اولین دیدار من با یوسف شریعت زاده روزى بود که به اتفاق نصرت مجلسى و به واسطه علیرضا امان براى شروع دوره اى کارآموزى به مؤسسه »امیرنصرت منقح و یوسف شریعت زاده« معرفى شدیم. هر دو نفر سال دوم دانشکده بودیم و برحسب سنت متداول در آتلیه هاى معمارى به دانشجوى سال بالایى خود علیرضا امان در انجام پروژه هایش کمک و از این طریق کارآموزى مى کردیم.
در آتلیه معمارى مؤسسه در زیرزمین ساختمانى واقع در خیابان دمشق ، براى هریک از ما میز کارى اختصاص داده شد و تمرین هاى لازم را با مداد آغاز کردیم. در ابتدا جزئیات معمارى را ترسیم یا اصلاح کردیم و به تدریج به ترسیم نقشه ها (بیشتر با مداد و سپس راپیدوگراف به صورت مرکبى) مشغول شدیم.
در آن زمان یوسف شریعت زاده سرپرستى طراحى معمارى مؤسسه را بر عهده داشت و در مرکز سالن آتلیه و در مقابل بازشو به آن مستقر بود. با توجه به احترام فوق العاده براى شخصیت کارى شریعت زاده و شناختى که قبلاً توسط مهندس امان حاصل شده بود ، روزهاى ابتدایى آغاز کار همراه با نوعى اضطراب و شرم حضور بود.
در آتلیه پس از یوسف شریعت زاده ، دکتر تهرانى عهده دار تهیه طرح هاى معمارى بود. از سایر همکاران در آتلیه معمارى که قدیمى تر بودند و یا بعدها آمدند مهندس فصیحى ، علیرضا امان ، کریم جواهرى ، منوچهر زرتشتى ، ناهید خواجه نصیرى ، مریم دارا و آقایان مهندسان سعیدى و ایرج وکیلى ، هر دو طراح سازه ، را به یاد مى آورم. مهندس امیرنصرت منقح مدیریت مؤسسه ، در اتاقى جداگانه در طبقه همکف و با امکانات ملاقات و کنفرانس و سایر ملزومات مدیریت استقرار داشت.
شاید به دلیل تعداد معدودى که در آتلیه مشغول به کار بودیم ، فضاى حاکم بر فضاى کار کاملاً دوستانه اداره مى شد. بدون تردید همکارى صمیمانه تهرانى و شریعت زاده نیز در ایجاد این مناسبات مؤثر و باور شریعت زاده به کار گروهى نیز در نحوه برخورد او با همکاران محسوس بود.
همکارى من در این مؤسسه از سال ۱۳۴۵ تا سال ۱۳۴۸ ادامه یافت ، در سال ۱۳۴۹ پروژه دیپلم خود را ارائه دادم و در مهرماه همان سال ۱۳۴۹ فارغ التحصیل شدم. پس از خدمت نظام وظیفه در فاصله سال هاى ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ و تا سال ۱۳۵۵ به فعالیت هاى معمارى و تشکیل دفتر معمارى UG به اتفاق نصرت االله مجلسى و کامران شاهین فر و عمدتاً به طراحى و نظارت بر اجراى خانه هاى مسکونى مشغول بودم.
در سال ۱۳۵۵ به مهندسان مشاور بنیان که پنج سال قبل تر طبق ضوابط و مقررات سازمان برنامه و بودجه براى شرکت هاى مشاور معمارى تأسیس شده بود ملحق شدم. شرکت بنیان در ساختمانى در خیابان زرتشت مستقر بود که توسط شریعت زاده طراحى و اجراى آن توسط معمار شانسى انجام شده بود و شرکت در سه طبقه شامل زیرزمین ، همکف و طبقه اول استقرار یافته بود. همکارى من با شرکت بنیان تا سال ۱۳۵۷ به صورت کارمند و پس از مدتى تا سال ۱۳۶۰ به صورت سهام دار آن ادامه یافت.
در سال ۱۳۶۲ به عنوان عضوى از گروه مهندسان مشاور پیرراز آن را تأسیس کردیم که بر اساس ضوابط جدید سازمان برنامه و بودجه براى احراز صلاحیت شرکت هاى مهندس مشاور رتبه بندى دریافت کرد و همکارى با پیرراز تا سال ۱۳۸۸ به صورت سهام دار و عضو هیئت مدیره ادامه داشت.
در دوران طولانى همکارى با یوسف شریعت زاده (۳۲ سال) ، بزرگ ترین و بیشترین سرمایه زندگى حرفه اى خود را از نگرش خاص او به معمارى به دست آوردم و از او بسیار آموختم؛ از آن جمله کار پیوسته و ممارست در آن و روش و رویکرد صحیح در انجام کار و لزوم گردآورى و تکمیل اطلاعات قبل از شروع به طراحى. توجه و تسلط شریعت زاده به ویژگى هاى معمارى گذشته ایران و چگونگى تأثیر آن بر طرح ، تواضع و کم گویى او قابل ذکر است.
