ژرژ دارش فارغالتحصیل رشتۀ معماری از دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۵ است. او در همان دوران تحصیل کار حرفهای را در دفتر فنی دانشگاه تهران آغاز کرد که تا سال ۱۳۵۱ ادامه یافت. پس از فراغت از تحصیل، در سال ۱۳۵۵ بهعنوان عضو هیئت مدیرۀ شرکت مهندسان مشاور هیریاس و با همکاری مهندس کاظم کهوازاده به کار حرفهای مستقل پرداخت که تا سال ۱۳۷۰ ادامه یافت. در طول سالیان فعالیت در هیریاس، علاوه بر ساختمانهای مسکونی، به طراحی مجتمعهای ساختمانی و بناهای اداری و عمومی هم پرداخته است. ازجمله سه ساختمان ۷ طبقه (مجموعاً ۱۷۲ واحد) حوالی پارک قیطریه؛ یک مجتمع ۵۰ واحدی با ۴ هزار مترمربع زیربنا در جعفرآباد که دارای بخش مسکونی و بخش عمومی، شامل فروشگاه و رستوران، بود؛ بناهای مسکونی و اداری در سراوان، خاش و شاهینشهر؛ و ساختمان مرکزی سازمان آب زاهدان. در سال ۱۳۶۴ این شرکت مهندسی مشاور به شرکت ساختمانی تبدیل شد و در طول فعالیت آن، ژرژ دارش علاوه بر طراحی ساختمانهای متعدد، به اجرای ساختمان و کارهای مهندسی پرداخت. از جمله کارهای این شرکت احداث بخشی از فاضلاب تبریز بود. دارش از سال ۱۳۶۳ به طور آزاد به طراحی، ساخت و نظارت اشتغال دارد و عمدتاً به طراحی مجتمعهای مسکونی میپردازد. او عضو هیئت مدیره است.
برای معرفی ژرژ دارش، یک مجتمع مسکونی را که در سالهای دهۀ ۷۰ توسط او طراحی، اجرا و نظارت شده است برگزیدهایم. مهندس استراکچر این مجتمع مهندس گرجستانی و مهندس تأسیسات آن مهندس رضوی بودهاند. در واقع این نکته که ژرژ دارش یک سازنده یا developer است — یعنی خود سرمایهگذاری میکند، طراحی و اجرا و نظارت میکند، و بعد حاصل کار را میفروشد — مبیّن وضعیت خاص اوست. در شرایطی که در بازار ساختوساز ایران خط جداکنندۀ پررنگی گروه «بساز و بفروشها» را از معماران تفکیک میکند و حاصل کار بسازوبفروشها غالباً نمونههای مصیبتبار ساختوساز و بری از هرگونه ارزش معماری شمرده میشود، نمونهای چون ژرژ دارش خیلی قابل انتظار به حساب نمیآید. خود او در این باره میگوید:
«بعد از سالها تجربه در قالبهای موجود تولید مسکن، در پی راهحلی برآمدم که هر سه بخش کار — یعنی طراحی، ساخت و نظارت بر اجرای آن — با خودم باشد. کارهایی که پس از آن ارائه دادم همان کیفیاتی را دارند که خودم میخواهم. در واقع من در کار خودم معمار سنتی را حذف کردهام؛ خودم کار او را انجام میدهم. چون در کار قبلی تجربه کردم و دیدم که معمار استادکار را میگذارد کار کند، بعد از آرشیتکت میپرسد که خوب است یا نه، و بیشتر اوقات باید کارشان را خراب کنیم و از نو بسازیم. حالا من خودم مستقیماً با استادکار کار میکنم و آنها مجبور میشوند کارهایی را که میگویم انجام دهند. بدین ترتیب تجربههای جدید هم کسب میکنند. کارگران ساده را هم خودم آموزش میدهم و به آنها فرصت میدهم تا ترقی کنند. هزینۀ این آموزش را هم خودم میپردازم، چون کارگرانم روزمزد هستند. در عوض من و کارگران و استادکاران با هم میتوانیم جزئیات را اجرا کنیم. با طراح صنعتی هم مشورت و همکاری بسیاری دارم، چون با روند موجود ساختوساز معمار خودش امکان حل کردن همۀ جزئیات را ندارد.»
در واقع نمایانترین مشخصۀ کار ژرژ دارش — که از بیرون، از نما، از پیادهرو کفسازیشده، از سطل زبالۀ طراحیشده، از در و دیوار هم قابل رویت است — توجه به جزئیات و لذت صنعتگری کار است. این توجه تماماً معطوف به بهرهوری بهتر از ساختمان است؛ معطوف به ایجاد آسایش برای ساکنان و ایجاد فضاهایی زیبا و کارآمد. کار ژرژ دارش الگوی خوب خانۀ مسکونی است؛ حاصل تکامل تجربۀ یک معمار جستجوگر برای دستیابی به یک خانۀ آپارتمانی امروزی ایرانی.
