معماری معاصر

بررسی کارهای مهندسان مشاور تجیر و علی اکبر صارمی

سیدرضا هاشمی·معمار ۳
بررسی کارهای مهندسان مشاور تجیر و علی اکبر صارمی

ارزیابی معماری امروز ایران از آن رو دشوار است که هنوز تصوری از آنچه باید معماری امروز ایران نامیده شود نداریم. معماری امروز ما چندان پرباری به همین معماری به چندان پختگی در سیری که به سویی سربرآوردن از افت و خیز تجارب پراکنده خود دارد، از یک جویبار نحیف، با اثرگذاری بسیار محدود، ارزشی بیش از یک تصویر پراکنده دارد. تا این تصویر پراکنده و گسیخته به تصویری مرتبط و متداوم تبدیل نشود آن تصوری که می‌تواند زمینه ارزیابی شود فراهم نشده است. بهتر آن است که کوششهایی که در این جهت شروع شده زودتر به ثمر برسد، زیرا فقط با جمع‌بندی و ارزیابی مجموعه تجربه‌هاست که معلوم خواهد شد کدام معماران، کدام آثار، کدام نهادهای حرفه‌ای و کدام جریانهای علمی و آموزشی معرف حرکت متداوم و تعیین‌کننده معماری کشور هستند. آنگاه، این حرکت متداوم و تعیین‌کننده خواهد توانست با کسب حمایتهای عمومی و گسترده بر نیروی پیشرفت و قدرت اثرگذاری خود بیفزاید.

مانند همه تحولات فکری، سیاسی و صنعتی ناشی از تجدد، معماری امروز ما نیز اقتباسی-واکنشی است. این نوع اقتباس، طبعاً اقتباسی عالمانه و مدبرانه در خلق و تولید معماری در ایران دهه‌های بی‌رمقی را می‌گذارند. این وضع معلول یک علت موردی فرعی نبود. افزایش ثروت و رفاه و تمرکز نیروهای جامعه بر آفرینش و تولید است. در حال حاضر چنین شرایطی موجود نیست. معماری تحمل شرایط سخت اقتصادی را ندارد و از هنرهایی نیست که فقط با تغذیه از نیروی فکری و اخلاقی جامعه رشد کند. معماری برای ساختن و ترویج شیوه‌های خود به رفاه و ثروت عمومی نیازمند است. وقتی بنیانها برپا شد و شیوه‌ها رواج یافت، حتی اگر رفاه عمومی بار دیگر فروکش کند، بنیانها و شیوه‌های مستقر شده به خود ادامه خواهند داد. اما وقتی عمر بنیانها و شیوه‌های گذشته سر برسد، جایگزینی بنیانها و شیوه‌های نو دوران تازه‌ای از رفاه و ثروت را طلب می‌کند.

پرتره علی اکبر صارمی
علی اکبر صارمی

علی اکبر صارمی به دومین نسل معماران دوره جدید و سومین دهه فارغ‌التحصیلی رشته معماری در ایران تعلق دارد. او بردن یک مقام برجسته در مسابقات بزرگ معماری ده سال اخیر گواه این مدعاست. قبل از آن، عصر قاجار، که در آن معماری هنوز از دریافتهای بنیانهای استوار و شیوه‌های پرنفوذ خود بهره می‌گرفت، عصر تازه‌ای باید آغاز می‌شد با بنیانها و شیوه‌های مخصوص به خود. اما هنوز آن دوران مستدام رفاه و ثروت که برای تحقق این عصر تازه معماری لازم است فرا نرسیده است. همه معماران دوره جدید ایران در چنین شرایطی کار کرده‌اند.

