بازسازی کوی پوتسدام در برلین، رنتسو پیانو و کریستف کولبکر
متن: گروین زولِن · عکسها: اشتفان مولر · توضیحات و ترجمه: د. سمرقندی.
کوی پوتسدام در برلین لوحی سفید و نانوشته است؛ ولی زیر بار این شهرت تاریخی است که روزگاری قلب برلین و شلوغترین نقطهٔ اروپا بوده است. در زمان مسابقه، قطعهزمینی بود که پرشورترین بحثها بر سر آن بود: انزوای طولانی برلین، یک کار صددرصد انتفاعی، یا بازی آزادانهٔ نیروها در راه آینده. نتیجهٔ به دست آمده اندکی از هر چیز است: آثار برجستهترین معماران کنار هم قرار گرفته تا بزرگترین یکپارچهٔ سرگرمی در شهرهای اروپای امروز به وجود آید؛ یادمانی که مردم اطراف در مرکز برپا کردهاند.



افتتاح


افتتاح کوی پوتسدام در اکتبر ۱۹۹۸ به یک نمایش فوقالعاده تبدیل شد. تا چند روز هیاهوی عناوین درشت روزنامهها این بود که همهٔ برلین به محلهٔ جدید سرازیر شده است. برای تأکید بر اهمیت رویداد، روزنامههای محافظهکار و لیبرال و جدی و غیرجدی ویژهنامهای حاوی نقشهها و عکسها و اطلاعات لازم دربارهٔ طرح و ساختمان و تاریخ پرماجرای کوی پوتسدام و پیشرفت منطقهای به نام «شهر دایملر» (که از ۱۹۹۱ عملیات ساختمانیاش شروع شد) منتشر کردند. مطبوعات و تلویزیون خبر مراسم افتتاح را در سراسر آلمان پخش کردند. دو شخصیت که در رأس سیاست و تجارت آلمان قرار داشتند ــ رومن هرتزوگ، رئیسجمهور، و یورگن شرمپ، رئیس مؤسسهای که درست در زمان افتتاح میدان پوتسدام از یک ادغام فراملیتی به وجود آمده بود، یعنی شرکت دایملر-کرایسلر ــ به مراسم بزرگی و اعتبار بخشیدند. انواع تشبیهات و استعارههای دور از واقع بر سر زبانها افتاد: «جراحی قلب باز»، «پیوند قلب»، یا «کار گذاشتن باطری تازه» ــ تمام این حرفها برای تفسیر جریان شهرسازی و معماری در نقطهای که هرگز در تاریخ خود مرکزِ شهر نبوده است. کوی پوتسدام همیشه بیرون دروازههای شهر قدیم قرار داشت؛ ابتدای خیابان لاییزیگ بود و بر حسب آنکه از طرف مقابل حساب کنید، انتهای آن. اما کار طرحریزی این لَخلَخ کنان از انتظاراتِ دمبهدم بارور شوندهٔ ۲۵۰ سالهٔ چیزی که باید کوی پوتسدام بشود جلو میآمد. مرکزیت برای عبور آلمان و واقع بودن در محلی که در آن موقع مهمترین پایانههای قطار راه دور ــ یعنی ایستگاههای آنهالت و پوتسدام ــ بود، حالتی افسانهای به آن داده بود. در دورهٔ بعد از جنگ، قبل و بعد از ساختن دیوار برلین، بارها حسرتِ از دست رفتنِ روزگار عظمت جهانی برلین تحت حکومت قیصرها و بالاتر از همه در دههٔ ۱۹۲۰ را خورده بود. همین عظمت بود که باید تا جای ممکن ــ و حتماً با انعکاس خارجی و با موفقیت ــ تجدید میشد.