خانه شمارۀ ۵۷ — سعادتآباد (سهیلا بسکی)
خانه شمارۀ ۵۷ که در سال ۷۷ پایان کار گرفته، یک مجتمع ۱۲ واحدی ۶ طبقۀ شمالی است و در هر طبقه ۲ واحد دارد. مساحت زمین هزار مترمربع و سطح زیربنا ۴ هزار مترمربع است. آپارتمانها هر کدام حدود ۱۹۷ مترمربع مساحت دارند.
اما پیش از ورود به ساختمان، وضعیت پیادهرو مقابل مجتمع — که در تهران کمنظیر است — نظر را به خود جلب میکند. معمار علاوه بر طراحی ساختمان، پیادهرو را هم طراحی کرده که شامل کفسازی، طراحی سبد زباله، باغچه و حتی انتخاب درختان میشود. دارش میگوید: «برای پیادهرو مصالحی انتخاب کردیم که جابهجا کردن آن به دلیل حفاریهای مکرر پیادهروها آسان باشد: در وسط بلوکهای سیمانی است و در طرفین بلوکها با سطوح بتونی کادربندی شده است. با این طراحی مسیر حرکت را مشخصتر کردهایم. برای زباله هم فشردهترین ظرف زباله را با کف شیبدار طراحی کردیم تا امکان شستن آن هم باشد. سطل زباله را درست کنار باغچه و همعرض باغچه گذاشتیم که جای کمی را بگیرد و برای رهگذران مشکلی ایجاد نکند.»
معمار از طراحی در ماشینرو، در ورودی پیاده، دیوار و صندوق پست هم غفلت نکرده است. حیاط و نحوۀ استقرار درها چنان انتخاب شدهاند که هنگام باز بودن هر دو در، نمیتوان همۀ حیاط را دید. هر دو در مسقف است تا کسی که پشت در ایستاده یا کسی که میخواهد در را برای وارد شدن با اتومبیل باز کند، از باران هم محفوظ باشد.
همین دقت برای طراحی نمای ساختمان هم — که بسیار تمیز است — صورت گرفته است. نمای ساختمان شمارۀ ۵۵ در کنار ساختمان شمارۀ ۵۷، که آن هم کار ژرژ دارش است و چندین سال از عمر آن میگذرد، گواه میدهد که تمیزی نمای ساختمان جدیدتر است. آبچکانها با دقت بسیاری ساخته شدهاند و فاصلۀ آنها با نما به اندازهای تنظیم شده که نما را از آب باران مصون بدارد. همین کار برای دیوارها هم صورت گرفته است. آبچکان حدود ۵۰–۸۰ سانتیمتر پایینتر از بالاترین نقطۀ دستانداز تعبیه شده است؛ بنابراین، هنگام بارندگی این بخش ۵۰–۸۰ سانتیمتری، که بتونی است، خیس میشود و چند رنگ بر رنگآمیزی ساختمان اضافه میکند. برای ایجاد یکنواختی رنگ در بتون نما، از یک رنگ ترکیبی بسیار رقیق که جذب بتون میشود استفاده شده است. نمای ساختمان ترکیبی از آجر، بتون، فلز و شیشه است — البته در پایین آن سنگ هم کار شده است. در بخشی از نما در دو طبقۀ پایین برای منعکس شدن فضای سبز حیاط، و در دو طبقۀ بالا برای انعکاس آسمان، از شیشههای رفلکس استفاده شده است.
پارکینگ شباهت چندانی به پارکینگهای معمولی ندارد. کاملاً روشن است، چون در انتها از حیاط شمالی فوقانی خوشمنظرهای نور فراوان میگیرد و در و دیوار و کف آن نیز کاملاً طراحی شده است. ضلع جنوبی پذیرایی واحدهای همکف و اول غربی در مقابل شیبراه به صورت مثلثی طراحی شده تا صدای خودروها را هنگام ورود به پارکینگ تقلیل دهد. کف پارکینگ از بتون با کلاف آجر، با دقت و بسیار تمیز ساخته شده است. دیوار شمالی پارکینگ و کنار راهپله و آسانسور پوشیده از کاشی لیمویی و صورتیرنگ هستند تا فضا روشنتر شود و انعکاس حرکت ماشین در کاشی، حالت متروک معمول پارکینگها را از بین ببرد. انبارها همه در پارکینگ قرار دارند و رنگآمیزی درها و چهارچوبها لطف و زندگی بیشتری به فضا بخشیده است.
