معماری معاصر

سلف سرویس دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

اشتراک‌گذاری
سلف سرویس دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان
دهمین جایزه معمار · رتبۀ دوم · گروه عمومی

سلف سرویس دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

دفتر موج نو معماری / لیدا الماسیان، شاهین حیدری · معمار ۶۴ · دی ۱۳۸۹

محل اجرا: پردیس دانشگاه سیستان و بلوچستان

کارفرما: دانشگاه سیستان و بلوچستان

شروع / اتمام: ۱۳۸۵ / ۱۳۸۹

زیربنا: ۳۰۰۰ مترمربع

بحث هیئت داوران

گیسو حریری: به عنوان پروژه‌ای که طراحان آن خواسته‌اند متفاوت و مثل مجسمه‌ای در محیط قرار گرفته باشد خوب است. هرچند طراحان توضیح نداده‌اند که چرا این زبان به خصوص را انتخاب کرده‌اند. در مجموع به نظرم قشنگ و تمیز می‌آید. اینکه روی آب نشسته و از آب برای تهویه استفاده می‌کند، و اینکه دو حجم برای خانم‌ها و آقایان مشابه و موازی هم قرار گرفته‌اند، خیلی جالب است و البته اینکه در دانشگاه سیستان و بلوچستان ساخته شده.

هادی تهرانی: من هم موافقم. برای رستوران دانشگاه و برای نشان دادن کاری مدرن به دانشجویان پروژۀ خوبی است. معمولاً این جور فرم‌ها را از مصالح سبک مثل آلومینیوم می‌سازند، ولی در اینجا با وجود استفاده از مصالح سنگین، ظرافت ساختمان حفظ شده.

مژگان حریری: به نظرم سادگی مصالح آن یعنی شیشه و سنگ هم خوب است.

نادر تهرانی: من با بیشتر چیزهایی که گفته شد، مخصوصاً دو حجم موازی آن که قوی‌ترین بخش پروژه است موافقم، ولی دو مسئله دارم: یکی اینکه اگر قرار است آب در این پروژه نقش خنک‌کننده بازی کند، لازم است که هوا قابلیت عبور از روی آب و گذر از داخل فضای غذاخوری را داشته باشد، ولی به نظر نمی‌رسد که نمای شیشه‌ای امکان باز شدن داشته باشد. یعنی به نظر می‌آید برای عملی شدن تهویۀ ساختمان با استفاده از آب، فرم آن باید تا حدی تغییر کند. به نظرم آب در پروژه ادغام نشده، بیشتر نقش نمادین دارد. دوم اینکه پروژه مشکل زبان معماری هم دارد؛ کف، دیوار و سقف با یک زبان تعریف شده‌اند، اگر برای مینیمال کردن و ساده‌سازی زبان معماری بوده، با توجه به زیاده‌روی‌هایی که تاکنون دیده‌ایم، استراتژی مناسبی است. ولی اگر استفادۀ خاص از این زبانِ به خصوص یعنی Folding مورد نظر باشد، جای تأسف است که از مصالح و جزئیات خوب استفاده نشده.

نسرین سراجی: با بعضی از این اظهارات موافقم، مثلاً حجم ساختمان و نحوۀ قرارگیری آن در محیط، ولی ارتباط بین حجم و محیط تعریف نشده. فرم ساختمان و ستون‌ها به خوبی تعریف شده‌اند، ولی وقتی طراح درگیری با چنین فرمی را قبول می‌کند، نمی‌تواند آن را فقط به یک سازه تقلیل بدهد. برای من مشکل این است که فرم (سازه) به هیچ وجه جدید نیست، ولی ساختمان ادعای مدرن بودن دارد.

نسرین سراجی: آب ایدۀ جالبی برای خنک کردن ساختمان است، ولی نه تنها باید به نحوۀ عبور هوا از داخل ساختمان توجه داشت، بلکه باید این سیستم برای استفاده‌کننده هم قابل درک و تجربه باشد. البته با هادی تهرانی موافقم که برای دانشجویان دیدن حجم جدید و مدرن خیلی خوب است و تساوی بین فضای زنان و مردان هم تحسین‌برانگیز است.

نادر تهرانی: اگر بخواهیم از طریق همین پروژه در مورد «تقلید» صحبت کنیم، نمونۀ خیلی خوبی است. این موضوع که چقدر از طراحان و معماران ایرانی بحث‌های معماری جهانی را دنبال می‌کنند و مهم‌تر آنکه چقدر بر این بحث‌ها تأثیر می‌گذارند و آن‌ها را به درجۀ بالاتر هدایت می‌کنند، بسیار مهم است.

نسرین سراجی: من هم فکر می‌کنم مهم است که چنین پروژه‌هایی در ایران ساخته شوند، ولی باید از این فراتر بروند. چون در فرهنگ ما معماری جایگاه خاصی دارد. منظورم این نیست که مثلاً پروژه باید با آجر اجرا می‌شد، ولی شاید باید خاص‌تر می‌شد. با وجود این پروژۀ خوبی است.

گیسو حریری: مطمئن نیستم که با شما در مورد مشکل زبان آن موافق باشم. مسئلۀ برنامۀ کالبدی در این پروژه خیلی مهم است و اینکه پروژه به صورت یک پروژۀ واحد به دو بخش کاملاً مساوی تقسیم شده، خیلی مهم‌تر از موضوع زبان آن است. برای من اهمیت پروژه در فرم آن نیست، بلکه در موفقیتش در پاسخ‌گویی به نیاز برنامۀ کالبدی به صورت خاص است.

نادر تهرانی: ولی نباید فرض کنیم که طراحان ایرانی در سطحی نیستند که انتظار داشته باشیم خود را در حد طراحان بین‌المللی بالا بیاورند و کارشان درحد آن‌ها ارزیابی و نقد شود.

مژگان حریری: تنها نقدی که به پروژه دارم این است که انتظار می‌رفت کل حجم از هم باز شود، ولی این امکان در طرح دیده نشده.

◆ ◆ ◆

مجلۀ معمار، شمارۀ ۶۴ · دهمین جایزۀ معمار · دی ۱۳۸۹

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.