وضعیتِ پلکان در ساختمانسازی امروزِ ایران
معماریِ تجاریِ امروز، براساسِ شبهمنطقیِ کاملاً تثبیتشده در ایران، فضائیت، مکانیت و عناصرِ معماری را به صفر تقلیل داده، و در بهترین شرایط فهرستی از نشانههای ارزشِ کمی را جایگزینِ آنها کرده است: سنگهای گرانقیمت، دستگیره و قفلِ مطلا، دوش و وانهای پیشساخته، که صرفاً به دلیلِ وارداتی و گرانقیمت بودن (نه اینکه در خانههای معماریشدهٔ کشورهای پیشرفته نقشی داشته باشند)، بهعنوانِ سمبلِ «خانهٔ شیک» رواج یافتهاند. از میانِ عناصرِ کنار گذاشتهشده، پلکان بدترین وضعیت را دارد. به دلیلِ ماهیتِ خدماتیِ برخی از انواع پله (پلکانِ سرویس و فرار) و وجودِ مقرراتِ یکبُعدیِ ساختمان، پلکانها در اغلبِ موارد — حتی در موردِ ابنیهٔ مهم و برجها — به فضاهای تنگ، ناراحت و دلگیری تبدیل شدهاند که هیچگونه فکرِ معمارانهای در موردِ آنها به خرج داده نشده است. عدمِ تطابقِ پلکانهای خروجِ اضطراری با استانداردهای ایمنی، نشانهٔ وضعیتی است که در آن پله فضایی دستوپاگیرِ مشاع و غیرقابلِ معامله تلقی میشود. طبیعتاً تا زمانی که معماری بهعنوانِ ارزشِ قابلِ محاسبه در بازارِ ساختمان مطرح نشود، وضعیتِ عناصرِ معماری و بهخصوص پلکان، مگر به تشویقِ مقرراتی که هنوز وجود ندارند، تغییر نخواهد کرد.
اهمیتِ روبهکاهش — و بازگشتِ پلکان در آوانگارد
در معماریِ شایستهٔ این نام نیز اهمیتِ پله تا حدی روبهکاهش است. فرایندِ رشدِ «عمودیِ ابنیه»، به دلایلِ اقتصادی و نمادین، از زمانِ تولیدِ اولین آسانسور در سالِ ۱۸۵۷ در کارخانهٔ Otis، انحصارِ پله را بهعنوانِ تنها وسیلهٔ ارتباطِ عملی بین طبقات، موردِ تردید قرار داده است. پلکانِ برقی نیز، که بهصورتِ تجهیزاتِ نصبیِ ساختمان مطرح میشود، در اغلبِ موارد موضوعِ طراحیِ صنعتی و نه معماری است و در فضایی جدا از واقعیتِ منحصربهفردِ اثر شکل میگیرد. گرایشِ توپولوژیک و آنامورفیک در طراحی — با آثاری نظیرِ پایانهٔ یوکوهاما — و بحثِ امروزیِ سطوحِ پیوسته و هندسهٔ کاسپ، با تعمیمِ ایدهٔ لوکوربوزیه در موردِ promenade architecturale به کلیتِ فضای معماری، سطوحِ شیبدار را جایگزینِ پله کرده است.
در هر حال، اگر خواسته باشیم اعتقادِ قرنِ هجدهمی به توسعهٔ بیپایان (تجلییافته در آثارِ پیشگامانِ مدرن) — نیاز به بازنگریِ مجددِ کلیتِ معماری در هر اثرِ جدید، خلاقیت به مثابهٔ ابداع از صفر و منسوخ دانستنِ تمامِ عناصرِ شناختهشدهٔ معماری (به گفتهٔ پیتر آیزنمن) — را که به دلیلِ کنار گذاشتنِ یکبارهٔ قرنها دانشِ رسوبکرده در اندامهای تکاملیافتهٔ معماری، در بهترین شرایط مشکلاتِ فنیِ متعددی را موجب میشوند، کنار بگذاریم، بحثِ پلکان حتی در معماریِ آوانگارد نیز دوباره مطرح خواهد شد.