شاهد انرژى و روحیه خستگى ناپذیر او در تهیه طرح ها بودم. بیشتر روزها و پس از اتمام ساعت کار و در زمان ترك آتلیه طرح هاى در دست تهیه خود را براى ادامه کار به خانه مى برد. در زمانى که در سفر بود و در هنگام بازگشت مجموعه اى از مطالعات و طرح هاى پروژه هاى جارى را به همراه مى آورد و یا در صورت طولانى شدن سفرش اتودهاى طرح اولیه را در کاغذهاى A4 و به صورت فکس یا پست ارسال مى کرد تا ادامه کار و تهیه فازهاى یک و دو و کارهاى تکمیلى آنها در شرکت امکان پذیر باشد.
نگرش خاص شریعت زاده به پروژه ها و سبک و سیاق کارى او را به ندرت در سایر معماران دیده ام. هرگز فى البداهه و بدون در دست داشتن دانسته هاى جامع از جمله برنامه فیزیکى طرح ، اطلاعات کامل اقلیمى و نیازهاى عملکردى و فضایى ، کدها و استانداردهاى حاکم بر طرح دست به قلم نمى برد و آنچه طراحى مى کرد ، فرآیند تحلیل انبوهى از اطلاعات بود که فرم و خصوصیات حجمى و فضایى و اجرایى طرح را تشکیل مى داد. اطمینان دارم که اگر در مدارس معمارى و در قالب روش تهیه طرح ها این الگو به دانشجویان آموزش داده مى شد ، نتیجه کار معماران ایرانى و معمارى متداول ایران سبک و سیاق متفاوت و منطقى خود را پیدا مى کرد.
شریعت زاده حتى از مطرح شدن و مورد تعریف و تمجید قرارگرفتن به شدت پرهیز مى کرد و هیچ گاه تن به مصاحبه نمى داد. به همین دلیل کمتر شاهد نقد و تفسیر کارهاى او و تعریف و تمجید و گزافه گویى در مورد او بوده ایم. او با اتکا بر کار گروهى هدایت و سرپرستى طرح ها را از ابتدا تا انتهاى اجراى آنها مستمر انجام مى داد و از ویژگى هاى خاص او اشراف و تسلط به سایر علوم مهندسى مرتبط با معمارى (تأسیسات مکانیکى و برقى ، روش هاى ساخت و ساز ، سازه و کدها و استانداردهاى بین المللى) بود. او بر این اعتقاد بود که هر معمار باید بر این اطلاعات تسلط داشته باشد؛ به صورتى که در تهیه طرح اولیه به نیازها و ملزومات آنها آگاهى یابد و حتى در زمان تبادل نظر با سایر مهندسان و متخصصان پیشنهاد و انتخاب مطلوب خود را ارائه کند.
شریعت زاده به نحوه آموزش در مدارس معمارى نیز معترض بود. اعتقاد داشت دانشجویان علاوه بر آموختن تئورى ها و انجام تمرینات آموزشى نیاز دارند در مورد کارهاى عملى و آشنایى با فنون و امکانات اجرایى نیز مورد آموزش قرار گیرند. متأثر از همین تفکر سال هاى اولیه دوران دانشجویى به کار و فعالیت جدى خارج از محیط دانشکده پرداخت و مدت طولانى از تحصیل در دانشگاه به دور بود. حتى پس از دوران همکارى با مهندس امیرنصرت منقح ، محسن میرحیدر و محمد تهرانى و با تشویق و اصرار مهندس منقح پروژه دیپلم خود را در سال ۱۳۴۲ ارائه داد و فارغ التحصیل شد. پروژه هاى او و همکارانش از جمله بیمارستان ژاندارمرى در تهران ، سینما ریولى و ساختمان وزارت کار و امور اجتماعى و تعدادى از خانه هاى مسکونى که همگى قبل از فارغ التحصیلى او به انجام رسیده اند ، نشان دهنده اعتقاد او به لزوم کار در دوره دانشجویى او بوده است.
پس از دوران کوتاه چند ماهه و حضور در مدارس معمارى ایتالیا به ایران برگشت و در سال ۱۳۴۳ – و با تأسیس مؤسسه امیرنصرت منقح و یوسف شریعت زاده – به فعالیت هاى کارى و مطالعاتى خود ادامه داد و مجموعه بیمارستان هاى سازمان تأمین اجتماعى ، مجموعه صنعتى تراکتورسازى و ماشین سازى تبریز و ساختمان روزنامه اطلاعات و مجموعه هاى مسکونى متعدد حاصل این همکارى بوده است.
