همكاران طرح: امين محمدى، دانا احمدى، نيكو محمدى، بهار گشتاسبپور
مداخله در محیط تا زمانی که به مهار کردن نیروهای تهدیدکننده طبیعی – انسانی میانجامید مفهومی مثبت و والا داشت، تا جایی که در فرهنگ ما به آن آبادسازی گفته میشد، اما به تدریج، و به ویژه در سده اخیر با تغییرات بنیادی در تعریف انسان از زندگی، این مفهوم جای خود را به نوعی سوداگری، و در نتیجه هجوم وسیع به محیط طبیعی داد که کماکان به شدت دنبال میشود، و دلایل آن را میتوان ازدیاد روز افزون جمعیت، مهاجرتها، تغییرات جدی در نحوه سکونت ناشی از تحولات فرا صنعتی و سلطه فراگیر تفکر نئو لیبرالیستی دانست.
درواقع از دید سودمدار، دستکاری در طبیعت بهتدریج از یک ضرورت به نوعی عامل تولید ثروت تبدیل میشود و مانند اغلب پدیدههای پساتجدد، بخش مهمی از نیروهای محرک بازار را به وجود میآورد و هدف از ایجاد سکونتگاهها به جای تأمین شرایط مناسب زندگی، سودآوری میشود و شهرها به کارخانه تولید انواع ساختمان تبدیل میشوند.
معماری نیز که برجستگی، تفاوت، صنعتگری و عظمت آن در گذشته بیانگر خواست اجتماعی بود و کاتدرالها و مساجد جامع را پدید میآورد، در شرایط کنونی به طرحهای عمومی تبدیل شده که میتوانند خانه نمایندگان ملت، فضاهای فرهنگی، ورزشی، یا مراکز خرید و گذران اوقات فراغت باشند که در واقع کاتدرالهای جدیدیاند که با مالیات شهروندان ساخته میشوند، اما در کنار آن، در عصر تکثرگرایی امروز، به نام سبک یا شیوه تولید انبوه، آثار گوناگون و اغلب ناهنجاری ساخته میشود که محصول رقابت برای اعلام وجود و برتریجویی افراد و جوامع است.
این روند به نوع جدیدی از معماری شکل داده که معیارهای آن در نظام بازار تعریف میشود، و از آنجا که کمیابی در نظام بازار یک ارزش است، آوانگاردیسم، رادیکالیسم و... هرچه متفاوت، تکاندهنده و نو باشد، مورد استقبال قرار میگیرد و برند میشود و پدید آورندهاش نیز مشهور.
نتیجه مداخله دور از انتظار و نابودی زمینهای بارور، افزایش دمای محیط، آلودگی و پسماند، و به ویژه در سرزمینهای سخت زیست چون ما، افزایش پیوسته خشکسالی و گرماست که به تدریج آنها را وارد بحرانهای جدی زیستمحیطی و اجتماعی میکند.
در برابر راهکارهای بر نهاده و تغییرات ماهوی و مداخلات رادیکال در بستر، گرایشات زمینهگرا که با رویکردی انتقادی و به صورت آلترناتیو در برابر روند فرصتطلبانه کنونی عمل میکنند، به دنبال راهکارهایی با حداقل مداخله و برخوردهای انفعالی متکی بر تجربیات بومی درایجاد فضا هستند.
در این زمینه نمونههای برجستهای به ویژه در کشورهای روبه رشد مانند ویتنام، شیلی، کره، چین و حتی به کمک معماران محیطگرای غربی در بنگلادش یا آفریقای مرکزی دیده میشود.
شهرک گردشگری طالقان یکی از این نمونههاست که به برنامه بسیار متراکمی در ارتباط با کارکرد شهر پاسخ کالبدی نامحسوسی داده است. در کنار دریاچه سد طالقان در پناه تیغه جنوبی البرز، تپه مرتفعی قرار دارد که در خطالرأس آن زمینی به مساحت حدود ۱۸ هکتار، به طول حدود ۱۲۰۰ و به عرض متوسط ۱۵۰ متر با شیبی حدود ۱۲۰ متر در طول شرقی- غربی به طرف بالا میرود و از عرض نیز با شیب تندی در دو طرف پایین میرود، شهرک میبایست بر تارک این تپه ساخته میشد.
