راینهارد زایس، طراح شهری، فیلمساز و روزنامهنگار اهل وین است. او به عنوان طراح شهری در آلمان و روسیه در زمینه تغییر شهرها بعد از فروپاشی حاکمیت کمونیستها کار میکند و تاکنون در کشورهای اتریش، آلمان، سوئد، فرانسه و ایتالیا فیلمهای مستند ساخته است. در دانشگاه باوهاوس وایمار تدریس کرده و از جمله مستندهای تلویزیونی ساخته وی، باوهاوس در دساو است. زایس برای مجلات بینالمللی مقالاتی درباره مقولات معماری و شهرسازی مینویسد.
تجدد، تولدی را جشن میگیرد: هشتادمین سالگرد افتتاح «باوهاوس». این بنا ابتدا مورد تجلیل و شگفتی قرار گرفت ولی بعدها به فراموشی سپرده شد. در شهر دساو آثار ساختمانی اندکی یافت میشود که بازمانده باوهاوس اروپا باشد. باوهاوس حکایت جستجو به دنبال تازههاست: تازههای فرم، محتوا و اجتماعی نو. باوهاوس در عین حال حکایت تغییر و تحول نیز هست: از وایمار به دساو، از دساو به برلین، و سپس فراسوی مرزهای آلمان در کل جهان.
باوهاوس در سال ۱۹۱۹ در وایمار تأسیس شد. والتر گروپیوس معمار در آن زمان، دانشکده هنر معماری هرتسوگ کبیر را با دانشکده هنرهای دستی هرتسوگ کبیر ادغام کرد و به این ترتیب مؤسسهای آموزشی از نوعی کاملاً جدید و متفاوت به وجود آورد که هدفش ایجاد هماهنگی میان هنر و صنایع بود. باوهاوس، که بر ویرانههای جنگ جهانی اول ساخته شده بود، این وظیفه را بر عهده گرفت که با شکلدهی کاملاً نوین، ابزار و فضاهایی برای جامعهای انساندوستانه همراه با عدالت اجتماعی در آینده پدید آورد.
در مانیفست باوهاوس چنین میخوانیم: «هدف نهایی هر فعالیت خلاقهای، ساخت است! پس بیایید صنفی جدید از پیشهوران پدید آوریم که فاقد معیارهای طبقاتی باشد — معیارهایی که در نهایت به ایجاد دیواری میان پیشهوران و هنرمندان منجر میشوند. بیایید همراه با هم بنایی برای آینده بسازیم که همه چیز در یک قالب باشد: معماری، پیکرتراشی و نقاشی، که زمانی با دستان میلیونها پیشهور سر به فلک کشد و نماد بلورین اعتقادی واحد به آینده باشد.»
آشتی هنر و صنعت
تنوع استادکاران حاضر در باوهاوس نیز به همین نسبت وسیع بود: هنرمندانی از هر سنخ و با ملیتهای متفاوت مانند پاول کله، لازلو موهولی-ناگی، یوهانس ایتن، لیونل فاینینگر و واسیلی کاندینسکی — که اسامی آنان فقط مشتی نمونه خروار است. تفاوتها در بهاصطلاح کارگاهها نمود پیدا میکرد: نجاری، پیکرتراشی با سنگ و چوب، نقاشی دیوار، ریختهگری شیشه، کار با فلز، سفالسازی و نساجی — همه و همه در عرض چند سال انبوهی از طراحیهای مدرن، به ویژه برای اشیای روزمره، به همراه آورد، به گونهای که تا امروز نیز فرمساز بوده است. در کنار آنها نقاشیها، مجسمهها و همچنین ابتکارهایی نو در هنر صحنهسازی پدید میآمد.
