معماری معاصر

رنتسو پیانو، برنده جایزه پرایتسکر و اخبار جهان

ندا لنگرانی·معمار ۲
رنتسو پیانو، برنده جایزه پرایتسکر و اخبار جهان
رنتسو پیانو، برنده جایزه پرایتسکر

گفتگوی سورن لارسون، مصاحبه‌گر مجله آرکیتکچرال رکورد، شماره ۵، سال ۱۹۹۸

پرتره رنتسو پیانو، معمار ایتالیایی و برنده جایزه پرایتسکر ۱۹۹۸
رنتسو پیانو، برنده جایزه پرایتسکر معماری ۱۹۹۸

رنتسو پیانو که جایزه امسال (۱۹۹۸) پرایتسکر ـ شاید نه چندان مشهور اما بزرگ ـ را از آن خود کرد، در سال ۱۹۷۶ با افتتاح مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس ناگهان شهرتش را بالا انداخت و از آن زمان با کوشش‌های عجیبش در شهرهای سراسر دنیا، که بسیاری از آنها به آینده‌گرایی متصف شده‌اند، بر شهرت خود افزوده است. همان طور که در این مصاحبه اظهار می‌کند، پیانو ـ که در جنووا بزرگ شد و اکنون در آنجا و در پاریس و برلین دفتر کار دارد ـ خودش را، آن طور که گفته‌اند، صنعت‌گرا نمی‌داند.

رکورد: کمیته پرایتسکر کار شما را «نمایش کم‌نظیری از هنر معماری و مهندسی» نامید. آیا شما آگاهانه در پی دستیابی به چنان ترکیبی هستید؟

پیانو: حتی از این هم بیشتر ـ نه‌فقط مهندسی، بلکه عشق به ساختمان محرک من است. همان طور که می‌دانید من در خاندانی از بنایان به دنیا آمدم و با این نوع عشق به ساختمان بزرگ شدم. آن وقت در اواخر دهه ۶۰ کار من صرفاً تجربی بود، خیلی ناپخته و تا حدودی ساده‌لوحانه بود. البته، همین طور که آدم بزرگ می‌شود می‌فهمد که معماری بالاتر از این حرفهاست: معماری تاریخ است، جغرافیاست، به توپوگرافی مربوط می‌شود، به جامعه‌شناسی مربوط می‌شود. اما من حساسیت خودم را همواره در سوی دیگر ـ مهندسی، ساختمان، و البته روش کار ـ حفظ کرده‌ام.

رکورد: آیا هیچ معمار خاصی اولین بار شما را تحت تأثیر قرار داد؟

پیانو: قطعاً یکی از آنها فرانکو آلبینی است. او یکی از معماران بزرگ میلان بود ـ چیزهای زیبایی ساخت، شاید نه چندان مشهور اما بزرگ بود. و موقعی که به فرانکو آلبینی کار می‌کردم و هفته‌ای دوبار بیشتر به مدرسه می‌رفتم، بعد از پلی‌تکنیک رفتم پاریس، بعد رفتم لندن، و بعد مسابقه پمپیدو پیش آمد. احترام زیادی هم برای ژان پرووه قائلم، و البته برای باکمینستر فولر که یک پا فیلسوف بود و چارلز ایمز در غرب امریکا. در آن دوره استادان زیاد بودند.

رکورد: از کارهای گذشته به کدام پروژه‌ها علاقه بیشتری دارید؟

پیانو: پاسخ دادن به این سؤال مشکل است، زیرا شما به بیشتر طرح‌هایی که روی آنها کار می‌کنید یا در حال اجرا هستند تعلق خاطر دارید، و کارهایی را که خیلی وقت پیش اجرا شده‌اند تدریجاً فراموش می‌کنید. به زودی یک مرکز فرهنگی که در کالدونیای جدید ساخته‌ام افتتاح خواهد شد. پروژه بسیار جالبی است و از چوب ساخته شده. اما البته «نوسازی» میدان پتسدامر عملاً کارش تمام شده و ما اکنون در یک پروژه در برلین درگیریم. مجموعه اداری دایملر ـ بنز، این طرح بسیار پیچیده‌ای است، زیرا تنها ساختمان نیست بلکه چیزی شبیه ساختن قسمتی از یک شهر است.

مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس، طراحی رنتسو پیانو و ریچارد راجرز
مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس، طراحی رنتسو پیانو و ریچارد راجرز (۱۹۷۷)

رکورد: الان درباره مرکز پمپیدو چه عقیده‌ای دارید؟

پیانو: فکر می‌کنم از ساختمان‌های بزرگی بود که من ساختم. فکر می‌کنم برای پاریس آن روز خیلی مهم بود. همچنین توانست انتظارات از موزه را تغییر دهد. تصور از موزه بسیار در حال تغییر بود. مرکز پمپیدو نمونه خوبی از آن لحظه تغییر بود. فکر می‌کنم تا مدتی مرا معمار تکنولوژی برتر (های‌تک) می‌پنداشتند. و این به خاطر مرکز پمپیدو بود که آن را معماری تکنولوژی برتر می‌دانند. خودتان می‌دانید که مردم دوست دارند به هر چیزی برچسب بزنند.

رکورد: و به نظر شما این برچسب خاص صادق نیست؟

پیانو: بلی، من این طور فکر می‌کنم. به نظر من این کار بیشتر به نواختن پیانو شباهت دارد. برای نواختن پیانو، حتی اگر خیلی شاعر پیشه باشید، باید تکنیک بدانید ـ وگرنه موفق نمی‌شوید. من عقیده دارم که آن قدر باید به تکنیک مسلط شوید که بتوانید آن را فراموش کنید. در این صورت کار شما عین نواختن است.