نسل اول این بخت را داشت که در آن دوران گسترش شهرها سرعت آغازین بود؛ انتشار معماری نوین محدود بود؛ تربیت و ذوق شهری هنوز از میراث گذشته بهره‌ای داشت؛ بقایای مهارتهای ساختمانی سنتی می‌توانست شیوه‌های خودی و بیگانه را پیوند بزند؛ و به همین دلیل بناهای جدید دولتی و عمومی قبل از دهه چهل اجرای بهتر و مقبولیت بیشتری داشتند. وقتی نوبت به نسل دوم رسید روند سریع تغییرات به جایی رسید که مثبتها و منفیها مخرب شدند: گسترش شهرها شتاب گرفت؛ توقعات نوسازی بالا رفت؛ میراث تربیت و ذوق شهری گذشته هر چه داشت به مصرف رسانده بود؛ بساط مهارتهای ساختمانی سنتی هم برچیده شد؛ و در این شرایط بحرانی کسی به صرافت ایجاد بنیانها و آموزش شیوه‌های اجرای صنعتی نبود.

◆ ◆ ◆
شکل‌گیری و تاثیرات

علی اکبر صارمی که در سال ۱۳۴۷، از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، در رشته معماری فارغ‌التحصیل شده بود، در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد. حدود ۷ سال تحصیل او در آمریکا مقارن با اوج تجدیدنظرطلبی در اصول و مبانی معماری مدرن، و تعجبی ندارد اگر صارمی هم به جریان تجدیدنظرطلبی در خود ایران تعلق دارد. گروه مشهور پنج معمار نیویورکی، که معماری به سر و صدای زیاد مطرح کرد. رابرت ونتوری، که او نیز تاثیر آشکاری بر معماران نسل دوم ایران گذاشته بود، پیش از آن، باب تجدیدنظرخواهی را با افکار و آثار خود گشوده بود؛ اما صارمی، بنا به اظهار خودش، توفیق آن را یافت که در دانشگاه پنسیلوانیا مدتی تحت تعلیمات و تاثیر شخصیت جامع و پرنفوذ لویی کان، که معماری برای او بیش از هر چیز تجربه فضا بود، قرار گیرد.

خانه شمالی، نوشهر، ۱۳۵۲
خانه شمالی، نوشهر، ۱۳۵۲
ورودی خانه ابراهیمی، تهران، ۱۳۵۳
خانه ابراهیمی، تهران، ۱۳۵۳

صارمی خود در مقاله‌ای (آبادی ۲۱، تابستان ۱۳۷۵) که در آن به بررسی و ارزیابی خاصی از طرحهای دانشجویی دوران تحصیل خود پرداخته است، عقیده دارد که رغم تعلیمات مدرنیستی دانشکده که بر اساس سرمشقهایی مبنی بر کارهای بنیانگذاران معماری نوین سادگی، تجرید، و حذف تزیینات را می‌آموخت، هریک از دانشجویان رسوباتی از تجارب بصری و تعلقات فرهنگی محیط قدیمی زندگی خویش را با خود حمل می‌کرد که شکل‌گیری تفاوتها و ویژگیهای شیوه کار آنها در طرحهای دانشجویی‌شان حاکی از آنها بود. نبود تعلیمات نظری خاصی در کنار کارهای عملی به شکل‌گیری این ویژگیهای منبعث از رسوبات بصری و تعلقات فرهنگی گذشته مجال رشد می‌داد.

بنا به اظهار خودش، او نیز که مثل بقیه دانشجویان رسوبات بصری و تعلقات فرهنگی خاصی را از محیط قدیمی زندگیش با خود حمل می‌کرد، در آمریکا تعلیمات لویی کان درباره فرایند تبدیل ایده به معماری، و نظرات و افلاطونی او راجع به منشا ایده معماری، سعی کرد ذهنیت خود را منظم کند. در آن جا بود که معماری برای او در متن یک «کاربندی» نامتناهی ایرانی معنی پیدا کرد — یک کاربندی تا بی‌نهایت گسترش‌یابنده که هرکس قطعه‌ای از آن را می‌ساخت و می‌پروراند، قطعه‌ای در بازار، قطعه‌ای در خانه — و همین است که نقاط اتصال این قطعات شکل هندسی کاملی ندارند، ولی جزئی از همان کلیت کاملی هستند که به الگوی کاربندی گسترش‌یافته‌اند. این ذهنیت که تعلیمات کان هم آن را تایید می‌کرد از کارکردگرایی سفت و سخت اوایل مدرنیسم فاصله گرفت.