انبوه جمعیتِ شادمان و سرشار از کنجکاوی، از درون خیابانهایی که عملیات ساخت آنها تازه تمام شده بود، برای مراسم افتتاح به میدان مارلن دیتریش ــ جلو تئاتر موزیکال و کازینو ــ سرازیر شدند، و به رغم اینکه برجهای هنوز نیمهتمامِ واقع در خود میدان پوتسدام (کار رنتسو پیانو، هانس کولهوف و هلموت یان) کمی تو ذوق میزد، شور و شوق خود را از دست ندادند. بیشترشان راه همان جایی را در پیش گرفتند که مقصد اصلیشان بود: بازارچهٔ موسوم به آرکادنِ کوی پوتسدام.
در روز افتتاح و هفتههای بعد، مغازهها چنان غارت شد که گویی دهههاست هیچ امکان دیگری برای خرید در برلین نبوده است. روز اول ۲۰۰٬۰۰۰ نفر آمدند، که دست کم یکسوم آنان موقع برگشت به طرف وسایل نقلیهٔ عمومی یا ماشینهای شخصی، ساکهای نایلونیِ سنگینی را با خودشان میکشاندند ــ نه به این دلیل که به مناسبت افتتاح اجناس خاصی عرضه شده باشد، بلکه بیشتر به نشانهٔ برآمدنِ آرزویی دیرین و اشتیاقی شدید نسبت به شهری که بار دیگر یکپارچه شده بود. ظواهر همه حاکی از آن بود که نقشهها و حساب و کتابهای دایملر-بنز درست بودهاند، خاصه در جهت جلبنظر مردم به کالای کوی پوتسدام. نمایش آتشبازی باشکوه و مسرفانهای که شرکت دایملر-بنز در آسمانِ بیبرف برلین اجرا کرد، مراسم سپاس شاهانهای به مناسبت تولد شهر جدید بود.
تردیدها

اوایل سال ۱۹۹۹ بود که اولین تردیدها دربارهٔ اینکه آیا انبوه دیدارکنندگان کوی پوتسدام واقعاً برای خرج کردن آمده بودند و نیز آیا همهٔ آنها که به بازارچهٔ آرکادن سرازیر شدند حاضر بودند سر کیسه را برای یک خرید حسابی شل کنند، بروز کرد. اتفاقاً آنها غالباً برای همین نیامده بودند ــ آمده بودند که ببینند چه خبر است. خیلیها میآمدند در نوشابهفروشیهای امریکایی کافهگلاسه بنوشند، و برای خریدهای دیگرشان مثل همیشه به فروشگاههای محلی خودشان میرفتند. ردیف قفسههای آشنای آنها، علاوه بر نزدیکتر بودن، همان اجناس آرکادن را هم دارد ــ از جورابشلواریها و زیرپوشهای وولفورد و البسهٔ ارزان اسکاندیناوی H&M گرفته تا شعبههای جهانیِ اِلدی که زیر قیمت میفروشند. منتقدان با شگفتی یادآور شدهاند که نوع مغازهها و اجناس کوی پوتسدام نه در سطح ویژه بلکه در سطح متوسط انتخاب شدهاند: نه کالای تجملی در کار است، نه سعی شده خریداران به خریدهای غیرضروری و بیرون از روال ترغیب شوند. همان مایحتاج یکنواخت روزانه است و لاغیر. آرکادن به تناسب فصلها اجناسش را عوض میکند. درونِ پوستهٔ شیشهایِ این راستهٔ بازار همه چیز در تغییر است ــ راستهبازاری که با جلوهاش در روشناییِ سرد روز و دهها نظیر آن را ــ صرف نظر از تفاوت در مصالح و طرح ــ در هرکدام از شهرهای آلمان و در هر ناحیهٔ برلین میتوان یافت. وضع معمولیِ آرکادن خلاف انتظارات بالایی است که طی سالیان ایجاد شده؛ اما بالاخره به این انتظارات با جذابیت معمارانهٔ مجموعهٔ کوی پوتسدام پاسخ داده شده است. نقشه درست کشیده شده، خاصه که سیستمِ تمدید مهلتِ حمایتِ بیمهای از ادارهٔ مراکز مهم تجاریِ آلمان، به مشتریان خود تبلیغ میکند که پسکرانهٔ براندنبورگی برلین ــ با شهرهایی مانند پوتسدام، ناون و بریسلانگ ــ را در مقابلِ کوی پوتسدام فراموش کنند. به این ترتیب، کوی پوتسدام به قول متخصصان امریکایی به صورت یک destination درآمده است ــ با تعداد زیادی سینما، سالنهای نمایش موزیکال و مکانهای قماربازی تا سفرِ خرید را به تجربهای مفرح تبدیل کند. آیا این پروژه شروع دور جدیدی در شهرسازی اروپاست که قطعههای پیشساختهٔ شهری را، مثل شهرکهای تخصصی امریکایی، در آن قرار میدهند؟ برای قضاوت کردن خیلی زود است: کار شهر دایملر هم هنوز تمام نشده است.
زمینه و برنامه (توضیحات د. سمرقندی)

