داستان اتاق

اشتراک‌گذاری
داستان اتاق

پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروى جانان طاق بود

\\n\\n

حافظ مطابق عادات ذهنى و تجربى ما که در این دوران زندگى مى کنیم، اتاق، به طور عام، چهار دیوارى مستطیل شکل محصور و مسقفى را در ذهن تداعى مى کند با دریچه یا دریچه هایى رو به بیرون، که در آن استراحت مى کنیم یا به فعالیت هاى از پیش تخصیص یافته دیگرى که گاهى بر اساس نیازهاى جدید، قابل تغییر و تبدیل هستند، مى پردازیم. احتمالاً آنچه ما امروز اتاق مى نامیم، در ذهن و تجربه انسان بدوى، پناهگاهى امن در برابر مخاطرات طبیعى، جایى دور از دسترس، مثلاً در دل زمین یا شکاف کوهى بوده که رفته رفته به سرپناهى ساخته دست انسان، با مواد و مصالح طبیعى تحول یافته و در طول تاریخ سیرى تکاملى را طى کرده است. به این ترتیب، گمان مى کنم ذهنیت ها

\\n\\n

و تجربه هاى ساکنان اتاق نیز، همگام و متناسب با این سیر تکاملى دستخوش تغییر و تحول شده باشند. شاید بتوان فرض کرد که عادات ذهنى و تجربى یا برداشت ساکنان یک اتاق به عنوان مثال در دوره قاجار در تهران یا صفویه در اصفهان، تا حدى با برداشت ساکنان همین واحد فضایى، در خانه هاى روستایى گیلان یا هرمزگان متفاوت بوده باشد. بى تردید، وجهى از شخصیت اتاق، با فعالیت هاى تخصیص یافته به آن گره خورده و معمولاً بر همین اساس نامیده یا توصیف مى شود؛ مثل اتاق خواب، اتاق کار، اتاق نشیمن، اتاق پذیرایى، آشپزخانه )اتاق آشپزى(، انبار)اتاق انباشت(، اتاق انتظار، اتاق جراحى، اتاق بسترى یا... ،که گرچه به وجه مهمى از تجربه زیستى کاربران در یک اتاق شکل مى بخشد و نیز در عین تنوع انواع اتاق از نظر مشخصات کمى و کیفى، دلالتى عام و در اینجا صرفاً کارکردى بر فضاهایى دارد که با این صفات توصیف مى شوند، ولى بیانگر گوناگونى وجوه و اصلى ترین وجه مشخصه این پدیده نیست. براى من،

\\n\\n

تخیلاتم درباره اتاق، که یقیناً با تخیل شما درباره آن متفاوت است، هستند که با بازتعریف مکرر ذهنیتم از آن، به ذهنیت هاى جدیدى صورت مى بخشند و علاوه بر آن، تجربه هاى شخصى ام در مواجهه با اتاق هستند که با بازتولید مجدد تصوراتم از آن، به تصویرهاى تازه اى از آن در ذهنم شکل مى دهند. اگر با القا نگرش رنسانسى، اتاق به فضایى سه بعدى، که از دید ناظرى عام تصویر یا تثبیت شده و از این طریق اعتبار مى یابد، فرو کاسته شود، ظلمى نابخشودنى به آزادى در برداشت پذیرى از فضا، از دریچه سیالیت ذهنیت ها و تجربه هاى متنوع ناظران یا مخاطبان متفاوت آن، در شکل دادن به تخیلات و تصورات متکثر، نامتناهى و شخصى آنها نسبت به این پدیده، روا شده است. تاریخ هنر نو و آزمون هاى هنرى هنرمندان در خلق آثار هنرى مدرن، مبین این مسئله است که ذهنیت ها و تجربه هاى فردى هیچ دو هنرمندى، اتاق را به صورت همسان تخیل، تصور و بازنمایى نمى کند، که مثال هاى آن به وفور در دسترس اند. به واقع، برداشت هیچ دو بازدیدکننده اى نیز از فضاى یک اتاق یکسان نیست و برداشت افراد از آن، بنا به تغییر جنسیت، سن، فصل، با گذر زمان در ساعات مختلف شب و روز، با تغییر نور و دیگر عوامل کمى و کیفى، متفاوت خواهد بود. تصورات کودکان نیز از یک اتاق با تصورات بزرگسالان از آن کاملاً متفاوت اند و نقاشى هاى کودکان گواه خوبى بر این مدعا هستند. در

