معماری تاریخی

مرمت سه بنای تاریخی

اشتراک‌گذاری
مرمت سه بنای تاریخی

اجتماعى ايران در يك دورة-سه بناى مهم تاريخ معمارى و تاريخ سياسى ساله مرمت شدند. مى توان از جهات مختلف به اين فعاليت مرمتى 10 زمانى نگريست و آن را نقد كرد. نخست جريانى كه اين حركت در زمينة مرمت در ايران به وجود آورده و فعاليت هاى مرمتى را وارد دورة جديدى كرده. مجلس شوراى ملى نخستين بنايى بود كه مطالعات و طراحى آن توسط بخش خصوصى انجام شد. تا پيش از آن مرمت انحصاراً در اختيار سازمان ميراث فرهنگى قرار داشت. در مرمت بناى مجلس اگرچه مطالعه و طراحى به مشاور باوند سپرده شد، اما اجرا هنوز در دست بخش دولتى بود. نهادى با عنوان مجرى طرح هاى ويژة وزارت مسكن و شهرسازى به عنوان مجرى طرح انتخاب شد. اين ويژگى يعنى حضور مشاوران بخش خصوصى در طرح مرمت و حضور بخش هاى دولتى در اجرا، در مرمت مسجد سپهسالار نيز تكرار شد. اما در مرمت بناى نظميه پيمانكارى نيز به بخش خصوصى واگذار شد. در اين پروژه حضور عامل چهارم كه وزارت امور خارجه آن را به صورت شخصيت حقيقى استخدام كرده بود، عملاً اين پروژه را به عنوان يك تجربه، كه همة اركان آن به جز كارفرما متعلق به بخش خصوصى بود مطرح كرد. از سوى ديگر، موازى با اين جريان، سازمان ميراث فرهنگى در پروژة پرديسان تركيب مشاور و پيمانكار خصوصى را تجربه مى كرد. اين كار نه فقط به دليل استفاده از توان بخش خصوصى بلكه به دليل مطرح شدن مفهوم شرح خدمات نيز واجد اهميت است. تا قبل از اين، چيزى به نام شرح خدمات در پروژة مرمتى معنى نداشت. چرا كه كارشناسان ميراث فرهنگى نيازى به شرح خدمات احساس نمى كردند و تنها براساس تجربة شخصى و بودجة در دسترس، كارهايي انجام مى دادند. »شرح خدمات مرمت« كه از پروژة مجلس شوراى ملى مطرح، و به تدريج كامل تر شد، امروزه به بخش جدايى ناپذير پروژه هاى مرمتى تبديل شده و به تدريج بخش هاى ديگرى نيز به آن افزوده شده. همچون مطالعات محوطه ها ، مطالعات و طراحى معمارى داخلى، مطالعات و طراحى Landscape يا همان سازه در برابر زلزله، و از همه مهم تر مفهوم امكان سنجى در پروژه هاى مرمتى. وجه ديگرى كه در اين سه پروژة مرمتى بزرگ قابل توجه است، نظام مديريتى پروژه است. تفاوت اساسى مرمت با معمارى در همپوشانى مراحل مطالعه، طراحى و اجراست. چيزى كه در معمارى به شكل تفكيك شده و به توالى انجام مى شود. اين مسئله در كنار وجود كارفرمايى غير از سازمان ميراث فرهنگى، موجب شد نهادى به نام »كميتة راهبري« متشكل از نمايندة كارفرما، نمايندة ميراث فرهنگى، نمايندة يكى از دانشگاه هاى معتبر، نماينده اى از وزارت مسكن و شهرسازى و نماينده اى از طرف مشاور تشكيل شود كه وظيفة آن بررسى روش و كيفيت كار مشاور و پيمانكار و تصويب طرح ها بود. اين نهاد عملاً پس از اين سه پروژه با تركيب متفاوت در بيشتر پروژه هاى مرمتى بزرگ تشكيل شد و آثار مثبتى در بالا بردن كيفيت مرمت برجاى گذاشت. نكتة ديگر مفهوم مرمت جامع است. تا پيش از اين، سازمان ميراث فرهنگى بيشتر مرمت استحكامى، استحفاظى مى كرد و حتى در مواردى كه

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.