در سال ۱۹۲۳ باوهاوس دولتی وایمار برای نخستین بار نمایشگاهی بینالمللی تحت عنوان «هنر و فناوری، آمیزهای نو» برگزار کرد. آن بخش از نمایشگاه که «معماری بینالمللی» نامیده میشد، همراه با آثار و طراحیهای بیگانه با این مؤسسه — از جمله کارهای لوکوربوزیه یا برونو تاوت — افراد آگاه را به سمت ساختارهای جدید و مدرنیسم در حال پیشرفت جهتگیری کرد. آن روزها باوهاوس به نوبه خود توانست برای نخستین بار عمارتی واقعگرایانه را که «خانه آزمایشی روی قله» اثر گئورگ موخه، استاد جوان بود، ارائه دهد.
گویا مقرر بود که این اثر، تنها شاهد مثال معماری باوهاوس در وایمار باشد. چرا که فقط پنج سال بعد، احزاب راستگرای ملی در مجلس ایالتی تورینگن، این مدرسه هنرها را به زور تعطیل کردند. در این شهر کوچک با قشری متوسط از ساکنان، معماران پیشرو و تجددگرای عصر جدید، با ادعاهای مصلحتطلبانه سوسیالیستی و اجتماعیشان، در تمام این دوران بهمنزله یک جسم خارجی بودند.

صنعت در مقام شریکی تازه
باوهاوس در سال ۱۹۲۵ از وایمار به دساو منتقل شد. شهردار این شهر برای ساخت بنای جدید مدرسه به والتر گروپیوس زمین و سرمایه پیشنهاد داده بود. علاوه بر آن پیشنهادهای عمومی نیز در این زمینه مطرح شده بود. پیش از هر چیز، کارخانجات این شهر صنعتی رو به رشد در «زاکسن-آنهالت» امروزی، به ویژه هواپیماسازی یونکرز، به عنوان شریک و برای به تحقق رساندن این هدف جاهطلبانه اعلام آمادگی کرده بودند. هدف عبارت بود از نفوذ هنرمندانه به زندگی روزمره با تولیداتی متشکل از مصالح صنعتی مقرون به صرفه و تولیدات زنجیرهای معقول.
تازه یک سال بعد بود که عمارت این مؤسسه افتتاح شد. ۲٬۰۰۰ میهمان از سراسر دنیا به این مکان آمدند و از این عمارت به غایت مدرن و تأثیرگذار به تعجب درآمدند. هدف اصلی طراحی این عمارت از سوی والتر گروپیوس، فضاهای کارکردی و شکلی هنری بود که از عملکرد مناسب نشأت گرفته باشد. سطوح شیشهای بزرگ — برخی به ارتفاع چندین طبقه — و دیوارهای سفید باعث میشد که بنا، با وجود ترکیب چندبخشی و فرمهای مکعبی چشمگیرش، ساده و تقریباً اثیری به نظر برسد. استفاده حداقلی از مصالح جانبی در نمای بنا، ذهن را به سمت فرمهای بزرگتر با تقسیمات مناسب هدایت میکند — نشانهای از بنای زیبا و بیزمان.
بنای باوهاوس آن زمان، همچون امروز، چندکاره بود. سه بخش اصلی ساختمان — کارگاهها، بال آموزشی فنی با کلاسهای متعدد، سالن غذاخوری، سالن جشن و صحنه، و برج دو طبقه — همه به هم متصلاند. این بخش آخر محل دفاتر اداری و پیش از آن دفتر معماری والتر گروپیوس بود. این ساختمان چندبخشی به نماهای اصلی و فرعی تن نمیدهد و تنها در حال حرکت میتوان آن را در ابعاد کامل درک کرد.
در داخل بنا، جزئیات فنی و کارکردی — مانند سازوکار مبتکرانه باز کردن پنجرهها، روشناییهای نوین، یا مبلمان ساختهشده از لولههای فولادی (کار مارسل بروئر) — بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار میدهد. افزون بر این، تنوع رنگهای طراحیشده در کارگاه نقاشی دیواری، که در تضاد با کلیشه «مدرنیسم سفید» قرار دارد، یا تضاد اتاقهای مختلف که پشت سر هم میآیند و فضاهای ارتباطی متعاقب، همگی جذابیتی دارند. حتی امروز، بنای باوهاوس همچنان به عنوان مانیفست مدرنیسم معماری به کار میآید.