پلکان در زبان و اسطوره
اصطلاحِ پلکان، مانندِ دیگر عناصرِ فضاییِ معماری، به زبانِ محاوره راه یافته و به دلیلِ وجودِ تشابه بین روابطِ فضایی و منطقی کاربردهای فراوانی یافته است. «پلکانِ ترقی را بالا رفتن» و «پلهبهپله پیش رفتن» شواهدِ نفوذِ این مفهوم به اعماقِ زبانهای فضایی است. ایدهٔ پلکان به اسطورهٔ صعود به آسمان و آرزوی بشر در رهایی از قیودِ فیزیکیِ زندگی بر سطحِ زمین مربوط است. مکانِ بلند در همهٔ زبانها مترادفِ مقامِ شایستهتر و ارزشِ بیشتر است. بالا رفتن از پلکان به معنیِ طیِ درجاتِ کمال است. میل به صعود فطری است؛ در بسیاری از فروشگاههای بزرگ، بخشِ مربوط به کودکان در بالاترین طبقات پیشبینی میشود، زیرا بچهها میلِ شدید به بالا رفتن دارند.
از غارها و کلبههای نوسنگی تا زیگوراتها و اهرام
در اغلبِ دورانهای تاریخی و در اکثرِ تمدنها، پله سمبلِ قدرت و تمول بوده است. پلکان جنبههای آیینی و نمایشیِ ابنیهٔ یادمانی را موردِ تأکید قرار داده، و بهخصوص در بسیاری از موارد ورود به ساختمان را بهصورتِ لحظهٔ عبور از جهانِ روزمره (در سطحِ پایین) به دنیای قدرتِ مذهبی یا دنیوی (در سطحِ بالاتر) متبلور ساخته است. این عنصر، به دلیلِ گسترشِ عمودی و افقی و همچنین آرایشِ ردیفیِ اجزاء، امکاناتِ بالقوهٔ خلاقیتِ معماری را پیشِ پای طراحان قرار میدهد، و از این رو بسیاری از طراحانِ بزرگِ تاریخ پلکانهای بهیادماندنی خلق کردهاند.
ابداعِ پلکان به دورهٔ یخبندانِ زمین بازمیگردد: زمانی که بشر برای ادامهٔ بقا ناچار شد به درونِ غارها پناه ببرد. بشرِ این دوره بر سقفِ غارهای تاریک آثاری از خود به جای گذاشته است که به اعتقادِ دانشمندان بدونِ وجودِ داربست و نردبانِ چوبی میسر نبوده است. بشرِ دورانِ نوسنگی نیز در زمینهای باتلاقی و مرطوب کلبههایی روی پایههای چوبی میساخته است، و برای رفتن به درونِ خانه از پلکانهای بدوی از جنسِ چوب، خیزران و طنابِ گیاهی استفاده میکرده است.
تمدنهای زراعیِ قدیم، که به سنگ و خاکِ رس دسترسی داشتهاند، ابنیهٔ پلکانیِ عظیمی را با استفاده از مصالحِ سنگین، که لایه به لایه روی هم چیده شدهاند، برای ایجادِ ارتباطی سمبلیک بین زمین و آسمان به وجود آوردهاند. زیگوراتهای ایلام و بینالنهرین، و معابدِ اقوامِ مایا و اینکا، از این دست هستند. هرمِ پلکانیِ الکاستیو، واقع در چیچنایتزا، در هر یک از چهار وجهِ خود ۹۱ پله دارد که با پلهٔ پایهٔ هرم، جمعاً ۳۶۵ پله را تشکیل میدهد، مانندِ تعدادِ روزهای تقویمِ سال. اهمیتِ سمبلیک و مذهبیِ این ابنیهٔ پلکانی در معبدِ ماچوپیچو در پرو، که در رأسِ آن مذبحِ خورشید قرار دارد، کاملاً آشکار است. در تمامیِ مواردِ فوق، تمدنهای زراعی را میبینیم که تحتِ قدرتِ مطلقِ مذهبی اداره میشوند.
