این روزها بازى تغییر کرده است. نمى شود اصیل ها و ریشه دارها را در میان به ظاهر جریان سازها به راحتى شناخت. بیراهه رفته ایم اگر چشم بر وجود افراد و گروه هاى اصلى در جریان معمارى معاصر ایران ببندیم و یا دست کم توان دیدن و شناخت ایشان را نداشته باشیم. در دوره اى که نمایش و تبلیغات حرف نخست را مى زند ، یافتن و نمایاندن سره از ناسره بسیار دشوار است. از تشکیلاتى سِتُرگ روایت خواهم کرد که از هفتاد سال قبل با همت و پشتکار افرادى آغاز شده و با فرازونشیب ها پیش آمده و تلاش داشته خود را حفظ کند و بدیهى است که جریان زندگى آن بخشى جداناشدنى از تاریخ معمارى معاصر ایران باشد. امیرنصرت مُنقّح (۱۳۰۲–۱۳۹۴) ، که سال ۱۳۲۵ از دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده بود ، پایه گذار این تشکیلات و بیش از دو دهه مستقیم در کنارش بود و پس از آن یاران قدیمى اش آن را ادامه دادند.
سال هاى پس از جنگ دوم بین الملل ، دورانى است که دفتر و تشکیلات طراحى معمارى در ایران اندك بود و عمدتاً فارغ التحصیلان رشته معمارى که تعدادشان به پنجاه هم نمى رسیده در جستجوى کار در ادارات و دفاتر مهندسى وزارتخانه ها ، نقشه کشى و طراحى مى کردند و در پروژه هاى عمرانى مشارکت داشتند. این دفاتر و نهادها بیشتر با سرپرستى مهندسان غیر ایرانى اداره مى شده و ایرانیان تلاش داشتند با پیروى و یادگیرى سیستم و روش کار ، در جریان ساخت و ساز کشور شراکتى بیشتر داشته باشند و نقشى پررنگ تر ایفا کنند. امیرنصرت منقح فعالیت حرفه اى را در اداره ساختمان وزارت کار که به تازگى تأسیس شده بوده ، آغاز و به موازات آن دفترى خصوصى با دو دوست و هم دانشکده اى خود یعنى ضیاالدین پُژهان و فرهنگ معینى برپا کرد. سال ۱۳۲۹ منقح ایران را براى ادامه تحصیلات تکمیلى درباره ساختمان هاى بهداشتى و آموزشى به مقصد سوئیس ، سوئد و فرانسه ترك کرد و دو سال در اروپا اقامت داشت. ۱۳۳۳ زمان بازگشت و حضور او در تهران است و علاوه بر فعالیت در اداره ساختمان وزارت کار ، دفترى با عنوان »امیرنصرت منقح – آرشیتکت« در خیابان ارباب جمشید دایر کرد. در همین دوره پروژه نوسازى و تجدید برنامه ذوب آهن کرج را گرفت که باب آشنایى نزدیک تر با دانشجویى جوان به نام یوسف شریعت زاده بود که بعدها در زمره شاخص ترین معمارهاى نیم قرن گذشته ایران قرار گرفت.
یوسف شریعت زاده (۱۳ اسفند ۱۳۰۹ / ۱۰ آبان ۱۳۸۰) ریشه مازندرانى داشت و در تبریز به دنیا آمده بود. کودکى و نوجوانى را در تهران و مازندران سپرى کرد و تحصیلات ابتدایى را در دبستان خرد و دوره متوسطه را در دبیرستان هاى فیروزبهرام ، ادیب و شرف به انجام رساند و در ۱۳۲۸ به رشته معمارى دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران وارد شد و در آتلیه فروغى تحصیلات خود را آغاز کرد و چون دیگر هم نسلان خود از همان سال هاى اول تحصیل جذب کار در دفاتر مختلف معمارى شد. مدتى در دفاتر مهندسان هوشنگ سیحون و عبدالعزیز فرمانفرمائیان و نهایتاً در شرکت لیچفیلد – ویتنینگ کار کرد که عاملى در کسب تجربه و ارتقاى کیفیت معمارى او در دنیاى حرفه اى بود. در پاییز ۱۳۳۴ ، دانشکده معمارى را در تهران رها کرد و به قصد ادامه تحصیل به ایتالیا رفت و مدت کوتاهى را در محیط دانشگاهى آن کشور سپرى کرد و در نیمه سال ۱۳۳۵ به ایران بازگشت.