فهرست انبوه پروژه هاى موجود او در مهندسان مشاور بنیان و سپس در مهندسین مشاور پیرراز طى سال هاى ۱۳۶۲ تا ۱۳۸۰ (زمان فوتش) ، همگى حاصل رویکرد خاص او و همکارانش به کار و حرفه و هنر معمارى است.
شریعت زاده اشراف معماران بر معمارى غربى و هنر گذشته ایران را الزامى براى طراحى مى دانست و در نظر گرفتن و توجه و مطالعه عوامل اجتماعى و مالى پروژه ها ، مصالح و امکانات اجرایى محل پروژه ، شرایط آب و هوایى و نور آفتاب را تأثیرگذار بر طراحى معمارى مى دانست و با اشراف به این اطلاعات و تحت تأثیر آنها به طرح و حجم معمارى دست مى یافت. عدم توجه به آنها و فرم گرایى و تقلید از معمارى غرب را عاملى براى سهولت و آسان انگارى تهیه طرح مى دانست و معتقد بود که طرح معمارى بایستى مانند درختى باشد که در همین آب و خاك ریشه دارد. در روند طراحى هر پروژه به دنبال شناخت دقیق کسانى بود که در فضاى طرح زندگى ، سکونت ، کار و فعالیت مى کنند و توجه داشت که نتیجه کار و هنرش در اختیار چگونه مردمى ، و با چه فرهنگ و سوابق اجتماعى قرار خواهد گرفت.
صرفه جویى در مصرف انرژى چه متأثر از محیط و چه انرژى مورد نیاز براى اجراى طرح و زاویه استقرار پروژه نسبت به محورهاى جغرافیایى و استفاده بهینه از زاویه و ارتفاع تابش نور خورشید عواملى بودند که مورد توجه او قرار داشت و در نتیجه نورگیرى ها و بازشوهاى مستقر در نماهاى مختلف پروژه هایش تحت تأثیر این عوامل یکسان نیست و خصوصیات مشابهى ندارد. همواره طراحى با نماهاى یکسان و با پوشش شیشه اى را تقلید از معمارى غرب و هدر دادن انرژى و بى توجهى به عوامل اقلیمى ایران مى دانست. در مورد درختانى که در محوطه اطراف بنا کاشته مى شدند ، دقت و وسواس نشان مى داد. نمونه قابل توجه آن کنترل نور خورشید به وسیله درختان خزان کننده (مانند سپیدار ، تبریزى) در جبهه غربى ساختمان کتابخانه ملى است که در زمستان که نور و گرماى خورشید غرب مطلوب است ، خالى از برگ هستند و در تابستان که نور شدید خورشید و زاویه تابش آن آزاردهنده و گرمازاست پر از برگ مى شوند و نماى ساختمان را در سایه خود قرار مى دهند. علاوه بر این عوامل به جزئیات اجرایى طرح ها متأثر از صرفه جویى از انرژى و حفظ آن نیز توجه کامل داشت.
شریعت زاده با آگاهى از معمارى گذشته ایران تلاش مى کرد عوامل شکل دهنده آن را مورد نظر و شناسایى قرار دهد و ضمن نوآورى در طرح ، آنها را استفاده کند. به جاى تقلید از معمارى گذشته (که متأسفانه رایج است) سنت ها و عملکرد آن را در طرح هاى خود مورد نظر قرار مى داد. نمونه آن استفاده از نور طبیعى در جهات و زوایاى مناسب براى فضاهاى داخلى کتابخانه ملى است. نورگیرهاى جانبى و سقفى با استقرار در ارتفاع در فضاها حداکثر روشنایى را براى تالارهاى مطالعه تأمین کرده و با پیش بینى بازشوهایى در کف طبقات نور و روشنایى به عمق فضاها رسانده شده است.
با اطمینان مى توان گفت که در بین مؤسسات و شرکت هاى مهندسین مشاور که دوران فعالیت آنها با سال هاى کارى بنیان و پیرراز هم زمان بوده اند ، شریعت زاده و همکاران او بیشترین حجم و تعداد پروژه هایى که خدمات مشاوره آنها را از ابتدا تا انتهاى اجرا و تهیه نقشه هاى چون ساخت (As Built) عهده دار بوده اند ارائه داده اند.
پس از دوران طولانى همکارى نزدیک با یوسف شریعت زاده و کسب دانش و تجربه در کنار او بر این عقیده و باور هستم که نحوه اندیشیدن و نگرش او به هنر و معمارى کامل ترین ، جامع ترین و پربارترین شکل رویکرد یک معمار به این حرفه و هنر است. راه و روشى که مى تواند الگوى معمارانى قرار گیرد که در جست وجوى دستیابى به بهترین نتیجه کار و فعالیت در معمارى هستند.








