هشدار بعضی از ناظران وضع کنونی معماری در غرب این است که به زودی معماری به سطح مد تنزل خواهد یافت و کار معماران آینده ارزشی بیشتر از طراحی مد نخواهد داشت. صاحبنظران دیگری این روند را نه یک سیر نزولی، بلکه انطباق واقعبینانه معماری با ماهیت «رسانهای» اقتصاد اطلاعاتی و روند جهانی شدن به شمار میآورند و نه تنها این انطباق را مایه نگرانی نمیدانند، بلکه برعکس از معماران دعوت میکنند که هر چه زودتر با درک شرایط نوظهور، خود را با آن سازگار کنند (همین شماره، ص ۱۹).
کسانی هم با اظهار نگرانی از سطحی شدن معماری میکوشند حوزهٔ دریافتهای معماری را به حوزهٔ دریافتهای فلسفی نزدیک کنند. این گروه فقط به این قانع نیستند که فلسفه در ضمن کاویدن قلمرو هنر به معماری نیز به عنوان یکی از رشتههای هنری بپردازد ولی همچنان در حیطهٔ فعالیت اهل فلسفه باقی بماند، بلکه میخواهند خلاقیت هنری را به یک نوع فلسفهپردازی توسط خود معماران تبدیل کنند. به عقیدهٔ آنها نظریه، که پیش از این تبیینکنندهٔ معماری پیش از خود بود، باید به پدیدآورندهٔ معماری متفاوت آینده تبدیل شود (همین شماره، ص ۱۷).
چه تلقی مد و چه تلقی فلسفه نوعی دور شدن از کُنه معماری به نظر میرسد و این احساس را به وجود میآورد که گویی حرفهٔ معماری صداقت با خود را از دست میدهد و پایههای اخلاقی آن سست میشود.
در مناظرهٔ اخیر موزهٔ هنر مدرن نیویورک (همین شماره، ص ۱۷) فیلسوفان با لحنی مؤدبانه به معماران هشدار میدهند که مبادا روی آوردن به فلسفه به قیمت خیانت به معماری تمام شود، مبادا تنوعطلبی و نمایش نوآوری نوعی ریاکاری باشد که جامعهٔ حرفهای را خلع سلاح کند. این هشدارها ضربههایی است به حساسیتهای اخلاقی معمارانی که با وجود کار جدی و کوشش فوقالعاده، صداقت آنها نسبت به حقیقت معماری مورد تردید قرار گرفته است.
اما در این میان نشانههای سقوط اخلاق حرفهای بسیار نگرانکننده است. اخباری که این روزها دربارهٔ پدیدهای به نام امضافروشی شنیده میشود باورنکردنی است. چگونه میتوان باور کرد که رابطهٔ مهندس با مشتری خود و رابطهٔ نهاد مسئول کنترل کار مهندسان با خود مهندس میتواند چنان مخدوش شود که با وجود این همه خلاف نه مهندس از این بابت احساس نگرانی کند، نه نهاد مسئول کنترل، و نه حتی نظام حرفهای. دستاندرکاران به صورت نقل محافل از افزایش افسارگسیختهٔ این پدیده در دورهٔ اخیر ــ همزمان با افزایش میزان حقالزحمهٔ خدمات مهندسی ــ ابراز نگرانی میکنند؛ یعنی نه تنها حقالزحمهٔ بیشتر باعث افزایش میزان خدمات مهندسی نشده، بلکه باعث پیوستن گروههای تازهتری به خیل فروشندگان امضا شده است.
تسلیم شدن به این فساد حرفهای به منزلهٔ چشمپوشی از معماری و از دست رفتن تهماندهٔ فرهنگ معماری جامعه و در تنگنا گذاشتن استعدادهای اندکشماری است که برای اعتلای معماری میکوشند.
دستگاههای مسئول و بیش از آنها خود مهندسان باید با گسترش این آفت بزرگ مبارزه کنند. در هیچ جای دنیا شهرداری خود را از مسئولیت کنترل کار مهندسان آسودهخاطر نکرده است. تولید هر کالایی کنترل میشود و معماری که بزرگترین و پیچیدهترین و پرهزینهترین کالای مورد استفادهٔ مردم است بیش از هر کالای دیگری احتیاج به کنترل دارد. شهرداری تهران و تمام شهرداریهای کشور نباید بیش از این دست روی دست بگذارند و در ادای این وظیفهٔ مهم قانونی و رعایت این مصلحت بزرگ اجتماعی تعلل کنند. همچنین اگر وزارت مسکن و شهرسازی که با صدور پروانهٔ اشتغال برای مهندسان صلاحیت آنها را برای عرضهٔ خدمات مهندسی تأیید و قیمت این خدمات را هم تعیین میکند نظارتی بر مطابقت این خدمات با محتوای مورد تأیید خود نداشته باشد چه نتیجهای بر آن همه تشریفات صدور پروانه و بررسی سوابق و آزمون و رتبهبندی مترتب خواهد بود جز کمک به جریان ناسالمی که خبرهای آن روز به روز نگرانکنندهتر میشود.
سازمان نظام مهندسی نیز حداقل کاری که میتواند بکند این است که به نحو انتخابی یا تصادفی بر تعدادی از کارها در مراحل طراحی و اجرا نظارت کند و با اعضای متخلف و سهلانگار خود مقابله کند.
اما بالاتر از همه اخلاق حرفهای است که خود مهندسان باید با ابراز حساسیت برای نجات آن دست به کار شوند. جامعهٔ حرفهای راستین از اعضایی متشکل میشود که وجه مشترک آنها پایبندی به اخلاق حرفهای، نه از روی تظاهر و تعارف، بلکه به عنوان روحیه و رفتاری است که دقیقاً و بیکم و کاست انعکاس شایستگی علمی و توانایی فنی آنهاست.
اخلاق حرفهای تعارف نیست. هیچ اخلاقی تعارف نیست. اخلاق حراست از حقیقت است. معماری هنر است و حقیقت هنر آفرینش بزرگیهاست. هر که نام هنر را بر زبان میآورد باید حریم بزرگیها را پاس بدارد. در هر حرفهای نوعی بزرگیطلبی نهفته است. حرفه توانایی و مهارتی است که بدون آموختن از استاد به دست نمیآید و استاد کسی است که در مرتبهای بالاتر از هرگونه ابتذال و عادت و تفنن ایستاده است. در بالا ایستادن و حرمت آن جایگاه را نگاه داشتن حراست از حقیقت و عین اخلاق است.