شروع همکارى او با امیرنصرت منقح به سال پیش از سفر به ایتالیا و تهیه پروژه ذوب آهن کرج بازمى گردد و همکارى جدى تر آنان پس از بازگشت شریعت زاده به ایران از سر گرفته شد. به رغم تفاوت بسیار در نگاه و شخصیت این دو ، از ابتدا همکارى فوق العاده سازنده اى میان آنان شکل گرفته که به عنوان نمونه و الگویى موفق قابل بررسى است. شاید بتوان به این روند به گونه اى نگاه کرد که امیرنصرت منقح شخصیتى بسیار اجتماعى و برون گرا داشته و توان بالاى او در ایجاد ارتباط و جذب پروژه هاى معمارى زبانزد بوده و از سویى یوسف شریعت زاده انسانى است کم حرف و درون گرا که بیشتر زمان معمارى خود را در آتلیه معمارى صرف کرده است. احترام متقابل میان این دو ، پایه هاى تشکیلاتى حرفه اى را رقم زد که پس از پایان زندگى شان نیز ادامه دار بود. با گذشت زمان و به سبب گسترش کارها و تعداد نیروهاى فعال در پروژه ها ، چون فضاى دفتر اولیه محدود بود ، در ۱۳۳۷ ساختمانى به آدرس خیابان پهلوى ، خیابان دمشق براى دفتر انتخاب شد.
موضوع قابل بررسى درباره همکارى این دو معمار ، نگاه حرفه اى و سیستماتیک آنان به معمارى است که برایند آن را در کار تیمى مى توان جستجو کرد. به بیان شخص منقح و افرادى که دهه ها در کنار هم کار کرده اند ، معمارى از مطالعه دقیق و عوامل تأثیرگذار بر طرح آغاز و به مرور زمان با همکارى تیم هاى سازه و تأسیساتى و مهم تر از همه تیم اجرایى و دیگر ر شته هاى مرتبط شکل مى گیرد و به واقعیت بدل مى شود. با رشد شرکت و افزایش پروژه ها تیم هاى سازه ، تأسیسات مکانیکى ، تأسیسات برقى و همکاران کارگاهى در این دفتر به صورت ثابت مستقر و در ارتباط تنگاتنگ بوده اند و هدایت تیم ها به عهده این دو معمار بوده است. در این سال ها علاوه بر پروژه هاى خرد مقیاس مسکونى در تهران و شهرهاى دیگر ، پروژه هاى مربوط به وزارت کار و سازمان بیمه هاى اجتماعى به این مؤسسه سپرده شد ، از جمله طراحى و نظارت بر ساخت بیمارستان ۳۰۰ تختخوابى ژاندارمرى تهران ، بیمارستان ۳۰۰ تختخوابى اصفهان ، ساختمان مرکزى وزارت کار و خدمات اجتماعى (تأمین اجتماعى) در خیابان آیزنهاور و طرح و نظارت بر اجراى ساختمان شرکت ایرفرانس در خیابان شاهرضا.
از سال هاى انتهایى دهه سى ، معماران و مهندسان جوان ترى به گروه اضافه شده که به مرور زمان تحت نظر این سیستم ، آموزش دیده و توانسته اند حضورشان را پررنگ تر کنند و در سال هاى بعد و در نبود دو شخص اولیه دفتر جریان زندگى آن را ادامه دهند. از مهم ترین آنها که در سال هاى ابتدایى شکل گیرى به این جریان پیوست ، محسن میرحیدر (۱۳۱۵–۱۴۰۰) است. میرحیدر زاده کرمانشاه و ورودى سال ۱۳۳۵ در دانشکده هنرهاى زیبا و آتلیه سیحون بود که از سال ۱۳۳۷ به این مؤسسه پیوست. کار را از نقشه کشى و تکمیل جزئیات ابتدایى آغاز کرد و بعدها شریک (از خرداد ۱۳۵۰) و در سالیان دورتر مدیرعامل این نهاد مهندسى معمارى شده بود. در دهه هاى چهل و پنجاه نیز معمارانى چون دکتر محمدمیرزاعلى تهرانى و دانشجویان و فارغ التحصیلانى چون بهمن فره وشى ، بهمن فرهت ، علیرضا امان (۱۳۲۰–۱۴۰۱) ، محمدرضا مقدم ، یداالله رزاقى ، فرهاد دیبا ، نصرت االله مجلسى و بسیارى دیگر به این گروه پیوستند که همکارى آنان بیش از چند دهه ادامه دار بود و به رغم انفصال مقطعى آنان از این مجموعه و برپایى دفاتر شخصى خود ، همواره به همکارى و حضور در این خانه اولیه پایبند بوده اند.