مدرن یا مد روز؟
ساختمانی که والتر گروپیوس برپا کرد، انگیزه خلق مجموعهای از طرحهای نوآورانه و تحقق آنها در شهر دساو شد. اگر دوره شکوفایی باوهاوس در وایمار دوره ساخت، چشماندازهای بنیادین و نخستین تنشهای اجتماعی بود، باید بگوییم دوره شکوفایی باوهاوس در دساو دوره بلوغ، تحقق و تا حدی نهادینه شدن بود. (باوهاوس اکنون با عنوان فرعی «دانشگاه شکلدهی» خوانده میشد.) دیری نپایید که از بهاصطلاح «سبک باوهاوس» سخن به میان آمد که به هر چیزی که به نحوی مدرن مینمود اطلاق میشد — و البته هر چیز در دنیایی که بهسرعت به سوی فناوریهای نو میشتافت، از سوی بخش بزرگی از جمعیت غیرانسانی تلقی میشد.
ارنست کالای، که در ۱۹۳۰ سردبیر نشریه باوهاوس بود، با طنز همیشگیاش این همذاتپنداری نادرست با باوهاوس و تنزل آن به یک سبک هنری صرف را رد کرد و گفت: «به هر حال خانهها و مجموعههای مسکونی به صورت مجموعههایی از خانههای با دیوارهای سفید صاف، مجموعههایی از پنجرههای کج و بامهای مسطح ساخته میشوند، و مردم آنها را به عنوان «سبک باوهاوس» که میشناسند میپذیرند. این روزها همه میدانند آپارتمانهایی با شیشههای زیاد و فلزهای براق سبک باوهاوس است. مبلمان فولادی لولهای سبک باوهاوس است. کاغذ دیواری شطرنجی سبک باوهاوس است. نداشتن تابلو روی دیوار سبک باوهاوس است. داشتن تابلو روی دیوار — هر معنایی که داشته باشد — سبک باوهاوس است. حروف چاپی کوچک و حروف بولد بزرگ سبک باوهاوس است. به راستی روش هنری ساخت خانههای مسکونی از ۱۹۲۵ به بعد سبک باوهاوس است.»
نمونهای از نگرش دوگانه مردم به معماری باوهاوس، مجموعه مسکونی تورتن در جنوب دساو است. بین سالهای ۱۹۲۶ و ۱۹۲۸، والتر گروپیوس به سفارش شهرداری دساو در مجموع ۳۱۴ واحد مسکونی یکطبقه و دوطبقه را در چهار نوع ساختمان طراحی و اجرا کرد. هدف این مجموعه آزمایشی گسترده، کاهش هزینه ساخت از طریق سازماندهی معمارانه و فناوری جدید بود. مسئله مسکن اقشار کمدرآمد جامعه قرار بود به این ترتیب حل شود. استانداردسازی، تیپولوژی، پیشساختهسازی اجزای بنا و مونتاژ مدولار با جرثقیل، تورتن را به الگویی از ساخت صنعتی تبدیل کرد.
البته این روزها دشوار است که فرم اولیه بناهای مجموعه را حدس زد. فقط چند سال پس از ساخت، ساکنان شروع به بازسازی خانههایشان کردند. چشمگیرترین تغییرات به نماهای رو به خیابان مربوط میشد. گروپیوس اساساً پنجرههای خانهها را به صورت بازشوهای بلند که تا سقف میرسیدند طراحی کرده بود تا اتلاف انرژی از پنجره کاهش یابد، و فضاهایی زیر پنجره برای قرار دادن مبلمان در نظر گرفته بود. با این حال ساکنان پنجرههای بلند و عریض را نه کاربردی و نه خوشایند یافتند و آنها را با پنجرههای متعارف که در ارتفاع کمتری نصب میشدند جایگزین کردند. این روزها به جای نمای سفید با سایههای سیاه و خاکستری، انواع و اقسام فرمهای معماری خانگی دیده میشود: چوب، نمای پانلی، سیمان سفید و تنوعی از رنگها که میتوانست مایه افتخار کارگاه نقاشی دیواری باوهاوس باشد.