آمفیتئاترهای یونانی-رومی، تخت جمشید و باغِ ایرانی
پلکانِ یادمانی در دورهٔ کلاسیک در سه گونهٔ مختلفِ ساختمانی تجلی یافته است: آمفیتئاترها، سیرکها و سکوهای پلکانیِ معابد. نخستین آمفیتئاترهای یونان به منظورِ نمایشهای تئاتری ایجاد شدهاند؛ اینها در نقاطِ خاصی از زمین، که به لحاظِ توپوگرافی شکلِ قیف داشتهاند، ایجاد میشدهاند تا از شیبِ زمین برای قرار دادنِ پلکانها و سکوهای نشستنِ مردم استفاده کرده و بیشترین هماهنگی را با محیطِ اطرافِ خود ایجاد کنند. در این ساختمانها صحنه در نقطهٔ کانونی قرار گرفته و بنابراین بهترین شرایطِ بصری و آکوستیکی را تأمین میکرده است. فرزندِ آمفیتئاترِ یونان، نمایشگاههای رومی از قبیلِ کولوسئوم، آرنا (استادیومِ باستانی) در شهرِ ورونا و سیرکِ ماسیمو (پیستِ اسبدوانی و ارابهرانی)، هستند. در تمامیِ این موارد فضای اصلیِ بنا از ردیفِ سکوهای پلکانی با پلانِ متشکل از اشکالِ حلقوی هممرکز و یک فضای مدورِ مرکزی تشکیل شده است. معابدِ یونانِ باستان و تعدادِ زیادی از معابدِ رومی در زمینهای دارای موقعیتِ مسلط بر سرزمین و روی سکوهای پلکانیِ بهنامِ stylobate برپا میشدهاند. در دورهٔ هخامنشی و خصوصاً در تخت جمشید، علاوه بر استفادهٔ مکرر از پلکانهای آیینی و نمادین، آرایشِ ابنیهٔ واقع بر سکوهای سنگیِ مجموعه از نوعی سازماندهیِ پلکانی تبعیت میکرده است: ابنیهٔ مهمتر در مکانی بلندتر و ابنیهٔ کماهمیتتر در مکانی کمارتفاعتر قرار گرفتهاند.
در قرونِ وسطی برجهای مرتفع نشانهٔ قدرتِ خانوادههای ثروتمند و استحکاماتِ نظامی و همچنین شهرهای واقع بر تپه، محلِ تجربهٔ انواعِ پلکان میشدند. در ایرانِ دورهٔ اسلامی پلکانِ نمایشی و یادمانی به ندرت به کار رفته است، اگرچه مهندسان در ایجادِ پلکانهای مارپیچ — که در مواردی بهصورتِ پیچیدهای در هم بافته میشدهاند و مسیرِ بالا رفتن از پایین آمدن (در مناره) را تفکیک میکردهاند — مهارتِ شگرفی از خود نشان دادهاند. در ساختمانهای معماریِ باغهای ایرانی نظیرِ باغِ شازده، اگرچه پله اهمیتِ بسیار زیادی نیافته، ولی کلیتِ آرایشِ باغچه و حوضها از سازماندهیِ پلکانی تبعیت میکند.
رنسانس، باروک و موادِ نوینِ قرنِ نوزدهم
در دورهٔ رنسانس و باروک، تأثیرِ معماریِ کلاسیک بر نقشِ پلکان در فضاهای شهری و ابنیهٔ یادمانی تأثیرِ مثبتی به جا گذاشت. پلکانِ میدانِ کامپیدولیو در رم و کتابخانهٔ لائورنتیان در فلورانس — هر دو اثرِ میکلآنژ — نمونههای جاودانی این دوره به شمار میآیند. در باغهای وسیعِ دورهٔ باروک، نظیرِ ورسای، پلکانها جزءِ تفکیکناپذیرِ سازماندهیِ فضایی هستند.
رالف داد با اختراعِ بتنِ مسلح در سالِ ۱۸۱۸ و آبراهام داربی با اصلاحِ روشِ تولیدِ چدنِ ساختمانی در سالِ ۱۷۰۹، فصلِ جدیدی را در صنعتِ ساختمان گشودند. از این پس رفتهرفته ساختمانها — نخست ساختمانهای صنعتی و پلها و سپس ابنیهٔ عمومی و خانهها — سبکتر و شفافتر شدند. وجودِ اسکلتِ مستقل از ساختمان به معماران اجازه داد پلکانها را با آزادیِ بیشتری طراحی کنند.