با استفاده از رویکردهای طراحی متداول، با توجه به انبوهیِ ساخت، این منطقه طبیعی به شدت تهدید میشد، بنابراین تصمیم گرفته شد شهر به صورت یک باغ تخت که معمولاً در سطوح شیبدار کوهپایهها در ایران ساخته میشد، طراحی شود و در جدارههای زیرین آن با استفاده از شیوه کَند که در میمند یا کندوان به کارگرفته شده، فضای کارکردی حاصل شود.
درواقع در باغهای تخت نیز از شیوههای آبخیزداری و یا حبس بارشها در حوضچههای کم عمق پلکانی استفاده میشود، تا بتوان تاحدی کم آبی مناطق نیمهخشک کوهپایه را جبران کرد، بنابراین چشمانداز عمومی مجموعه، کرتهای پلکانی است که در حد امکان قوسهای توپوگرافیک زمین را دنبال کرده و بنا دارد باغستان مطبقی را چون باغهای معلق افسانهای به نمایش بگذارد.
در طول این زمین، لااقل پنج منطقه مستعد چه از بابت منظر و چه در رابطه با فرصتهای توپوگرافیک برای ساخت فضاهای زندگی به دست آمد تا حدود ۴۰۰ واحد مسکونی را در خود جای دهد و در میانه این مجموعه فضایی برای گنجاندن خدمات عمومی و مرکز اصلی شهر شامل هتل، مرکز فرهنگی، مرکز خرید، تالارهای برگزاری جشنها، مرکز ورزشی و تفریحی، هایپرمارکت، پارکینگها و... در نظر گرفته شد.
اگرچه فعالیتهای عمومی در یک مرکز متمرکز است، اما این فعالیتها با غلظت کمتر به شکل پیوسته در شهر جاری است و در طول یک محور اصلی پیاده که به صورت ستون فقرات شهر کار میکند و مراکز محلهها را به هم پیوند میدهد، متبلور شده است. در طول پیادهراه اصلی لااقل در هر محله یک میدان وسیع با آبنما و امکان استفادههای گوناگون به صورت پاتوقهای شهری فراهم شده که جدارههای این میدانچهها با قهوهخانه، غذاخوریها، نگارخانه، فروشگاههای کوچک گوناگون هنرمندانه و... پوشانده شده است، سطح میدانها امکان ارائه بازارهای هفتگی را میدهد، لااقل پنچ میدانچه در طول این پیادهراه و فضاهای سرباز ورزشی و بازی بچهها نیز در طول جاده سلامت در حاشیه خارجی شهر پیشبینی شده است.
برای پایداری شهر در این فضاهای عمومی، فضاهای کار، کارگاهها و فضاهای پاتوق کاری و تولیدات هنری پیشبینی شده و در نظر است در آینده یک مرکز آموزشی عالی و مرکز سلامت به آن اضافه شود و همچنین کرتهایی که بخشی از آن به صورت باغ بام عمل میکند، فرصتهای کشاورزی برای شهر پدید آورد.
برای جلوگیری از آلودهسازی محیط در این شهر، از انرژیهای محیطی (خورشید) و عایقهای طبیعی (خاک) استفاده شده و علاوه بر نظام دیمی آبخیزداری، آب مصرفی شهر، سه بار تصفیه و استفاده میشود تا آبیاری باغستانها ممکن شود، در کنار استفاده از شبکه منطقهای نیرو، برای تأمین انرژی از سیستم CHP برای تولید همزمان انرژی برق و گرمایش - سرمایش و سلولهای خورشیدی استفاده شده است.
اگرچه ارتباط با شهر به وسیله اتومبیل یا اتوبوس است، اما اصولاً شهر به صورت منطقه بدون خودرو۱ طراحی شده و بیش از ۷۰درصد از شبکه ارتباطی موتوری پنهان است و جریان اصلی رفت و آمد در شهر به صورت پیاده با مسیرهای راحت و جذاب طراحی شده است. شبکه ارتباطی موتوری به شکل مسیرهای یک طرفه و بدون تقاطع و در حد امکان، حتی در سطح توپوگرافیک تپه، مسطح و مخفی طراحی شده، و برای حل شیبها در نقاط لازم از مبدلهای مارپیچِ فرا رونده استفاده شده است.