هنگام بیرون آمدن از پارکینگ میتوان یک بخش دیگر را هم دید: درست کنار دیوار حدفاصل پارکینگ و حیاط، جایگاهی برای باغبانی و عوض کردن گلدانها طراحی شده است. مسیر ورود پیاده به داخل ساختمان چنان طراحی شده که بر کل حیاط و شیبراه مسلط است. کفسازی مسیر با دو نوع مصالح: آجر و کمی هم سنگ گرانیت انجام شده تا مسیر طولانی به نظر نرسد. درست در مدخل ساختمان دو جعبۀ گل ساخته شده که بدون زهکشی عمل میکنند. در این جعبهها ابتدا یک ردیف آجر سفالی به صورت نری کار شده تا سوراخهای آنها در جهت افقی به هم مرتبط شوند. روی این ردیف آجر یک لایه شن، یک لایه ماسه و بعد خاک نباتی ریخته شده، و در مجموع ۵۰ سانتیمتر ارتفاع دارد. این مجموعه با ورق سفید و ۲ لایه قیرگونی عایقکاری شده است. دو لولۀ پولیکای مشبک در طرفین جعبۀ گل به طور عمودی تعبیه شدهاند که در قسمت تحتانی به آجرهای سفالی میرسد. از طریق این لولهها آب تبخیر میشود؛ در عین حال سطح آب را میتوان در آن دید و در هنگام سفر هم میتوان آنها را پراب کرد تا گلها خشک نشوند.
داخل آپارتمان — راهروی اتاقهای خواب و آشپزخانه
پیشخوان آشپزخانه از چوب و کلاف فلزی ساخته شده و روی آن سرامیک قرمز کار شده است. چراغی اضطراری هم بالای پیشخوان نصب است که در صورت قطع برق بلافاصله روشن میشود. در یک طرف دیوار، بین پیشخوان و دیوارهای جانبی، فاصلهای گذاشته شده تا آن را به یک حجم زیبا تبدیل کند؛ از این فاصله در نماها نیز برای زیبایی استفاده شده است. کابینتها در بخشهای فرورفته نصب شدهاند تا خطر برخورد سر به تیزیهای کنارۀ آنها نباشد. ارتفاع هم بر اساس قد متوسط زن ایرانی انتخاب شده تا برای برداشتن وسایل نیازی به گذاشتن صندلی نباشد؛ این اندازه در همۀ گنجههای اتاقها هم رعایت شده است. در آشپزخانه برای کارهایی از قبیل خرد کردن سبزی و سیبزمینی جایی در نظر گرفته شده تا خانم خانه بنشیند و کار کند و از خطر گرفتن واریس در امان بماند. بالای پیشخوان هم محلی برای گذاشتن لوازم اضافی ساخته شده، و در ضلع مقابل آن در فرورفتگی دیوار هم قفسههای کوتاهی برای انواع شیشهها وجود دارد. جالب اینکه این فرورفتگی، از طرف دیوار راهروی اتاقهای خواب، به شکل طاقچهای برای گذاشتن گلدان درآمده است.
این مجتمع ۱۲ واحدی شاید یکی از نادر مجموعههای آپارتمانی باشد که آدم در آن احساس در خانه بودن میکند، و احساس در یک خانۀ ایرانی است. دارش دربارۀ دیدگاهش نسبت به معماری مسکونی میگوید: «به هر حال من تلقی خاصی از مسکن دارم، چون معماری آن با دیگر بناها تفاوت دارد. ما باید بنایی بسازیم که آدمها بتوانند به راحتی در آن سکونت کنند و مبلمان آسان در آن بنشیند. میدانید طراحی فضای داخلی معماری مثل طراحی یک صحنۀ تئاتر است که بازیگران آن انسانها و وسایل خانهاند. بنابراین، باید به نحوی طراحی و ساخته شود که بازیگران در آن خوب جا بگیرند. نباید نقش این بازیگران را به خود متن داد. اشتباه بزرگی است که بگذاریم این دو رقابت کنند. مثلاً اگر در کفسازی نقوش زیادی طراحی کنیم، در تقابل با مبلمان قرار میگیرد. بعضیها در آشپزخانه کاشیهایی با نقش میوه انتخاب میکنند، در حالی که در آنجا خود میوه باید بنشیند. معماری ما با آمدن زندگی به آن کامل میشود — این برای من اصل است. در این معماری اول، آن جزئیات هم به نحوی به آن اصل مربوط میشوند. مثلاً ما حتی رنگها را طوری انتخاب میکنیم که انعکاس ناخوشایندی روی چهرهها نداشته باشد.»