در نیمه سال ۱۳۴۱ یوسف شریعت زاده به همراه محسن میرحیدر ، محمد تهرانى و چند همکار دیگر در رشته هاى معمارى ، سازه و تأسیسات دفتر را ترك و به ساختمانى در تقاطع خیابان اسکندرى و فرصت شیرازى نقل مکان کردند و سعى بر برپایى تشکیلاتى جدید داشتند. این دوره کوتاه جدایى از امیرنصرت منقح ، مصادف با خلق چند پروژه شاخص آنان است. سینما ریولى ، به طرح یوسف شریعت زاده و محسن میرحیدر ، با توجه به بستر زمان طراحى و ساخت آن ، طرح و معمارى پیشرویى ارائه کرده و پس از گذشت ۶۰ سال کماکان در جداره شرقى جاده قدیم شمیران حضور خود را اعلام مى کند و دیگرى مسجد حضرت امیر در امیرآبادشمالى به طرح آقایان شریعت زاده ، تهرانى ، میرحیدر و دیگران است. مسجد امیر با طرحى ساختارشکن در دوره خود و دور از الگوهاى رایج طراحى مسجد در آن دوران به انجام رسیده است. معمارى مدرن آن با گنبد پوشیده نشده و صعود فرم بنا در فضاى شبستان ، تعالى فضاى نیایش را تأکید کرده است. این بنا داراى یک پلکان بتنى مدرن ، چون تک منارى بود که در دهه هاى اخیر تخریب شده است.
از سویى این دوره براى شریعت زاده ، زمان فراغتى نسبى از حرفه بوده است که پس از سپرى شدن چهارده سال در بهمن ۱۳۴۲ از پروژه دیپلم خود در دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران دفاع کرد و با رتبه ممتاز مهندس معمار شد. عنوان پروژه او »روستا« است که در آن به موضوع شهرسازى ناحیه اى و در ادامه به شهرسازى روستایى پرداخته است. در مسیر مطالعات پروژه که بر اساس آمار جمعیتى و شرایط شهرنشینى و زندگى روستایى و عشایرى در ایران آغاز شد ، نکات کلانى چون عوامل فیزیکى ، اقتصادى ، اجتماعى و تاریخ و ریشه هاى زندگى روستایى بررسى شد و سپس موضوعاتى خردتر چون اقتصاد روستایى ، امکانات شغلى و تعریف برنامه هایى براى روستاییان براى افزایش کیفیت زندگى و جلوگیرى از کوچ سریع آنان به شهرها مطرح شد. در مطالعات خود که به صورت جزوه اى ارائه شده ، سعى داشته پاسخى براى موضوعاتى چون حفظ زمین و منابع طبیعى ، استفاده منطقى و اساسى از منابع کشاورزى براى رفع احتیاجات فردى و اجتماعى ، نگاه به جریان تولید در جهت پیشرفت اقتصاد ناحیه اى ، پخش جمعیت بر حسب امکانات کار و رفع احتیاجات فنى ، بهداشتى ، تربیتى و تفریحى در روستاها پیدا کند. برایند تلاش او ارائه طرحى نمونه با برنامه دقیق توسعه اقتصادى و امکانات متعدد براى روستا به همراه برنامه اى حساب شده و انعطاف پذیر بوده و در کنار آن طراحى هاى او نمونه اى از معمارى فضاها و ساختمان ها و اجزاى درونى و ارتباطى روستا را نمایش داده است.