◆ ◆ ◆
مانیل جهانی می‌شود

از مجله World Architectural، شماره ۶۲، ۱۹۹۸/۱۹۹۷ ـ ترجمه از: ندا لنگرانی

نمای هوایی ماکت نقشه اصلی فورت بونیفاچو، مانیل
ماکت نقشه اصلی منطقه جدید فورت بونیفاچو، مانیل، طراحی شرکت هوک

یک بخش مرکزی در پایتخت فیلیپین، مانیل، قرار است در یک بازسازی به یک «شهر جهانی» جدید تبدیل شود و انتظار می‌رود این فرایند ۲۰ ـ ۱۵ سال به طول انجامد.

«فورت بونیفاچو» که تا این اواخر یک پایگاه نظامی در قلب مانیل بود، در حال حاضر در گیرودار تبدیل به شهری با ۱۲/۵ میلیون مترمربع فضای اداری، مسکونی، هتل، مغازه و مراکز تفریحی با خدمات وسیع ارتباطی قرار گرفته است.

در مجاورت ناحیه تجاری مرکزی متروی مانیل، ماکاتی، نقشه اصلی فورت بونیفاچوی جدید توسط بزرگ‌ترین شرکت معماری جهان، گروه امریکایی هلموت اوباتا + کاسابار (هوک)، شرکتی که اداره مرکزیش در هنگ‌کنگ قرار دارد، طراحی شد. طرح شهرهای دیگر نظیر سنگاپور، پاریس و ونکوور به‌منظور دستیابی به شهر جدیدی که هم به عنوان هسته تجارتی شهر عمل نماید و هم عنوان بهترین شهر منطقه را کسب نماید، مورد مطالعه قرار گرفتند.

بعد از تکمیل نقشه اصلی (۱۹۹۶) تقاضای فزاینده‌ای منجر به فروش ۱/۱ بیلیون دلار امریکا برای ۶/۱ میلیون مترمربع افزایش تراکم گردید. در نتیجه اکنون شش مجتمع مسکونی با مالکیت مشترک در حال ساخت است.

◆ ◆ ◆
باراخاس آماده پرواز می‌شود

از مجله World Architectural، شماره ۶۲، ۱۹۹۸/۱۹۹۷ ـ ترجمه از: ندا لنگرانی

طرح ترمینال جدید بین‌المللی فرودگاه باراخاس، مادرید
طرح ترمینال جدید بین‌المللی فرودگاه باراخاس، مادرید، طراحی شرکت ریچارد راجرز و استودیو لاملا

شرکت مهندسی ریچارد راجرز (آر.آر.پی) و شرکت محلی معماری «استودیو لاملا» در مسابقه ۱۳/۶ میلیون دلاری امریکا (معادل ۳/۸ میلیون پوند) برای ترمینال جدید بین‌المللی (NAT) فرودگاه باراخاس در مادرید، مقام اول را کسب کرد.

چهار طرح ـ از میان بیست طرح ـ به دلیل داشتن نکات ممتاز برگزیده شدند. در این فهرست کوتاه، دو معمار محافظه‌کار اسپانیایی: «ریکاردو بوفیل» از فرودگاه بارسلون و «میگوئل دو اوریول»، طراح تعمیرگاه پارکینگ زیرزمینی روبه‌روی اپرای مادرید و کاخ سلطنتی، قرار داشتند. «سانتیاگو کالاتراوا» نیز یک امتیاز دریافت کرد، اگرچه طرح پر جاه و جلال او به گفته یکی از اعضای هیئت مدیره «به دلیل آنکه پروژه‌ای بسیار گران بود، ساخت آن مدت زیادی طول می‌کشید و مشکلات کاربردی داشت» پذیرفته نشد.

◆ ◆ ◆
جوایز ۱۹۹۸ ا.آی.ا و انعکاس معماری امریکا

از مجله آرکیتکچرال رکورد، شماره ۵، سال ۱۹۹۸

مجله آرکیتکچرال رکورد در شماره ۵ سال ۱۹۹۸ خود گزارش مفصلی درباره جوایز و تقدیرنامه‌های سال ۱۹۹۸ مؤسسه امریکایی معماران (AIA) به چاپ رسانده است. این جوایز و تقدیرنامه‌ها در چهار زمینه معماری، طراحی داخلی، طراحی شهری و مؤسسات معماری اعطا می‌شود؛ همچنین جایزه خاصی به بهترین معماری ۲۵ ساله اعطا می‌شود که در این دوره به اثری از لویی کان تعلق گرفته است.

مطابق شرحی که ذیلاً می‌خوانید، ویلیام جی.آر. کورتیس، نویسنده انگلیسی تازه‌ترین کتاب درباره معماری نوین، به دعوت مجله ارزیابی خود را از آنچه این جوایز و تقدیرنامه‌ها درباره معماری امروز امریکا بیان می‌کنند نوشته است.

با پایان دادن به کار بازنگری کتاب شاخص ۱۹۸۲ خود تحت عنوان «معماری نوین از ۱۹۰۰» ـ که اساساً بازنویسی دیدگاه او درباره تاریخ معماری نوین است ـ سابقه مناسبی برای ایفای این وظیفه دارد. کورتیس تفاوت برداشت و شیوه معماران امریکایی را با همکارانشان در کشورهای توسعه‌یافته اروپا و آسیا به نحو جالبی تشریح می‌کند. مهم‌ترین این موارد راجع است به طرح‌های مربوط به عرصه عمومی و موقعیت‌هایی که معماران امریکایی فرم‌های نوین را در آنها به کار می‌برند (یا نمی‌برند). او همچنین رابطه طراحان امریکایی را با تاریخ، تکنولوژی، توجه به مصرف‌کننده و تصور راجع به طبیعت بررسی می‌کند.