دانشگاه ملی کرمان (دانشگاه شهید باهنر)، دانشگاه جامعی است که بیش از ۵۰ سال پیش مهندس علیرضا افضلیپور و بانو فاخره صبا به صورت خیریه بنیانگذاری کردند و در این مدت از لحاظ علمی، جمعیتی و کالبدی رشد چشمگیری داشته است، به طوری که وزارت علوم این دانشگاه را در زمره دانشگاههای برتر ایران میشناسد و معماری آن نیز در سال ۱۹۸۹ از طرف بنیاد معماری آقاخان نامزد جایزه برگزیده مجموعههای دانشگاهی کشورهای در حال توسعه شد.
مساحت پردیس اصلی دانشگاه در جنوب شرقی شهر کرمان، در حدود ۴۰۰ هکتار است. برنامهریزی کالبدی برای طرح جامع دانشگاه بیش از ۴۰۰٬۰۰۰ مترمربع زیربنا را شامل میشد که تا امروز حدود ۲۳۰٬۰۰۰ مترمربع بناهای آموزشی، کمک آموزشی، رفاهی و پشتیبانی آن برنامه ساخته شده است.
ویژگی این دانشگاه بینظیر ایران این است که از آغاز براساس مطالعات و یک طرح جامع آموزشی و کالبدی، برنامهریزی و طراحی شده و بر همان اساس به نحو پویایی توسعه یافته است و مسئولان دانشگاه با وجودی که متغیر بودهاند و دیدگاهها و سلیقههای متفاوتی هم داشتهاند ولی در مجموع تا حد زیادی به این طرح جامع پایبند ماندهاند که این پایبندی تأثیر مثبتی در به سامان رسیدن اهداف آموزشی و فرهنگی و کالبدی و اقتصادی دانشگاه دارد.
تاریخچه، طراحان، برنامهریزان و افراد کلیدی
کارفرمای طرح جامع و ساختمانهای اولیه دانشگاه زندهیاد علیرضا افضلیپور در سال ۱۳۵۱ قرارداد طرح جامع دانشگاه را با مهندسان مشاور بنیان به مدیریت امیرنصرت منقح بستند. سرپرست طراحی مجموعه یوسف شریعتزاده و مسئول طرح محسن میرحیدر بودهاند و طرح جامع آموزشی توسط دفتر رایزنی اسپندار به سرپرستی دکتر محمد مقدم به عنوان مشاور همکار مهندسان مشاور بنیان انجام گرفته است. مهندسان مشاور سانو و دکتر قالیبافیان طراحی سازه بخشی از ساختمانهای اولیه را برعهده داشتند.
از سال ۱۳۶۲ که مهندسان مشاور پیرراز توسط جمعی از شرکای مهندسان مشاور بنیان تأسیس شد تا امروز، مسئولیت مشاور طرح جامع دانشگاه برعهده این مهندسان بوده و از سال ۱۳۶۴ و تکمیل ساختمانهای اولیه و هبه آنها از طرف زندهیاد افضلیپور به مردم کرمان، کارفرمای ادامه کار پروژه، دانشگاه شهید باهنر کرمان بوده است.
شایسته است که یاد شود از مهندسانی که در گروه مهندسان مشاور بنیان و پیرراز طی ۵۰ سال گذشته در برنامهریزی، طراحی و نظارت این پروژه مسئولیت داشتهاند: بهمن فرهوشی، یدالله رزاقی، ایرج وکیلی، صدیقه دیبا، حشمتالله منصف، یونس قلیزاده، م. زرتشتی، بیژن فرهوشی، هود ملکمی، احمد معمارزاده، میرعظیم عظیمزاده، سیروس قراچهداغی، رحیم شیخالاسلامی، ح. خواجهنوری، ن. جلیلی فرشچی، هنری ملکمی، محمودرضا مهاجرانی، علیرضا میرطاهری، عیسی سلاجقه، محسن رهنما، ب. مهرآیین، فرهاد ابوضیا، بابک شادرو، پدرام رهبری، جواد سلاجقه، مرتضی عباسی، جلالالدین سجادیان، پروین قائمیان، محمد ابراهیم زارعنژاد، مهدی منصوری، علی رحیمینژاد، امین مسعودزاده، مرتضی غنی تفرشی، مازیار سلمانزاده، علی هاشمی دزفولی، سیدعلی رضوی.