برلین مظهر وحدت ملی آلمان است. این وحدت در ۱۸۷۱ تحقق یافت و در همین سال برلین پایتخت آلمان واحد شد. در قرن ۱۳ م. دهکدهای کوچک بود، در اواخر قرن ۱۵ م. مقر برگزینندگان براندنبورگ، از ۱۷۰۱ پایتخت پروس و در قرن ۱۸ یکی از مراکز مهم صنعتی و تجاری شد. سپاهیان روس و اتریش در ۱۷۶۰، فرانسویان در ۱۸۰۵ و متفقین جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۵ آن را اشغال کردند و در این جنگ اخیر به شدت بمباران هوایی شد. پوتسدام شهری در غرب برلین است که مرکز تاریخی براندنبورگ و سپس پروس بود. با شکست در جنگ جهانی دوم، آلمان تحت اشغال امریکا، انگلیس، فرانسه و شوروی درآمد؛ اشغالگران در برلین مستقر شدند و هم کل آلمان و هم برلین را به مناطق نفوذ خود تقسیم کردند. برلین، علاوه بر اینکه به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد، تماماً در خاک آلمان شرقی قرار گرفت و از پیکر آلمان غربی ــ که عملاً حافظ تاریخ و فرهنگ آلمان بود ــ جدا شد. ایالت براندنبورگ نیز که برلین در آن واقع است، با مرکز تاریخیاش پوتسدام، به آلمان شرقی تعلق پیدا کرد. بنابراین پس از اتحاد دوبارهٔ آلمان و برداشته شدن دیوار برلین و یکپارچه شدن برلین، احیای همبستگی پوتسدام و برلین بسیار معنادار است. شهرسازی کوی پوتسدام در همین راستاست.
کل محدودهٔ طرح بازسازی پوتسدام مستطیلی حدود ۵۰۰ در ۵۰۰ متر است. بخشی از این محدوده که شرکت دایملر-بنز برای عملیات شهرسازی انتخاب کرده است به طور کامل در غرب خیابان ال.ان.کا قرار دارد؛ خیابان پوتسدام از شمال و غرب آن و نهر بزرگ لاندور از جنوب آن میگذرد. نهر اشپره عمود بر نهر لاندور ــ که به یک آبگرد بزرگ مثلثشکل در محل اتصال تبدیل میشود ــ منطقه را به دو بخش شرقی (تماماً به طرح دایملر-بنز اختصاص یافته) و غربی (که ساختمان کتابخانهٔ شهر، کار هانس شارون، از قبل در آن قرار داشته) تقسیم کرده است. رنتسو پیانو و کریستف کولبکر طرح شهرسازیِ مرکز جدید تجاری-تفریحی شرکت دایملر-بنز را در مساحتی حدود یکصد هزار مترمربع تهیه کردهاند.
طرح شهرسازی پیانو-کولبکر


پیانو-کولبکر کارکردها و کاربریها را به طور کلی، بر حسب ترتیب فرهنگی-تفریحی-تجاری-مسکونی، چیدهاند. کتابخانهٔ هانس شارون به عنوان مغز یا عضو فکری مجموعه از هر جهت وسیعترین و مهمترین جایگاه را اشغال کرده است. پیانو-کولبکر این کتابخانه را ــ که مرکز اشاعهٔ فرهنگ است ــ مرکزِ گسترشِ شکلیِ مجموعه قرار دادهاند. انتخاب چنین کانونی برای گسترش ساختار شکلیِ مجموعه مصنوعی نیست: آنها یک مرکز تجمع و در عین حال مرکز تفریح و سرگرمی در نظر داشتهاند که میدان مارلن دیتریش نام گرفته است. پوتسدام از قدیم مرکز صنعت فیلم آلمان بوده و در این میدان ورودیهای چند تماشاخانه قرار دارد ــ که همه کارِ خود پیانو و کولبکر هستند. آنها ساختمان مرکز سرگرمیهای شهر را ــ غیر از تماشاخانهٔ سهبعدی IMAX ــ در بر گرفتهاند؛ در غربِ مجموعه به موازات کتابخانهٔ شهر و به صورتی کشیده و هماهنگ با معماری شارون، میدان مرکزی مجموعه (مارلن دیتریش) را در فضای اصلی ورودی آن ادغام و از شکافی در پشت ساختمان به فضای کتابخانه شارون مرتبط کردهاند. دو محور شعاعی منشعب از میدان مارلن دیتریش ــ اولی به میدان پوتسدام در گوشهٔ شمال شرقی مجموعه و دومی به صورتی متقارن در جهت جنوب شرقی ــ مجموعه را به سه قسمت اصلی (شمالی، شرقی و جنوبی) تقسیم میکنند.