مکتبِ شیکاگو در نیمهٔ دومِ قرنِ نوزدهم و پیدایشِ آسمانخراشها با اسکلتِ فلزی — و البته ترس از تکرارِ آتشسوزیِ سالِ ۱۸۷۱ که شهر را به طورِ کامل از بین برده بود — برای اولین بار در جهان استفاده از پلکان را در مواقعِ اضطراری مطرح کرد. در همین دوره در اروپا سبکهای تزئینیِ جدیدِ Art Nouveau (در فرانسه)، Modern Style (در انگلستان)، Jugendstil (در آلمان)، Liberty (در ایتالیا) و Secessionsstil (در اتریش) رواج داشتند. به دلیلِ فاصلهگیری از مکاتبِ تاریخگرای قرنِ نوزدهم، کارِ اغلبِ طراحانِ این مکاتب بر خلاقیتِ فردی و الهام از طبیعت مبتنی شد. یکی از موضوعاتِ موردِ علاقهٔ این هنرمندان پلکان و نرده بود که این بار بهصورتی کاملاً جدید و با استفاده از مصالحِ جدید طراحی شدند. نورگیرهای رنگیِ شیشهای فضاهای خاص و بسیار جذابی را در راهپلهها به وجود میآوردند.
لوکوربوزیه، برونوتات، میس و کاسا مالاپارتهٔ لیبرا
الگوی Dom-ino پیشنهادیِ لوکوربوزیه در سالهای ۱۹۱۴-۱۹۱۵ بیانِ موجز و خالصِ ساختمانِ مدرن محسوب میشود: فونداسیونهای بتنی، ستونهای بتنی در فواصلِ یکسان براساسِ نظمِ شطرنجی، طبقاتِ بتنیِ همفاصله، پلکانِ بتنیِ معلق با دو رامپِ موازی در هر طبقه. در همین سالها برونوتات در غرفهٔ شیشهای در شهرِ کلن یک برجِ فلاسکشکلی را از جنسِ آجرِ شیشهای و سازهٔ فلزی برپا کرد که در آن ستونها نیز از همان جنسِ پلکان هستند. این سازه از نظرِ شفافیت و سادگیِ طرح کمنظیر است.
پلکان در کارهای میسوندرروهه، و بهخصوص در ابنیهٔ مجموعهٔ انستیتوی تکنولوژیِ ایلینوی، ارزشِ نمادین مییابد. تأثیرِ معماریِ کلاسیک، که در اکثرِ کارهای این معمار به وضوح به چشم میخورد، خصوصاً در ردیفِ پلکانهای طویلِ ورودیِ واقع در موقعیتِ محوریِ ساختمانهای متقارن با حجمِ مکعبی و مستطیلی تبلور مییابد.
لیبرا در خانهٔ نویسندهٔ مشهورِ ایتالیایی، مالاپارته، روی صخرهای در سواحلِ کاپری (۱۹۳۸-۱۹۴۲)، یکی از شاعرانهترین و بدیعترین پلکانها را ارائه میکند. در این اثر، پلهها از سطحِ زمین به بامِ منحنی، که در پشتِ آن محلِ آفتاب گرفتن است، هدایت میکنند. (تصویر ۱) آدالبرتو لیبرا، طراحِ دیگرِ ایتالیایی، در نمایشگاهِ Fortezza da Basso در شهرِ فلورانس (۱۹۷۴-۱۹۷۶) با تلفیقِ خطوطِ افقیِ پلکان و دیوارها، ترکیبِ بسیار خاص و یکپارچهای را به وجود آورده است. (تصویر ۲)
پمپیدو، لیل و بازگشتِ پلکان در پایانِ قرنِ بیستم
اهمیتیافتنِ دوبارهٔ پله، بهعنوانِ عنصرِ معماری در دههٔ ۷۰، در پروژهٔ مرکزِ ژرژپمپیدو در پاریس اثرِ راجرز و پیانو بهخوبی دیده میشود. در این پروژه پلکانِ برقی — که در سالِ ۱۸۹۱ ابداع شده ولی تا نیمهٔ قرنِ بیستم رواج نیافته بود — بهصورتِ یکی از عناصرِ تشکیلدهندهٔ نمای ساختمان درمیآید. مشابهِ این برخورد در پروژهٔ Grand Palais اثرِ کولهاس در لیل دیده میشود: طراح بهجای مخفی کردنِ چندین رامپ و پلهٔ فرار، که مقرراتِ آتشسوزی و نیازهای فنی به پروژه تحمیل کرده است، آنها را بهگونهای نمادین در نمای اصلیِ ساختمان قرار داده است.