ویژگیهای طرح جامع دانشگاه
طرح جامع دانشگاه شامل دو فعالیت جداگانه و مکمل هم است: طرح جامع آموزشی و طرح جامع کالبدی.
طرح جامع آموزشی بررسی و مشخص کردن عوامل آموزشی دانشگاه است و بر اساس هدفهای کلی آموزشی شامل انجام موارد زیر است:
- بررسیهای منطقهای برای استان کرمان
- تعیین هدفهای آموزش عالی منطقه
- پیشنهاد نظام مطلوب آموزشی و تعداد دانشجویان در مراحل اولیه و مراحل رشد
- تعیین فعالیتهای عمده دانشگاه درباره آموزش، پژوهش، امور دانشجویی، کادر اداری آموزشی نسبت به جامعه کرمان
- تعیین برنامههای آموزشی و برنامهریزی درسی شامل تعداد واحدها و ساعات تدریس نظری و عملی
- انجام محاسبات تبدیل برنامهها و فعالیتهای دانشگاهی به احتیاجات فضایی، شمار فضا و گنجایش و مشخصات فضا
طرح جامع کالبدی به معنای مجموعهای از ضوابط مختلف برای شکل دادن به نتایج برنامهریزی آموزش به صورت سطح، شکل ساختمان، مشخصات فیزیکی و تأسیساتی شامل موارد زیر است:
- تعیین ضوابط شکلگیری ساختمانها
- تعیین ضوابط اقدامات زیربنایی برای آمادهسازی محوطه
- تعیین نوع و حجم ساختمانها
- تعیین نحوه درست استفاده از زمین و قابلیت تغییر و توسعه
- تعیین موقعیت استقرار هریک از ساختمانها و روابط فضای آنها
در وهله اول در کنار مطالعات معمول پایه نظیر شناسایی وضعیت زمین و وضعیت قناتها و عوامل جغرافیایی و شناسایی دسترسیها، محاسبات برنامهریزی فیزیکی بر اساس طرح جامع آموزشی، آن برنامهها و ساعات تدریس و نیازهای آموزشی و پژوهشی را به سطح مورد نیاز آنها تبدیل میکند. این سطوح و نسبت تراکمی آنها مناطق اصلی طرح جامع را مشخص میکند.
اولویت گروههای آموزشی
مهمترین مفهومی که بر قالب کالبدی واحدها (بلوکهای ساختمانی) شکلدهنده دانشگاه تأثیر گذاشته و از آغاز پیشنهاد شده سیاست اولویت دادن به گروههای آموزشی بوده است. این سیاستگذاری که در هر دانشگاهی که برنامهریزی میشود از اولین تصمیمگیریها به شمار میآید تأثیر اساسی در برنامهریزی فیزیکی و شکلگیری طرح جامع میگذارد.
مسئله این است که اصل بر فعالیت گروههای آموزشی، خدماتدهی متقابل آنها و استفاده با برنامهریزی مرکزی از امکانات و تسهیلات آموزشی باشد یا برعکس استقلال کامل دانشکدهها به عنوان ساختارهایی کاملاً مستقل و بیارتباط با هم که هر دانشکده به تنهایی همه امکانات لازم را برای آموزش همه دروس به دانشجویان تأمین خواهد کرد.
در زمان طراحی دانشگاه کرمان بسیاری از دانشگاههای ایران نظیر دانشگاه مادر، یعنی دانشگاه تهران، رویکرد اصالت دانشکده را داشتند. در حالی که حسن استفاده از امکانات و بهره بهینه از همه تسهیلات حکم میکند که همه امکانات آموزشی و کمک آموزشی دانشگاه به نحو متمرکز برنامهریزی و استفاده شود. این روش مورد توصیه اکید یونسکو است و در طرح جامع آموزشی ملاک قرار گرفته و معماری طرح جامع کالبدی هم بر اساس همین مفهوم شکل گرفته است.
واحدها یا بلوکهای تشکیلدهنده طرح واحدهایی خواهند بود با ابعاد نسبتاً کوچک که هرکدام به یک یا چند گروه آموزشی اختصاص خواهند داشت. این واحدها زیربنایی در حدود ۲٬۵۰۰ تا ۴٬۵۰۰ مترمربع خواهند داشت که تفاوت شکل و ابعاد معماری این رویکرد با دانشگاهی که اصالت را به دانشکده میدهد این است که در آنجا ساختمان دانشکده زیربنایی در حدود ۲۰٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ مترمربع نیاز خواهد داشت.