خانه میرشهیدی، ماکت، نمای بالا، تهران، ۱۳۵۳
خانه میرشهیدی، ماکت (نمای بالا)، تهران، ۱۳۵۳
خانه میرشهیدی، ماکت، نمای جانبی، تهران، ۱۳۵۳
خانه میرشهیدی، ماکت (نمای جانبی)
خانه عباس‌آباد، تصویر آکسونومتریک، تهران، ۱۳۵۴
خانه عباس‌آباد، تصویر آکسونومتریک، تهران، ۱۳۵۴
خانه عباس‌آباد، فضای داخلی، تهران، ۱۳۵۴
خانه عباس‌آباد، فضای داخلی
◆ ◆ ◆
سادگی و تجربه فضا

آنچه در آثار صارمی مشاهده می‌کنیم همان چیزی که در نظر بعضی از منتقدان او ملاک مهمی در سنجش و ارزیابی متداعتش یکی از نقاط ضعف اوست و باعث می‌شود او را به شکل‌گرایی متهم کنند. او حتی چندان بهایی به آن دقت در جزئیات و اندازه‌ها که برای بعضی از منتقدان او ملاک مهمی در سنجش و ارزیابی طرحهاست نمی‌دهد. برای او معماری امری ساده‌تر و کم‌ادعاتر از آن است که مستحق چنین سختگیریهایی باشد، اما البته نه آن سادگی و کم‌ادعایی که هرکس به آسانی بتواند آن را به دست آورد. این شاید همان رهایتی است که ونتوری مبلغ آن بود، اما عملاً به سرمشقی تکراری برای مقلدان تبدیل شد.

می‌توان به صارمی ایراد گرفت که حتی طرح ساده و کم‌ادعا هم احتیاج به اجرای دقیق و پردازش جزئیات دارد. او این را انکار نمی‌کند، اما عمل او نشان می‌دهد که پرداختن به کلیت تجربه فضا چنان برای او شیرین و ارضاکننده است که ابایی از نپرداختن به جزئیات ندارد.

صارمی بعد از یک تجربه تفننی برای ساختن خانه‌ای برای تعطیلات خود در نوشهر (۱۳۵۱) با استفاده از چوبها و خرده‌ریزهای بلامصرف، کار حرفه‌ای خود را در کنار کار دانشگاهی که هیچ‌گاه رها نکرده است، از سال ۱۳۵۱ با طراحی خانه‌های شخصی شروع کرد. همزمان، با دفتر سردار افخمی در طراحی ساختمان دانشگاه صنعتی اصفهان همکاری داشت.

خانه ابراهیمی، نمای کامل بیرونی، تهران، ۱۳۵۳
خانه ابراهیمی، تهران، ۱۳۵۳
خانه میرشهیدی، نقشه آکسونومتریک
خانه میرشهیدی، نقشه آکسونومتریک
خانه میرشهیدی، جزئیات اتصالات فلزی
جزئیات اتصالات سازه فلزی
خانه میرشهیدی، جزئیات معماری ستون و تیر
خانه میرشهیدی، جزئیات معماری
◆ ◆ ◆
سه مرحله کار حرفه‌ای

حدود ۲۵ سال تجربه معماری صارمی را، بر حسب گزیده‌ای از کارهایی که در این صفحات می‌بینید، می‌توان به سه مرحله کاملاً مشخص تقسیم کرد: آزمایشهای نخستین در طراحی مسکونی، ردیابی تاریخی در تجربه ساختمانهای عمومی، و شرکت در مسابقات بزرگ. مرحله اول غالباً با همکاری تقی رادمرد همراه بود و مراحل دوم و سوم از ۱۳۵۹ در مهندسین مشاور تجیر با همکاری جواد بنکدار و صمد بلوچ شروع شد و هنوز ادامه دارد.