کیفیتهای ماندگار
از سوی دیگر، ساکنان تورتن تأکید میکنند که بناهای مجموعه و تأسیسات آن، حتی پس از ۷۰ سال، از مزایایی غیرقابل انکار برخوردارند. والتر گروپیوس موفق شد آپارتمانها را با فضاهایی همپوشان بسازد، به گونهای که با متراژ نسبتاً متعارف، بسیار بزرگتر از آنچه واقعاً هستند به نظر میرسند. اتاقها روشن بودند و برای زمان خود استاندارد بالایی داشتند. بهترین گواه آن این است که در برخی خانهها هنوز همان سیستمهای شوفاژ مرکزی اولیه وجود دارد. افزون بر این، هر خانه در مجموعه باغچه قابل استفادهای داشت که تا حدی ساکنان را قادر میساخت محصولات اولیه خود را پرورش دهند. تورتن در روزگار ما، با فضاهای سبز و با وجود تراکم ساختمانی نسبتاً بالا، از ارزشی برخوردار است که در مناطق شهری کمتر یافت میشود.
نمونه دیگری از کار معماران باوهاوس در جنوب دساو به صورت مجموعه ساخته نشد. گئورگ موخه و ریچارد پائولیک، با «خانه فولادی» خود — سازهای آزمایشی که در ۱۹۲۶ و ۱۹۲۷ ساخته شد — نشان دادند فولاد تا چه اندازه برای تولید صنعتی و بناهای مسکونی مناسب است. هرچند خانه فولادی سالها به عنوان مسکن به کار گرفته شد، این آزمایش هرگز گسترش بیشتری نیافت.
موفقتر از آن، نوع ساختمان «راهرو گالری» (gallery-access) بود. پنج عدد از این ساختمانهای چندطبقه مسکونی بین ۱۹۲۸ و ۱۹۳۰ به عنوان بخشی از طرح توسعه مجموعه تورتن در دساو برپا شدند. طرحهای هانس مایر، معمار سوئیسی، در هر بنا ۱۸ آپارتمان چهارنفره را پیشبینی کرده بود، هر آپارتمان تنها با ۴۷ مترمربع زیربنا. با این حال معماران باوهاوس آپارتمانهای سهاتاقه راحتی با آشپزخانه، حمام و شوفاژ مرکزی طراحی کردند. هر آپارتمان همچنین زیرزمینی و قطعه باغچهای کوچک داشت.
نوع «راهرو گالری» به ویژه برای ساخت اقتصادی مناسب است. همچنین در این سبک ساختمانی در طراحی راهپلهها صرفهجویی قابل توجهی صورت میگیرد. پنجرههایی که به سمت شمال باز میشوند تهویه خوبی برای اتاقهای آفتابرو جنوبی فراهم میکنند. راهروهای گالریمانند و خمیده خود به خود تماس میان ساکنان بنا را تسهیل میکنند. این آپارتمانها، با وجود فضای محدود، هنوز هم علاقهمندانی دارند و نمونهای موفق از تلاش برای ایجاد کیفیت بالای ساخت در مسکن شهری هستند.

تنوع انواع ساختمانی
در دساو مجموعه کوچکی با خانهای جداگانه برای مدیر و سه جفت خانه برای مهمترین استادان باوهاوس طراحی شد. نخستین ساکنان این خانهها، علاوه بر خود گروپیوس، لازلو موهولی-ناگی و لیونل فاینینگر، گئورگ موخه، اسکار شلمر و همچنین واسیلی کاندینسکی و پاول کله بودند. این بهاصطلاح «خانههای استادان» بسیار دستودلبازانه ساخته شده بودند. همه آپارتمانها در سمت شمال استودیویی داشتند و در شرق و جنوب تراسها و بالکنها. طراحی داخلی آپارتمانها سالها الگویی برای زندگی مدرن بود.