تأثیر دیگر این مفهوم در شکل مجموعه دانشگاه ارتباطات این واحدها با هم است که شکل منطقهبندی عملکردی و دسترسیهای دانشگاه را میسازد. فواصل این بلوکها نباید از ۵۰۰ یا حداکثر ۷۰۰ متر بیشتر شود. گروههای آموزشی که خدماتدهنده بیشتر به گروههای دیگر هستند مانند علوم پایه و ادبیات در مرکز هسته و در ارتباط نزدیک با هم جانمایی میشوند و به تدریج هرچه گروهها تخصصیتر شوند، در حاشیه جای میگیرند.
معماری هوشمند واحدهای ساختمانی
مفهوم معماری هوشمند که بیش از ۵۰ سال پیش مد نظر طراحان مجموعه دانشگاه کرمان قرار داشته، فراتر از چیزی است که در دهههای اخیر به نام سیستمهای مدیریت هوشمند ساختمان شناخته میشود. ساختمانی که بر اساس معماری هوشمند ساخته شده دارای قابلیت انطباق با نیازهای جدید فضایی و تأسیساتی و زیرساختی بدون نیاز به تخریب و تغییر ساختاری است.
راهبرد چنین قابلیتی در واحدهای ساختمانی دانشگاه در درجه اول مستلزم طراحی مدولار معماری، سازه و تأسیسات است. وقتی ساختمان بر اساس مدول مناسب عملکردی طراحی شود تمامی اجزا هماهنگ با آن خواهند بود مانند تیغهبندیها، پنجرههای نما، دریچههای تأسیساتی، چراغها، عناصر سازهای اعم از ستونها و تیرها و تیرچهها. بر همین اساس، مدول پایه ۱٫۵ متر و مدول کلان ۷٫۵ متر براساس مطالعات مفصل به عنوان ابعاد بهینه برای عملکردهای آموزشی و کمک آموزشی و پژوهشی در طرح جامع دانشگاه کرمان مورد استفاده قرار گرفته است.
اما هوشمندی ساختمانهای دانشگاه علاوه بر این، با پیشبینی و ایجاد هادیهای تأسیساتی عمودی و افقی منظم در هر مدول کلان ساختمان تأمین میشود. با وجود این هادیها، هرگاه تأسیساتی جدید مورد نیاز باشد مانند یک هواکش جدید برای یک آزمایشگاه یا زیرساخت جدید، وجود این هادیهای تأسیساتی منظم امکان انطباق ساختمان با این نیاز جدید را بدون نیاز به تخریب فراهم میکند.
مثال بارز، شبکههای داده و کامپیوتر است که در کمتر از ۲۵ سال گذشته وارد نظام و محیط کار شده و تمامی فضاها و عملکردها را تحت تأثیر قرار دادهاند و معماری هوشمند واحدهای دانشگاه با وجود هادیهای عمودی و افقی بدون هیچ مشکلی خود را با این سیستمهای جدید تطبیق میدهد. چنانچه ساختمانهای دانشگاه را که بیش از ۴۰ سال از بهرهبرداری از اولین مجموعه آنها میگذرد، با ساختمانهای همسن مقایسه کنید ملاحظه میشود که با روز اول تفاوت چندانی ندارند و هیچ عنصر الحاقی اعم از تأسیساتی یا ساختمانی به چشم نمیخورد.
شرایط محیطی اقلیم خشک، معماری بومی و دسترسپذیری
عامل اصلی دیگری که در شکلگیری مجموعه دانشگاه تأثیر گذاشته، شرایط محیطی اقلیم گرم و خشک کرمان است. جهتگیری جغرافیایی ساختمانها با کشیدگی به سمت شرق و غرب و رو به سمت جنوب و شمال، استفاده از نور طبیعی از سوی شمال و جنوب و پرهیز از نور مزاحم غرب و شرق، ابعاد پنجرهها و میزان بازشوها و جانمایی آنها، تعداد طبقات و ارتفاع واحدها، توجه به مقاومت خاک و زلزلهخیزی کرمان و همچنین هزینههای ساخت ساختمانهای مرتفع عواملی بودهاند که منجر به شکلگیری بافتی از ساختمانهایی با حداکثر سه طبقه ارتفاع شدهاند.