سال ۱۳۴۳ زمان بازگشت شریعت زاده و همکارانش به خانه اولیه شان در خیابان دمشق است و در پى آن شاهد گسترش همکارى دوباره این گروه با نام مؤسسه »امیرنصرت منقح – یوسف شریعت زاده« هستیم و پروژه هاى متعددى از سازمان ها و نهادهاى مختلف دولتى به این مؤسسه سرازیر مى شود. نهایتاً این موسسه در اردیبهشت ماه ۱۳۴۶ با نام مهندسین مشاور »امیرنصرت منقح – یوسف شریعت زاده« ثبت مى شود و در زمره مشاورین سازمان برنامه و بودجه قرار مى گیرد. در سال ۱۳۴۷ ساختمان مرکزى این مشاور در خیابان زرتشت ، کوچه یزدان تکمیل مى شود و این تشکیلات مهندسى در سه طبقه زیرزمین ، همکف و اول مستقر مى شوند و یوسف شریعت زاده نیز در طبقه بالاى همین بناى آجرى که با طرح او ساخته شده؛ زندگى مى کند. دهه هاى چهل و پنجاه اوج فعالیت این گروه مهندسى است. کاخ جوانان در منطقه ضرابخانه (۱۳۴۳) ، پروژه هاى مربوط به شرکت دخانیات شامل باشگاه ورزشى و دفاتر مرکزى این شرکت در استان هاى مختلف کشور (۱۳۴۴) ، پروژه هاى مرتبط با مجموعه ماشین سازى تبریز شامل ساختمان ادارى ، کارخانجات ، باشگاه ورزشى و مراکز آموزشى و بهداشتى کارخانه (از ۱۳۴۴) ، ساختمان هاى مرتبط با کارخانه تراکتورسازى تبریز (از ۱۳۴۶) ، مجموعه رستوران ، متل و پمپ بنزین شامى شاپ در تاکستان (۱۳۴۶) ، مراکز بهداشت سازمان تأمین اجتماعى در شهرهاى مختلف ایران (از ۱۳۴۸) و چندین پروژه مهم دیگر که نمایشى از توان گسترده آن در انجام پروژه هاى کوچک و بزرگ مقیاس است.
در فاصله این سال ها ، دو شریک جدید به این گروه مؤسس اضافه مى شود و مشاور اولیه منحل و در ۱۳۴۹ مشاور جدیدى با نام »بنیان« با شراکت امیرنصرت منقح ، یوسف شریعت زاده به عنوان شرکاى معمار ، مهندس احمدعلى ابوالفضلى به عنوان مهندس تأسیسات و مهندس ایرج وکیلى به عنوان مهندس سازه ، تیمى زبده را تشکیل مى دهند و در خرداد ۱۳۵۰ نیز دو عضو دیگر یعنى محسن میرحیدر و جهانگیر رئیس دانا به شرکاى مشاور بنیان اضافه مى شوند. در این سال ها پروژه هاى مربوط به ماشین سازى و تراکتورسازى تبریز در جریان است همراه با تعدادى پروژه مهم دیگر. از مهم ترین آنها در نیمه ابتداى دهه پنجاه خورشیدى تا سال ۱۳۵۸ ، مى توان به طرح و اجراى ساختمان شماره ۲ شرکت ملى نفت ایران (۱۳۵۱) ، مجموعه عظیم دانشگاه ملى کرمان (از ۱۳۵۱) ، چاپخانه اسکناس بانک مرکزى ایران (۱۳۵۳) ، ساختمان هاى مربوط به دانشگاه علم و صنعت ، شامل دانشکدهاى مواد ، شیمى ، مکانیک ، معمارى و عمران (۱۳۵۴) ، ساختمان دفتر مرکزى چاپخانه روزنامه اطلاعات (۱۳۵۴) و آشیانه هواپیماهاى دولتى فرودگاه مهرآباد (۱۳۵۶) اشاره کرد.
با وقوع انقلاب و پس از آن جنگ تحمیلى ، امیرنصرت منقح دو دهه ایران را به قصد زندگى در خارج از کشور ترك کرد. شیرازه امور در بسیارى از نهادهاى مهندسى از هم پاشیده و بیشتر پروژه هاى ساختمانى ، نیمه تمام باقى مانده بود. براى بنیان ، از سوى سازمان برنامه و بودجه مدیر دولتى انتخاب شد. در این رکود ، شرکاى اولیه مشاور بنیان را ترك مى کنند و پروژه هاى آن با اندك ظرفیتى پیش مى رود. به اصرار تعدادى از کارفرمایان گذشته و با پیشنهاد سازمان برنامه و بودجه ، شرکاى پیشین تصمیم به برپایى نهادى جدید مى گیرند و سعى دارند پروژه هاى باقى را سر و سامان دهند. نهایتاً در تابستان ۱۳۶۲ ، مهندسین مشاور پیرراز توسط محسن میرحیدر ، یوسف شریعت زاده ، یداالله رزاقى ، علیرضا زرین فرد ، على اقبالى و احمدعلى ابوالفضلى پایه گذارى شد و پروژه هاى گذشته که مهم ترین آنها مجموعه دانشگاه کرمان است ، در این مشاور از سرگرفته شد.