استادان باوهاوس طرحهای رنگی خانههایشان را به سلیقه خود انتخاب میکردند. در جریان مرمت ۱۹۹۴، مرمتکاران بیش از چهل رنگ را بر دیوارها، سقفها و کف خانه فاینینگر کشف کردند. کار مرمت در هر دو خانه جفتی موخه-شلمر، و کله-کاندینسکی، از سال پیش آغاز شده بود. مرمت میتواند دقیقترین نمایه تلاش برای حفظ وضعیت اولیه باشد. خسارتهای وارده از زمان نازیها و چهل سال حاکمیت آلمان شرقی را نمیتوان نادیده گرفت. نیمی از ساختمان لازلو موهولی-ناگی و خانه خصوصی والتر گروپیوس در اثر بمباران جنگ جهانی دوم بهطور جبرانناپذیری از دست رفتند.
بحران اقتصادی بیست سال بعد نیز به ضرورت نوع ساختمان جدید و یک دفتر کار در شهر صنعتی دساو منجر شد. بیکاری گسترده فضاهایی برای مدیریت اداری روان و بدون اصطکاک را ضروری میساخت. والتر گروپیوس طرح خود را کاملاً کارکردی، بر اساس جریان تا ۲٬۰۰۰ بازدیدکننده در روز، طراحی کرد و در مسابقه شهر دساو برنده شد. پنج راهروی جداگانه و دو خروجی، بخشهای مختلف این ساختمان آجری را از هم تفکیک میکرد. ساختمان که از یک بخش تکطبقه جداگانه برای بازدیدکنندگان و ورودیهای متفاوت برای گروههای حرفهای مختلف تشکیل شده بود، ورودیهای جداگانهای برای دستههای مختلف فراهم میکرد. درباره خروجیها، جویندگان کار زن و مرد از یکدیگر جدا میشدند؛ هرچند این مسئله گمان برخی را برانگیخت، دلیل آن پنهان نگه داشتن این واقعیت بود که بیمه بیکاری زنان نسبت به همکاران مردشان کمتر بود.
برای آنکه همه مسیرها برای جویندگان کار به یک اندازه طولانی — و به طور کلی تا حد ممکن کوتاه — و برای بنایی که دور ساعت کار میکرد، ترتیب و طول اتاقهای بنا با جریان بازدیدکنندگان تطابق داشت. هر یک از پنج ورودی به واحدی واحد منتهی میشد که در آن مشاوره — و به ندرت کاریابی از طریق واسطه — انجام میشد. از آنجا راهرویی به دفاتر مرکزی و در نهایت به گیشه پرداخت در مرکزیترین نقطه این ساختمان دایرهای منتهی میشد، که از آن میتوان مستقیماً به خروجیها دسترسی داشت. نورپردازی طبیعی راهرو اصلی و فضاهای داخلی از طریق سقف دندانهارهای با صفحات شیشهای مایل تأمین میشد و فضایی دلپذیر برای مردمی که از جستجوی ظاهراً بیثمر کار احساس دلشکستگی میکردند فراهم میکرد.
«جدیدترین» بنای باوهاوس در دساو در لبه غربی شهر، درست در کنار رودخانه البه، واقع است. در اینجا معمار، کارل فیگر، به نحو چشمگیری نشان داد که معماری مدرن نیز میتواند ساخت در طبیعت و با طبیعت باشد. کورنهاوس (خانه غله)، مهمانخانهای تفریحی که در ۱۹۲۹ و ۱۹۳۰ ساخته شد، بخش عمده تأثیر معماریاش را مدیون افسون چشماندازی آفتابی و زیباست و به نوبه خود نمایی گسترده از ساحل رودخانه را به نمایش میگذارد. اتاقها و سالنهای این ساختمان — سالن رقص، سالن بزرگ غذاخوری، تراس شیشهای خمیده — همگی رو به بیرون بنا قرار گرفتهاند و به میهمانان احساس شناور بودن روی آبهای البه را میدهند.