ترکیب آنها ملهم از بافت ارگانیک سنتی شهرهای کویری، پیرامون حیاطهایی سبز با ابعاد مختلف است. یک حیاط اصلی که بزرگتر از دیگر حیاطهاست، قلب هسته آموزشی را تشکیل میدهد و با عناصری مانند کتابخانه مرکزی و کلاسهای بزرگ و واحدهای گروههای علوم پایه در پیرامون آن و سایر گروههای آموزشی با حیاطهای کوچکتر از این مرکز دور میشوند.
کل این حیاطها و هسته آموزشی فضای امن عبور عابر پیاده و معلولان است و دسترسی سواره و اضطراری به واحدها از طریق یک خیابان کمربندی بدون تداخل با مسیرهای پیاده تأمین شده است. این هسته از نظر ارتفاع مسطح است و افرادی که از سردر ورودی اصلی دانشگاه وارد میشوند اعم از معلولان، سالمند، افراد نابینا و کمبینا و همچنین افراد سالم و عادی بدون مواجه شدن با هرگونه اختلاف سطح میتوانند با امنیت کامل به ساختمانها و محوطههای مورد نظر دسترسی یابند.
وجود پلهای ارتباطی در طبقات بالای همکف بلوکهای آموزشی کل مجموعه آموزشی را به یک ساختار پیوسته تبدیل میکند. این پیوستگی علاوه بر نقشی که در اصالت دادن به گروههای آموزشی و مفهوم دسترسپذیری دارد، از نظر اقلیمی نیز تسهیلات مضاعفی ایجاد میکند که افراد میتوانند در فصول بسیار گرم یا بسیار سرد و یا در هوای غبارآلود بدون نیاز به خروج از فضاهای داخلی ساختمانها به همه فضاهای آموزشی مورد نیاز دسترسی داشته باشند.
مصالح سازه ساختمانها اسکلت فلزی و در دوره زمانی سالهای ۶۴ تا ۷۲ به دلایل الزامات سازمان برنامه اسکلت بتنی بوده است. مصالح پرکننده غالب در دیوارها و سقفهای کاذب آجری از آجر سفال که از مصالح بومآورد به حساب میآید در نظر گرفته و تلاش شده علاوه بر ایجاد معماری سازگار با بوم به توسعه فناوریهای ساختمانی محلی نیز کمک شود.
نقش معماری در ارتقای برخوردها و تعاملات اجتماعی
از ایدههای اولیهای که در شکلگیری طرح جامع و ساختمانهای دانشگاه و فضاهای داخلی ساختمانها و پیوستگی و شکلگیری حیاطهای میانی آنها مد نظر طراحان بوده است، ایجاد امکان و تشویق برخورد دانشجویان و استادان و پژوهشگران رشتههای مختلف در فضاهای عبور و مرور و مکث داخل ساختمانها، کتابخانه مرکزی، کلاسهای عمومی، تسهیلات مشترک و حیاطها برای شکلگیری آشناییهای بیشتر، معاشرت و شکلگیری مباحثات در خارج از چهارچوبهای تعیین شده برنامه آموزشی، بالا بردن سطح اطلاعات عمومی تحصیلکردههای دانشگاه و پرهیز از به وجود آمدن کارشناسان یکبعدی است.
نقش مؤلفههای کالبدی در شکلگیری تعاملات اجتماعی در فضاهای دانشگاهی موضوع مقالهای تحقیقی در دانشگاه یزد بوده است که دکتر علی شهابینژاد به همراه خانم زهره کریمینسب در مورد دانشگاه شهید باهنر کرمان انجام دادهاند. در این تحقیق مشخص شده که در دانشگاه شهید باهنر کرمان به عنوان یک پردیس جامع دانشگاهی با ساختمانهای خاص و به هم چسبیده، معماری تأثیر عمیقی در بالا بردن تعاملات اجتماعی داشته و حیاطهای بین بلوکها بیشترین محل این تعاملات اجتماعی میان دانشجویان هستند.
«ما اولاً زیادهطلب نبودیم، و دنبال تجملگرایی و طراحی ساختمانهای چشمگیر نرفتیم که خواسته ما تحقق نیابد. براساس انتظاراتی که داشتیم برای یک کشور فقیر که یک دانشگاه اقتصادی و کارآمد لازم دارد این کار را طراحی کردیم و نسبتاً هم خوب انجام شد. یعنی کسی در آن زیاد دخل و تصرف نکرد.»
-- محسن میرحیدر، مسئول طرح
دانشکده تربیت بدنی
دانشکده کشاورزی
نمازخانه
تالار همایشها
موزه افضلیپور و کتابخانه مرکزی