این تقسیم به طرز سادهای از نصف کردن عمق زمین در طول خیابانهای اصلی پیرامون مجموعه به دست آمده است. از این سه قسمت اصلی، قسمتهای شمالی و جنوبی اداری و قسمت شرقی اداری-مسکونی است که بازارچهٔ اصلیِ مجموعه ــ به نام آرکادن ــ به صورت شمالی-جنوبی در وسط آن قرار دارد. توزیع تراکم ساختمانی در کوی پوتسدام هماهنگ با وضع محیط شهری اطراف است: نیمهٔ شرقی مجموعه، ادامهٔ بافت ساختمانیِ متراکمِ شهر با ارتفاع و تراکم اندکی بیشتر، و نیمهٔ غربی در تلفیق با فضای باز و رودخانه و پارک و بناهای مذهبی و فرهنگی، دارای تراکم و سطح اشغال کم و محوطهسازیِ گسترده است. ارتفاع ساختمانهای مجموعه تقریباً یکسان و چیزی در حدود ده طبقه است.

معماران

بلوکها بین معماران مختلف تقسیم شدهاند: پیانو/کولبکر (با چند ساختمان اداری و مسکونی و بازارچهٔ آرکادن)، هانس کولهوف، اولریکه لاوبر و وولفرام وور، ریچارد راجرز (دو بلوک اداری و مسکونی)، آراتا ایسوزاکی (ساختمان اداری و پیادهراه دروازهای)، رافائل مونئو (دو بلوک، یکی در اختیار دفاتر مرسدس-بنز و دیگری هتل هایت). در مجاورت شمالیِ منطقه، مجموعهٔ یکپارچهٔ شیشهای سونی، کار هلموت یان، قرار دارد.

شناسنامهٔ طرح

طراحی: رنتسو پیانو، کارگاه ساختمانی (همکار مسئول: کریستف کولبکر)، با همکاری گروه طراحی ب. پلاتز. · طرح جامع (۱۹۹۲) و طراحی تفصیلی (۱۹۹۳-۹۴) · ساختمان (۱۹۹۳-۱۹۹۶) · مشاوران: دریس اند سومر (مدیریت طرح)، شرکت مهندسی IBB ویسکه و همکار (سازه)، IG اِچ/آروپ (مشاور فنی)، شمیت-رویتر و همکاران (سیستمهای مکانیکی)، مولر بی.بی. افیک (ترافیک)، ایپیبورِر لودویگزبورگ و همکاران (مهندسی برق)، شرکت سهامی شلگل با مسئولیت محدود-اسپیکرمان (تدارکات)، موهلر و کروگر (منظرهپردازی)، هونت و همکار (استخراج)، آی.بی.ای. اشمیت و همکاران، کارگاه در ایزایتا.





ارزیابی طراحی فضای شهری



شاید موفقترین جنبهٔ طراحی فضای شهری کوی پوتسدام، محوطه و کفسازی و آرایش و منظرهپردازیِ آن است که از لابهلای همهٔ بلوکهای ساختمانی عبور کرده، ضمن ایجاد دسترسی به بناهای ویژه در مسیر خود، گردشگاهی مفرح و چشمنواز به وجود میآورد. پردازشِ کف و میدانها و محوطهها فقط یک کار مناسبسازی برای زیر کفش عابران و به رخ کشیدنِ یک اجرای تمیز نیست، بلکه ابداع یک معماری شاعرانه در محیطی به شدت تجاری و تکنیکزده است: مجالی برای حضور و عرض وجودِ طبیعت و لطافتهای رابطهٔ انسان با آن، در مقابل جِرمگرفتگی پول و پلاستیک. زمین و آب و نسیم فقط ارزشهای بصری متعارف و تداعیهای تخیلانگیز خود را عرضه نمیکنند، بلکه این تداعیهای انسانی ــ از مخیله و احساس انسان خارج شده ــ به صورت شیبها و پلهبندیها، موج دادن به سطح معبر در زیر دروازههای ساختمانی ایسوزاکی، شیار شیار کردن شیبِ آبِ گرداننده روی کف پیادهروها، در زمین و آب و شکل حرکت معابر جسمیت یافتهاند.