طرح پروژه دانشگاه ملى کرمان (شهید باهنر کرمان) که مى توان آن را سرشته اى از نگاه هاى معمارى انسان محور شریعت زاده و همکارانش دانست از سال ۱۳۵۱ آغاز شد و رشد و حیات آن پیوندى ناگسستنى با زندگى پیرراز دارد. طراحى اولیه پردیس دانشگاه در گستره اى ۴۰۰ هکتارى با در نظر گرفتن عواملى چون انعطاف پذیرى و گسترش طرح در دوره هاى زمانى مختلف شکل گرفت. مجموعه اى هم رنگ کویر ، هیبتى زنده که مقیاس آن کاربران را نمى بلعد؛ واحدهاى متعدد که کوچک ترین جزء آن طراحى شده است. مدولاسیون ، تناسب ، دقت به نور و دید مناسب ، توجه به سازه و تأسیسات ، مصالح و جزئیات همسو با اقلیم و مهم تر از آن رفاه کاربران در زندگى میان ساختمان ها از ویژگى هایى است که در این مجموعه و بسیارى از آثار کوچک و بزرگ مقیاس شریعت زاده چون ساختمان هاى دانشگاه علم و صنعت ، مرکز آموزشى رفاهى کارکنان سازمان برنامه و بودجه در نوشهر و نهایتاً در واپسین اثر ماندگارش یعنى کتابخانه ملى ایران مى توان مشاهده کرد.
شناخت پنج دهه فعالیت حرفه اى و طرح هاى خرد و کلان شریعت زاده که خلق آنها با همکارى تیمى زبده امکان پذیر شده ، از حد این مقاله بیرون است. معمارى که از تحصیل در دانشکده معمارى آغاز کرد و در گریز از آن سیستم آموزش؛ تجربیات خود را در مطالعه ، دقت و ممارست در کار حرفه اى ادامه داد و در طول زندگى چون استادى کم گو با شخصیتى ویژه بر انسان هاى پیرامونش تأثیر گذاشت. معمارى که در خلاف جریان پرهیاهوى دوران گام نهاد و نامى جریان ساز در عرصه معمارى ایران باقى ماند. نزدیک به ربع قرن پس از درگذشت او تلاش و زمانى مضاعف مى طلبد تا شخصیت فردى و جنس معمارى او را بررسى و مدون کنیم. به قول امیرنصرت منقح که هفتاد سال قبل همکارى اش را با او آغاز کرده بود و پس از درگذشت آن همکار قدیمى ، تصویرش را هیچ گاه از پیش چشمان بر نداشت: »شریعت زاده بهترین آرشیتکت ایران بود«. شاید سخن منقح گزافه نباشد و نمونه اى کمتر چون شریعت زاده و تیم یارانش در بدنه مهندسى معمارى ایران در دوره معاصر آمده باشد. نهادى که با نظم و تداوم پروژه هاى مهم مملکت را طراحى و اجرا کرد و چون مرکزى آموزشى بسیارى را در جریان حرفه پرورش داد که هریک توانستند در معمارى ایران تأثیرگذار شوند و بى شک شریعت زاده از ارکان والا و سازنده آن سیستم بود. فردى که معمارى را در کل و جزء آن زندگى مى کرد و آن را ترکیبى از علم ، زیبایى ، هنر ، عملکرد و شناخت و آگاهى محیط و فضا مى دانست و نهایتاً بر ساخت صحیح آن پایبند بود. نتیجه آن در پروژه هایش ماندگار است.
* معمار پژوهشگر (پروژه تاریخ شفاهى معمارى معاصر ایران)
امیرنصرت منقح – ۱۳۸۹ ، تصویر تابلو آویز در کنار میز کار امیرنصرت منقح در استکهلم.