گزارش یک سازه — هادی غازیانی (به نقل از مجلۀ اُرگ، ۱۳۷۹)
ساختمان موردنظر، سومین اثر معمار آن در منطقۀ سعادتآباد است. اولین کار معمار در این منطقه در خیابان سیزدهم و جنب ملک موردنظر قرار دارد که در دو طبقه ساخته شده، و دومین کار در خیابان پانزدهم — یک ساختمان سه طبقه در بدنۀ جنوبی خیابان است. روحیۀ کلی تمام آثار، به دلیل صراحت و صداقت معمار در بیان عقاید و نظریات خود، دارای وجوه مشترک فراوانی از جهات مختلف است. علاقۀ او در استفاده از آجر و بتون و فلز و شیشه بهعنوان عناصر اصلی و شکلدهندۀ نما، همراه با تخصص و تجربۀ فراوان، به نوعی اعتدال و تناسب اجزا منتهی شده است. این استفاده در جاهایی بهطور خاص در فضاهای داخلی راه پیدا کرده، و ضمن تقویت هماهنگی عناصر و فضاهای داخلی، به مدد اجرای دقیق و هنرمندانۀ سطوح بتونی و دیوارههای آجری، بر ظرافت و زیبایی آن نیز افزوده شده است.
در این ساختمان بهمنظور نورگیری مناسبتر واحدها، بنا به شکلی در زمین جای گرفته که یک حیاط خلوت با نورگیری همچنین — بر خلاف تفکر رایج که نور جنوب را مختص اتاقهای خواب میداند — برای اتاقهای خواب نور ملایم شمال، و برای پذیرایی و نشیمن (بهعنوان هستۀ زنده و فعال واحد مسکونی در طول روز تا پاسی از شب) نور جنوب در نظر گرفته شده است. ضمن اینکه در وجه شمالی ساختمان علاوه بر سکون، از زیبایی کوهستان نیز برخوردار هستیم. آشپزخانه ارتباط بصری مستقیم با سالن نشیمن و غذاخوری دارد و تنها با یک پیشخوان زیبا از سالن جدا میشود — از سرامیک رویه و قاب چوبی آن گرفته تا بدنۀ آجری، همراه با شیارهای عمودی دو طرف، کاملاً مشهود است.
هدف معمار در طراحی بنا استفاده از نوعی معماری معماگونه بوده است تا همچنان این کنجکاوی در شخص برای دیدن زوایای مختلف بنا وجود داشته باشد. پنجرۀ کوچک راهرو به آشپزخانه و شیارهای باریک زیر سکوی آشپزخانه گواه این مطلب است. راهپلۀ فرار ساختمان در قسمت شمال، ضمن رعایت اصول امنیتی، به اتاق خواب اصلی هر دو واحد متصل است؛ علاوه بر عملکرد ارتباطی آن در مواقع اضطراری، راهپلهای برای استفاده از حیاط شمالی (که دارای فضای کافی برای نشستن همراه با گلکاری مناسب است) نیز محسوب میشود.
دیگر آثار دارش — خانههای ۲۲، ۳۳، ۳۵، ۵۵ و رستوران سفیدرود
مقاله همچنین تصویر پاسیو، شومینه، پارکینگ و صندوق پست خانۀ شمارۀ ۲۲؛ نمای خانههای ۲۲ و ۵۵؛ حیاط شمالی خانۀ شمارۀ ۵۵؛ شومینۀ کوچک خانۀ شمارۀ ۲۲؛ و ضلع جنوبی رستوران سفیدرود نرسیده به رشت — یک پروژۀ غیرمسکونی که همان حساسیت صنعتگرانۀ مسکن سعادتآباد را نشان میدهد — را در بر میگیرد. نوآوریهایی که در کمتر ساختمانی در سطح شهر دیده میشود — مانند ارتباط حسی دوطرفۀ شخص استفادهکننده با مصالح بهکاررفته در نما، مطرح کردن حیاط خلوت بهعنوان یک فضای زنده و قابل استفاده، طراحی جزءجزء مجموعه از سوراخهای تعبیهشده در کف حیاط برای دفع آب، درختان و گلهای متناسب و زیبا در باغچۀ حیاط، و دقت و وسواس در انتخاب رنگهای مناسب برای هر فضا، حتی طراحی و ساخت چراغ پایهکوتاه مسیر ورود پیاده به حیاط، و مسائل دیگری که با تفکر و نظارت شبانهروزی بر اجرای صحیح بنا بهخوبی حل شده است — ارزشهای اثر را دو چندان میکند.
مهندسی استراکچر این مجتمع مهندس گرجستانی و مهندس تأسیسات آن مهندس رضوی بودهاند.