از همان نخستین تجربه‌های خانه‌سازی او: خانه ابراهیمی، تهران، ۱۳۵۴؛ خانه عباس‌آباد، تهران، ۱۳۵۴؛ تا خانه افشار، تهران، ۱۳۵۵ که نمونه کمال‌یافته این تجربه‌هاست — مشخصه‌های اصلی معماری صارمی آشکار می‌شود و در تجربه ساختمانهای عمومی و مسابقات بروز و ظهور بیشتری پیدا می‌کند.

کاربندی گسترش‌یابنده. سیستم حجمی قابل گسترشی است که بازوهای آن در فضا گشوده است و فضا را به ترکیب با خود و ساختن حجمهای جدید دعوت می‌کند. در مرکز این سیستم حجمهای پر و بسته قرار دارند و هر چه سیستم به طرف بیرون و فضای آزاد و نامتناهی گسترش پیدا می‌کند از پری و غلظت حجمها کاسته می‌شود. با کاسته شدن از ابعاد فضا، مرحله به مرحله از غلظت آن کم می‌شود، تا جایی که به یک صفحه یا قاب و سپس، به یک بازوی تنها، ستونی آزاد در فضا، ختم می‌شود. در این سیستم مرز قاطعی میان معماری و فضای محیط بر آن وجود ندارد؛ معماری و فضا در یکدیگر نفوذ و تداخل دارند. در واقع، معماری خود بخشی از فضای لایتناهی است که گاه‌گاهی از پشت شبکه نامرئی کاربندی خود را نشان می‌دهد. اگر چه کاربندی گسترش‌یابنده همچنان در کارهای صارمی حضور دارد، در کارهای بعد از دوره طراحی مسکونی، تمایلات دیگری نمود پیدا کرده است که سیستم کاربندی او را پرورش و آرایش می‌دهند.

◆ ◆ ◆
تالار گردهمایی انستیتو پاستور
مشخصات پروژه

پروژه: تالار گردهمایی انستیتو پاستور

تاریخ: ۱۳۶۷

افتخارات: منتخب جشنواره مهندسی ۱۳۷۵

مهندسان مشاور: تجیر

طراحان: علی اکبر صارمی، جواد بنکدار، صمد بلوچ

کارفرما: انستیتو پاستور ایران

پیمانکار: شرکت اساس

تالار گردهمایی انستیتو پاستور، نمای بیرونی
تالار گردهمایی انستیتو پاستور، نمای بیرونی
تالار گردهمایی انستیتو پاستور، سرسرای ورودی با نورگیر
سرسرای ورودی با نورگیر
تالار گردهمایی انستیتو پاستور، سقف نورگیر تالار
سقف نورگیر تالار
تالار گردهمایی انستیتو پاستور، فضای داخلی تالار با بالکن
فضای داخلی تالار با بالکن
تالار گردهمایی انستیتو پاستور، پلان همکف و زیرزمین
پلان همکف و زیرزمین
تالار گردهمایی انستیتو پاستور، برش اصلی
برش اصلی
◆ ◆ ◆
هنرستان هنرهای تجسمی کرج
مشخصات پروژه

پروژه: هنرستان هنرهای تجسمی کرج

تاریخ: ۱۳۶۹–۱۳۷۵

مهندسان مشاور: تجیر

طراحان: علی اکبر صارمی، جواد بنکدار

کارفرما: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

پیمانکار: شرکت گوه‌ساخت

عکاس: بابک بشیر

هنرستان هنرهای تجسمی کرج، ساختمان اصلی از حیاط
ساختمان اصلی، نمایی از حیاط
هنرستان هنرهای تجسمی کرج، نمای اداری و راهرو جلو کارگاهها
نمای اداری و راهرو جلو کارگاهها
هنرستان هنرهای تجسمی کرج، پلکان بزرگ خارجی
پلکان اصلی و نمای ساختمان اداری
هنرستان هنرهای تجسمی کرج، پرسپکتیو ایزومتریک
پرسپکتیو ایزومتریک: نمازخانه و سالن اجتماعات، کلاسها و اداری، کارگاهها، رستوران، و ورودی
هنرستان هنرهای تجسمی کرج، پلکان سرسرای اداری
پلکان سرسرای اداری
هنرستان هنرهای تجسمی کرج، فضای داخلی رستوران
رستوران
◆ ◆ ◆
هندسه متباین