درگیری بیپایان با سیاست
علیرغم اجرای طرحهای معمارانه فراوان و بهرسمیت شناختهشدن رسمی دستاوردهای هنری باوهاوس، تنها دو سال پس از انتقال از وایمار، والتر گروپیوس از سمت مدیریت استعفا داد. از همان ابتدا، حتی در دساو، فشارهای سیاسی آغاز شده بود که او را به همان اندازه درگیریهای درونی با برخی استادان بر سر جهتگیری آتی باوهاوس خسته میکرد. در دوره مدیریت گروپیوس بود که چند تن، از جمله لازلو موهولی-ناگی و مارسل بروئر، مؤسسه را ترک کردند.
هانس مایر، معمار سوئیسی، در ۱۹۲۷ مدیریت را بر عهده گرفت. او یک سال پیشتر به عنوان سرپرست بخش معماری به دساو آمده بود. شعار او — «نیازهای مردم به جای خواستههای لوکس» — جهتگیری نوین و رویکردی آشکارا اجتماعی-سیاسی برای مؤسسه بود. مایر، که دیری نپایید که کمونیست برچسب خورد، در ۱۹۳۰ توسط شهرداری برکنار شد.
در این زمان بود که لودویک میس وندر روهه مدیریت را برعهده گرفت. او ساختار باوهاوس را به مدرسهای کاملاً غیرسیاسی با جهتگیری کامل به سوی معماری تبدیل کرد. با توجه به افراطگرایی سیاسی آلمان، این تنها امکان برای ادامه اداره باوهاوس بود. البته پیشرفت ناسیونالسوسیالیستها به تلاشهای او پایان داد. در ۱۹۳۲ اکثریت شورای شهر دساو تصمیم به بستن باوهاوس گرفت. میس وندر روهه مؤسسه را مدت کوتاهی به صورت خصوصی در برلین اداره کرد، ولی به دنبال بازرسی گشتاپو، هیئت متخصصان در ۱۹ ژوئن ۱۹۳۳ تصمیم به انحلال باوهاوس گرفت.
بیشتر اعضای باوهاوس به امریکا مهاجرت کردند، جایی که — به ویژه در شیکاگو — مسئولیتهای جدیدی پذیرفتند و در ازای دستاوردهای شخصی و آرمانهای خاص باوهاوس به گرمی پذیرفته شدند. آلمان شرقی — چه در وایمار و چه در دساو — باوهاوس را نادیده گرفت. تا دهه ۱۹۷۰ نبود که مردم توانستند نخستین مرمت ساختمان باوهاوس در دساو را، که بهشدت آسیب دیده و در وضعیتی بیدفاع رها شده بود، انجام دهند. دیگر بناها محکوم به فرسایش یا مشمول اقدامات مرمتی بودند.
آغازی نو: ۱۹۸۹
احیای باوهاوس، ۷۰ سال پس از تأسیس، با تغییرات سیاسی در آلمان شرقی آغاز شد. بنیاد باوهاوس دساو احیا شد، تحت حفاظت و مراقبت قرار گرفت و برای ارائه میراث باوهاوس آماده گردید. ستاد این بنیاد در همان ساختمان باوهاوس قرار دارد که اکنون دائماً در حال مرمت و بازسازی شایسته است. این مؤسسه به طور منظم آثار گوناگون تولیدشده در کارگاههای تاریخی باوهاوس و نیز دستاوردهای دیگر نمایندگان مدرنیسم را به نمایش میگذارد. سالن تئاتر و سالن غذاخوری باوهاوس بار دیگر کاربردهای خاص خود را مییابند. ساختمان تاریخی مدرسه فنی در اختیار دانشگاه ایالتی زاکسن-آنهالت است، و در زیرزمین ساختمان اصلی «باشگاه باوهاوس» — کافه، رستوران و حتی کارگاهها — جان تازهای گرفتهاند. صاحبنظران مکاتب مختلف فکری، معماران، طراحان شهری، طراحان فضای باز و حامیان محیط زیست، همگی بار دیگر سنت باوهاوس در شکلدادن به محیط زندگی انسانی را متناسب با زمانه احیا میکنند.
