هست که نمی گذرد

رضا امیررحیمی·عکس: حمید اکبری·معمار ۱۴۷
گذشته ای هست که نمی گذرد

این پرسش که «از کجا می‌آییم و به کجا می‌رویم» همواره بخشی از سرشت انسانی بوده است.

انسان وقتی دچار بحران‌های روحی می‌شود و اضطراب آینده وجودش را می‌آکند، به طور طبیعی زندگی دوران کودکی خود را واکاوی می‌کند. جوامع انسانی هم بدین‌گونه، در زمان‌های بحران‌های ژرف فرهنگی که معیارهای خوبی و بدی فروریخته، به جست‌وجوی ریشه‌های فرهنگی و سیر گذشته رو می‌آورند.

معماری نیز از چنین وضعیت‌های اجتماعی متأثر می‌شود. معمار می‌خواهد بداند معیارهای سنجش معماری خوب و بد چیست. البته معماری عالی جایگاه خاص خود را دارد. در تمامی فرهنگ‌ها وقتی صحبت از نثر، نقاشی، طراحی و معماری عالی می‌شود، با صفت شاعرانه به آن اشاره می‌کنند.

نخستین متن‌های کهن ایرانی، از جمله یشت‌ها، در اساس شاعرانه‌اند، و به سرود خوانده می‌شدند. در واقع زبان پارسی کهن را شاعران شکل داده‌اند و — اولین نمونه پارسی نوین را باید در اشعار رودکی سراغ گرفت — نه فیلسوفان. جهان‌بینی ایرانی از ابتدا شاعرانه بوده است.

در این شماره تلاش کرده‌ایم تصویری کلی به دست دهیم از سیر تحولات از دوران غارنشینی تا حدود ۳۰۰۰ سال پیش، زمانی که دین زرتشت گسترش یافت. البته در مواردی به معماری بناهایی پرداخته شده که پس از این دوره ساخته شده‌اند، اما متأثر از اندیشه‌های دوران کهن‌تر هستند. مقالات دیگری در این زمینه در نظر داشتیم که به دلیل گرفتاری‌های مربوط به جایزه معمار ۱۴۰۳، به مرحله چاپ نرسید و در آینده منتشر خواهیم کرد.

در پایان، مطلبی با عنوان فرعی «نور زرد و سایه آبی»، درباره اثری از لویی کان آمده، به دلیل مناسبتی که با موضوع این شماره داشت: کان از جمله آن معماران دوره مدرن است که کهن‌الگوها در ذهنش جریان داشته و بر کارهای او تأثیر گذاشته‌اند.

با توجه به آنچه گفتیم، بدیهی است که این شماره را با مقاله‌ای درباره هنرهای صخره‌ای ایران بزرگ، آغاز کنیم.

سنگ‌نگاره‌های تیمره در شب زیر آسمان پرستاره، نمایانگر سوارکاری حکاکی شده بر سنگ
هنر صخره‌ای تیمره زیر آسمان شب — عکس: حمید اکبری

* عنوان داستانی از بانو سهیلا بسکی

مجله معمار

شماره ۱۴۷ · معماری تاریخی · مهر و آبان ۱۴۰۳