در چند سالِ اخیر، به دلیلِ مطرحشدنِ گرایشهای جدید که بیشتر با سطوحِ شیبدار سروکار دارند، پله تا حدی اهمیتِ خود را از دست داده است. اگرچه هنوز معمارانی هستند که در این زمینه ابداعاتِ منحصربهفردی را انجام دادهاند. موزهٔ تاریخ اثرِ تادائو آندو استراتژیِ لیبرا را در ابعادی نمادین تکمیل کرده است (تصویر ۳).
پلکان بهعنوانِ Land Mark، به مثابهِ خطِ زیگزاگی که دامنهٔ تپهای را میپیماید و ساختارِ شکلیِ آن را ارزشگذاری میکند، در پروژهٔ معمارانِ تورس تور و مارتینز لاپنیا در شهرِ تولدو دیده میشود. در اینجا پلکانِ برقی عملاً به یک اثرِ هنریِ محیطی تبدیل شده است (تصاویر ۵ و ۶).
پلکان بدون نرده؛ پلکان بهعنوانِ نشانِ گرافیکی؛ پلکان بهعنوانِ ماشین
همانطور که در بالا نیز اشاره شد، یکی از مشکلاتِ زیباییشناسیِ پله ایجادِ رابطهای منسجم بین فرمِ پله و فرمِ نرده است. گروهی از معماران، بهرغمِ مقرراتِ مشخصِ ایمنی، نرده را حذف کردهاند و عدهای دیگر سعی دارند آن را به لحاظِ فیزیکی یا بصری به حداقل تقلیل دهند و از این طریق بر شکلِ خالص و حجمیِ پلکان تأکید کنند (تصاویر ۷ و ۸).
پلکان به مثابهِ نشانِ گرافیکی در برخی از آثارِ امروزی به چشم میخورد (تصاویر ۹ و ۱۰). جذابیتِ عملِ بالا رفتن از ساختمان و ارزشِ بصریِ عنصری عمودی در فضاهایی که عمدتاً گسترشِ افقی دارند، اهمیتِ پلکان را در معماری افزایش میدهد.
در بسیاری از آثارِ معماریِ High-Tech، پله همچون دیگر اجزای ساختمان بهصورتِ یک شیءِ مکانیکی دیده میشود. مکانیسمِ پله، نحوهٔ ساختن و اتصالاتِ آن، بر جنبههای حجمی برتری مییابد. جزئیات و منطقِ ساختمانی جایگزینِ ارزشهای رایجِ زیباییشناسی میشوند (تصویر ۱۱).
کانزویو سجیما در پروژهٔ مجموعهٔ مسکونی در توکیو، تصویری باشکوه از پلکانِ اضطراری ارائه کرده است. تطابقِ پلکان با طرحِ معماری نشاندهندهٔ این واقعیت است که هر عنصرِ معماری، هرچند عملکردی و فرعی، میتواند به موضوعِ جدی و قویِ طراحی تبدیل شده و در پروژهٔ معماری ارزشگذاری شود (تصویر ۱۲).
آنچه مسلم است، بحثِ پلکان در معماری خاتمه نیافته است و همواره این عنصرِ کهنِ معماری موردِ بازنگری و کارِ مجدد قرار میگیرد. به نظر میرسد زمینههای خلاقیتِ بسیار هستند و باید کوشش بر آن باشد که مقررات و استانداردهای فنیِ پلکان را به یک عنصرِ صرفِ کاربردی و فنی تقلیل ندهند. مصالحِ فراوان و جدیدِ امروزی زمینهٔ تجربههای جدید را در موردِ پلکان به وجود آوردهاند، هر چند هنوز هم پلکانهای چوبی، آجری و سنگی جذابیتِ کهنِ خود را کاملاً حفظ کردهاند.