هندسه متباین. این تمایل ابتدا با تاکید بر تباین میان هندسه مستقیم‌الخط و منحنی‌الخط آغاز می‌شود و در مراحل بعدی به برهم زدن عمدی نظم خطوط عمود بر هم و همنشین ساختن احجام متباین و غیرمنتظره می‌انجامد. این کار تنها نوعی زیباشناسی خاص نیست بلکه علاوه بر این، موضع‌گیری علیه اصول متعارف و انتظارات مرسوم است که هر چند در معماری جدید تازگی ندارد، کاربرد آن در آثار او با مهندسین مشاور تجیر چنان نمایان است که کار او را از هم نسلان دیگرش متمایز می‌کند. در همه طرحهای پنج سال اخیر از طرح ساختمان فرهنگستانهای ایران (۱۳۷۲ تجیر) برنده جایزه دوم مسابقه و طرح ساختمان وزارت آموزش و پرورش (۱۳۷۵ تجیر) برنده جایزه دوم مسابقه‌ای دیگر، گرفته تا تالار بین‌المللی گردهمایی کرمانشاه (۱۳۷۶ تجیر) و طرح بانک توسعه صادرات ایران (۱۳۷۶ تجیر) و مخصوصاً مرکز تجاری و موزه تبریز (۱۳۷۶ تجیر) این ویژگی را به وضوح می‌توان مشاهده کرد. صارمی توانسته است این هندسه متباین را به یک ویژگی اساسی معماری خود تبدیل کند.

فرهنگستانهای ایران، ماکت، ۱۳۷۲، برنده دوم مسابقه
فرهنگستانهای ایران، ۱۳۷۲، برنده دوم مسابقه
وزارت آموزش و پرورش، ماکت، ۱۳۷۵، برنده دوم مسابقه
وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۷۵، برنده دوم مسابقه
تالار گردهمایی کرمانشاه، ماکت، ۱۳۷۶
تالار گردهمایی کرمانشاه، ۱۳۷۶
مرکز تجاری، تبریز، ماکت، ۱۳۷۶
مرکز تجاری، تبریز، ۱۳۷۶
◆ ◆ ◆
تداعی تاریخی

تداعی تاریخی. صارمی که تاثیرپذیری خود را از جریان جهانی تجدیدنظرطلبی در مقابل اصول مدرنیسم اولیه انکار نمی‌کند، با سپری شدن دوره کوتاه سبک بین‌المللی در اواخر دهه ۴۰ — پس از باستان‌گرایی دوره پهلوی اول که در پی تلفیق معماری جدید با عناصر و احساسات مربوط به تاریخ قبل از اسلام بود — به جریان مجدد تلفیق معماری جدید با عناصر و احساسات مربوط به تاریخ بعد از اسلام پیوست. شاید سرمشقهایی از نوع همان اعتراض به اسطوره‌واری مدرنیسم اولیه که بخصوص با حذف محتوا و کارکرد، صرفاً به فرمالیسم نمونه‌های آغازین تجارب بین دو جنگ رجوع می‌کردند برای صارمی و عده‌ای دیگر از هم‌نسلان او نیز ارزش رجوع و تامل دوباره در معماری بین دو جنگ تهران را مطرح کرد. در واقع، ارزشهای بازیافته را باید در معماری شاد و سهل‌انگار اواخر قاجار جست که از امتزاج با سلیقه و حساسیتهای اروپایی نیز پرهیز نداشت.