\\n\\n

هارون الرشید در حمام، کمال الدین بهزاد تثلیث، مازاتچو

\\n\\n

حقیقت، واسازى پدیده ها به سوى کنش پذیرى ذهن و تجربه انسانى با آنها و امکان پذیر شدن برداشت شخصى این پدیده هاست که آنها را، )در اینجا، فضاى معمارى، یا به طور مشخص تر اتاق( از نگرشى عام، تیپ سازى شده، انتزاعى، ثابت و صُلب رهانیده، به ورطه پیچیدگى و تنوع در برداشت هاى ناشى از برساختن ذهنیت هاى شخصى و بر هم کنش تجربه هاى فردى مى گشاید. چنان که اشاره شد، نقاش رنسانسى، اتاق را به صورت سه بعدى و از دید ثابت ناظرى عام تصویر کرده یا باز مى نماید که با نحوه بازنمایى دوبعدى اتاق ها و هم زمانى امکان نظاره چند اتاق در کار نگارگر ایرانى در مکتب هرات متفاوت است. کودکان، که ذهنشان هنوز به عادات ذهنى و تجربى بزرگسالان مألوف نشده، به گونه دیگرى درباره فضا یا واحد آن، یعنى اتاق، تصور و آن را تصویر مى کنند. شعر پارسى نیز، پر از خیال پردازى درباره طاق، اتاق، منظر و عناصر فضایى یا طبیعى مانند اینهاست و سرشار از نقش پردازى خیال، از فضا، با کلام و تصویر. در واقع، شاعر پارسى گوى، تلاش در پیوند این عناصر فضایى و طبیعى با موضوعات انسانى،

\\n\\n

از دریچه ذهنیت ها و تجربه هاى شاعرانه و عاشقانه خود، و صورت بندى آنها، از زبانى دارد )رجوع کنید به شعر حافظ در آغاز همین -طریق بازى هاى تصویرى نوشته(. و اما گوناگونى تجربه هاى ما از فضایى به نام اتاق که تلاش مى کنم تنها با مثالى به آن بپردازم. مقایسه کنید تجربه شکنجه آور و اندوهناك یک زندانى را در اتاقى تنگ با روزنى به بیرون، با تجربه پرشور معاشقه عُشاق در اتاقى گشوده به باغى زیبا و دل انگیز را. به واقع، اینها دو تجربه انسانى کاملاً متفاوت اند که به نحوه بازتولید درك تجربه گران آن از اتاق پیوندخورده، به آنها معناهاى متفاوتى مى بخشند. در داستان بوف کور صادق هدایت، تجربه عجیب راوى، در اتاقى با منفذى رو به بیرون توسط نویسنده تصویرسازى مى شود. به این ترتیب، در نظر من، پدیده اتاق قابل فروکاسته شدن و محدود شدن به کارکردها و یا واحدى عام و تیپ سازى شده از فضا، همین طور فضایى انتزاعى، سه بعدى و صرفاً کمى از عرصه اى محصور نیست، این پدیده نیز، همانند دیگر پدیده ها، در توصیف ها و تعاریف عام، معین و جزمى نمى گنجد. در همین راستا،

\\n\\n

،اتاق نمى تواند محدودیتى را که چهارچوب ناشى از ساختار دال و مدلولى زبان در Raum ،Room ،در قالب اطلاق کلماتى مطلق و همسان مثل اتاق، غرفه زبان هاى مختلف به آن تحمیل کرده و براى توصیف تنوع وجوه و پیچیدگى هاى اکتسابى این پدیده ناکافى است، برتابد. تخیلات فردى معماران، که گوناگون و تحول یابنده هستند، تخیل مخاطبان فضا و نیز تجربه هاى شخصى یا مشترك آنها، که چنان که اشاره شد متکثر و قابل تغییرند و نیز، مجموعه عوامل کیفى و کمى هر اتاق و طبیعت در برگیرنده آن، عوامل جغرافیایى، تاریخى و پیش فرض هاى فرهنگى، همه در تولید و بازتولید تصور و تصویر اتاق و تفسیر آن با تمام ابعاد و پیچیدگى هایش، نقش مؤثر دارد و به گستردگى وجوه و غناى مفهومى این پدیده خواهند افزود. دوباره برگردیم به تجربه هاى کودکانه، که در آنها میل به محصوریت مثلاً در رفتارهایى مثل پناه گرفتن در کمد یا زیر میز در هنگام بازى بازتاب پیدا مى کند. این نیاز؛ مثلاً در تمایل گاه به گاه هر یک از ما به خلوت کردن در کنجى

\\n\\n

امن قابل مشاهده است. همه اینها، نشان از نیاز ما به محصوریت دارند همچنان که گاهى شکستن محصوریت برایمان نیازى مبرم است. مثلاً نیاز به گشایشى دلگشا رو به منظره اى زیبا. به این ترتیب براى ما، نقش اتاق به عنوان فضایى تنظیم کننده براى تنظیم نحوه کنش با فضاى بیرون، باز تعریف مى شود. تنوع در مصادیق این نقش پذیرى، در دامنه تجربه هاى متنوع بشرى در طول تاریخ و گستره جغرافیا قابل جستجو است که در حقیقت، بیانگر وجهى از داستان تحولات بنیادین معمارى است. تحولات فنى و ساختارى معمارى نیز، همواره بر این تغییر و تحولات بنیادین مؤثر بوده اند. از خیمه کوچ نشینان در ایران تا ایگلوى اسکیموها در قطب شمال، از اتاق پنج درى ایرانى تا اتاق نیمه شفاف ژاپنى، از اتاق هاى تاریک تاریخى با دیوارهاى سنگین تا اتاق هاى تمام شیشه اى مدرن در اروپا، همه مصادیقى از نحوه بازتعریف رابطه میان محصوریت و گشودگى در طول تاریخ معمارى، بر پایه تحولات فنى، ساختارى و نیز ایده هاى معماران در هر دوران نسبت به نحوه خلق فضا هستند که پرداختن به آنها مجال دیگرى مى طلبد.

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.