اندود سيمانى يا بتنCEMENT RENDER OR CONCRETE اندود هاى مختلف ساختمانى و يا بتن در جا يا ﭘيش ساخته نقش مهمى در ساختمان هاى مدرنيستى تهران داشته اند، و بايد داشته باشند، اما اكنون كمتر به آنها توجه مى شود. مسلماً براى ساختمان هاى مرتفع سيمان يا بتن ﮔزينة اول است. دو نوع مصالح ﭘوششى هست: يكﭙارﭼه يا غير يكﭙارﭼه. مشخصة معمارانة سيمان يا بتن يكﭙارﭼه بودن است )به غير از ﭘيش ساخته(. در سيمان، مثل كاشى، رنﮓ هم يك امكان است. رنﮓ هاى تيره ﭼرك تاب هستند و در تهران ﭘيشينه دارند. اما سيمان خام كه معمولً به عنوان آستر استفاده مى شود، جالب ترين است. Cement renders or in-situ or precast concrete were important choices for the external appearance of Tehran’s Modernist buildings. This should continue, in spite of the present disdain due to the preference for glitz. For high rises it is the logical choice. Renders offer uniform surfaces, a desirable aspect. As in ceramics, renders offer colour. darker ones weather better. نبش جنوب شرقي فلسطين و بزرﮔمهر Felestin [E] + Bozorgmehr [S] انشعاب از ضلع شرقي فرزان - فلسطين شمالي 3 # ضلع شمالي- Farzan [N] # 3 - off Felestin [W]
\nنماى سيمانى رنﮓ شده در دورنﮓ: قهوه اى سير و سفيد مايل به خاكسترى. اهميت انواع اندود در يكﭙارﭼﮕى سطح است. لبه هاى ﮔرد شده حجم را نرم تركرده اند. عدم تقارن و تنوع ﭘهناهاى حجم هاى عمودى برجسته به تركيب كمك كرده است. در واقع، هم طرح و هم اجراى آن ساده است و نشان مى دهد كيفيت معمارانه به هزينه هاى بيهوده و شلوغ كردن به نام طراحى ارتباطى ندارد! ﮔوشه، محل تلقى دو انحنا است. تقاطع با نيلوفر- ضلع شرقي- فلسطين Felestin [E] + Niloufar [N] Cement render exterior in two colours. The importance of render is in providing homogeneous surfaces. The rounding off of edges that can make the mass smoother is another possibility with render. The corner is the meeting points of two projections. تقاطع شاداب و مهر- ويل Villa - Shadab [S] + Mehr [E]
\nشركت ها و افراد دست اندركار ﭘروژه را فهرست كرده، كه در بين آنها نام ويكو مجيسترتتي، طراح ايتاليايي، قرار دارد. مي توان بلندمرتبه، هر ﭼقدر بلند ساخت، اما فقط به اين نحو! مي توان در يك »دهكده« ﭘياده راه رفت، و حتي از اين »دهكده« به ديﮕرى رفت، در حالي كه مترمربع هاي كاربردي در بال قرار دارند )شايد حتى ﭼنين »دهكده«اى بتواند موجودي قديمى باشد، كه برج روي آن ساخته مي شود(. اعمال تغييرات نامناسب در اين مجموعه ها هم معضلى است: براى مثال تغيير نماى برنز رنﮓ زيباى هتل هايت اوين. در سوي ديﮕر، برج هاى امروزى هستند، مانند »برج« كنار خيابان آفريقا، مثل اينكه يك عمارت قاجاري فشرده شده. به نظر مى رسد صد در صد زمين را اشغال كرده و ديوارهاي همسايﮕي دارد! بدنة غربي همسايﮕي را از بال به ﭘايين ساخته اند و به طبقة ﭼهار كه رسيده ايستاده! صحبت رايت را در -مورد برج هاي تجاري آن موقع آمريكا به ياد مي آورد، اغلب نوعي كلسيك ﮔوتيك كه با وجود سنﮕينى شكل، آنها را از بال به ﭘايين مي ساختند! )رايت، آيندة معماري( و به واقع ذهنيت حاكم، قاجاري است: بُهت در برابر فرنﮓ، همان التقاط هاي ناشيانه، بي دقت و باسمه اي، فقط اكنون با كمك تير آهن و بتن )به بيﮕارى ﮔرفتن آنها، نه بيرون آوردن زيبايي شان(، و آسانسورهاي آوازخوان، و آسانسورهايي كه درشكة بى اسب را تا كنار تخت طليى لويى مي برند. اما همان محدوديت امكانات قاجار حداقل كيفيت هايي )بامزﮔى هايى ناشي از التقاط، حالت هاى سوررئاليستى به خاطر تناسبات غيرعادى، و حفظ اصول معماري ايرانى( را به وجود آورد و ميراث فرهنﮕى، اصفهان و يزد و ... به اكنون رسيدند، قبل از مثله شدن! و امروز ما مثل دورة قاجار بنجل ترين ها را به جاي بهترين هاى فرنﮓ مي ﮔيريم )دوبى/مالزى(، با همان سرسراي باشكوه رومي، تخت جمشيدي، لس وﮔاسى، ﭼلوكبابي، ديكانستراكشن، قنادي. looked fine against the colours of the mountain range). A recent 19th century looking “tower” occupies the whole of its small plot, and is built top to bottom on an abutting side (reminding one of Frank Lloyd Wright’s comment in The Future of Architecture re the commercially built skyscrapers of his time). Indeed, the prevalent mindset is still one of the 19th century Qajar - mesmerized by the aura of the West, the same uninformed tacky mixing of things, but now with the aid of steel and concrete (their enslavement, not aesthetic expression), singing lifts, and ones that take your horseless carriage next to your golden bed and golden Jacuzzi. But even the limitations of the Qajar system at least did result in some qualities, some amusing results from juxtapositions and surrealistic effects due to getting the sizes wrong for example, that some archetypes of Persian architecture were maintained, and that the architectural heritage on the whole came to us intact, before being destroyed! That same confusing of the tackiest (Dubai/Malaysia) for the foremost. The same Roman, Persepolis, Las Vegas, Kebab house, Deconstruction, confectionary style LOBBY. .صفحة مقابل، نماى شمالى برج جنوبى ﭘارك ﭘرنس آﭘارتمان هاى اين ساختمان دوﭘلكس هستند. اين مشخصه در نما منعكس شده و به يك تركيب نقاشى ﮔونه رسيده. نمونة خوبى از اندود سيمانى و رنﮕى و لزوم استفاده از آن. دوﭘلكس با بالكن دو طبقه و همﭽنين يك طبقه در محله ﭼند تراكمى و متمول شهرك غرب. Opposite page - The northern side of the southern high rise of the Parc des Princes complex. The apartments are the duplex type. This is reflected in the elevation, which seems painterly in the Modernist sense. A good example of the visual effect and performance of coloured cement render, something with an important precedence in Tehran, but not popular at the moment. Above - Duplex apartments with double height as well as single storey balconies in the mixed density and affluent Shahrak-e Qarb area of Tehran.