برای دسترسی به بخشهای مسکونی از لوپهای متواتر استفاده شده که با نزدیک شدن به مرکز خصوصیتر میشوند و لایههای بیرونی مصرف عمومی دارند، همچنین تلاش شده ترافیک سنگین عمومی مجزا شود و بلافاصله به پارکینگهای اصلی برسد و ارتباط پس از آن یا پیاده و یا با خودروهای کوچک الکتریکی انجام شود.
این شهر در حالی که به عموم امکان ورود میدهد اما در حوزههای خصوصی کاملاً کنترل شده و امن است.
فضاهای مسکونی در این مجموعه چهره خارجی ندارند و نمای خارجی آنها به صورت باغی مطبق دیده میشود، فضاها به صورت تخت۲ و یا چند سطحی۳ روی زمین یا بخش فوقانی خانههای پایینتر مینشینند و بام خانه پایینی فضای باز و حیاط خانه بالایی را به وجود میآورد، به ترتیبی که تداوم این باغهای پلکانی، اجازه دید از بالا به حیطه خصوصی واحد پایینی را نمیدهد، در حالی که از پایین به بالا منظر سبز شهر به صورت پیوسته دیده میشود.
در ساختمانهای چند سطحی فضای روز یا نشیمن در بالا و فضای شب یا خواب در پایین در نظرگرفته میشوند و ویدهای به پایین و نیمطبقههای باز بر فراز و زیر سطح شیبدار سقف نشیمن، فضاهای داخلی سهبعدی ارائه میدهند. بازشوی وسیع فضای نشیمن امکان تداوم و پیوستگی و وسعت بیشتر را در ارتباط با فضای داخلی و تراس سبز بیرون میدهد، بدین ترتیب فضاهای نیمهباز را که بخش مهمی از تجربه فضایی محیطی گذشته ما بودهاند به خانه برمیگردانند.
مصالح پوششی نمای شهر از سنگهای رسوبی، در چند رنگ متفاوت با گرایش به قرمز تیره، خاکستری، سبز تیره و آبی تیره در نظر گرفته شده، که میتواند تواتر رنگی در بلوکهای مسکونی ایجاد کند. دیوارهای سنگی به عمق فضا میخزند و بدین ترتیب درون و بیرون پیوند میخورند.
به هم پیوستگی بناها و پوشیده شدن آنها با فضای سبز در عین حال عایق خوبی برای فصول سرد و گرم این منطقه است. منظرگاه لایههای شمالی که بخش عمده واحدها را در خود جای میدهد، دریاچه وسیع طالقان و تیغه مرتفع البرز است که چشمانداز ویژهای از طبیعت در اختیار میگذارد.
به دلیل دنبال کردن شیوه در هم تنیده و پیوسته، سطح اشغال در بستر طرح به کمتر از ۳۰ درصد سطح زمین کاهش یافته و این ساختمانها کاملاً در زیر تختگاهها قرار گرفتهاند، تنها برای پنجرهها، برشهایی در سطوح عمودی ایجاد شده که در بیرون قابل مشاهده است و با توجه به ارتفاع بلند بستر طرح نسبت به جدارهها، محورهای ارتباطی، زمینهای اطراف و زوایای پرسپکتیوی، امکان دید از بیرون به این برشها در سطوح عمودی به حداقل، و بدین ترتیب محرمیت درون واحدها به حداکثر میرسد.
همچنین پوششهای سبزی که عموماً از گیاهان وحشی و تطبیقپذیر با آب محدود و هماهنگ با تغییرات دمایی و شرایط آب و خاک منطقه هستند، چه به صورت آویز چه درختچهها، سطح وسیعی از دیوارهای عمودی تختگاهها را میپوشانند، بدین ترتیب شهر از منظر بیرونی به شکل یک باغ تخت پیوسته و وسیع درک میشود، در واقع عنصری شکل یافته از ریخت زمین، غیر قابل تفکیک از بستر و سامان یافته از سنگهای طبیعی و پوششهای گیاهی بومی.