جدیدترین طرح تأسیس یک دانشکده عالی معماری است که انگیزه آن احیای سنت معماری در باوهاوس دساو از سال آینده است. بدین ترتیب دساو به تلاشهای وایمار میپیوندد — شهر گوته و شیلر که در کنار ریشههای کلاسیک خود «گذشته مدرن» خود را نیز به یاد آورده و در ۱۹۹۴ نام مدرسه معماری خود را به «دانشگاه باوهاوس وایمار» تغییر داد.
و آینده؟
به نظر میرسد تداوم میراث باوهاوس برای دههها تضمین شده است. در ۱۹۹۶ ساختمانهای باوهاوس در دساو، خانههای استادان و سایتهای باوهاوس در وایمار (علاوه بر خانه روی قله و ستاد سابق باوهاوس در وایمار، که در دو ساختمان طراحیشده توسط هانری فان دِ وِلدِه به سبک آرنوو قرار دارد) در فهرست میراث فرهنگی جهانی یونسکو پذیرفته شد. در سطح محلی و منطقهای، ارزش باوهاوس — نه فقط از منظر تاریخی و فرهنگی — به رسمیت شناخته شده است. در حالی که موزه باوهاوس در وایمار و آرشیو باوهاوس در برلین در میان فرهنگ و دیدنیهای غنی این دو شهر جاذبههای تا حدی فرعیاند، آثار متعدد دوره دساو به عنوان نقاط روشن در شهر صنعتی بیروح در کنار رودخانه البه و کل منطقه ضعیف اقتصادی زاکسن-آنهالت عمل میکنند.
امید به جذب گردشگر، سرمایهگذاریهای ضروری در ساختمانهای باوهاوس را میراند. چارچوبهای قانونی نیز وضع شده است، از جمله: اساسنامهای که مجموعه تورتن را منطقه مشمول حفاظت از آثار ملی اعلام میکند، و نیز حامیان مالی — برای مثال، هزینه بخش عمدهای از مرمتهای جاری در هر دو خانه استادان توسط یک شرکت بزرگ ساختمانی آلمانی و یک شرکت بیمه تأمین شده است. باوهاوس در این میان به نمادی برانگیزاننده تبدیل شده است، اما بهترین تضمین برای حفظ بلندمدت ساختمانهای باوهاوس در دساو، استفاده شایسته از آنها به عنوان بناهای تاریخی در عین استفاده متناسب با زمانه و آیندهنگرانه است.
خانه استاد لیونل فاینینگر، پس از مرمت ۱۹۹۴، ستاد مرکز کورت وایل (آهنگساز آلمانی) شد. از سوی دیگر، یکی از ساختمانهای مجموعه تورتن دساو، که محل انجمن موزس مندلسون است، یاد فرزند بزرگ دیگری از این شهر را زنده نگه میدارد. دفتر کاریابی قدیم تا مدتی توسط اداره بیمه سلامت استفاده میشد، و شهرداری دساو اکنون برای کاربری عمومی مناسب این ساختمان طراحی گروپیوس تلاش میکند (زیرا ساختار میتواند پذیرای بازدیدکنندگان بیشتری باشد). کورنهاوس در کنار رودخانه البه همچنان محلی دلپذیر برای تفریح است، و ساختمانهای مسکونی — هم خانههای مجموعه و هم ساختمانهای راهرو-گالری — از نظر ساکنانشان بسیار جذاباند. بدین ترتیب باوهاوس — مدتها پس از اخراج از دساو — این روزها دیگر جسم خارجی به شمار نمیرود، بلکه در چشم اکثر مردم به بخشی مهم از شهر تبدیل شده است.