تالار اجتماعات انستیتو پاستور (۱۳۶۷ تجیر) و هنرستان تجسمی کرج آشکارترین شاهدان این تداعی تاریخی در کار صارمی و همکارانش در این رجوع تاریخی است. تالار اجتماعات انستیتو پاستور در عین حفظ محدود و کنترل‌شده سایر خصوصیات شیوه صارمی در زمینه کاربندی گسترش‌یابنده و هندسه متباین، بیش از هر چیز به تداعی اشکال معماری جدید ساختمانهای عمومی ایران توجه دارد. در هنرستان تجسمی کرج هم نظم ترکیبهای متقارن و نماسازی حداقل و بی‌حشو و زوائد، به همیشگی صارمی با ورود عناصر متباین و تزیینی به خود، اما حقیقت این است که بیش از هر چیز بر تداعی تاریخی و بازآفرینی فضای معماری اروپایی‌شده اوایل نوسازی ایران است.

همیشه این خطر وجود دارد که تداعی معماری جانشین خود معماری شود. در رسوم فرهنگی هر دوره چیزهای زیادی هست که در مقابل حساسیتهای روحی و تاریخی خاصی تداعی‌کننده می‌شوند. معماری هم یکی از این چیزهاست. تداعی از خواص شکلها و ساختارهای فرهنگی است؛ نمی‌توان آن را جانشین خود شکل و ساختار کرد. معماری اگر از حساسیتهای غیرمعمارانه تبعیت کند، رفته‌رفته از خود معماری تهی می‌شود.
◆ ◆ ◆
ارزیابی

صارمی و همکارانش چنانکه پیش از این گفته شد، نفر اول و دوم بسیاری از مسابقات ده سال اخیر هستند؛ نشانه مقبولیت راهی است که برای پروراندن معماری امروزی در محیط ایران در پیش گرفته‌اند. در حرکت معماری بعد از دهه ۵۰ صارمی یکی از چند چهره اصلی است. سادگی، صداقت، خودمانی بودن، ترکیب‌بندیهای غیرمنتظره و صاحب شیوه بودن از امتیازات صارمی است، که در کنار آنها، ناتمام ماندن، کم‌بها دادن به جزئیات، و گاه‌گاهی راه دادن به التقاط را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.

طرح او برای ساختمان فرهنگستانهای ایران در مقابل طرح باشکوه و سنگین و اقتدارگرای میرمیران که برنده جایزه اول شد ویژگیهای خودمانی کار او را به خوبی نشان می‌دهد، چه در کارهای کوچک و چه در کارهای بزرگش. کاملاً آشکار است. او به جای معماری باشکوه، پرشور، اقتدارگرا، و سختگیر به معماری خودمانی، بی‌ادعا، و حتی اگر لازم باشد متوسط‌الحال تمایل داشته است. کم‌اعتنایی او به کارکرد، جزئیات و اجرا نیز از همین روحیه ناشی می‌شود.

سایر همکارانی که در پروژه‌های فوق شرکت داشته‌اند: سیدکلال، فوزیه احمدی، نادره نظری، علیرضا سنگرخ‌بندرآبادی، امیرعباس شیرازی و علی گلصورت پهلویانی.

پانوشتها

۱. کتاب «طرحهایی از معماری ایران: کروکیهای دکتر علی اکبر صارمی» (۱۳۲۵–۱۳۷۷) انتشارات یساولی تهران، شاهدی بر این مدعا است که دانشجویان معماری در آن سالها علیرغم تعلیمات مدرنیستی از پیشینه سنتی خود غافل نبوده‌اند.

۲. در این زمینه نیز می‌توان به «ارزشهای پایدار در معماری» سازمان میراث فرهنگی ۱۳۷۶ مراجعه کرد که در دفتر اول با عنوان «کمالگرایی در معماری ایران» به تفصیل از کاربندی کامل و کاربندی تابع شرایط مکانی سخن گفته شده است.