معماری معاصر

جدی، سرسری

سهیلا بسکی·معمار ۲۹

هر یک از معنی‌های واژه کلماتی مانند «جدی» که همه گاهی از صفت و زمانی از اسم هستند، در بر دارنده یک ویژگی و خصوصیت به خصوصی هستند. مثلا وقتی یک فرد جدی توصیف می‌شود، منظور آدم سنگینی است که خوشحال و بذله‌گو نیست. وقتی موقعیتی جدی خوانده می‌شود به این مفهوم است که از شوخی بدور و مبنی بر یک پایه محکم استوار شده. هرگاه شخصی در حرف‌هایش جدی باشد، معمولا می‌توان روی او حساب کرد. وضعیت جدی یعنی وضعیت حاد و خطرناک. و بالاخره جدیت می‌تواند به معنی پشتکار، سخت‌کوشی، تمرکز و دقت زیاد نسبت به یک کار باشد.

اما همه معانی گوناگون واژه جدی در یک مفهوم مشترکند: جدی بودن نشانگر یک حالت ضرورت و اهمیت، یک وضعیت مرگ و زندگی است.

برای ما در مجله معمار، این مقدمه خاطرنشان ساختن مطلبی است که در طول ربع قرن گذشته بر وضعیت معماری ایران سایه افکنده است. ساختمان‌های معدودی حتی آنها که صرفا با اهداف تجاری ساخته نشده‌اند را می‌توان در طراحی و اجرایشان جدی نامید؛ به عبارت دیگر طرح‌های ما فاقد قوت و جسارت بوده و سرسری اجرا می‌شوند.

این بی‌توجهی و عدم دقت در جزئیات است که عامل تخریب ساختمان‌ها در جریان زلزله‌ای بود که بیش از یک سال پیش شهر تاریخی بم در جنوب شرقی ایران و ساکنانش را ویران ساخت. و با وجود همه وعده‌هایی که مسئولان مبنی بر «ساختن بم در ظرف یکسال» داده بودند، هنوز هیچ ساختمانی آماده بهره‌برداری نیست، حتی بیمارستانی که کارش از پیش از زلزله شروع شده بود و تکمیل آن به‌طور محافظه‌کارانه بیش از چند ماه انتظار نمی‌رفت.

هیئت تحریریه مجله معمار امیدوار است با جلب توجه به این موضوع بتواند بحث درباره مسائل مرتبط را آغاز نماید. در مقالات مختلف، سعی کرده‌ایم ویژگی‌های حرفه‌ای و اجتماعی یک اثر معماری را تعریف و مشخص کنیم.

♦ ♦ ♦

بم، یک سال پس از فاجعه

یک سال از فاجعه بم گذشته و شهر در اثر زلزله ویرانگر به ویرانه تبدیل شد. در سالگرد فاجعه، روزنامه‌ها و مجلات سعی در ارزیابی روند بازسازی داشته‌اند. آنچه این نشریات گزارش کرده‌اند و آنچه همکاران مجله معمار مشاهده کرده‌اند حاکی از آن است که دستاوردها ناچیز بوده؛ به نظر می‌رسد مشکلات بوروکراتیک، به ویژه سوءمدیریت پروژه بازسازی، در قلب این عملکرد ضعیف قرار دارد.

زلزله ۶.۶ ریشتری ۵ دی ۱۳۸۲ شهر باستانی بم در استان کرمان را درنوردید و بیش از ۲۶ هزار نفر کشته، بیش از ۳۰ هزار نفر زخمی و حدود ۷۵ هزار نفر بی‌خانمان بر جای گذاشت. ارگ بم، میراث جهانی یونسکو و یکی از بزرگ‌ترین سازه‌های خشتی جهان، تقریبا به‌طور کامل ویران شد.

علی‌رغم سیل عظیم کمک‌های بین‌المللی و وعده‌های دولت ایران مبنی بر بازسازی سریع، پیشرفت در عمل به‌طرز دردناکی کند بوده است. همکارانی که از بم بازدید کرده‌اند گزارش می‌دهند که اکثر ساکنان همچنان در سرپناه‌های موقت زندگی می‌کنند. واحدهای مسکونی معدود تکمیل شده کیفیت ساخت مشکوکی دارند و نگرانی‌هایی درباره تاب‌آوری آنها در رویدادهای لرزه‌ای آینده ایجاد می‌کنند.

سازمان‌های غیردولتی و بین‌المللی تخصص و بودجه ارائه کرده‌اند، اما هماهنگی میان نهادهای مختلف ضعیف بوده است. بوروکراسی اداری، اختلافات بر سر مالکیت زمین و کمبود کارگران ماهر ساختمانی همه در تاخیرها نقش داشته‌اند. در زمینه حفاظت معماری، بازسازی ارگ بم با مشارکت بین‌المللی پیش رفته، هرچند کارشناسان بر سر روش‌شناسی اختلاف نظر دارند.

بازسازی بم صرفا یک چالش مهندسی نیست؛ محک آزمایشی است برای اینکه ببینیم نهاد معماری و برنامه‌ریزی ایران تا چه حد مقوله ساختن برای ایمنی و ماندگاری را جدی می‌گیرد. بی‌توجهی‌ای که بر بسیاری از فعالیت‌های ساختمانی کشور حاکم است، در ویرانی بم به‌طرز تکان‌دهنده‌ای نمایان شده. اگر درس‌های این فاجعه مورد توجه قرار نگیرد، زلزله بعدی تلفاتی به همان اندازه هولناک خواهد داشت.

مجله معمار، شماره ۲۹، تابستان ۱۳۸۳

جدی، سرسری | Memar